رهنمون اقتصادي داستان يوزارسيف
کد خبر: ۴۴۰۳۷
| | 24599 بازدید
داستان يوسف پيامبر که اين روزها از سيماي يک در حال پخش است، علاوهبر نکات اخلاقي، از بعد اقتصادي هم نکات قابلملاحظهاي را به دست ميدهد که ميتواند به عنوان تجربهاي ارزشمند براي سياستگذاري عملي اقتصادي در اين دوره از آن بهره برد. ميثم رسولي مير در يادداشتي در «دنياي اقتصاد» مينويسد: ماجراي تعبير خواب پادشاه مصر که منجر به پيشگويي آن حضرت در مورد وقوع قحطي و رکود اقتصادي شد، لزوم تفکر و چارهانديشي براي از سر گذراندن اين بحران و استفاده از يک سياست مدبرانه جهت رفع آن و تخفيف اثرات آن طي بحران را ميطلبيد که مبتنيبر عقلانيت و خردگرايي باشد تا آحاد جامعه هزينه کمتري را براي بحران بپردازند که امروز بايد فکر فردا کرد. لذا جمعآوري گندم، ساخت سيلو و ذخيره کردن گندم در سيلو راهحل عقلايي جهت مواجهه با بحران انتخاب شد و سبب نجات جان عامه گشت.
در دنياي امروز پديدهها و مشکلات حالت پيچيدهتري نسبت به گذشته يافتهاند؛ اگر پديدهاي در گذشته وابسته به دو متغير بود، امروز حالت مشابه آن پديده به چند متغير وابسته است و اين يعني گذشته مدلي ساده از دنياي پيچيده امروزي است و از آن ميتوان به عنوان چراغي جهت روشنکردن آينده استفاده کرد. امروزه تکانههاي قيمت نفت و درآمدهاي نفتي سبب ايجاد بحران در کشور نفتپايه ما ميشوند. لذا زمانيکه قيمت نفت بالا هست (رونق)، بايد به فکر زمانيکه قيمت آن نزول ميکند بود و دلارهاي نفتي را در روزهاي بهاري که قيمت نفت بالا هست؛ براي زمستان سخت کاهش قيمت نفت ذخيره کرد.
يعني وقتي قيمت نفت بالاست، دست به عصاتر عمل کرد و از خرج بيرويه پرهيز کرد نه اينکه با وابستگي بيشتر بودجه دولت به درآمدهاي نفتي، آتشي بر خرمن اين درآمدها زد که بعد از هر گشايش افزايش قيمت نفت، عسرت کاهش قيمت و دردسرهاي آن گريبانگير ميشود. از طرفي هم به هنگام سختي است که دولت كارآمد مشخص ميشود وگرنه دولت پرپول و پرخرج بودن که امتيازي نيست. در طول چند سال اخير که دوران طلايي نفت بود، در صندوق ذخيره اسمي ـکه اسمي از آن باقي مانده ـ براي دوراني که به دليل بحران مالي گستردهاي که سبب کاهش تقاضاي جهاني نفت شده، عملا چيزي نيندوختيم.
با اينکه ميدانيم همواره کاهش قيمت نفت براي اقتصاد ما بحرانزاست و ديگر اقتصادهاي مشابه از همين روش براي تخفيف اثرات بحران استفاده کردهاند (ايجاد صندوق توسعه توسط نروژ و کويت).
با مقايسه وضعيت اقتصاد ايران با آن بحران در تاريخ ميتوان شباهتهايي يافت، وجود عدمتعادل در اقتصاد ايران و بحران و قحطي در آن دوره تاريخي وجود صندوق ذخيره در شرايط کنوني و وجود سيلو در آن دوره، ذخيره گندم در سيلو و دلارهاي نفتي در صندوق. تفاوت مهمي هم که در اين مقايسه وجود دارد اين است که در آن دوران، گندم براي مقابله با قحطي ذخيره شد، ولي در اين دوران، ما در صندوق براي مقابله با شرايط کاهش قيمت نفت و عواقب بعدي آن عملا ذخيره قابلتوجهي نداريم.
با اين اوصاف آيا از داستان يوسف درس گرفتهايم؟ آيا از راهکار تاريخي آن حضرت کسب تجربه يا اين درآمدها را بدون آيندهنگري و برنامهريزي صرف خرجهاي روزمره کرديم؟ آيا به فکر روزهاي سختتر بودهايم؟ اين مورد راهکاري جهت مقابله با عدمتعادل اقتصادي با عبرت از داستان تاريخي است که فاعتبروا يا اوليالابصار. لذا بايد با عبرت گرفتن و بهکار بستن نکات برجسته گذشته براي آينده برنامهريزي کردکه:
آن علم که بهکار نبندي چه فايدت
آخر ديده از براي آن است که بنگري
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
این، یک بی عدالتی است اگر داستان یوسف را با دنیای واقعیت مقایسه کنیم.
یوسف، وصل به خدا بود و خدا به او گفته بود که هفت سال قحطی در راه است. اگر به او ، راز را نگفته بود، یوسف هم عاجز بود.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



