رفوزهها هم بخت انتخاب شدن دارند
رئيس فدراسيون فوتبال معتقد است، گزينش سرمربي تيم ملي كار بسيار حساسي است و بايد دقت عمل داشته باشيم و عجولانه تصميم نگيريم.
به نوشته جام جم، اين آخرين دستاورد يا فرضيه اثباتشده فدراسيون فوتبالي است كه به فرموده رئيس آن، حق يك ليوان آب خوردن را ندارد و در گزينش مربي سابق تيم ملي كوچكترين نقشي نداشته است.
اينكه پس از اين همه سال هنوز نميدانيم براي گزينش و انتخاب سرمربي تيم ملي چه ويژگيهايي را بايد در نظر بگيريم، خود دليلي است بر آنكه، فوتبال ما به سمت عقب در حال پيشرفت است و تعجبي ندارد كه تيمهاي باشگاهي ما در جام باشگاههاي آسيا اينگونه متزلزل ظاهر ميشوند.
در فوتبالي كه براي يك مسابقه ملي حدود يك ماه ليگاش تعطيل ميشود و دست آخر تيم ملياش به آن شكل بازي ميكند، چگونه ميتوان به رفتارهاي حرفهاي در آن اميدوار بود؛ واقعيت اين است كه پيشرفت ما در اين زمينهها نهتنها متوقف شده است، بلكه روز به روز نسبت به گذشته پسرفت داشتهايم.
ابتداييترين كار يك فدراسيون آن است كه كميتهاي براي مربيان باشگاهها تشكيل دهد و هر از چندي اين توليدكنندگان را دور هم جمع كند و از نظرات آنها بهرهمند شود. اگر ما كميته مربيان قوي و كارآمدي داشتيم و اگر تيم ملي كميتهاي فني داشت، امروز ما به اين بحران دچار نميشديم؛ بحراني كه رئيس فدراسيون خود به آن معترف است و در كوچه و خيابان دنبال كارشناساني ميگرديم تا اين مشكل را حل كنند.
اساسا اين پرسش مطرح است كه چرا هيچگونه اشرافي بر تيم ملي وجود نداشت و چگونه است كه فدراسيون فوتبال به عنوان نهادي اسما مردمي بايد عنان اختيارش را به دست كساني بسپارد كه قاعدتا نبايد دخالتي در آن داشته باشند.
فدراسيوني كه از اول قافيه را باخته و حق دخالت را براي ديگران محفوظ داشته بايد به همان سبك و سياق ادامه دهد.
براي آدمهاي دخالتپذيري كه بارها تن به اين كار دادهاند، خيلي سخت است ناگهان تغيير رويه بدهند و بخواهند به شكل ديگري عمل كنند.
انتخاب سرمربي تيم ملي بحران زده به فرمايش رئيس فدراسيون كاري است كه خلاف قاعده صورت ميگيرد و حتي اگر با همين شيوه گزينش شود باز حرف و حديثهايي پيرامون آن وجود دارد. وقتي فدراسيون به سراغ فردي ميرود كه به دليل نتايج ضعيف با پرسپوليس، فرار را بر قرار ترجيح داد، معلوم ميكند كه يك اشكالي در اين گزينش وجود دارد.
وقتي براي چندمينبار به سراغ مهرههاي سوخته و حذف شده سابق ميرويم، مشخص ميكند كه اين بار هم در روي همان پاشنه ميچرخد و ما باز به سر جاي اول رسيدهايم؛ معيارهاي درستي براي انتخاب مربي نداريم و بيش از آنچه به كارنامه آدمها توجه كنيم به جار و جنجالهاي پيراموني آن توجه داريم.
واقعا بايد به اين فدراسيون و كارشناسان آن بهخاطر اين افكار تبريك گفت؟!


