صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

عصر طلايي سينماي ايران، عصري دست نيافتني

گفت‌وگو با سيد محمد بهشتي
کد خبر: ۴۲۱۷۸
| |
4196 بازدید
سيدمحمد بهشتي نامي آشنا براي اهالي فرهنگ و هنر است. سينماگران او را «معمار سينماي بعد از انقلاب» ناميده اند و از دوران مديريتي بهشتي و انوار در سينما به عنوان «دوران طلايي» ياد مي‌کنند. شباهت نامي او با آيت الله سيدمحمد حسيني بهشتي سبب شده بود بسياري او را فرزند يا از منسوبين به شهيد بهشتي بدانند. با اين همه «سيدمحمد بهشتي شيرازي» نه اصفهاني که اصالتاً قزويني است. اين دانشجوي انقلابي سال هاي دهه 50 و مدير فرهنگي بعد از انقلاب، در جريان تظاهرات انقلاب به خاطر موهاي لخت و طلايي‌اش، مردم فکر مي‌کردند او يك خارجي است و ماشينش را واژگون مي‌کنند كه با وساطت مهندس موسوي جان سالم به در مي‌برد. در گفت‌وگو با سيدمحمد بهشتي تجربه مديريت فرهنگي در دهه اول انقلاب را بررسي کرده ايم.


ـ يکي از جنبه هاي مهم انقلاب اسلامي، جنبه فرهنگي آن است و خيلي ها آن را از جمله فرهنگي ترين انقلاب هاي تاريخ مي دانند. انقلابيون از لحاظ فرهنگي چه چيزي را نمي خواستند و مي خواستند چه چيزي را جايگزين آن کنند؟

بهشتي: يکي از ويژگي هاي انقلاب اسلامي همين صفت اسلامي بودن بود که حکومت محمدرضاشاه پهلوي به ويژه در سال هاي آخر از آن رو برگردانده بود و همين رويگرداني منجر به واکنش جامعه و باعث انگيزه يي براي اتفاقات سال هاي 56 و 57 شد. در واقع رفته رفته يک تقاضاي فرهنگي و اعتقادي در جامعه ما شکل گرفته بود. بنابراين به محض اينکه انقلاب پيروز شد، قبل از هر چيزي تقاضاهاي فرهنگي مطرح بود و جامعه توقع داشت با صحنه فرهنگي جديدي به خصوص در حوزه هنر- به دليل ملموس بودن- مواجه شود. به عنوان مثال همه انتظار داشتند در سينما يک تحول اتفاق بيفتد.

يکي از زمينه هاي تبديل شدن گرايش هاي اسلامي به يک تقاضا، موضوع بازگشت به خويش بود و اين به اين دليل بود که جامعه در زمان پهلوي احساس کرده بود دارد از هويت خود دور مي شود. در واقع تقاضاي فرهنگي مترادف با بازگشت به ريشه هاي اصيل و تعلقات ديني بود.

ـ شما در دهه اول انقلاب يکي از مديران فرهنگي بوديد. در اين دوره، فعاليت فرهنگي داراي چه ويژگي هاي خاصي بود و شما به عنوان مدير فرهنگي به دنبال ايجاد چه تحولي بوديد؟

بهشتي: عمده فعاليت من و برخي از دوستاني که با هم کار مي کرديم در حوزه تلويزيون و بعد هم سينما بود. طبيعي بود که ما تلاش مي کرديم در اين حوزه پاسخگوي تقاضاي فرهنگي جامعه باشيم. تلاش کرديم سينماي جديدي شکل بگيرد که از لحاظ فرهنگي متعلق به سرزمين مان باشد و اين مستلزم باز کردن راه هاي جديد براي تجربه کردن و فاصله گرفتن از سينمايي بود که قبل از انقلاب وجود داشت. سينما به لحاظ نيروي انساني، فرهنگي و هنري و اقتصادي بايد متکي به ظرفيت هاي داخل کشور مي شد و فکر مي کنم اين امر تا حد زيادي تحقق پيدا کرد.

ـ در اين تغيير سيستم و با توجه به اينکه نظمي از بين رفته و هنوز نظم جديد تثبيت نشده بود، با چه مشکلاتي مواجه بوديد؟

بهشتي: مشکلاتي که با آنها مواجه بوديم چندان دور از توقع نبود. يک مشکل اين بود که وقتي صحبت از سينما مي کرديم همه ياد سينماي قبل از انقلاب و آن چيزي مي افتادند که دوره طولاني در کشور وجود داشت. دست اندرکاران سينما، تماشاگران، منتقدان و... داراي چنين تلقي بودند و در بسياري از موارد اين ذهنيت پيش مي آمد که اگر سينما آن نيست، پس اصلاً سينمايي وجود ندارد که بايد اين تلقي تغيير مي کرد. چالش ديگر ما اين بود که سينما چه بايد باشد و تعريف تازه يي که از سينما مي دهيم بايد داراي چه مشخصات و مختصاتي باشد. اين سينما بايد چه داشته باشد که دلالت بر اين داشته باشد که ريشه هاي آن در اين سرزمين فرهنگي است. به طور طبيعي مشکل جدي ما با دست اندرکاران سينما بود؛ به اين خاطر که آنها تا آن زمان محصول ديگري را توليد مي کردند و اينکه وارد يک مسير جديد شوند و همه به فيلمسازان آماتوري تبديل شوند، خيلي برايشان سخت بود. طبعاً ورود به عرصه هايي که در سينماي ما مسبوق به سابقه نبود، ورود در يک عرصه ناشناخته و سفر کريستف کلمب وار بود. نمي دانستيم در اين مسير آيا به ساحل مي رسيم يا نه، صد روز طول مي کشد يا هزار روز. چنين وضعيتي شرايط سختي براي تمام کساني که وارد اين مسير مي شدند - اعم از مديران و سينماگران - ايجاد مي کرد.

ـ مساله ديگر انتظاراتي بود که انقلابيون از فرهنگ و سينما داشتند، از جمله انتظار داشتند آرمان هايشان به تصوير کشيده شود. آيا اين انتظارات براي شما مشکل ايجاد مي کرد يا نه؟

بهشتي: ما با کساني که به نوعي در پيشاني انقلاب بودند چندان مشکلي نداشتيم. کساني که به نحوي عملکرد ما را مورد نقد و سوال قرار مي دادند، دو گروه بودند؛ يک گروه کساني بودند که سينما را چيز ضاله يي مي دانستند و اصلاً تصور نمي کردند سينماي جديدي بتواند پديد بيايد و از ما توقع داشتند زودتر بساط سينما را برچينيم و تعطيلش کنيم. گروه دوم کساني بودند که خيلي عجله داشتند و مي خواستند روز بعد از پيروزي انقلاب سينماي مطلوب شان تحقق پيدا کند. اين شتابزدگي به اين دليل بود که مقوله فرهنگ و سينما را نمي شناختند و نمي دانستند اين عرصه زودبازده نيست و با ممارست بايد اين مسير طي شود. هميشه ما اين دسته را به آرامش، مدارا و صبر و شکيبايي دعوت مي کرديم. مشکل ديگر اين بود که تصورات خودشان را از سينما داشتند. سينمايي در امريکاي جنوبي به عنوان سينماي انقلابي وجود داشت. تصور اينها اين بود که ما بايد سينمايي شبيه به همان سينما داشته باشيم. در صورتي که اگر آن گونه مي شد سينماي امريکاي جنوبي به آبشخور سينماي ما تبديل مي شد. با اين وجود چالش ها آنچنان جدي نبود که بتواند مانع حرکت سينما شود.

ـ مديريت فرهنگي در اوضاع نابسامان دهه اول انقلاب که جنگ هم مزيد بر علت شده بود، چه ويژگي ها و مختصاتي داشت؟

بهشتي: ما تلاش کرديم بسياري از چيزهايي که پيش رو داشتيم اعم از فضاي عمومي بحراني و ملتهب جامعه، محدوديت هاي زيادي که کشور دچارشان بود، نيروي انساني آماتور ولي بسيار مشتاق براي عرض اندام که سال هاي طولاني پشت درهاي سينماي حرفه يي هيچ راه ورودي پيدا نکرده بود و تقاضاي عمومي که وجود داشت را از حالت تهديد بودن نسبت به تحقق سينما، به فرصت تبديل کنيم. براي ورود به عرصه ناشناخته هر چقدر کسي که وارد اين عرصه مي شود جوان تر و مشتاق تر باشد، آمادگي بيشتري براي ورود به آن دارد. از طرف ديگر اين تمرين ها بايد در محدوديت اتفاق مي افتاد. چه بسا فراواني امکانات مانع از آن مي شد که ما بتوانيم به شعر سينما يمان بپردازيم. محدوديت ها اين فرصت را ايجاد کرد خلاقيت، نوآوري و شاعري در سينما ظهور پيدا کند. فضاي جنگ سبب شد حواس سينماگران روي موضوع اصلي کارشان متمرکز شود و احساس کنند که يک رسالت و کار ملي انجام مي دهند. در چنين فضايي مردم به اعتبار کارگردان بسياري از فيلم ها را مي ديدند، درحالي که سابق بر آن فيلم را به اعتبار بازيگرش مي ديدند. اينکه ما در شرايط جنگ چنين سينمايي داشته ايم، براي مجامع و جشنواره هاي بين المللي شگفتي آور و خلاف آمد عادت شان بود.

ـ نکته جالب اين است که خيلي از کارگردانان قديمي بهترين فيلم هايشان را در دهه اول انقلاب ساخته اند و جواناني که تازه وارد اين عرصه شده بودند نيز بهترين فيلم هايشان را در اين دهه ساختند. اين فضا چگونه شکل گرفت؟

بهشتي: از زماني که اولين فيلم بلند داستاني در ايران ساخته مي شود تا پيروزي انقلاب حدود هزار و دويست عنوان فيلم ساخته شده بود. همه اين فيلم ها بد نيستند و ميان آنها فيلم هاي خوب هم وجود دارد، اما در اقليت هستند و شايد 10 درصد از سينماي قبل از انقلاب سينماي قابل تامل، جدي و قابل توجه باشند. اين 10 درصد فيلم هايشان در شرايط ايزوله و فضاي امني که جاهايي مثل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان فراهم کرده بودند، ساخته شده و اقتضاي طبيعي سينماي ايران نبوده است. اتفاقي که بعد از انقلاب افتاد، اين بود که ما اين جريان اقليت را بايد به شرايط عمومي فيلمسازي در کشور تبديل مي کرديم. جريان جوان و آماتور سينماي بعد از انقلاب برخلاف جريان قبل از انقلاب بيشتر به فيلم هاي جدي تعلق خاطر داشت و طبيعي بود که فضاي جديد مطلوب آنها باشد. اين گونه نبود که ما از اهالي سينماي قبل از انقلاب گزينش کرده باشيم، ما سعي کرديم شرايط زيست محيطي خاصي که با شرايط عمومي کشور منطبق بود، پديد بياوريم. در اين شرايط به طور طبيعي عده يي بهتر رشد کردند و عده ديگري نتوانستند رشد کنند. به قول مولانا؛

نوريان مر نوريان را جاذبند/ ناريان مر ناريان را جاذبند

ـ تصور اوليه بر اين بود که فرهنگ و سينماي بعد از انقلاب به سمت شعارزدگي و سطحي نگري پيش برود. شما فضا را چگونه مديريت کرديد که سينما به ابزاري براي شعار دادن عده يي تبديل نشود؟

بهشتي: شعارزدگي زماني اتفاق مي افتد که ما مقوله يي را نشناسيم و با عمق موضوع انس نداشته باشيم و به امور سطحي اکتفا کنيم. از جمله چيزهايي که آن فضا برنمي تابيد، ابتذال بود و شعارزدگي يکي از انواع ابتذال در سينما است. فقط سکس و خشونت ابتذال نيست، شعارزدگي هم ابتذال است. اگر فيلمي مي خواست به آرمان هاي انقلاب يا جنگ بپردازد، بايد به عمق موضوع مي پرداخت و از شعارزدگي دوري مي جست.

ـ بعد از اتمام دوره مديريت شما در سينما، بسياري از سينماگران از آن دوره به عنوان دوره طلايي ياد مي کنند. سوال اينجا است که چرا بعد از شما آن روال ادامه پيدا نکرد؟

بهشتي: من به دليل اينکه مشغول کارهاي ديگري شدم، خيلي تحولات سينماي بعد از خودمان را دنبال نکردم که دقيقاً بدانم چه اتفاقاتي افتاده است، ولي همين قدر که گاهي اوقات برخي از فيلم ها را مي بينيم يا در جريان بعضي از رويدادهاي سينمايي قرار مي گيرم، مي بينم خيلي از چيزهايي که آن زمان پايه گذاري شد هنوز ادامه دارد، اما اين مسير بايد مدام تر و تازه مي شد و سينماي ما بايد قله هاي بلندتري را فتح مي کرد. شايد مديريتي که وجود داشته خيلي به فتح قله هاي رفيع تر کمک نکرده است. اجمالاً سينماي فعلي ادامه همان سينما است و تفاوت جدي نکرده است. سينما در حوزه مباحث فني و استادکاري نسبت به دوران ما بسيار قوي تر شده است، اما در بخش ايده پردازي و ورود به عرصه هاي جديد تا حد زيادي در حال درجا زدن است. در اين حوزه بيشتر فيلمسازان ما بايد نقش ايفا مي کردند. اگر در کشور مي شود فيلم خوب ساخت پس برعهده فيلمسازان ما است که از اين فضا حداکثر استفاده را بکنند، البته مديريت سينمايي نيز وظيفه دارد فضا را وسيع تر، مناسب تر و متعادل تر کند تا امکان پروازهاي بلندتر براي سينماي ايران پديد آيد.

ـ عده يي معتقدند بعد از گذشت 30 سال هنوز بسياري از آرمان هاي فرهنگي انقلاب تحقق پيدا نکرده اند و فاصله زيادي با آنها داريم. مساله اصلي اينجا است که اين آرمان ها دقيقاً چه هستند و چرا تاکنون محقق نشده اند؟

بهشتي: خيلي مهم است که اين را چه کسي مي گويد. هر کس که مي گويد بايد از او سوال کرد که آن آرمان ها چيست. خوشبختانه در عرصه سينما تمام کساني که مدعي بودند مي توانند اين بار را به مقصد برسانند، فرصت مديريت پيدا کرده اند. خب اگر به آرمان هايشان نرسيده اند، بايد بگوييم شايد آرمان هايشان خيلي تعريف شده نبوده يا فقط مي خواهند فرافکني کنند و عدم موفقيت خودشان را بر گردن فرد ديگري بيندازند. من نيز فکر مي کنم سينماي ما با آرمان هايش خيلي فاصله دارد، اما اگر در همان راستايي که حرکت کرد، حرکت مي کرد و قله هاي رفيع تر پيش رو را فتح مي کرد، اکنون بسيار جلوتر بوديم. سينما هيچ وقت به آرمانش نمي رسد، اما به سمت و رو به قبله آرمانش مي تواند حرکت کند.

منبع: اعتماد
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...