صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
حسین راغفر در گفت‌و‌گو با «تابناک» مدعی شد؛

فاز سوم هدفمندی یارانه‌ها در دستور کار دولت قرار گرفته است

خط فقر در ایران نشان می‌دهد، ‌حداکثر جمعیتی که استحقاق دریافت یارانه را دارند ـ آن هم نه به یک نسبت و یک میزان ـ حداکثر سی میلیون نفر است؛ یعنی نزدیک به ۴۷ میلیون نفر یارانه به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد.
کد خبر: ۴۵۴۰۲۲
| |
14839 بازدید
در دوران دولت احمدی‌نژاد، طرح تحول اقتصادی در زمان خود بسیار چشمگیر بود و شامل چند پروژه بزرگ می‌شد. یکی از مهم‌ترین پروژه‌های این طرح، هدفمند کردن یارانه‌ها بود که سرانجام پس از کشمکش‌های فراوان دولت و مجلس بر سر قانون هدفمندی، نهایتا به تصویب رسد و دولت موظف به اجرای آن شد؛ هرچند به هیچ وجه دولت احمدی‌نژاد این مصوبه را لایحه دولت ندانست، بلکه معتقد بود این لایحه تبدیل به طرح مجلس شده است. اما در ‌‌نهایت این طرح را اجرا نمود.

به گزارش «تابناک»، با روی کار آمدن دولت یازدهم، هرچند این دولت نیز در مبارزات انتخاباتی اعلام کرده بود که پرداخت یارانه‌های نقدی را به روش قبلی ادامه خواهد داد، پس از چندی به این نتیجه رسیدند که ادامه روش قبل برای دولت امکان پذیر نیست.

در ‌‌نهایت دولت یازدهم تصمیم به اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها گرفت. دولت در بودجه ۹۳ نیز مکلف شد، ‌یارانه نقدی را بنا بر تعیین سقف درآمدی و با شناسایی غیر نیازمندان تنها به گروه‌های هدف در راستای عدالت اجتماعی پرداخت کند.

دولت اعلام کرد، ‌در فاز دوم هدفمندی، افراد ثروتمند را شناسایی می‌کند و در صورتی که برای دریافت یارانه ‌نام‌نویسی نیز کنند، از فهرست یارانه‌بگیران حذف می‌شوند. اما همچنان این روند ادامه دارد و یارانه‌ها نیز به همه افراد مساوی پرداخت می‌شود.

در همین رابطه دکتر حسین راغفر کار‌شناس مسائل اقتصادی به بررسی علل عدم رغبت دولت در حذف یارانه بگیران پردرآمد پرداخته است.

دولت در مرحله دوم هدفمندی یارانه از مردم خواست داوطلبانه انصراف دهند، ولی این طرح شکست خورد. این دولت نیز فعلاً یارانه‌ها را‌ یکسان به همه مردم پرداخت می‌کند. به نظر شما دولت چرا به رغم قول‌هایی که می‌داد، هنوز این روند را ادامه داده است؟

برخی به موضوع کاهش یارانه‌بگیران از منظر سیاسی نگاه می‌کنند. شاید آن‌ها تصور کنند ‌حذف یارانه بگیران روی وضعیت محبوبیت دولت اثر منفی بگذارد. اگر دولت‌ها چنین بیندیشند، قطعاً هیچ راه حل منطقی برای اقتصاد کشور وجود نخواهد داشت.

امروز دولت بالغ بر ۴۲ تا ۴۳ هزار میلیارد تومان در سال یارانه پرداخت می‌کند. طبیعتاً موارد عمده‌ای از این منابع به افرادی پرداخت می‌شود که استحقاق دریافت آن را ندارند؛ آن هم منابعی که می‌تواند مصروف تولید و اشتغال در کشور شود یا اینکه نیازهای آموزشی جمعیت کثیری از کشور را فراهم کند. همه این‌ها عملا تحت‌الشعاع بحث شیوه غلط پرداخت یارانه است.

آیا مشکلات ارزی پیش آمده برای کشور می‌تواند تبعات ادامه روند موجود را افزایش دهد؟


امروز کشور با مشکلات جدی درآمدهای ارزی روبه‌روست و این مشکل طبعا سال آینده بد‌تر هم خواهد شد. دولت امروز ناگزیر از اتخاذ تصمیم است. البته متأسفانه نشانه ناتوانی مجلس و دولت در ‌تصمیم‌های اساسی برای کشور مشخص است، حال آنکه زمزمه فاز سوم یعنی فاز مرحله فوق افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی در دستور کار دولت قرار گرفته است. به نظر می‌رسد ‌دولت ساده‌ترین راه ولی پرهزینه‌ترین ‌را برای اقتصاد کشور دنبال می‌کنند و این یک خطر بسیار جدی است. دولت‌ها ناتوان از این هستند که بتوانند تصمیمات جدی و اساسی بگیرند که حاصل منافع ملی باشد. در واقع بیش از هر چیزی نگران مسائل و وجه سیاسی هستند. در حالی که قطعاً این روش جواب نمی‌دهد و به وجهه دولت‌ها آسیب جدی خواهد زد. اگر دولت‌ها تصمیمات اساسی اتخاذ کنند و این کار در جهت منافع ملی باشد و در خدمت تولید قرار بگیرد، طبیعتاً می‌تواند موجب جلب اعتماد بخش‌های مختلفی از مردم و فعالین اقتصادی شود. این اعتماد می‌تواند موجب جلب سرمایه‌های بیشتر به جامعه و اقتصاد کشور شود.

متأسفانه تصمیماتی که دید محدودی دارند و نگاهشان به حداکثر شش ماه و یک ساله است‌، نمی‌تواند مشکلات اقتصاد ایران را درک و از طرف دیگر برای آن راه حل مناسبی اتخاذ کند.

به نظر شما راه حل حذف یارانه چیست؟

راه حل خیلی دقیقی برای شناسایی گروه‌های مختلف درآمدی وجود ندارد؛ اما راهکارهایی برای آنهایی که صلاحیت دریافت یارانه را دارند وجود دارد و‌ می‌شود به سادگی این کار را کرد. آمار نظام آماری کشور به اندازه کافی قابل اتکا هست که گروه‌های پایین درآمدی شناسایی شوند. گروه‌هایی پایین درآمدی بعد از شناسایی و رتبه‌بندی خانوار‌ها بر اساس ویژ‌گی‌های خانوار‌ها می‌توانیم تعیین کنیم، به چه جمعیتی از این خانوار‌ها باید یارانه پرداخت شود.

قطعاً هیچ جای دنیا پرداخت یارانه نقدی یک امر دائم نیست. این طور نیست که مادام العمر به افراد یارانه بپردازند. به همین دلیل تمام کسانی که در نظام‌های پیشرفته یارانه دریافت می‌کنند، باید در زمان‌های مشخص برای اثبات واجد شرایط بودن فرم‌های مربوطه را تکمیل کنند. منابع عمومی می‌تواند مصروف توسعه کشور، ایجاد شغل و اشتغال برای جوان‌ها شود. این در حالی است که امروزه این‌ها مصروف ملاحظات سیاسی می‌شود و از بین می‌رود و فرصت‌های رشد اقتصادی و اجتماعی را از جامعه می‌گیرد. این یارانه‌ها و این نوع نگاه سیاسی به مسائل اقتصادی کشور عوارض بسیار هولناکی برای کشور دارد. این محافظه کاری افراطی که در دولت‌ها وجود داشته و دارد، یکی از موانع اصلی حل مسائل اقتصادی کشور است.

آیا این اقدام شدنی است؟

راه حل منطقی و بسیار روشن و شفاف وجود دارد. کافی است ‌پرسش‌نامه مناسبی تهیه شود. البته نمی‌شود که فقط بر اساس آرای غیر کار‌شناسی افرادی که در درون قدرت هستند پرسش نامه تهیه شود. همه جای دنیا پرسش نامه‌ها مشخص است و متناسب با نظام آماری آن‌ها این پرسش نامه تهیه و توزیع می‌شود. در حالی که متأسفانه در کشور ما این اقدام صورت نگرفته ‌و پرسش‌هایی هم که ارائه شده، ‌مثل اینکه درآمد شما چقدر است، بسیار ضعیف است. مشخص است در همه دنیا افراد درآمد واقعی را نمی‌گویند و به همین دلیل ۹۰ درصد از جمعیتی که پرسش نامه پر کرده‌اند، گفته‌اند ما کمتر از یک میلیون تومان حقوق می‌گیریم و یک درصد قابل توجهی هم گفتند که ما از کمتر از ۶۰۰ هزارتومان درآمد داریم. به نظر من اولاً این اطلاعات واقعی نیست و حتی تعداد زیادی از افرادی که یارانه می‌گیرند شخصیت واقعی نیستند. روش‌های روشن و شفافی برای شناسایی کسانی که استحقاق دارند و کسانی که استحقاق ندارند، وجود دارد. اما اراده لازم برای حل مسأله نیست. بنده به این نتیجه رسیده‌ام که تنها اراده سیاسی برای انجام این کار وجود ندارد.

یعنی همه این موارد نشان می‌دهد که اراده لازم برای حل مسأله وجود ندارد. اصلا یک اشتباه فاحش تاریخی صورت گرفته ‌و آن پرداخت مبالغ نقدی به اسم همه مردم کشور است. خیلی‌ها هستند که این یارانه را دریافت نمی‌کنند، ولی عملا تعداد جمعیتی که دریافت کننده است، بیشتر از جمعیت کشور است. همه اعتراف دارند یک تعداد زیادی اسامی دریافت کننده کاذب وجود دارد و عملا آدم‌های آن وجود خارجی ندارند و به احتمال زیاد به صورت بلوکی ثبت نام شده ‌و این موارد قابل شناسایی است.

با توجه به موضوع کاهش درآمدهای ارزی که شما اشاره کردید، دولت در صورتی که نخواهد یارانه پردرآمد‌ها را قطع کند. به نظر شما کسری بودجه را چگونه جبران خواهد کرد؟ این در حالی است که آقای باهنر نائب رئیس مجلس اعلام کرده، در حال حاضر دولت ماهیانه ۸۰۰ میلیارد توامان کسری دارد؟

خط فقر در ایران نشان می‌دهد که حداکثر جمعیتی که استحقاق دریافت یارانه دارند، آن هم نه به یک نسبت و یک میزان حداکثر سی میلیون نفر است؛ یعنی نزدیک به ۴۷ میلیون نفر یارانه به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. این شیوه‌ای که عرض کردم شیوه روشنی است و از ابتدا هم مشخص بود ‌شیوه‌هایی که دولت مطرح کرده است، جواب نمی‌دهد و قطعا شکست خواهد خورد؛ کما اینکه امروز مسأله آن مطرح است. منتها اصرار بر اینکه کماکان این شیوه پرداخت شود، قابل تامل است.

دوم آنکه جامعه‌ای که با رکود روبه‌روست، قرار است از چه کسی مالیات بگیرد. اگر قرار است از تولید مالیات گرفته شود، رکود بیشتر می‌شود. اگر قرار است از دلالی گرفته شود. سؤال این است که چرا تا به حال گرفته نمی‌شده است. البته خود دولت معتقد است که بین ۴۰ تا ۴۵ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی وجود دارد. ضمن اینکه مبالغ هنگفتی ظرفیت‌های مالیاتی وجود دارد که فعال نمی‌شود. از جمله آن‌ها مالیاتی است که مجلس اخیراً رد کرده ‌و آن مالیات عواید حاصل از سرمایه است. مثل اینکه افراد مسکن درست می‌کنند و سودهای بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد‌ی دریافت می‌کنند بدون اینکه یک ریال هزینه کنند.

نظام اقتصادی و مسئولین اقتصادی حاضر نیستند، تصمیمات اساسی اتخاذ کنند. در اقتصادی که افراد سودهایی بسیاری از ساخت و ساز به دست می‌آورند و یک ریال مالیات نمی‌پردازند؛ یکی از دلایل این بدبختی‌هاست.

متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...