روز‌های گذشته مطلبی در شبکه‌های اجتماعی با این مضمون منتشر شد که :«برزیل نیمار را دارد، آرژانتین مسی، پرتغال کریس رونالدو اما آلمان یک «تیم» دارد.»
کد خبر: ۴۱۶۳۸۹
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۳ - ۰۶:۵۵ 15 July 2014
احسان ابطحی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت:

یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی 1998؛ آلمان پیر و فرتوت با شکست تحقیر‌آمیز سه بر صفر برابر کرواسی میروسلاو بلاژویچ – که بعدها سرمربی تیم‌ملی ایران شد- از جام‌جهانی کنار رفت تا عصر ستاره‌های طلایی آلمان: لوتار ماتئوس، یورگن کلینزمن، آندریاس برمه، رودی فولر و دیگران پایان یابد. جام ملت‌های 2000 را ژرمن‌ها به دوره گذار تبدیل کردند و این جام را هم با ناکامی پشت سر گذاشتند. سال 2002 آلمان که همچنان دوران عبور از بحران را می‌گذراند، با رودی فولر از مسیری آسان به فینال رسید اما در مقابل برزیل اسکولاری – مربی برزیل که هفته پیش با خوردن هفت گل از آلمان تحقیر شد- شکست خورد و نایب قهرمان شد.

اما پایان این جام، آغازی بر برنامه‌ریزی‌های منظم و دقیق آلمان بود که یکشنبه شب در ورزشگاه ماراکانای برزیل و پس از 12 سال به بار نشست. آلماني‌ها از 98 تا 2002 به فکر برنامه‌‌ریزی بلند‌مدت بودند و به این می‌اندیشیدند که «چه باید کرد؟»

فرانس بکن بائر، قیصر فوتبال آلمان و یکی از چهار اسطوره ماندگار تاریخ فوتبال جهان در همان زمان گفته‌بود جوانان آلمانی به خاطر رفاه‌ بیش از اندازه دیگر به دنبال سختی کشیدن نیستند. شاید همین جمله قیصر بود که شالوده برنامه‌ریزی بلند‌مدت آلماني‌ها را بنیان نهاد. آلمانی‌ها فهمیدند عصر ستاره‌ها تمام شده‌است و باید «تیم» بسازند. روز‌های گذشته مطلبی در شبکه‌های اجتماعی با این مضمون منتشر شد که :«برزیل نیمار را دارد، آرژانتین مسی، پرتغال کریس رونالدو اما آلمان یک «تیم» دارد.»

برنامه‌ریزی هدفمند آلماني‌ها برای تبدیل شدن به «تیم» یا همان «مانشافت» بعد از 2002 آغاز شد. از زمانی که یورگن کلینزمن سر‌مربی تیم‌ملی آلمان شد و یوآخیم لو، سرمربی کنونی را به عنوان مهم‌ترین دستیارش انتخاب کرد. جام ملت‌های 2004 آلمان در همان مرحله گروهی حذف شد تا طرفدارانش به انتظار جام‌جهانی 2006 که میزبانش بودند، بنشینند.

سال 2006 آلمان در مرحله نیمه نهایی و در خاک خود از ایتالیا شکست خورد اما فاجعه‌ای پیش نیامد و مردم شورش نکردند. کلینزمن از سمتش استعفا داد، اما سیستم مدیریتی باثبات و با اعتماد به نفس آلمان، به راهش ایمان داشت و «لو» را جایگزین او کرد تا ادامه دهنده راه ستاره سابق باشد. «لو» آلمان را در جام ملت‌های اروپای سال 2008 نایب قهرمان کرد. در دو تورنمنت مهم و معتبر بعدی، آلمان به نیمه نهایی رسید اما از رسیدن به فینال باز ماند. بازهم سیستم دقیق و منظم آلمانی‌ها برخلاف کشورهای در حال توسعه که اسیر موج‌‌های احساسی می‌شوند، اسیر جوسازی‌ها و فشار‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی نشد و اعتماد خود را از «لو» و روشی که برگزیده بود سلب نکرد.

حکایت آلمان 2014 اما حکایتی دیگر بود. این تیم در شرایطی به برزیل رفت که نظر‌سنجی‌های داخلی در آلمان نشان می‌داد مردم این کشور امیدی ندارند که «لو» و مردانش با جام بازگردند. آلمان بی‌ستاره اما یک «تیم» بود، تیمی بی نقص، منظم، با اعتماد به نفس، سختکوش و مبارز که فقط یک هدف را دنبال می‌کرد: قهرمانی! یکشنبه شب این هدف ژرمن‌ها پس از 12 سال برنامه‌ریزی و ثبات مدیریتی محقق شد تا آلمان چهارمین ستاره قهرمانی را روی پیراهنش ببیند.

نکته جالب‌تر که فضیلت مدیریت باثبات را به رخ می‌کشد آنجا است که به یاد داشته باشیم آلماني‌ها در طول تاریخ فوتبالی خود، یعنی از سال 1908 تا امروز فقط 10مربی داشته‌اند؛ تقریبا هر 10 سال یک مربی. آنها مردد و مایوس نمی‌شوند، اسیر حاشیه نیستند، منظم و با برنامه‌ریزی «فقط» کار می‌کنند و آنقدر با حوصله کار می‌کنند تا به هدف برسند.

ژرمن‌ها این الگو را نه تنها در ورزش که در اقتصاد و سیاست هم پیگیری می‌کنند. در رکود اقتصادی اخیر اروپا اگر سختگیری، انضباط مالی و فشار شدید آلماني‌ها بر کشورهای بحران‌زده‌ای همچون یونان و پرتغال نبود، معلوم نیست امروز چه بر سر اقتصاد اروپا آمده بود و آیا اساسا نشانی از یورو باقی مانده‌بود یا نه؟ همین ‌آلماني‌ها هستند که امروز موتور محرک اقتصاد و صنعت اروپا به شمار می‌روند و به قاره سبز کمک کرده‌اند تا دوباره روی زانو‌های خود بایستد.

در سیاست، حوزه‌ای که بیشتر درگیر هیجانات سطحی و کاذب می‌شود هم روحیه آلمانی، ثبات را به نوسان‌های پردامنه‌ که سمی مهلک در برنامه‌های کلان یک کشور است، ترجیح می‌دهند. آنها 16 سال هلموت کهل را به عنوان صدر اعظم در سمت خود حفظ کردند و اکنون هشت سال است که به آنگلا مرکل فرصت داده‌اند تا کشورشان را هدایت کند، هشت سالی که می‌تواند دست‌کم به 12سال هم برسد چون او تنها 8 ماه پیش موفق شد برای بار سوم رای اعتماد مردم را کسب کند.

 این رفتار و ثبات سیاسی را می‌توان با کشورهایی حتی پیشرفته مانند ژاپن و ایتالیا مقایسه کرد که پس از جنگ جهانی دوم دولت‌های متعددی را تجربه کرده‌اند که عمر شمار زیادی از آنها به یک سال هم نرسیده‌است. بی‌ثباتی سیاسی در ایتالیا آنقدر عادی شده‌است که از عمر پنج ساله دولت سیلویو برلوسکنی به عنوان یک رکورد بی سابقه یاد می‌شود.

نقل است که پس از پایان جنگ جهانی دوم، شهردار برلین در میان مردم جنگزده این شهر قرار گرفت و گفت:«ما شکست خوردیم، اما از همین امروز باید برای ساختن فردای آلمان کار کنیم. پس، از همین لحظه شروع و خرده شیشه‌های کف زمین را جارو کنید.» آلمان‌ها دوباره برخاستند، 9 سال بعد نخستین جام‌جهانی‌شان را گرفتند و امروز پس از گذشت نزدیک به 70 سال قدرتمندترین کشور اروپا شده‌اند و چهارمين جام را به خانه برده‌اند.

چه از آنان خوشمان بیاید چه نه، باید از ژرمن‌ها درس گرفت، درس صبر، نظم، برنامه‌ریزی و ثبات مدیریتی.
اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: