صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

موحد: براي رژيم سابق كه بچه‌هايش پابرهنه بودند متاسفم

کد خبر: ۴۲۳۳۶
| |
1893 بازدید

قهرمان كشتي جهان و المپيك گفت: براي رژيم سابق كه سال‌ها مرا ممنوع الخروج كرد و بچه‌هايش پابرهنه به مدرسه مي‌رفتند، متاسفم.

به گزارش فارس،‌ عبدالله موحد آنقدر نام آشناست كه نيازي نيست به شش مدال متوالي اش در كشتي دنيا و المپيك اشاره كنيم تا به ياد آورده شود. ذكر نامش و اعلام ورودش به سالن آزادي كافي است تا بيش از 12 هزار تماشاگر حاضر، دقايقي طولاني او را يك صدا تشويق كنند.
پيش از بازگشت دوباره او به امريكا فرصتي دست داد تا ساعاتي با وي همكلام شويم.

مثل سابق دلش نمي خواست مصاحبه كند و همچنان گريزان از گفت و گو بود. مي گفت هر بار كه به ايران آمد يك تماس تلفني بسيار كوتاه،كافي بوده تا برخي مصاحبه اي از وي در رسانه خود منتشر كنند و يا اين كه شرايطي پيش آمده كه نتوانسته از مصاحبه فرار كند؛ اما اين بار بعد از تماشاي جام جهاني كشتي آزاد 2009، به حرف آمد و اين تمايل به صحبت كردن به شكلي بود كه خود مي گفت: تيتر بزن موحد سخن گفت.

صحبت هاي نابغه كشتي ايران كه يكي از مفاخر ايران در تالار مشاهير فيلاست با خبرنگار خبرگزاري فارس را در زير مي خوانيد:

* براي رژيمي كه بچه هايش پابرهنه بودند متاسفم
سال كبيسه به دنيا آمده ام و به همين دليل چهار سال يك بار تولد دارم. 30 اسفند سال 1317 در بابلسر متولد شدم. البته سال تولدم در شناسنامه 1319 است. در كودكي روزگار سختي را سپري مي كرديم. وقتي خيلي كوچك بودم پدرم به دليل بيماري درگذشت و مخارج زندگي مان به گردن بزرگترين برادرم افتاد.

اين برادرم را درست به اندازه پدري كه هرگز به خاطر ندارمش، دوست دارم. او خيلي تلاش مي كرد تا بتوانيم درس بخوانيم و زندگي آبرومندانه اي داشته باشيم. ما شش برادر و يك خواهر بوديم. آن روزها را خوب به خاطر دارم. برادرانم فعاليت سياسي عليه رژيم پهلوي داشتند و به همين دليل چندين بار به زندان افتادند.

در مقطعي، خرج زندگي خواهر و مادرم به گردنم افتاد و من نيز بسياري از شغل ها را تجربه كردم. تا كلاس ششم دبستان كفش نداشتم و پابرهنه بودم. از آن روزها ناراحت نيستم؛ اما براي رژيمي كه بچه هايش پابرهنه به مدرسه مي رفتند، متاسفم.

* غفوريان مربي فوق العاده و بي نظيري بود
در كشتي خيلي زود رشد كردم، چون سال ها در رشته هاي ديگر تمرين مي كردم. ژيمناستيك، دووميداني، واليبال، قايقراني و شنا رشته هايي بودند كه از آنها سررشته داشتم. اگر كشتي گير نمي شدم حتما قهرمان شنا مي شدم.

كارم را زير نظر مرحوم رحمت الله غفوريان آغاز كردم. او مربي فوق العاده و بي نظيري بود. خرج خيلي از شاگردانش را مي داد با وجودي كه وضع مالي خودش نيز چندان خوب نبود. انسان بزرگي بود، يادش به خير... من هم خيلي تمرين مي كردم، مي خواستم بهترين باشم. با وجودي كه يكي از بهترين نفرات در وزن خودم بودم در مسابقات جهاني 1962 توليدو به عنوان ذخيره محمدعلي صنعتكاران شركت كردم.

سال 63 عازم مسابقات جهاني صوفيه شدم و در رده ششم قرار گرفتم. در المپيك 64 توكيو بدون باخت پنجم شدم. از سال 1965 روزهاي خوب من در كشتي فرا رسيد و شش سال متوالي، شش مدال طلاي جهان و المپيك كسب كردم.

* بردن با امتياز بالا برايم اهميتي نداشت
در آن شش سال خيلي راحت كشتي گرفتم و قهرمان شدم. اين همه سال كه كشتي گرفتم يادم نمي آيد كسي از من امتيازي گرفته باشد.

البته خيلي با امتياز بالا حريفانم را نمي بردم. برايم بردن اهميت داشت. وقتي كشتي تمام مي شود كسي نمي گويد فلاني با اختلاف 10 امتياز حريفش را شكست داد بلكه چيزي كه اهميت دارد كسب پيروزي با هر امتيازي است.

علاوه بر مسابقات جهاني در 2 مسابقه آسيايي اول شدم. آن روزها جام آريامهر برگزار مي شد كه ما به آن جام "عاري از مهر " مي گفتيم. در چهار دوره اين رقابت ها به مقام اول رسيدم. در جام تفليس كه از مسابقات جهاني نيز سخت تر بود، قهرمان شدم.

* بعد از كسب ششمين مدال، كشتي گرفتن از يادم رفت
در آستانه كسب هفتمين مدال طلايم اتفاقاتي افتاد كه هنوز هم از يادآوري آن گريه ام مي گيرد. اتفاقي رخ داد كه من هيچ تقصيري در آن نداشتم و بي گناه و در حالي كه در حقم اجحاف شده بود مجازات شدم.

اين اتفاقات باعث شد كشتي گرفتن را فراموش كنم. حتي ديگر نمي توانستم تمرين كنم. خودم نبودم و اين شد كه بعد از شش سال طلايي، در مسابقات جهاني 1971 صوفيه، بدون مدال كارم به پايان رسيد.

شكست برايم خيلي سنگين بود و يك سال تمرين كردم تا در المپيك 1972 مونيخ همه آنهايي كه برابر آنها شكست خورده بودم را شكست دهم؛ اما عضله دستم پاره شد و ديگر فرصت انتقام گيري برايم باقي نماند.

* سال ها ممنوع الخروجم كردند
بي احترامي رئيس وقت سازمان تربيت بدني در رژيم گذشته به كشتي گيران در آستانه اعزام تيم به المپيك مونيخ، اتفاقات ديگري را رقم زد تا وقتي در المپيك به دليل مصدوميت شديد نتوانستم كشتي ها را ادامه دهم برايم پرونده سازي كنند كه كار من تعمد بوده و روزنامه كيهان آن روزها با تيتر درشت نوشت: "موحد از شركت در همه فعاليت هاي ورزشي محروم شد " تيتري كه حتي بعد از قهرماني ها نيز هيچ گاه به آن درشتي در مورد من استفاده نشده بود.

بعد از اين مسابقات كشتي را كنار گذاشتم و مي خواستم با توجه به بورسي كه داشتم براي ادامه تحصيل در خارج از كشور اقدام كنم كه متوجه شدم مرا به همين دليل ممنوع الخروج كرده اند. بهترين سال هاي عمرم را به اين شكل از دست دادم.

نزد يكي از مديران رفتم و علت را جويا شدم. گفتم اگر مدال آوردن گناه است مرا اعدام كنيد، اين مدير گفت، گزارش هاي منفي زيادي در پرونده شما وجود دارد، من هم در حين خروج از اتاق به او گفتم: "من اهل شمالم و هواي ابري زياد ديده ام؛ اما آفتاب هيچ گاه زير ابر نمي ماند و اين حكومت دوام زيادي نخواهد داشت. "

* دوست نداشتم فنون كشتي را به امريكايي ها ياد بدهم
چند ماه پيش از انقلاب، كارم درست شد و توانستم براي ادامه تحصيل به امريكا بروم.

به سختي كار مي كردم تا هر چه زودتر به ايران بازگردم؛ اما شرايطي پيش آمد كه اين امر ممكن نشد. در امريكا بارها پيشنهاد مربيگري به من داده شد؛ اما هيچ گاه نپذيرفتم.

دلم نمي خواست فنوني را به امريكايي ها ياد بدهم كه مقابل كشتي گيران ما از آن استفاده كنند و امتياز بگيرند.

* مسئولان صندوق حمايت از قهرمانان سوابق مرا نمي دانستند
من آدم پولداري نيستم؛ اما به اندازه نيازم پول دارم. وقتي 2 سال از زمان تاسيس صندوق حمايت از قهرمانان گذشت، در سفري كه به ايران داشتم از تاسيس آن مطلع شدم و وقتي پيگيري كردم به من گفتند چون مداركي از شما نداشتيم و سوابقتان را نمي دانستيم براي شما حقوقي منظور نشده است.

در اين مورد جلسه اي نيز تشكيل شد كه بعد از آن به من گفتند چون موحد را نمي شناختند مبلغي در اين 2 سال به وي تعلق نمي گيرد. واقعا بايد به حال اين ورزش گريست كه قهرمان شش مداله اش را نمي شناسد.

اگر از من مدارك مي خواستند به راحتي مي توانستند آن را از فدراسيون كشتي طلب كنند. به آنها گفتم اگر لازمه دريافت اين پول، حضور در ايران بوده من گله اي ندارم چون در ايران حضور نداشته ام؛ اما اگر چنين مسئله اي ملاك نبوده، اين كه مرا نمي شناخته و مدركي از من نداشته اند هرگز توجيه قابل قبولي نيست.

هيچ ادعايي ندارم؛ اما هر شش باري كه در مسابقات جهاني و المپيك قهرمان شدم مرا به نام ايران صدا كردند. شايد باز هم نياز باشد خودم را معرفي كنم و اين امر مرا غمگين مي كرد.

جوانان 20 ساله كه سن شان هرگز به كشتي هاي من نمي رسد وقتي مرا در خيابان مي بينند ابراز لطف مي كنند. چطور است كه مسئول صندوق كمك به قهرمانان مرا نمي شناسد.

* مهدي تقوي كشتي گير خوبي است
كشتي امروز با گذشته ها خيلي فرق دارد. قوانين تغيير كرده و كشتي گيران هم تغيير كرده‏اند. از قبل نام چند كشتي گير جوان را شنيده بودم كه مي گفتند خيلي خوب هستند و به آنها لقب هاي جالبي داده بودند. كشتي آنها را در فينال ليگ برتر و جام جهاني 2009 ديدم؛ ولي چيز جالبي از آنها مشاهده نكردم. شايد آن روز، روز آنها نبوده و آماده نبوده اند، البته مهدي تقوي خوب بود. از نسل قديم هم كشتي هاي عليرضا حيدري را مي پسنديدم. عليرضا دبير هم بد نبود. چند نفر ديگر هم نسبتا خوب بودند؛ اما اشتباهاتي در كارشان داشتند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...