فقط روي حرف زدن سرمايهگذاري ميكنيم
نخستين دوره ليگ حرفهاي فوتبال آسيا با نام و شرايط تازه خود دور رفت مرحله نخستش را پشت سرگذاشت، در حالي كه تيمهاي ايراني (بجز پرسپوليس و تا حدي سپاهان) نتايج چندان مطلوبي به دست نياوردند.
به نوشته جام جم، اين مسابقهها كه در گذشته به نامهايي چون ليگ قهرمانان آسيا، جام قهرماني باشگاههاي آسيا و ... موسوم بوده است، با نوسانهاي مختلف و تغييرهايي در مسير نزديك شدن به فوتبال حرفهاي، پيشينهاي چند دههاي دارد و هرازگاهي تيمهاي ايراني نيز در آن به موفقيتهايي دست يافتهاند.
اما در دوره اخير كه با حضور 4 نماينده ايران برگزار شد، تيم هايي چون استقلال و صبا نتايجي در حد نام و اعتبار خود به دست نياوردند.
مثلا استقلال (صدرنشين ليگ برتر ايران) در مقابل تيم ام صلال (تيم ششم ردهبندي كشور قطر) نيز نتيجهاي بهتر از شكست به دست نياورد.بررسي دلايل اين ناكاميها، چالشي بود كه از ديدگاه كارشناسان فوتبال كشورمان به ارزيابي آن پرداختيم.
نظام غلط باشگاهداري و مديريت ضعيف، نخستين و مهمترين مشكل در نتيجه نگرفتن تيمهاي ايراني در آسيا عنوان شده است.
بيژن ذوالفقارنسب، كارشناس فوتبال ايران درهمين زمينه ميگويد: نظام باشگاهداري ما دولتي است و عملكردي بسيار پرهزينه و كم اثر در پيشرفت فوتبال ملي دارد.
وي ميافزايد: ميلياردها تومان هزينه ميشود، اما نه نتايج لازم نه بازيهاي خوبي ميبينيم. من مشكل را در مديريت ضعيف فوتبال ايران ميدانم.
«واقعيت اين است كه مديريتي كارا و متخصص نداريم و برنامهريزيهايمان موقتي هستند. اگر تخصصي در مديريت وجود نداشته باشد نتايج هم از اين بهتر نخواهد بود. همه به تيم ملي ايراد ميگيرند، در حالي كه بايد پذيرفت تيم ملي عملكرد ضعيفي داشته است.»
ذوالفقارنسب ميگويد: در تمام دنيا، تيم ملي نمادي از ساختار باشگاهي هر كشوري محسوب ميشود. اكنون باشگاههاي ما خيلي ضعيف و بدون پشتوانهاند. بايد فوتبال ما از دولتي بودن خارج شود و رويكردي جهاني پيدا كند، چرا كه در تمام دنيا، فوتبال جايگاه بسيار معتبري پيدا كرده و قابليت درآمدزايي دارد. در حالي كه اهالي فوتبال خودشان ميتوانند مديريت كنند، متاسفانه در كشور ما ديگران از فوتبال سوءاستفاده ميكنند.
حسن حبيبي، سرمربي موفق پيشين تيم ملي كه اين تيم را با اقتداري بينظير به المپيك مسكو هدايت كرده بود نيز ديدگاه تقريبا مشابهي با ذوالفقارنسبت دارد و ميگويد: اين كه تيمهاي درجه 2 و 3 اكنون ميآيند و براحتي ما را ميبرند يا بسختي آنها را ميبريم منوط به دلايلي است كه مقصرانش بايد پاسخگوي آن باشند. طي 5 سال گذشته فوتبال ما با افت مشخصي مواجه شده كه الان خود را بروز داده است. دليل آن هم ورود آلودگيها به اين ورزش است، در حالي كه قبلا مديران با تواناييهاي خود مانع ورود اين آلودگيها به فوتبال ميشدند. اينها موجب شده اكنون غرور بچههاي علاقهمند به فوتبال ما از ميان برود و همينهاست كه علاقه مرا براي حضور در فوتبال كشته است. آنچنان كه سالهاست نه به استاديوم ميروم و نه به فدراسيون. بايد هر چه زودتر فوتبال ايران از چنين وضعيتي خارج شود.
مجيد جهانپور، ديگر كارشناس فوتبال كشورمان كه پيشينه مربيگري تيمهاي ملي فوتبال و فوتسال ايران را هم در كارنامه دارد، عامل بيتجربگي و پايين بودن استانداردهاي سختافزاري را علاوه بر مشكلات مديريتي، مانعي در نتيجهگيري تيمهاي ايراني در ليگ حرفهاي فوتبال آسيا توصيف ميكند و ميگويد: اين مسابقهها به صورتي كه امسال برگزار ميشود نخستين دوره خود را پشت سرميگذارد و طبيعي است تيمهاي ما تجربه حضور در آن را ندارند.
به گفته وي، از لحاظ زيرساختي باشگاههاي ما دولتي هستند و به لحاظ سختافزاري و كار مديريت از كشورهاي ديگر از جمله باشگاههاي حوزه خليج فارس عقبترند. اين فاكتورها در نتيجه نگرفتن ما دخالت دارند.
حسن حبيبي : افت سالهاي اخير فوتبالمان به يكباره خود را در عرصههاي مختلف بروز داده است
جهانپور ميافزايد: براي رسيدن به استانداردها نيازمند زمانيم تا موفقيتهايمان از حالت جرقهاي خارج و به صورت ممتد و آماري خود را نشان دهند. شايد همين تجربه بازيهاي اوليه (مرحله رفت دور نخست) كمك كند در بازيهاي بعدي انطباق بيشتري به دست بيايد و تيمهاي ما نتايج بهتري بگيرند.
مهدي مناجاتي، سرمربي 20 سال پيش تيم ملي هم سرمايهگذاري بيشتر و برنامهريزي اصوليتر حريفان را عامل برتري آنها ميداند و به «جامجم» ميگويد: از سالهاي گذشته تيمهاي عربي خيلي روي فوتبال سرمايهگذاري كرده بودند، از عربستان كه سرآمد اين تيمهاست گرفته تا كويت، امارات عمان، قطر و بحرين كه خيليها آن را كوچك ميبينند، آنها مربيان خارجي بسيار خوبي آوردهاند و از سطح پايه شروع كردهاند. چون تعداد نفرات (بازيكنان) كمي دارند از آنها به نحو احسن استفاده ميكنند و امكانات مناسب حمل و نقل، تغذيه و تمرين را به طور مداوم در اختيار بچههاي فوتبالي خود قرار ميدهند. تيمهاي جوانان، اميد و بزرگسال خوب براي حضور در عرصههاي آسيايي، حاصل اين عملكرد است.
مناجاتي ميافزايد: در حالي كه ما فقط تغييرات نفر ايجاد ميكنيم و به آنان هم كمك نميكنيم. نميدانم چرا اين طور شدهايم؟ در ظاهر همه مربي را كمك ميكنند، ولي در عمل حمايتي نميكنند و منتظرند او از كار بركنار شود تا شايد خود به نيمكتش نزديكتر شوند!
وي ميگويد: در يكي از جامهاي جهاني پيشين كه تيم ملي آلمان در وضعيت خيلي بدي قرار گرفته بود بلافاصله فرانتس بكن باوئر به كشور ميزبان جام جهاني رفت تا از نظر روحي و ذهني به مربيشان كمك كند، ولي متاسفانه در كشور ما عكس اين مثال عمل ميشود و خيليها نشستهاند تا تيم لطمه بخورد. سرمايهگذاري در باشگاههاي ما در مقايسه با تيمهاي عربي خيلي كمتر است. آنها براحتي ميتوانند بازيكن جهاني بگيرند. در حاليكه ما فقط روي حرف زدن برنامهريزي ميكنيم.
مناجاتي ميافزايد: نتايج استقلال در دور رفت مرحله اول ليگ حرفهاي آسيا و باخت خانگي صبا از حريف ازبك بايد فدراسيون ما را به خود بياورد تا از تيمهاي باشگاهي حمايتهايي به عمل آيد، آنچنان كه به مجموعههايي قوي با بازيكنان بزرگ تبديل شوند، بازيكناني كه جمعيت را به ورزشگاهها بياورند.
در اين حال به موازات دلايل كلي و عمومي اين كارشناسان در تبيين مشكل باشگاههاي ايراني در نگرفتن نتيجه مطلوب از رقابتهاي ليگ حرفهاي آسيا، دلايل ديگري نيز براي اين ناكامي ذكر شده است، از جمله اين كه مسعود معيني، ديگر كارشناس فوتبال ايران شكستهاي اخير تيمهاي ايراني از حريفان عربي را ناشي از ريختن ترس آنها از حريفان ايراني ذكر كرده است.
همچنين افزايش غيركارشناسانه تيمهاي ليگ برتري و برگزاري ديدارهاي ليگ در زماني كوتاهتر از تمام ليگهاي دنيا (فاصله 4 روز براي هر بازي) و تداخل اين بازيهاي فشرده با رقابتهاي ديگري چون جام حذفي، بازيهاي رسمي و دوستانه تيم ملي، ليگ حرفهاي آسيا و ... دليل بسيار مهم ديگري براي فرسايش بازيكنان و تيمهاي ايراني و در نتيجه، ناكاميهاي غيرقابل تصور آنها برشمرده ميشود.


