جنجال بر سر نامهای که مؤسسه نشر آثار امام(ره) به دو گونه منتشر کرد

محمد علی انصاری که سرپرستی این مؤسسه را بر عهده دارد، در سالهای اخیر همواره مورد انتقاد بخشی از فعالان سیاسی کشور بوده است که به عملکرد مؤسسه و مسئولان آن انتقاد داشتهاند. انتقادات از یک مطلب منتسب به نعیمه اشراقی یکی از آخرین این جنجالها بود.
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) از جمله در سال ۱۳۷۴ و تنها یک سال پس از فوت یادگار امام کتابی منتشر کرده است که امروز و در سالگرد فوت سید احمد خمینی جنجالساز شد.
ریشه ماجرای اختلاف بر سر نامه یادگار امام کجاست؟
در آخرین روز بهمن سال ۱۳۶۶، علی اکبر محتشمیپور، وزیر وقت کشور در نامهای به امام خمینی (ره) با اشاره به عملکرد «نهضت آزادی»، از ایشان در خصوص صلاحیت آنان برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی کسب تکلیف کرده است.
امام (ره) در بخشی از پاسخ خود به این نامه وزیر کشور مینویسد: «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضائی را ندارند».
پس از انتشار متن نامه و تصویر دستخط امام در ماهنامه پاسدار اسلام در دی ماه ۱۳۶۸، نهضت آزادی با تردید و تشکیک در استناد این نامه به امام (ره)، آن را جعلی و دروغین و ساخته و پرداخته نزدیکان امام قلمداد کرد.
نوك پيكان حملات متوجه مرحوم حاج سيداحمد خميني بود و يادگار امام (ره) در نامهاي به آيتالله پسنديده عموي خود، با اشاره به درخواست وي براي آزادي يكي از مليگراها، به برخي ويژگيهاي اين جريان اشاره كرده، ضمن تأكيد بر صحت دستخط امام، از آيتالله پسنديده ميخواهد اين موضوع را تأييد كند. متن كامل در دسترس عموم بوده و بارها کامل در رسانهها منتشر شده است.
متن کامل نامه سید احمد خمینی به قرار زیراست:
خدمت حضرت آیت الله آقای پسندیده عم بزرگوار و عزیزم دامت برکاته
با عرض سلام و ارادات و دعا برای سلامتی وجود مبارک
حضرتعالی خود بهتر از هرکسی می دانید که چقدر به شما علاقمندم. من خود را فرزند کوچک جنابعالی می دانم و دوست دارم همیشه در کنار شما و از شما استفاده معنوی بنمایم. حال که مرادم و جان جانانم حضرت امام سلام الله علیه تنهایم گذاشته است، بعد از خدا تنها شما را دارم و بس.
نامه حضرتعالی در مورد آزادی یکی از ملی گراها به دستم رسید. چند جمله مزاحمت می کنم، اولاً به اطلاعات کشور، نظر شما و خود را منتقل می کنم و امیدوارم فرد مذکور آزاد گردد تا به وظیفه ای که بر گردنم نهادید، عمل کرده باشم. ثانیاً این نکته را گوشزد می نمایم که مسأله ملی گراها مسأله ای خطرناک است. ملی گرایی در مقابل اسلام گرایی است و اسلام گرایی خط محکم و استوار امام است. ملیگراها بهای اول برایشان میهن است و به انقلاب و نظام و اسلام یا اهمیتی نمی دهند و یا اهمیت بسیار ناچیزی برایشان دارد. اینها اصل و اساس برایشان ریاست است. اگر به میهن هم علاقه دارند، میهنی است که رئیسش آنان باشند. اگر بعضی از آنان به اعمال فردی در چارچوب اسلام پایبند باشند ولی وقتی پای منافعشان پیش بیاید، از هیچ دروغ و تهمت و ناسزا فروگذار نیستند.
آنان بعد از انقلاب لحظهای در کنار امام نماندند. متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهای رایج این از خدا بیخبران بود. تنها یکی از کارهای آنها را برایتان میفرستم، تا خود قضاوت فرمایید. اینان اعلامیهای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشتهاند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من ندادهاند ولی با قراردادن خط من بالای نامه امام به آقای محتشمی، جعل را از من دانستهاند و خطی از امام که شعر: «من به خال لبتای دوست گرفتار شدم» است را آوردهاند و ادعا کردند که خط امام این است، در صورتی که حضرت امام (قدس سره) در موقع قدم زدن شعر میگفتند و خط مذکور، خط امام در موقع راه رفتن و یا ایستاده است. از این گذشته اینقدر خط امام روشن است که احتیاج به این حرفها ندارد. من یک صفحه از وصیت نامه امام و نامه مورد بحث را میفرستم، خود قضاوت فرمایید آیا من اینقدر بیدین و بیعقل هستم که چیزی، آن هم چنین مسأله مهمی را به امام نسبت دهم و از آنش قهر خدا در دنیا و آخرت نترسم.
اگر من بناست بدین خاطر جهنمی شوم چرا چیزی را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟
عموی بزرگوار و عزیزم! قربانتان گردم من معتقدم که حق با امام راحلمان است آن مرد بزرگی که با هوش و استعداد سرشار خود عمق ماهیتهای کثیف ضد انقلاب را بسیار عالی تشخیص میداد. نامهای را نهضت آزادی برای فرار از تنبیه ملت شریف ایران به اینجانب نسبت داده است و فکر میکرده بعد از وفات امام، من دست به چنین خیانتی زدهام، در زمان حیات امام و با دستور ایشان برای آقایان خامنهای، هاشمی، موسوی اردبیلی، موسوی نخست وزیر، ری شهری وزیر اطلاعات وقت فرستاده شد. فقط اجازه ندادند که در همان موقع منتشر کنیم. فرمودند این برای بعد از مرگ من است تا اگر آنها خواستند ایران را به سوی غرب به خصوص آمریکا سوق دهند، منتشر کنید. من این نامه را برایتان فرستادم تا معلومتان گردد اینها از چه قماشی هستند و برای رسیدن به دنیا حاضرند به هرکسی هر تهمتی بزنند و از خدا باکی نداشته باشند.
از شما تقاضا دارم برای دفاع از امام و آرمانهای پاک او و برای خاطر دفاع او از اسلام عزیز و به خاطرتحمل رنج و زحمت و مرارتهای بسیاری که از آخوندهای درباری و متحجرین و مقدس نماها و ملیگراها و چپها و منافقین کشید، حضرتعالی طی نامه ای آنان را محکوم کرده و صحت خط امام و پیشوای ملی و دینیمان را اعلام فرمایید و روح بزرگ امام را از خودتان شاد کنید و مطمئن باشید که با این کار اجر بزرگی را خواهید داشت و نامه را من منتشر نمی کنم ولی برای ثبت در تاریخ نگه می دارم.
آنان که این نامه را جعلی میدانند، از همه بهتر میدانند که این خط امام است، ولی آنها چند مطلب را با این کار دنبال میکنند که مهمترین آن این است که فکر میکردند نفوذ امام در بین مردم از بین رفته است و امام محبوبیتی ندارد و با رفتن او نظام میپاشد و آنان روی خون و اجساد مطهر شهدا و اسلام به حکومت میرسند. بعد از ارتحال امام (قدس سره) بیش از ده میلیون نفر امام را بدرقه کردند و مرقد و حرم آن بزرگوار پناه محرومان شد و کسانی که با این امام بد بودند، مسلماً مورد نفرت هستند، لذا آنها با دادن نسبت جعل به من، خود را و گروه خود را میخواهند از این مغلطه نجات دهند. هرچه از درگذشت امام عزیز میگذرد، مردم بهتر میفهمند که چه گوهر گرانبهایی را از دست دادهاند. این شبها، حرم امام دیدنی است.
مسأله دیگری که نهضت آزادی دنبال میکند، این است که اعتماد مردم را نسبت به امام کم کنند، بدین معنا که هرچه از امام باشد، مردم احساس کنند که این از امام نیست بلکه از اطرافیان امام و یا کسی دیگر است و این خط و امضا امام نیست، بلکه خط و امضا امام را جعل کردهاند. القای این مطلب بسیار خطرناک است و خداوند کسی را که اینگونه حرکت میکند، هرگز نمیبخشد. میبینید که اگر این مسأله جا بیافتد که عدهای بودهاند و هستند که خط امام را جعل میکردند و یا امروز میکنند، چه ضربه هولناکی به اسلام و انقلاب و آرمانهای اسلامی امام عزیزمان خواهد خورد. دیگر فتواهای تاریخی امام رنگ میبازد، مبارزات امام زیر سئوال میرود و حیثیت رهبر انقلاب بزرگ جهان اسلام ضربه میخورد. آیا نهضت آزادی و مصدقیها هنوز آدمهای درستی هستند که بعد از ارتحال ملکوتی برادر عزیزتان امام بزرگ فرمودید آنها که می گفتند امام محبوب نیست تشییع جنازه امام را دیدند و فهمیدند اشتباه می کنند. ملیگراها با برادر، امام، مرجع تقلید و رهبر شما سر ناسازگاری داشتند و دارند. اینها دل امام راحلمان را خون کرده اند و آدمهای بی دینی هستند که در قالب دین به اسلام و مسلمین ضربه می زنند. مقصودم از دین، دین امام است نه دین مخالفان امام که یزید و معاویه هم داشتند اما دینِ مقابل دینِ امام حسین علیه السلام.
تقاضایم این است که شما در مقابل آنان بایستید و از آرمانهای امام دفاع کنید و از تمامی مصدقی ها که امام آنان را مسلمان نمی دانست، تبری جویید و دل امام را شاد فرمایید.
از اینکه نامه ام طولانی شد معذرت می خواهم، من حضرتعالی را شدیداً دوست میدارم و بسیار شما را عزیز می دانم، خداوند بزرگ شما را برای فامیل حفظ فرماید و اگر خدای ناکرده رنجشی پیدا کردید معذرت میخواهم. در مورد ملی گراها حرف بسیار است ولی نه وقت من اجازه این حرفها را دارد و نه حوصله شما. بار دیگر از شما تقاضامندم که اگر این نامه یعنی نامه امام به آقای محتشمی خط امام است که هست مرقوم فرمایید و کسانی که به دروغ چنین نسبتی را به من داده اند، خائن بدانید.
چه اتفاقی در سال ۱۳۹۲ جنجالساز شده است؟
در رسانهها، متن کامل نامه فوق بارها بازنشر یافته است و از جمله در موارد زیادی متن فوق به صورت کامل و به نقل از مجموعه آثار یادگار امام (ره)، جلد اول ص ۶۳۲ منتشر شده از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) نقل شده است.
همانگونه که در تصاویر زیر قابل مشاهده است، بخشهایی از نامه فوق که در بالا با رنگ متفاوتی نمایش داده شده است، در کتاب منتشره با نقطه چین جایگزین شده است.
بنابراین جنجال امروز، ناشی از تحریف نامه یادگار امام در کتابی است که ظاهرا نسخههای متفاوتی از آن وجود دارد. این مسأله از چند زاویه قابل توجه است.
نخست اینکه موضوع این نامه و چرایی نگارش آن بخش مهمی از تاریخ سیاسی پس از انقلاب است و این مسأله حساسیت موضوع را افزایش میدهد.
نکته دوم ضرورت حفاظت از میراث امام(ره) و یادگار ایشان و ضرورت محافظت آن در مقابل مطامع جناحهای سیاسی است. همین مسائل ضروری میسازد که تحریف صورت گرفته هر چه سریعتر از جانب مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) توضیح داده شود.



