رهبري عامل حفظ تعادل جمهوريت و اسلاميت نظام
علي رضايي ميرقائد
کد خبر: ۳۸۷۱۴
| | 3311 بازدید
مقدمه
زماني كه اين سطور توسط حقير نگاشته ميشود هيچگاه تصور نميكردم در يك زمان كوتاه موفق به ديدار روي مبارك رهبر فرزانه انقلاب شوم. شعف و شادماني اين ديدار آنچنان انگيزه در من ايجاد نمود كه وصف آن از عهده قلم خارج است. اميد است اين قليل نگارشها اداي ديني باشد براي اسلام و انقلاب ولو اندك. در اين مقال ميخواهم به اين نكته بپردازم كه كاركرد رهبري در حفظ نظام و ايجاد يك ثبات و تعادل پايدار بين اسلاميت و جمهوريت چگونه است. لذا اين مهم بر اساس مطالعه سير تاريخي انقلاب و بر مبناي 6 عامل مهم و اساسي مورد بررسي و كنكاش قرار ميگيرد.
انقلاب اسلامي در يك فرآيند نسبتا طولاني و بر اساس روشنفكري ملي، رشد ظرفيتهاي اجتماعي و انتخاب خودخواسته مردم سالاري توام با دينداري از سوي تودههاي مردم شكل گرفت. اين روند تدريجي كه به دست ملت بزرگ و محترم ايران با رهبري حكيمانه پير جماران امام امام خميني به سر منزل مقصود رسيد را ميتوان نمونه استثنايي از اجتماع عوامل و فاكتورهاي مهم و تاريخي ذيل تحليل كرد :
1- تصميم بر اساس رشد فكري و بلوغ سياسي يك ملت
2- مشاركت همه جانبه مردم در يك تحول عظيم سياسي
3- روند تدريجي و تكاملي بر اساس روش آزمون و خطا
4- همگامي دين و دينداران و علماي ديني در عصر فرار از دينداري
5- رهبري حكيمانه و خردورز
6- تلفيق دين و سياست
اكنون جا دارد كه به طور خلاصه و مختصر به بررسي اين عوامل پرداخته و محصول آن كه مردم سالاري ديني در قالب حكومت جمهوري اسلامي است مورد بازبيني قرار دهيم:
1- تصميم بر اساس رشد فكري و بلوغ سياسي يك ملت
پس از شكل گيري تحولات عظيم سياسي، اجتماعي، علمي و فرهنگي در غرب و حركت به سوي مدرنيته و خروج از جهان قديم، امواج اين جريان سراسر جهان را فراگرفته و ملتها به سمت رشد و تكامل امروزي رهنمون ساخت. مهاجرات ايرانيان در واپسين دهههاي قرن گذشته و سالهاي آغازين قرن جاري شمسي و آشنايي با علوم جديد و دنياي نيمه مدرن آن روز موجب شد كه رشتههاي جديد علوم و فنون در كشور با سرعت بيشتري راهاندازي و دانشگاههاي مدرن، قوانين مدني و مظاهر رشد و ترقي نظير اتومبيل، قطار، سينما و امثالهم وارد كشور شده و سرمنشأ بسياري از تحولات گردد. به آرامي مردم در سراسر كشور با اين مسائل آشنا شده و خو گرفتند. تاثير اين موضوعات در زمينههاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... موجب بروز حوادث تازهاي گرديد. از انقلاب مشروطه، شكست استبداد صغير، انتخاب رضا پهلوي به عنوان رئيس جمهور، تاسيس بانكهاي ايراني و بيمههاي ملي، تاسيس دانشگاه تهران تا نهضت ملي شدن نفت، توجه به سخنان و روشنگريهاي امام خميني (ره) از مراجع نوظهور حوزه علميه قم، قيام 15 خرداد و غيره از جمله بخشهاي اين مسير رشد و ترقي فهم و شعور ملت ايران ميباشد.
در آخرين دهه از عمر منحوس رژيم ظالم پهلوي يعني حدفاصل سالهاي 1357-1347 مظاهر رشد و توسعه يافتگي بيشتري در كشور بروز كرد. از جمله ميتوان به رشد سينما، تلويزيون، موسيقي، كتابخواني، مطالعه، تحصيلات دانشگاهي، حمل و نقل مدرن هوايي و زميني اشاره نمود. به سرعت ملت ايران در اين عصر گامهاي پيشرفت و توسعه را در عرصههاي داخلي و ملي تجربه كرده و اين رشد مادي با ارشادات آيت الله سيد روح الله موسوي امام خميني از نجف همراه ميشود. ملت نيمه بيدار ايران كاملا هوشيار و بيدار و مطالبات بيشتري از جنبههاي مادي را از حكومت وقت خواستار است. اما حاكمان زمانه از سر ناداني و كج فهمي اين ترقي و رشد ملي را مغاير و متضاد با منافع خود و كشور تعبير كرده و كمر همت سركوب مردم ميبندد، غافل از اينكه اين رشد و توسعه اجتماعي و فكري قابل خاموشي و فراموشي نيست.
با حساسيت نشان دادن حكومت وقت، قاطبه مردم تحريك شده و آن دسته از اقشاري كه نسبت به موضوع بيتفاوت بودند نيز سعي در آگاهي يافتن و سرانجام همراهي با اين روشنگري عمومي نمودند. در نهايت اين سير تكاملي منجر به عزم و تصميم ملي بر اساس رشد و بلوغ سياسي در جهت تشكيل يك حكومت غير ديكتاتوري و مردم سالارانه در ايران شد.
2- مشاركت همه جانبه مردم در يك طرح تحول عظيم سياسي
در اين مقال جاي بحث در باب تعاريف واژههاي سياسي نظير اصلاحات، انقلاب، كودتا و امثالهم نيست اما بنا به ضرورت پيرامون واژه انقلاب يادآور ميشود كه اساس آن تغيير كامل حكومت، تشكيل حكومت جديد و سرنگوني حاكميت جاري است.
شايد بتوان در اين جريان سه نسل متفاوت را شمرد. نسل اول افرادي كه نهضت مشروطه را شكل داده و به سرانجام رسانيد. نسل دوم گروهي كه نهضت ملي شدن صنعت نفت را كليد زد و نسل سوم جمعيتي كه از سال 1341 و 42 با حكومت درگير و گامهاي پاياني انقلاب را به همراه سربازان در گهواره پير جماران برداشتند.
اما نكتهاي كه حائز اهميت است در جريان اقدام نسل اول فرآيند انقلاب بيشتر نخبگان سياسي و قومي درگير بودند تا عموم تودههاي مردم كه انحراف مشروطيت خاصه پس از مرحوم مدرس ناشي از همين عدم همراهي ملي تعريف ميشود.
نسل دوم كه با همراهي بيشتري از مردم همراه بود به واسطه عدم وجود يك رهبري كامل و فراگير نهايتا دچار تفرقه و دلسردي شده و مردم از دور انقلابيون متفرق شدند. اين جدايي نهايتا منجر به شكست در اهداف بلندمدت شده و تنها هدف كوتاهمدت كه ملي شدن نفت بود، محقق ميگردد. نكتهاي كه در اينجا قابل توجه است، آنكه انفكاك در رهبري ديني و سياسي درسي تاريخي براي ملت ايران شد تا آنجا كه نسل سوم به پشتوانه تجربيات قبلي و رهبري موثر حضرت امام سيري 15 ساله را آغاز و به منزل مقصود ميرساند. مهمترين بخش در عملكرد نسل سوم حضور يكپارچه و مشاركت همه جانبه تودههاي مردمي در شكلگيري اين تحول عظيم سياسي است.
3-روند تدريجي و تکاملي بر اساس روش آزمون و خطا
به طور کلي انقلابها به دونوع انقلابهاي کلاسيک و انقلابهاي مدرن تقسيم ميشود. هر انقلاب مستلزم زمان تدريجي و شيوه خاص به خود است. به طور مثال انقلابهاي کلاسيک توام با اعمال زور و خشونت به قصد ايجاد تغييرات اساسي در نظام حاکم يک جامعه ميباشد اما انقلابهاي مدرن بر يک سري از اصلاحات اساسي در زمينههاي اقتصادي، اجتماعي و غيره با استفاده از روشهاي علمي و آکادميک است.
ملت سرافراز ايران بهاي اين عزت و عظمت را آنچنان که مقام عظماي ولايت حضرت آيتالله خامنهاي مدظله العالي در فرمايش خود مورخ پانزدهم آبانماه سال جاري (1387) در جمع کارگزاران حج بيان فرمودند، به طور ساده و اتفاقي به دست نياورده است. با نگاهي اجمالي به تارخ معاصر و بررسي سير تدريجي حوادثي که منجر به پيروزي انقلاب ميگردد اين نکته اثبات ميشود که ملت ايران با استفاده ناخواسته از روش آزمون و خطا و پس از تجربه حوادث و وقايع تلخ و شيرين فراواني به موضوع شکل گيري انقلاب ميرسد و با آگاهي و درايت کامل و به دور از هرگونه شتابزدگي دست به تشکيل نظام جمهوري اسلامي با راي بينظير در 12 فروردين 1358 ميزند. شروع اين وقايع انقلاب مشروطه ارزيابي ميشود که به طور مشروحتري مورد بازبيني قرار ميگيرد.
از اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار نارضايتي مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسيس دارالفنون و آشنايي تدريجي ايرانيان با تغييرات و تحولات جهاني انديشه تغيير و لزوم حکومت قانون و پايان حکومت استبدادي را نيرو بخشيد. نوشتههاي روشنفکراني مثل حاج زينالعابدين مراغهاي و عبدالرحيم طالبوف و ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ميرزا ملکم خان و ميرزا آقاخان کرماني و سيد جمال الدين اسدآبادي و ديگران زمينههاي مشروطه خواهي را فراهم آورد. سخنرانيهاي سيدجمال واعظ و ملک المتکلمين توده مردم مذهبي را با انديشه آزادي و مشروطه آشنا ميکرد. نشرياتي مانند حبل المتين و چهرهنما و حکمت و کمي بعد ملانصرالدين که همه در خارج از ايران منتشر ميشدند نيز در گسترش آزاديخواهي و مخالفت با استبداد نقش مهمي داشتند.
کشته شدن ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي کرماني که آشکارا انگيزه خود را قطع ريشه ظلم و نتيجه تعليمات سيدجمال الدين دانسته بود، کوشش بيشتر در روند مشروطهخواهي را سبب شد.
اگر چه از مدتي قبل شورشها و اعتراضاتي در شهرهاي ايران عليه مظالم حکومت رخ داده بود، اما شروع جنبش را معمولاً از ماجراي گران شدن قند در تهران ذکر ميکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دو نفر سيد را به جرم گران کردن قند به چوب بست. اين کار که با تائيد عين الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاريان و روحانيان و روشنفکران را برانگيخت. اينان در مجالس و در مسجدها به سخنراني ضد استبداد و هواداري از مشروطه و تأسيس عدالتخانه يا ديوان مظالم پرداختند. خواست برکناري عين الدوله و عزل مسيو نوز بلژيکي و حاکم تهران به ميان آمد و اعتصاب در تهران فراگير شد.
عدهاي از مردم و روحانيان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظيم رفتند. مظفرالدين شاه وعده برکناري صدراعظم و تشکيل عدالتخانه را داد. هنگامي که به وعده خود عمل نکرد، علما از جمله آقا سيد محمد طباطبائي و آقا سيدعبدالله بهبهاني به قم رفتند و تهديد کردند که کشور را ترک ميکنند و به عتبات عاليات خواهند رفت. عدهاي هم در سفارت انگليس متحصن شدند.
عين الدوله با گسترش ناآراميها در شهرهاي ديگر استعفا کرد و ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله صدراعظم شد. بالاخره مظفرالدين شاه فرمان مشروطيت را در 14 مرداد 1285 امضا کرد. علما و ديگراني که به حضرت عبدالعظيم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصن در سفارت انگليس پايان يافت. مردم صدور فرمان مشروطيت را جشن گرفتند.
کودتاي 28 مرداد
بريتانيا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ايران، منابع بسياري را در منطقه و به ويژه ايران از دست داده بود، با قطع اميد از رسيدن به توافق، وارد مطالعه طرح يک کودتاي نظامي شد.
16 آذر 1333
از مهمترين حرکتهاي سياسي و دانشجويي در تاريخ ايران، اعتراض دانشجويان در 16 آذر 1332 به ورود معاون رئيس جمهور آمريکا، ريچارد نيکسون، به خاک ايران پس از کودتاي 28 مرداد بود. دانشجويان دانشکدههاي فني، حقوق و علوم سياسي، علوم، دندانپزشکي، پزشکي و داروسازي در دانشکدههاي خود تظاهراتي عليه رژيم کودتا برپا کردند. روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشيده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجويان، شماري را مجروح و گروهي را دستگير و زنداني کردند. اين درگيريها منجر به مرگ سه تن از دانشجويان به دست مأموران حکومت پهلوي شد.
2 فروردين 1342
حمله به مدرسه فيضيه قم در روز 2 فروردين 1342 شمسي مطابق با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) روي داد. پس از اين که نظام سلطنتي پهلوي لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي و نيز لوايح ششگانه و انقلاب سفيد (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخي روحانيون و در رأس آنها امام خميني (ره) نسبت به برخي موارد آن همچون حق راي دادن زنان که شاه به زنان ايراني اعطا کرده بود، اعتراض کردند. امام خميني نوروز سال 42 را عزاي عمومي اعلام کرد.
15 خرداد1342
در سحرگاه 15 خرداد 1342، ماموران امنيتي به خانه امام خميني در قم حمله کردند و او را که روز پيش از آن در روز عاشورا در مدرسه فيضيه قم، سخناني بر ضد حکومت گفتهبود، دستگير و به زنداني در تهران منتقل کردند. چند ساعت پس از حادثه، گروهي از طرفداران امام در قم و تهران به خيابانها ريختند و دست به تظاهرات زدند. در اين روز تعدادي از تظاهرکنندگان کشته شدند.
4 آبان 1343
امام خميني در اين روز بر ضد تصويب لايحه کاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي در شهر قم به سخنراني پرداخت، وي در اين سخنراني سعي کرد ضمن تبيين نظرات خود در مورد لايحه مذبور خطر آن براي مردم و استقلال و تماميت ارضي کشور را گوشزد کند.
در طي اين سخنراني، ايشان بارها به آمريکا و شخص شاه حمله لفظي کرد.
13 آبان 1343
در پي سخنراني آيتالله امام خميني (ره) در روز 4 آبان عليه تصويب لايحه کاپيتولاسيون، حکومت وقت تصميم به تبعيد ايشان به ترکيه گرفت، در روز 13آبان 1343 ماموران ساواک (سازمان امنيت و اطلاعات کشور) امام خميني را در قم دستگير و به وسيله هواپيماي نظامي به ترکيه تبعيد کردند.
20 مهر 1350
جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي ايران در تخت جمشيد و با حضور سران و سفراي بسيار از کشورها در 20 مهر 1350 آغاز شد.
به عقيده بسياري از ناظران، هدف محمدرضا شاه پهلوي از برگزاري اين جشنها، يادآوري قدرت و ابهت باستاني ايران، به رخ کشيدن ثبات، امنيت و قدرت فعلي (به ويژه براي همسايگان عرب) و همچنين تاريخ پربار ايران با صرف پولهاي هنگفت و ريخت و پاشهاي وحشتناک بود.
11 اسفند 1353
در 11 اسفند 1353 محمدرضا پهلوي دستور تشکيل حزب سراسري و واحد رستاخيز را اعلام کرد، اين نخستين بار در تاريخ نوين سياسي ايران بود که اين کشور به روش تکحزبي اداره ميشد.
25 اسفند 1354
در آخرين روزهاي سال 1354 دو مجلس سنا و ملي طرح تغيير تاريخ هجري به شاهنشاهي را مطرح و تصويب کردند، اين امر ظاهراً در راستاي سکولاريزه کردن حکومت برداشته ميشد ولي عملا آتش خشم مومنين را برافروخت و مخالفتهايي را نيز برانگيخت.
اما مهمترين وقايع که در آخرين سال سلطنت پهلوي يعني سال 1357 همزمان با بهار انقلاب شکل گرفت، بدين شرح است:
10 فروردين
در روزهاي نهم و دهم فروردين مردم يزد طي اعتراضاتي که به خشونت کشيده شد، خواستار آزادي زندانيان سياسي و بازگشت رهبران انقلاب(در راس آنها امام خميني)شدند.
25 ارديبهشت
در پي اوجگيري تظاهرات و درگيريهاي مردم با عوامل رژيم پهلوي، دولت جمشيد آموزگار به مأمورين نظامي و انتظامي در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.
زماني كه اين سطور توسط حقير نگاشته ميشود هيچگاه تصور نميكردم در يك زمان كوتاه موفق به ديدار روي مبارك رهبر فرزانه انقلاب شوم. شعف و شادماني اين ديدار آنچنان انگيزه در من ايجاد نمود كه وصف آن از عهده قلم خارج است. اميد است اين قليل نگارشها اداي ديني باشد براي اسلام و انقلاب ولو اندك. در اين مقال ميخواهم به اين نكته بپردازم كه كاركرد رهبري در حفظ نظام و ايجاد يك ثبات و تعادل پايدار بين اسلاميت و جمهوريت چگونه است. لذا اين مهم بر اساس مطالعه سير تاريخي انقلاب و بر مبناي 6 عامل مهم و اساسي مورد بررسي و كنكاش قرار ميگيرد.
انقلاب اسلامي در يك فرآيند نسبتا طولاني و بر اساس روشنفكري ملي، رشد ظرفيتهاي اجتماعي و انتخاب خودخواسته مردم سالاري توام با دينداري از سوي تودههاي مردم شكل گرفت. اين روند تدريجي كه به دست ملت بزرگ و محترم ايران با رهبري حكيمانه پير جماران امام امام خميني به سر منزل مقصود رسيد را ميتوان نمونه استثنايي از اجتماع عوامل و فاكتورهاي مهم و تاريخي ذيل تحليل كرد :
1- تصميم بر اساس رشد فكري و بلوغ سياسي يك ملت
2- مشاركت همه جانبه مردم در يك تحول عظيم سياسي
3- روند تدريجي و تكاملي بر اساس روش آزمون و خطا
4- همگامي دين و دينداران و علماي ديني در عصر فرار از دينداري
5- رهبري حكيمانه و خردورز
6- تلفيق دين و سياست
اكنون جا دارد كه به طور خلاصه و مختصر به بررسي اين عوامل پرداخته و محصول آن كه مردم سالاري ديني در قالب حكومت جمهوري اسلامي است مورد بازبيني قرار دهيم:
1- تصميم بر اساس رشد فكري و بلوغ سياسي يك ملت
پس از شكل گيري تحولات عظيم سياسي، اجتماعي، علمي و فرهنگي در غرب و حركت به سوي مدرنيته و خروج از جهان قديم، امواج اين جريان سراسر جهان را فراگرفته و ملتها به سمت رشد و تكامل امروزي رهنمون ساخت. مهاجرات ايرانيان در واپسين دهههاي قرن گذشته و سالهاي آغازين قرن جاري شمسي و آشنايي با علوم جديد و دنياي نيمه مدرن آن روز موجب شد كه رشتههاي جديد علوم و فنون در كشور با سرعت بيشتري راهاندازي و دانشگاههاي مدرن، قوانين مدني و مظاهر رشد و ترقي نظير اتومبيل، قطار، سينما و امثالهم وارد كشور شده و سرمنشأ بسياري از تحولات گردد. به آرامي مردم در سراسر كشور با اين مسائل آشنا شده و خو گرفتند. تاثير اين موضوعات در زمينههاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... موجب بروز حوادث تازهاي گرديد. از انقلاب مشروطه، شكست استبداد صغير، انتخاب رضا پهلوي به عنوان رئيس جمهور، تاسيس بانكهاي ايراني و بيمههاي ملي، تاسيس دانشگاه تهران تا نهضت ملي شدن نفت، توجه به سخنان و روشنگريهاي امام خميني (ره) از مراجع نوظهور حوزه علميه قم، قيام 15 خرداد و غيره از جمله بخشهاي اين مسير رشد و ترقي فهم و شعور ملت ايران ميباشد.
در آخرين دهه از عمر منحوس رژيم ظالم پهلوي يعني حدفاصل سالهاي 1357-1347 مظاهر رشد و توسعه يافتگي بيشتري در كشور بروز كرد. از جمله ميتوان به رشد سينما، تلويزيون، موسيقي، كتابخواني، مطالعه، تحصيلات دانشگاهي، حمل و نقل مدرن هوايي و زميني اشاره نمود. به سرعت ملت ايران در اين عصر گامهاي پيشرفت و توسعه را در عرصههاي داخلي و ملي تجربه كرده و اين رشد مادي با ارشادات آيت الله سيد روح الله موسوي امام خميني از نجف همراه ميشود. ملت نيمه بيدار ايران كاملا هوشيار و بيدار و مطالبات بيشتري از جنبههاي مادي را از حكومت وقت خواستار است. اما حاكمان زمانه از سر ناداني و كج فهمي اين ترقي و رشد ملي را مغاير و متضاد با منافع خود و كشور تعبير كرده و كمر همت سركوب مردم ميبندد، غافل از اينكه اين رشد و توسعه اجتماعي و فكري قابل خاموشي و فراموشي نيست.
با حساسيت نشان دادن حكومت وقت، قاطبه مردم تحريك شده و آن دسته از اقشاري كه نسبت به موضوع بيتفاوت بودند نيز سعي در آگاهي يافتن و سرانجام همراهي با اين روشنگري عمومي نمودند. در نهايت اين سير تكاملي منجر به عزم و تصميم ملي بر اساس رشد و بلوغ سياسي در جهت تشكيل يك حكومت غير ديكتاتوري و مردم سالارانه در ايران شد.
2- مشاركت همه جانبه مردم در يك طرح تحول عظيم سياسي
در اين مقال جاي بحث در باب تعاريف واژههاي سياسي نظير اصلاحات، انقلاب، كودتا و امثالهم نيست اما بنا به ضرورت پيرامون واژه انقلاب يادآور ميشود كه اساس آن تغيير كامل حكومت، تشكيل حكومت جديد و سرنگوني حاكميت جاري است.
شايد بتوان در اين جريان سه نسل متفاوت را شمرد. نسل اول افرادي كه نهضت مشروطه را شكل داده و به سرانجام رسانيد. نسل دوم گروهي كه نهضت ملي شدن صنعت نفت را كليد زد و نسل سوم جمعيتي كه از سال 1341 و 42 با حكومت درگير و گامهاي پاياني انقلاب را به همراه سربازان در گهواره پير جماران برداشتند.
اما نكتهاي كه حائز اهميت است در جريان اقدام نسل اول فرآيند انقلاب بيشتر نخبگان سياسي و قومي درگير بودند تا عموم تودههاي مردم كه انحراف مشروطيت خاصه پس از مرحوم مدرس ناشي از همين عدم همراهي ملي تعريف ميشود.
نسل دوم كه با همراهي بيشتري از مردم همراه بود به واسطه عدم وجود يك رهبري كامل و فراگير نهايتا دچار تفرقه و دلسردي شده و مردم از دور انقلابيون متفرق شدند. اين جدايي نهايتا منجر به شكست در اهداف بلندمدت شده و تنها هدف كوتاهمدت كه ملي شدن نفت بود، محقق ميگردد. نكتهاي كه در اينجا قابل توجه است، آنكه انفكاك در رهبري ديني و سياسي درسي تاريخي براي ملت ايران شد تا آنجا كه نسل سوم به پشتوانه تجربيات قبلي و رهبري موثر حضرت امام سيري 15 ساله را آغاز و به منزل مقصود ميرساند. مهمترين بخش در عملكرد نسل سوم حضور يكپارچه و مشاركت همه جانبه تودههاي مردمي در شكلگيري اين تحول عظيم سياسي است.
3-روند تدريجي و تکاملي بر اساس روش آزمون و خطا
به طور کلي انقلابها به دونوع انقلابهاي کلاسيک و انقلابهاي مدرن تقسيم ميشود. هر انقلاب مستلزم زمان تدريجي و شيوه خاص به خود است. به طور مثال انقلابهاي کلاسيک توام با اعمال زور و خشونت به قصد ايجاد تغييرات اساسي در نظام حاکم يک جامعه ميباشد اما انقلابهاي مدرن بر يک سري از اصلاحات اساسي در زمينههاي اقتصادي، اجتماعي و غيره با استفاده از روشهاي علمي و آکادميک است.
ملت سرافراز ايران بهاي اين عزت و عظمت را آنچنان که مقام عظماي ولايت حضرت آيتالله خامنهاي مدظله العالي در فرمايش خود مورخ پانزدهم آبانماه سال جاري (1387) در جمع کارگزاران حج بيان فرمودند، به طور ساده و اتفاقي به دست نياورده است. با نگاهي اجمالي به تارخ معاصر و بررسي سير تدريجي حوادثي که منجر به پيروزي انقلاب ميگردد اين نکته اثبات ميشود که ملت ايران با استفاده ناخواسته از روش آزمون و خطا و پس از تجربه حوادث و وقايع تلخ و شيرين فراواني به موضوع شکل گيري انقلاب ميرسد و با آگاهي و درايت کامل و به دور از هرگونه شتابزدگي دست به تشکيل نظام جمهوري اسلامي با راي بينظير در 12 فروردين 1358 ميزند. شروع اين وقايع انقلاب مشروطه ارزيابي ميشود که به طور مشروحتري مورد بازبيني قرار ميگيرد.
از اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار نارضايتي مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسيس دارالفنون و آشنايي تدريجي ايرانيان با تغييرات و تحولات جهاني انديشه تغيير و لزوم حکومت قانون و پايان حکومت استبدادي را نيرو بخشيد. نوشتههاي روشنفکراني مثل حاج زينالعابدين مراغهاي و عبدالرحيم طالبوف و ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ميرزا ملکم خان و ميرزا آقاخان کرماني و سيد جمال الدين اسدآبادي و ديگران زمينههاي مشروطه خواهي را فراهم آورد. سخنرانيهاي سيدجمال واعظ و ملک المتکلمين توده مردم مذهبي را با انديشه آزادي و مشروطه آشنا ميکرد. نشرياتي مانند حبل المتين و چهرهنما و حکمت و کمي بعد ملانصرالدين که همه در خارج از ايران منتشر ميشدند نيز در گسترش آزاديخواهي و مخالفت با استبداد نقش مهمي داشتند.
کشته شدن ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي کرماني که آشکارا انگيزه خود را قطع ريشه ظلم و نتيجه تعليمات سيدجمال الدين دانسته بود، کوشش بيشتر در روند مشروطهخواهي را سبب شد.
اگر چه از مدتي قبل شورشها و اعتراضاتي در شهرهاي ايران عليه مظالم حکومت رخ داده بود، اما شروع جنبش را معمولاً از ماجراي گران شدن قند در تهران ذکر ميکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دو نفر سيد را به جرم گران کردن قند به چوب بست. اين کار که با تائيد عين الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاريان و روحانيان و روشنفکران را برانگيخت. اينان در مجالس و در مسجدها به سخنراني ضد استبداد و هواداري از مشروطه و تأسيس عدالتخانه يا ديوان مظالم پرداختند. خواست برکناري عين الدوله و عزل مسيو نوز بلژيکي و حاکم تهران به ميان آمد و اعتصاب در تهران فراگير شد.
عدهاي از مردم و روحانيان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظيم رفتند. مظفرالدين شاه وعده برکناري صدراعظم و تشکيل عدالتخانه را داد. هنگامي که به وعده خود عمل نکرد، علما از جمله آقا سيد محمد طباطبائي و آقا سيدعبدالله بهبهاني به قم رفتند و تهديد کردند که کشور را ترک ميکنند و به عتبات عاليات خواهند رفت. عدهاي هم در سفارت انگليس متحصن شدند.
عين الدوله با گسترش ناآراميها در شهرهاي ديگر استعفا کرد و ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله صدراعظم شد. بالاخره مظفرالدين شاه فرمان مشروطيت را در 14 مرداد 1285 امضا کرد. علما و ديگراني که به حضرت عبدالعظيم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصن در سفارت انگليس پايان يافت. مردم صدور فرمان مشروطيت را جشن گرفتند.
کودتاي 28 مرداد
بريتانيا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ايران، منابع بسياري را در منطقه و به ويژه ايران از دست داده بود، با قطع اميد از رسيدن به توافق، وارد مطالعه طرح يک کودتاي نظامي شد.
16 آذر 1333
از مهمترين حرکتهاي سياسي و دانشجويي در تاريخ ايران، اعتراض دانشجويان در 16 آذر 1332 به ورود معاون رئيس جمهور آمريکا، ريچارد نيکسون، به خاک ايران پس از کودتاي 28 مرداد بود. دانشجويان دانشکدههاي فني، حقوق و علوم سياسي، علوم، دندانپزشکي، پزشکي و داروسازي در دانشکدههاي خود تظاهراتي عليه رژيم کودتا برپا کردند. روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشيده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجويان، شماري را مجروح و گروهي را دستگير و زنداني کردند. اين درگيريها منجر به مرگ سه تن از دانشجويان به دست مأموران حکومت پهلوي شد.
2 فروردين 1342
حمله به مدرسه فيضيه قم در روز 2 فروردين 1342 شمسي مطابق با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) روي داد. پس از اين که نظام سلطنتي پهلوي لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي و نيز لوايح ششگانه و انقلاب سفيد (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخي روحانيون و در رأس آنها امام خميني (ره) نسبت به برخي موارد آن همچون حق راي دادن زنان که شاه به زنان ايراني اعطا کرده بود، اعتراض کردند. امام خميني نوروز سال 42 را عزاي عمومي اعلام کرد.
15 خرداد1342
در سحرگاه 15 خرداد 1342، ماموران امنيتي به خانه امام خميني در قم حمله کردند و او را که روز پيش از آن در روز عاشورا در مدرسه فيضيه قم، سخناني بر ضد حکومت گفتهبود، دستگير و به زنداني در تهران منتقل کردند. چند ساعت پس از حادثه، گروهي از طرفداران امام در قم و تهران به خيابانها ريختند و دست به تظاهرات زدند. در اين روز تعدادي از تظاهرکنندگان کشته شدند.
4 آبان 1343
امام خميني در اين روز بر ضد تصويب لايحه کاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي در شهر قم به سخنراني پرداخت، وي در اين سخنراني سعي کرد ضمن تبيين نظرات خود در مورد لايحه مذبور خطر آن براي مردم و استقلال و تماميت ارضي کشور را گوشزد کند.
در طي اين سخنراني، ايشان بارها به آمريکا و شخص شاه حمله لفظي کرد.
13 آبان 1343
در پي سخنراني آيتالله امام خميني (ره) در روز 4 آبان عليه تصويب لايحه کاپيتولاسيون، حکومت وقت تصميم به تبعيد ايشان به ترکيه گرفت، در روز 13آبان 1343 ماموران ساواک (سازمان امنيت و اطلاعات کشور) امام خميني را در قم دستگير و به وسيله هواپيماي نظامي به ترکيه تبعيد کردند.
20 مهر 1350
جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي ايران در تخت جمشيد و با حضور سران و سفراي بسيار از کشورها در 20 مهر 1350 آغاز شد.
به عقيده بسياري از ناظران، هدف محمدرضا شاه پهلوي از برگزاري اين جشنها، يادآوري قدرت و ابهت باستاني ايران، به رخ کشيدن ثبات، امنيت و قدرت فعلي (به ويژه براي همسايگان عرب) و همچنين تاريخ پربار ايران با صرف پولهاي هنگفت و ريخت و پاشهاي وحشتناک بود.
11 اسفند 1353
در 11 اسفند 1353 محمدرضا پهلوي دستور تشکيل حزب سراسري و واحد رستاخيز را اعلام کرد، اين نخستين بار در تاريخ نوين سياسي ايران بود که اين کشور به روش تکحزبي اداره ميشد.
25 اسفند 1354
در آخرين روزهاي سال 1354 دو مجلس سنا و ملي طرح تغيير تاريخ هجري به شاهنشاهي را مطرح و تصويب کردند، اين امر ظاهراً در راستاي سکولاريزه کردن حکومت برداشته ميشد ولي عملا آتش خشم مومنين را برافروخت و مخالفتهايي را نيز برانگيخت.
اما مهمترين وقايع که در آخرين سال سلطنت پهلوي يعني سال 1357 همزمان با بهار انقلاب شکل گرفت، بدين شرح است:
10 فروردين
در روزهاي نهم و دهم فروردين مردم يزد طي اعتراضاتي که به خشونت کشيده شد، خواستار آزادي زندانيان سياسي و بازگشت رهبران انقلاب(در راس آنها امام خميني)شدند.
25 ارديبهشت
در پي اوجگيري تظاهرات و درگيريهاي مردم با عوامل رژيم پهلوي، دولت جمشيد آموزگار به مأمورين نظامي و انتظامي در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.
15 خرداد
به مناسبت سالگرد قيام خونين 15 خرداد، در تهران و شهرستانها تعطيل و اعتصاب سراسري اعلام گرديد.
21 مرداد
درگيري خونين در اصفهان و اعلام حکومت نظامي در اين شهر که توسط فرماندار نظامي شهر به اجرا درآمد.
25 مرداد
اعلام حکومت نظامي توسط دولت جمشيد آموزگار.
28 مرداد
جنايت وحشيانه آتش سوزي در سينما رکس آبادان.
5 شهريور
سقوط دولت جمشيد آموزگار و تشکيل دولت شريف امامي.
17 شهريور
اين روز (17 شهريور 1357) بعدها به جمعه سياه مشهور شد، در اين روز راهپيمايي و اعتراضات مردم در ميدان ژاله (شهداي فعلي) تهران به خشونت کشيده شد و عده زيادي از هموطنان شهيد و مجروح شدند.
2 مهر
منزل امام خميني در عراق توسط پليس اين کشور محاصره گرديد.
3 مهر
حزب رستاخيز که توسط حکومت پهلوي تأسيس شده بود، منحل گرديد.
10 مهر
به دليل افزايش فشارها در عراق، امام خميني تصميم به ترک اين کشور و ورود به کويت گرفت، اما دولت کويت به وي مجوز ورود نداد.
13 مهر
در پي جلوگيري از ورود امام خميني به کويت و جلوگيري دولت عراق از بازگشت وي به نجف، با تقاضاي دولت وقت شاهنشاهي، امام خميني به فرانسه تبعيد ميشود.
17 مهر
تغيير مکان امام خميني از پاريس به دهکده نوفل لوشاتو. همزمان با اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آغاز گرديد.
29 مهر
اعتصاب کارکنان صنعت نفت.
8 آبان
آيتالله طالقاني (يکي از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد.
10 آبان
ارتش کنترل تأسيسات نفتي کشور را در دست گرفت.
13 آبان
تظاهرات دانشآموزان و دانشجويان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشيده شد.
23 دي
به دستور امام خميني (ره) شوراي انقلاب تشکيل گرديد.
26 دي
محمدرضا شاه پهلوي ظاهراً به منظور معالجات پزشکي از کشور فرار کرد.
وي در آخرين مصاحبه خود در خاک ايران (در فرودگاه مهرآباد) چنين گفت:
محمد رضا پهلوي: يک مدتي است که احساس خستگي ميکنم و احتياج به استراحت دارم؛ ضمنا هم گفته بودم تا خيالم راحت بشود و دولت مستقر بشود، بعد مسافرت خواهم کرد.
خبرنگار: اعليحضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
محمد رضا پهلوي: بستگي به حالت مزاجي من ميتوانم بگويم دارد.
خبرنگار: نخستين نقطهاي که اعلي حضرت تشريففرما ميشوند کجا خواهد بود؟
محمد رضا پهلوي: فکر ميکنم به آسوان (مصر) براي استراحت برويم و اولين نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.
3 بهمن
شوراي سلطنت که براي حفظ نظام سلطنتي در ايران تشکيل شده بود، منحل گرديد.
4و5 بهمن:
دولت بختيار به منظور جلوگيري از حضور امام خميني (ره) در کشور به مدت سه روز فرودگاههاي کشور را بسته اعلام کرد.
9 بهمن
فرودگاه مهرآباد بازگشايي شد.
12 بهمن
امام خميني در فرودگاه مهرآباد از هواپيما پياده ميشوند، ساعت 9 و 27 دقيقه و 30 ثانيه امام خميني پس از پانزده سال تبعيد وارد ايران شدند.
فرمانداري نظامي بر اثر فشار مردم راهپيمايي و تظاهرات را براي 3 روز آزاد اعلام کرد.
نظاميان مستقر در تلويزيون به طور ناگهاني پخش مراسم استقبال را قطع کردند.
امام خميني در بهشت زهرا حضور يافتند و ضمن اداي احترام به شهداي انقلاب به سخنراني پرداختند.
مسير تقريبي امام خميني از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(قبرستان اصلي تهران)16 بهمن
بختيار گفت: هر کس اکثريت داشت، حکومت ميکند.
آيت الله طالقاني گفت: ما رهبران اسلامي داعيه حکومت نداريم.
17 بهمن
بر اساس پيشنهاد شوراي انقلاب، امام خميني دولت موقت را به مردم معرفي نمودند. دولت موقت به رياست مهندس مهدي بازرگان تشکيل گرديد.
19 بهمن
نيروي هوايي ارتش با امام خميني پيمان بستند.
20 بهمن
طرفداران قانون اساسي با تجمع در استاديوم امجديه (شهيد شيرودي) دست به تظاهرات زدند.
ساعت 9 شب سربازان گارد شاهنشاهي به پادگان نيروي هوايي در شرق تهران(خيابان دماوند) حمله نمودند.
21 بهمن
دولت بختيار زمان حکومت نظامي را افزايش داده و حکومت نظامي را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.
امام خميني دستور شکستن زمان حکومت نظامي و حضور مردم در خيابانها را صادر نمود.
22 بهمن
با اعلام بيطرفي تمامي نيروهاي نظامي، حکومت سلطنتي ايران (پهلوي) پس از 57 سال سقوط کرد.
سقوط دولت جمشيد آموزگار و تشکيل دولت شريف امامي.
17 شهريور
اين روز (17 شهريور 1357) بعدها به جمعه سياه مشهور شد، در اين روز راهپيمايي و اعتراضات مردم در ميدان ژاله (شهداي فعلي) تهران به خشونت کشيده شد و عده زيادي از هموطنان شهيد و مجروح شدند.
2 مهر
منزل امام خميني در عراق توسط پليس اين کشور محاصره گرديد.
3 مهر
حزب رستاخيز که توسط حکومت پهلوي تأسيس شده بود، منحل گرديد.
10 مهر
به دليل افزايش فشارها در عراق، امام خميني تصميم به ترک اين کشور و ورود به کويت گرفت، اما دولت کويت به وي مجوز ورود نداد.
13 مهر
در پي جلوگيري از ورود امام خميني به کويت و جلوگيري دولت عراق از بازگشت وي به نجف، با تقاضاي دولت وقت شاهنشاهي، امام خميني به فرانسه تبعيد ميشود.
17 مهر
تغيير مکان امام خميني از پاريس به دهکده نوفل لوشاتو. همزمان با اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آغاز گرديد.
29 مهر
اعتصاب کارکنان صنعت نفت.
8 آبان
آيتالله طالقاني (يکي از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد.
10 آبان
ارتش کنترل تأسيسات نفتي کشور را در دست گرفت.
13 آبان
تظاهرات دانشآموزان و دانشجويان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشيده شد.
23 دي
به دستور امام خميني (ره) شوراي انقلاب تشکيل گرديد.
26 دي
محمدرضا شاه پهلوي ظاهراً به منظور معالجات پزشکي از کشور فرار کرد.
وي در آخرين مصاحبه خود در خاک ايران (در فرودگاه مهرآباد) چنين گفت:
محمد رضا پهلوي: يک مدتي است که احساس خستگي ميکنم و احتياج به استراحت دارم؛ ضمنا هم گفته بودم تا خيالم راحت بشود و دولت مستقر بشود، بعد مسافرت خواهم کرد.
خبرنگار: اعليحضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
محمد رضا پهلوي: بستگي به حالت مزاجي من ميتوانم بگويم دارد.
خبرنگار: نخستين نقطهاي که اعلي حضرت تشريففرما ميشوند کجا خواهد بود؟
محمد رضا پهلوي: فکر ميکنم به آسوان (مصر) براي استراحت برويم و اولين نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.
3 بهمن
شوراي سلطنت که براي حفظ نظام سلطنتي در ايران تشکيل شده بود، منحل گرديد.
4و5 بهمن:
دولت بختيار به منظور جلوگيري از حضور امام خميني (ره) در کشور به مدت سه روز فرودگاههاي کشور را بسته اعلام کرد.
9 بهمن
فرودگاه مهرآباد بازگشايي شد.
12 بهمن
امام خميني در فرودگاه مهرآباد از هواپيما پياده ميشوند، ساعت 9 و 27 دقيقه و 30 ثانيه امام خميني پس از پانزده سال تبعيد وارد ايران شدند.
فرمانداري نظامي بر اثر فشار مردم راهپيمايي و تظاهرات را براي 3 روز آزاد اعلام کرد.
نظاميان مستقر در تلويزيون به طور ناگهاني پخش مراسم استقبال را قطع کردند.
امام خميني در بهشت زهرا حضور يافتند و ضمن اداي احترام به شهداي انقلاب به سخنراني پرداختند.
مسير تقريبي امام خميني از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(قبرستان اصلي تهران)16 بهمن
بختيار گفت: هر کس اکثريت داشت، حکومت ميکند.
آيت الله طالقاني گفت: ما رهبران اسلامي داعيه حکومت نداريم.
17 بهمن
بر اساس پيشنهاد شوراي انقلاب، امام خميني دولت موقت را به مردم معرفي نمودند. دولت موقت به رياست مهندس مهدي بازرگان تشکيل گرديد.
19 بهمن
نيروي هوايي ارتش با امام خميني پيمان بستند.
20 بهمن
طرفداران قانون اساسي با تجمع در استاديوم امجديه (شهيد شيرودي) دست به تظاهرات زدند.
ساعت 9 شب سربازان گارد شاهنشاهي به پادگان نيروي هوايي در شرق تهران(خيابان دماوند) حمله نمودند.
21 بهمن
دولت بختيار زمان حکومت نظامي را افزايش داده و حکومت نظامي را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.
امام خميني دستور شکستن زمان حکومت نظامي و حضور مردم در خيابانها را صادر نمود.
22 بهمن
با اعلام بيطرفي تمامي نيروهاي نظامي، حکومت سلطنتي ايران (پهلوي) پس از 57 سال سقوط کرد.
آنچنان که در اين سير تاريخي مشهود است، نظام مقدس جمهوري اسلامي ما با تحمل سختيها و مرارتهاي فراواني به دست آمده و در اين روند پر فراز و نشيب، تصميم ملت بر اساس شواهد و تجربيات تاريخي با بهکارگيري نامشهود و ناخواسته روش آزمون و خطا بوده است. چنانکه گاهي ملت به سمت مشروطه ميرود گاهي مشروعه. گاه با مصدق و کاشاني است، گاه ديگري. روزي مجاهدتهاي موتلفه اسلامي را ميبيند روزي نظارهگر مجاهدين خلق و انحرافات درون سازماني آنهاست؛ و از اين دست حوادث بسيار.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



