نرخ یک وجب مغازه، بیش از چهارصد هزار تومان؛
با این نرخها چگونه میتوان کاسبی کرد و زندگی تشکیل داد؟!
اگر کسی بخواهد بقالی، فروشگاه لباس، عرضه لوازمالتحریر یا دایر کردن مغازهای دیگر را به عنوان شغل برگزیند، ناگزیر از تهیه مبلغی برای رهن و اجاره مغازه خواهد بود که در سایه گرانی لجام گسیخته نرخ ملک، بسیار بالاست؛ شاید چندین و چند برابر مبلغی که برای خرید اجناس مورد نیاز لازم است!
اگر نرخ دستتان نباشد، حق خواهید داشت باور نکنید؛ بهای یک وجب در یک وجب مغازه در برخی مناطق تهران به طور متوسط بین ۴۰۰ هزار تا ۶۰۰ هزار تومان تعیین میشود!به گزارش «تابناک»، در شرایطی که سالهاست میزان ازدواج، کاهش چشمگیری یافته و در کنار آن افزایش طلاق، بیکاری، کاهش میزان زاد و ولد و مشکلاتی از این دست، موجب نگرانیهای بسیاری، به ویژه در مسائل جمعیتی شده، مسئولان چاره را در طرحها و قوانینی میجویند که کمتر اصل مشکلات را نشانه رفته است.
به باور بسیاری کارشناسان، از جمله مسائلی که همواره برای گریزان بودن جوانان از ازدواج و پیرو آن، قوام نیافتن بسیاری زندگیهای مشترک گفته میشود و در پایان به گریزان بودن زوجها از فرزندآوری یا ماندن آنان در تک فرزندی منجر میشود، بیکاری و مشکلات اقتصادی است اما تاکنون کمتر راهکاری برای این مشکل بنیادی طراحی و به کار گرفته شده است.
هنگامی که به باز ماندن بیشتر فارغالتحصیلان دانشگاهی در یافتن شغل مرتبط و یا هر شغل دیگری روبهرو میشویم، میتوان سادهتر به دشواریهای یافتن شغل برای جوانانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند و بسیاریشان مهارت خاصی هم نیاموختهاند، پی برد؛ بماند که در این میان کم نیستند جوانانی که اهل روستاها یا شهرهای ریز و درشت هستند و ترجیح میدهند به رسم جا افتاده در کشورمان، کوچ کرده و در پی یافتن کار، راهی شهرهای دیگر شوند.
کمی که در این چرخه پیچیده کارجویی دقیق میشویم، میبینیم کمتر برنامهریزی از طرف مسئولان برای کوتاه کردن مسیرها یا به ثمر نشستن تلاشها به چشم میخورد و در نتیجه، احتمال شکست خوردن و تغییر شکل در کشورمان بسیار بالاست.
این در حالی است که اگر جوانی بخواهد تن به این چرخه معیوب ندهد، یا باید در کسب و کار پدر مشغول به فعالیت شود، یا توان قوم و خویش، دوست و آشنا یا ابزارهای مشابه را برای یافتن کار به کار گیرد و یا اینکه ناچار است به شغلهای کاذب روی آورد و آنچه اصلا نمیتواند روی آن حساب کند، خلاقیتهای فردی است.
از کنار گزینههایی چون استخدام، ولو پارهوقت و قراردادی که بگذریم، کار یا کارگری خواهد بود و یا کسب و کار بازاری. تعریف کارگری که معلوم است ولی برای نوع بازاری کار باید اشاره کنیم که منظور تجارت خرد، فروشندگی یا ارائه خدماتی خاص است که همه به سرمایه اولیه زیادی نیاز دارند؛ برای نمونه، اگر کسی بخواهد بقالی، فروشگاه لباس، عرضه لوازمالتحریر یا دایر کردن مغازهای دیگر را به عنوان شغل انتخاب کند، ناگزیر از تهیه مبلغی برای رهن و اجاره مغازه خواهد بود که در سایه گرانی لجام گسیخته نرخ ملک، بسیار بالاست؛ شاید چندین و چند برابر مبلغی که برای خرید اجناس مورد نیاز لازم است.
کافی است گزارشی که دنیای اقتصاد درباره نرخ مغازه در تهران منتشر کرده را رج بزنیم و نرخ چهارصد تا ششصد هزار تومانی برای یک وجب مربع (یک وجب در یک جب!)، نرخ رهن و اجاره مغازه را استخراج کنیم تا دریابیم کاسبی بر خلاف معنای آن (کاسب در ترکی به معنای ندار و فقیر است)، شغلی است که به دست آوردن آن بسیار گران تمام میشود!
این در حالی است که اوضاع در دیگر شهرها هم تفاوت چندانی با اوضاع پایتخت ندارد و اگر هم داشته باشد، گویا به همان میزان کاسته شدن از نرخ مغازهها، درآمد مغازهداری هم به نسبت تهران کاهش نشان خواهد داد و تا آنجا پیش خواهد رفت که شاید سرانجام به ارتزاق با قوت لایموت نزدیک شود!
با این حساب، وقتی نه تحصیلات، نه ورود به عرصه تجارتهای خرد و کاسبی و ـ به طریق اولی ـ کارگری نمیتوانند به امرار معاش مناسبی برای عموم جوانان ختم شوند، به نظر طبیعی است که کاهش میزان ازدواج، افزایش میزان طلاق، گریزان بودن زوجها از فرزندآوری و...، بالا رودد و این اتفاق ناخوش، در همه جای کشور به شکلی مشابه بروز و ظهور بیابد و جولان بدهد.
اینجاست که باید از مسئولان بخواهیم برای حل بسیاری مشکلات و دوری جستن از بحرانیهایی که کشور را تهدید میکند، بیشتر توان خود را صرف اشتغالزایی کرده و در کنار آن تلاش کنند تا مانع پدید آمدن موجهای تورم، به ویژه در ارتباط با ملک و املاک شوند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۸۳
انتشار یافته: ۳۱
تهران دیگه گنجایش این جمعیت رو نداره
مسوولین باید امکانات رو در کشور توزیع کنند و پایتخت رو منتقل کنند
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۳
گاهی برای فهمیدن ، باید شکست خورد
و گاهی هم برای بدست آوردن، باید از دست داد ........
پاسخ ها
بله خدا می داند ولی بعضیا نه
| ۲۳:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۳
پاسخ ها
ايرج
| ۱۶:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۳
افراد زیادی را میشناسم که به امید کسب روزی مغازه را با نرخ های نجومی اجاره کردن و به سرعت اندک سرمایه شان هم از دست رفته است .
پا گذاشتن در این راه چیزی شبیه سرمایه گذاری در شرکت های هرمی شده و جوانان زیادی تو این راه متضرر شدن
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





