خرمشهر قهرمان سرافكنده از پذيرايي راهيان نور
کاروان راهيان نور، از اين همه آشفتگي و پريشاني در خرمشهر و مشکلات عديده مردم اين شهر، ابراز تعجب و تأسف ميکنند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، هماکنون خرمشهر به کانون حضور پرشور راهيان نور تبديل شده است. براي زايران سرزمين نور که بيشتر آنان را نوجوانان و جوانان نسل سوم انقلاب و يا پيشکسوتان جهاد و شهادت تشکيل ميدهند، خرمشهر شهر مقدسي است که يادآور مقاومت ملت بزرگ ايران در برابر متجاوزان صدام و حاميان آن از استکبار جهاني است. براي مردم ايران و کاروانهاي راهيان نور، خرمشهر نه يک شهر که قبلهگاهي است که در آن، افتخارات ديني و ملي خود را جستجو ميکنند.
مسجد جامع خرمشهر، از اين جهت براي آنان متبرک است که انفاس مردان حماسه ساز ملت ايران، در آن احساس ميشود. کوچه پس کوچههاي خرمشهر براي آنان يادآور جهانآرا، موسوي، بهروز مرادي، بهنام محمدي، شهناز محمدي، شهناز حاجي شاه، مهدي آلبوغبيش و صدها شهيد سرافراز ديگر است و اين براي کاروان راهيان نور که براي رسيدن به خرمشهر و شلمچه بيتابي ميکنند، پذيرفتني نيست، خرمشهر را آن گونه ببينند که شايسته ملتي بزرگ چون ايران نيست. آنان با ابراز تعجب از اين همه مشکلات در شهري که چندان بزرگ نيست، از خود ميپرسند، در بيست سال پس از جنگ، چرا سياستهاي بازسازي به شکست و بنبست رسيده است؟
راهيان نوري که براي نخستين بار به خرمشهر ميآيند، آنچنان در شگفتي هستند که باور نميکنند، کشور و دولت مقتدر ايران، نتواند شهري را که شهر آسمانياش مينامند، به اندازههاي پيش از جنگ آن برگرداند.
نخستين چيزي که در اين شهر، راهيان نور را شگفتزده ميسازد، بينظمي و کثيفي شهر است؛ جادههاي شخمزده در آستانه نوروز و ورود راهيان نور، اين پرسش را به ذهن ميآورد که چرا مسئولان براي اين شهر از خود تعهدي نشان نميدهند؟
شهر آکنده از زباله است و بازارهاي کثيف آن، که علامت رونق بيبهداشتي است، تنها اظهار تأسف را به ذهن کاروان راهيان نور ميآورد.
آب خرمشهر آنچنان شور شده که حتي براي استحمام و شستشو مناسب نيست. کاروانهاي راهيان نور که با پلاکاردهاي بزرگ «به زودي پروژه عظيم آب افتتاح ميشود» روبهرو شدهاند، اما آنچه خود ميبينند، حکايت از استمرار درد و رنج مردم خرمشهر است. خانههاي ويران شده از جنگ که همچنان پابرجاست و نماي نامطلوبي به شهر داده، اين پرسش را در ذهن متبادر ميسازد که چرا انگيزهاي براي بازگشت بسياري از هموطنانمان در شهر نيست؟
اين کاروانيان از گراني در اين شهر کوچک اظهار تعجب ميکنند و ميگويند: چرا اين شهر تنها يک خيابان دارد که بتوان از آن به مناطق عملياتي و نقاط اصلي شهر دسترسي پيدا کرد؟ ساختمانهاي بدقواره و کوچک و بزرگ در کنار هم نشان ميدهد که مسئولان شهري، برنامهاي براي زيباسازي شهرشان ندارند و از همه مهمتر، هيچ آثاري از شهدا و مقاومت خرمشهر به صورت تابلوهاي زيبا و ديوارنوشتهها به چشم نميخورد!
اينها در حالي است که تصاوير شهداي خرمشهر که چندين سال پيش بر ديوارهاي کشيده شده است، يا از بين رفتهاند و يا پشت مصالح ساختماني ناپديد شدهاند.
معطلي کاروانهاي راهيان نور، پشت تنها چراغ قرمز شهر، به آنها اين فرصت را ميدهد که ببينند خرمشهر، شهري است که مسئولان آن براي ايجاد نظم و رفاه مردم برنامهاي ندارند. آنان در رويارويي با مردم پاي درد دل فقر و بيکاريشان مينشينند و آنگاه است که پي ميبرند، در همين منطقه مالامال از درد و مشکلات، افرادي هستند که حقوقهاي پنج ميليون توماني ميگيرند و به عنوان مديران پروازي به منطقه تحميل شدهاند.
کاروانهاي راهيان نور، هماکنون پي بردهاند که برخي از مسئولان رده اول کشور، براي نزديکان خود پستهاي چند ميليون توماني فراهم کردهاند.
همچنين ساختار شکننده فرهنگي شهر، به خوبي ذهنهاي کاروانهاي راهيان نور را به خود متوجه ميسازد. آنان بر اين باورند که وضعيت خرمشهر، نشان دهنده آن است که مسئولان استان خوزستان و اين شهرستان حتي براي جذب گردشگر نيز تلاشي نميکنند. البته آنان نميدانند که بسياري از مشکلات خرمشهر در سينه سه نسلي است که به دليل بروز جنگ تحميلي و دفاع از ميهن اسلامي و سپس ناتواني حل اين مشکلات توسط مسئولان جايگاه غم و غصههايي است که برجاي مانده است.
بسياري از کاروانهاي راهيان نور، اعتقاد دارند که اگر دولت نميتواند مشکلات اين شهر را جمع کند، مردم ايران حاضرند در کمال اخلاص، دست کم به وضعيت شهر سر و ساماني دهند و از دردهاي مردم اين منطقه بکاهند. آنان نيز پي بردهاند که دستان دولت نهم نيز همانند دو دولت پيشين براي خرمشهر خالي است و دولتهاي يکي پس از ديگري حتي نتوانستهاند اوضاع را به پيش از جنگ بازگردانند، چه رسد که وضع را بهبود بخشند.
يک دانشجوي عضو کاروان راهيان نور که از خراسان رضوي به خرمشهر سفر کرده است، ميگويد: جاي شگفتي است که در مرکز شهر، در شهري که به خون شهدا آغشته است و بر ورودي آن نوشتهاند: با وضو وارد شويد، تصاوير آن رنگ و رو رفته و فراموش شده است و تبليغات رب گوجه فرنگي و ... در و ديوارها را پر کرده است.
او گفت، من در شگفتم آهنگهاي شنيع غربي در ميان چهار راه اصلي خرمشهر از بلندگوها پخش ميشود و ترانههاي غربي، دستاوردي از هرج و مرج فرهنگي در اين شهر است که به خوبي نشاندهنده بيتفاوتي مسئولان است.
وي به دلهاي مرده مردم اين شهر و اين که از اقدامات دولت نااميد شدهاند اشاره کرد و گفت: جاي تأسف است که ميبينيم جوانان بيکار اين شهر، حسرت درو ميکنند.
خدا وکیلی خودتون بگید بعد از 20 سال از جنگ هنوز اثرات گلوله و خرابی های شهر باقی مونده
یک هزینه ای برای بازسازی این شهر نمیکنن
چطوری شهرهای دیگر این طوری جلو میرن اما خوزستان باید هنوز عقب بمانه؟
خوزستان نسبت به 5 سال پيش كه از طرق ستاد مي آمديم خيلي آباد تر شده است.






