تأملی بر صف باندهای شکل گرفته برای سرقت لوازم خودرو؛
چرا سارقان سریکاری را به سود بالا ترجیح میدهند؟!
شاید بد نباشد تصاویر گرفته شده از سه دوربین مدار بسته از یک سرقت در قلب پایتخت را که یکی از مخاطبان «تابناک» در اختیارمان قرار داده ببینیم تا دریابیم اگر در این تصاویر سرقت با خودروبر امدادی مشهود نبود، چقدر میتوانستیم مالک خودرو را شماتت کنیم که چرا خودرویش را در جای امن نگذاشته، چرا لوازم شخصیاش را در آن رها کرده، چرا مراقب نبوده و اصول پیشگیری را رعایت نکرده و...؟

هرچند
گزارش مسئولان انتظامی از کاهش آمار و ارقام سرقت در روند یکی دو سال اخیر
خبر میدهد، کیست که نداند روند دائمی سرقت در سالیان سال کار کرده که
کمتر خانوادهای را میتوان یافت که دستکم یک بار از این بزه رایج آسیب
ندیده باشد!
به گزارش «تابناک»، در میان اهدافی که برای سارقان بسیار مغتنم و در دسترس است، خودروهای پارک شده در معابر شهری است؛ خودروهایی که اگر لوازم ارزشمند شخصی در آنها نباشد، باز وجود ضبط و باند، لوازم یدکی و حتی قطعاتی چون ایسییو (همان قطعهای که با نام کامپیوتر خودرو شناخته میشود) یا باتری، آنها به گنجینهٔ ذی قیمت برای دست درازی سارقان تبدیل میکند که حراست از آن دشوار به نظر میرسد.
از این روی، میگوییم دشوار که میبینیم هرچه مالکان خودروها و حتی موتورسیکلتها برای پیشگیری از واقع شدن در تله شوم سارقان از وسایلی چون دزدگیر یا قفل و زنجیر استفاده میکنند و حتی مجبورند با استفاده از روشهای ابداعی، از امثال ایسییو، باتری یا دیگر متعلقات موتور خودرو خود مراقبت کنند، باز کافی است یک غفلت کوچک از ایشان سر بزند تا تبدیل به مالباختهای شوند که احتمالا پیگیریهایشان به نتیجهای رضایت بخش ختم نخواهد شد.
آنچه در این میان جالب توجه به نظر میرسد، این است که میبینیم چنین سرقتهایی از دید مسئولان انتظامی با نام سرقت خرد شناخته میشوند. شاید از این رو که سرقت خودرو در قیاس با سرقت لوازم و متعلقات آن بسیار کوچکتر است و به همین قرینه باید از واژه «خرد» برای توصیف آن بهره جست.
این در حالی است اگر سری به اخبار بزنیم، درخواهیم یافت برای انجام این سرقت خرد، مدتهاست باندهای متعددی در شهرها و استانهای مختلف شکل گرفته که نتیجه اقداماتشان در سرقت سریالی از خودروهای پارک شده در یک معبر و خیابان یا حتی یک محله و منطقهگاه به اخبار راه پیدا میکند و اخبار دستگیری و انهدام باندهایشان از جمله اخبار تکراری حوادثی است که از شهرهای مختلف مخابره میشود.
بدین ترتیب نه بر کسی منفعت این دست سرقتهای خرد پوشیده است و نه تلاش مأموران انتظامی برای مقابله با این افراد اما نکتهای که در این میان مغفول میماند، چرایی گرایش سارقان به چنین سرقتهای خردی است؟ آیا سود این سری کاری و افزودن تیراژ سرقت بر نفع سرقت کلی خودرو میچربد؟ آیا با سرقت خودرو و تکه تکه کردنش نمیتوان سود بیشتری به دست آورد؟ آیا خطرات این نوع سرقت و مجازاتهایی که ممکن است با دستگیری، گریبان سارقان را بگیرد اندکتر است؟
اگر به این پرسشها، صف سؤالات دیگری که به ذهنمان میرسد را اضافه کنیم، درخواهیم یافت که مزیتهایی موجب گرایش سارقان به دستبرد زدن به خودروهای پارک شده است؛ از مزیتهایی که بالقوه وجود دارند (مثل ضعف ایمنی خودروها، به ویژه انواع تولید داخل)، مزیتهایی که ما در اختیارشان قرار میدهیم (مثل رها کردن وسایل گران قیمت در خودرو)، مزیتهایی که احتمالا در قانون به چشم میخورد (مجازاتهایی که بازدارندگی کافی را ندارند) و... .
این در حالی است که وقتی قرار به اقدام عملی در این باره میشود، در کمال تعجب شاهدیم که در میان انبوه اقدامات پیشگیرانه ممکن، هشدار دادن به مردم و به نوعی شماتت مال باختگان تقریبا تنها رویکردی است که برای مقابله با سرقت داریم! گویی به زبان بیزبانی میگوییم: مالتان را بچسبید و به ما امید نداشته باشید!
بدین ترتیب سایر مزیتهایی که مال و اموال مردم را به هدفی خوش دست برای سارقان درآورده ندید میگیریم تا نتیجه این شود که میبینیم، مالکان خودرو یا مارگزیدهاند که از ریسمان سیاه و سفید میترسند و یا اگر مار گزیده هم نباشند، اینقدر از گزیده شدن میترسند که همیشه دل نگران خودروی پارک شدهشان هستند؛ اینجاست که به نظر میرسد، سارقان دغدغه کمتری دارند تا مالکان!
با این تفاسیر شاید بد نباشد تصاویر گرفته شده از سه دوربین مدار بسته از یک سرقت در قلب پایتخت را که یکی از مخاطبان «تابناک» در اختیارمان قرار داده ببینیم تا دریابیم که اگر در این تصاویر سرقت با خودروبر امدادی مشهود نبود، چقدر میتوانستیم مالک خودرو را شماتت کنیم که چرا خودرویش را در جای امن نگذاشته، چرا لوازم شخصیاش را در آن رها کرده، چرا مراقب نبوده و اصول پیشگیری را رعایت نکرده و... و از این نکته غافل شویم که چگونه سارقان اینقدر فضا را برای اعمال خود مناسب یافتهاند که نه با روی پوشیده و استفاده از امثال موتور سیکلت، که با چنین خودرویی در سر کار حاضر میشوند؟!
از این روی، میگوییم دشوار که میبینیم هرچه مالکان خودروها و حتی موتورسیکلتها برای پیشگیری از واقع شدن در تله شوم سارقان از وسایلی چون دزدگیر یا قفل و زنجیر استفاده میکنند و حتی مجبورند با استفاده از روشهای ابداعی، از امثال ایسییو، باتری یا دیگر متعلقات موتور خودرو خود مراقبت کنند، باز کافی است یک غفلت کوچک از ایشان سر بزند تا تبدیل به مالباختهای شوند که احتمالا پیگیریهایشان به نتیجهای رضایت بخش ختم نخواهد شد.
آنچه در این میان جالب توجه به نظر میرسد، این است که میبینیم چنین سرقتهایی از دید مسئولان انتظامی با نام سرقت خرد شناخته میشوند. شاید از این رو که سرقت خودرو در قیاس با سرقت لوازم و متعلقات آن بسیار کوچکتر است و به همین قرینه باید از واژه «خرد» برای توصیف آن بهره جست.
این در حالی است اگر سری به اخبار بزنیم، درخواهیم یافت برای انجام این سرقت خرد، مدتهاست باندهای متعددی در شهرها و استانهای مختلف شکل گرفته که نتیجه اقداماتشان در سرقت سریالی از خودروهای پارک شده در یک معبر و خیابان یا حتی یک محله و منطقهگاه به اخبار راه پیدا میکند و اخبار دستگیری و انهدام باندهایشان از جمله اخبار تکراری حوادثی است که از شهرهای مختلف مخابره میشود.
بدین ترتیب نه بر کسی منفعت این دست سرقتهای خرد پوشیده است و نه تلاش مأموران انتظامی برای مقابله با این افراد اما نکتهای که در این میان مغفول میماند، چرایی گرایش سارقان به چنین سرقتهای خردی است؟ آیا سود این سری کاری و افزودن تیراژ سرقت بر نفع سرقت کلی خودرو میچربد؟ آیا با سرقت خودرو و تکه تکه کردنش نمیتوان سود بیشتری به دست آورد؟ آیا خطرات این نوع سرقت و مجازاتهایی که ممکن است با دستگیری، گریبان سارقان را بگیرد اندکتر است؟
اگر به این پرسشها، صف سؤالات دیگری که به ذهنمان میرسد را اضافه کنیم، درخواهیم یافت که مزیتهایی موجب گرایش سارقان به دستبرد زدن به خودروهای پارک شده است؛ از مزیتهایی که بالقوه وجود دارند (مثل ضعف ایمنی خودروها، به ویژه انواع تولید داخل)، مزیتهایی که ما در اختیارشان قرار میدهیم (مثل رها کردن وسایل گران قیمت در خودرو)، مزیتهایی که احتمالا در قانون به چشم میخورد (مجازاتهایی که بازدارندگی کافی را ندارند) و... .
این در حالی است که وقتی قرار به اقدام عملی در این باره میشود، در کمال تعجب شاهدیم که در میان انبوه اقدامات پیشگیرانه ممکن، هشدار دادن به مردم و به نوعی شماتت مال باختگان تقریبا تنها رویکردی است که برای مقابله با سرقت داریم! گویی به زبان بیزبانی میگوییم: مالتان را بچسبید و به ما امید نداشته باشید!
بدین ترتیب سایر مزیتهایی که مال و اموال مردم را به هدفی خوش دست برای سارقان درآورده ندید میگیریم تا نتیجه این شود که میبینیم، مالکان خودرو یا مارگزیدهاند که از ریسمان سیاه و سفید میترسند و یا اگر مار گزیده هم نباشند، اینقدر از گزیده شدن میترسند که همیشه دل نگران خودروی پارک شدهشان هستند؛ اینجاست که به نظر میرسد، سارقان دغدغه کمتری دارند تا مالکان!
با این تفاسیر شاید بد نباشد تصاویر گرفته شده از سه دوربین مدار بسته از یک سرقت در قلب پایتخت را که یکی از مخاطبان «تابناک» در اختیارمان قرار داده ببینیم تا دریابیم که اگر در این تصاویر سرقت با خودروبر امدادی مشهود نبود، چقدر میتوانستیم مالک خودرو را شماتت کنیم که چرا خودرویش را در جای امن نگذاشته، چرا لوازم شخصیاش را در آن رها کرده، چرا مراقب نبوده و اصول پیشگیری را رعایت نکرده و... و از این نکته غافل شویم که چگونه سارقان اینقدر فضا را برای اعمال خود مناسب یافتهاند که نه با روی پوشیده و استفاده از امثال موتور سیکلت، که با چنین خودرویی در سر کار حاضر میشوند؟!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۷۷
انتشار یافته: ۲۸
پاسخ ها
مهدی
| ۱۳:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۶:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
ناشناس
| ۱۶:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





