هدف حمله به صداوسیما، ضرغامی نیست!
دوره ریاست عزتالله ضرغامی بر صدا و سیما در بهار سال آینده در حال پایان است و بعید است همه تنشهایی که این روزها بین دولت و صداوسیما در حال ایجاد و بزرگنمایی است، تنها ضرغامی را هدف گرفته باشد. ضرغامی به احتمال زیاد رفتنی است، هدف این تنشها بزرگتر نیست؟

مراسم رونمایی از یک کتاب در حوزه رسانهها، فرصتی برای یکی از مشاوران رئیسجمهور بود تا هم یکی از اشتباهات روزهای گذشته خود را قدری اصلاح و هم راه جدیدی برای فشار بر صدا و سیما باز کند.
به گزارش «تابناک»، یکی از برنامههای صداوسیما در رویکردی غیر قابل قبول در روزهای پس از برگزاری اجلاس داووس بدون توجه به حضور چندین ساله محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی به عنوان یک شخصیت دانشگاهی فارغ از مسئولیتهای دولتی در اجلاس داووس، با ادعای اینکه وی مشاور رئیس جمهور است، به نوع پوشش وی در داووس متعرض شد.آشنا مشاور رئیس جمهور ـ که عضو هیأت نظارت بر صداوسیما نیز هست ـ بدون هیچ دفاعی از سریعالقلم و یا جایگاه دانشگاهی وی و بیتوجه به اخلاقی بودن یا نبودن رفتار صداوسیما، در نامهای به صداو سیما اعتراض خود را به «اصرار بر خلق مشاور و سپس همراه کردن وی با هیئت همراه رئیس جمهور در داووس و در نهایت نقد پوشش ایشان را نمیتوان اشتباهی عادی تلقی کرد» محدود نمود.
همین بیتوجهی، باعث شد که مشاور رئیسجمهور به سهلانگاری در دفاع از نیروهای کارآمد دانشگاهی که به دولت نزدیکند، متهم شود و با یادآوری اخلاق رئیس جمهور پیشین در دفاع تمام قد از نزدیکان خود، گوشه و کنایههایی از سوی رسانههای نزدیک به دولت، آقای آشنا را نشانه رود.
رونمایی از یک کتاب در حوزه رسانه همان گونه که در صفحات نخست بیشتر روزنامههای نزدیک به دولت و یا اصلاحطلبان در روز سهشنبه نمود یافته است، فرصتی بود که مشاور رئیس جمهور قدری از سریعالقلم دلجویی کند، ولی در کنار این، همه این روزنامهها همراه با هم از فرصت پدید آمده برای نواختن صداوسیما و رئیس در حال رفتن آن استفاده کنند تا در نگاه کلیتر و با توجه به مطالب رسانههای نزدیک به دولت و یا مدعی حمایت از آن، نشانههای روشنی از تلاشی تمامیتخواهانه برای ایجاد فضای رسانهای مطلوب قابل مشاهده است.
صداوسیما در همه سالهای اخیر، مورد انتقادات فراوانی بوده است. عقب افتادن از تحولات اجتماع، جانبداریهای سیاسی، بستن چشم خود بر بسیاری از مشکلات و بزرگ کردن بسیاری از امور بیاهمیت و تنشزا و دور شدن از مدار بیطرفی و انصاف از جمله دلایل فراوان انتقادات از صداوسیمایی است که همه به درستی انتظار دارند رسانه ملی باشد. ولی مرور صفحات روزنامههای سهشنبه، گستردگی مخالفتهای ناشی از جوسازی مشاور رئیسجمهور علیه صداوسیما را نشان میدهد.
این را باید در کنار این واقعیت آورد که در همه هفتههای اخیر، بیش از این که رسانههای نزدیک به اصولگرایان در مورد آینده صدا و سیما اظهارنظر کنند، این رسانههای نزدیک به دولت هستند که درباره رئیس آینده صدا و سیما گمانهزنی میکنند.
دوره ریاست عزتالله ضرغامی بر صدا و سیما در بهار سال آینده در حال پایان است و بعید است همه تنشهایی که این روزها بین دولت و صدا و سیما در حال ایجاد و بزرگنمایی است، تنها ضرغامی را هدف قرار داده باشد. ضرغامی به احتمال زیاد رفتنی است، ولی جایگاه صدا و سیما و رابطه آن با قوه مجریه و جناحهای سیاسی مسألهای همیشگی است.
هرچند شاید تبدیل صدا و سیما به «یک سازمان رگولاتوری بسیار کوچک و تخصصی و حرفهای» هدفی قابل تعریف و پیگیری در چهارچوب قانون اساسی باشد، نگاه تمامیتخواهانه به رسانهها، هدفی است که گاه به آسانی و با عناوین دلسوزانه و حتی ناآگاهانه پیگیری میشود، به ویژه این مسأله وقتی نگرانکنندهتر میشود که یک موج رسانهای آشکارا آن را نشان دهد.
مشاور رسانهای رئیس جمهور هرچند مخالف تکصدایی است، یک نوع تکصدایی را آرزو میکند. اگر چه ایشان آرزو میکند که «کاش صدا و سیما، تکصدایی باشد و صدای ملت ایران باشد» ولی نمیتوان فراموش کرد که تکصداییهای به اسم یک ملت، اغلب به چیزی جز تمامیتخواهی منجر نشده است.
این یک روند همیشگی بوده که کسی ادعای این را داشته باشد که تنها صدای مردم است و سپس هر صدای مخالف و منتقد و حتی ناظری را به نام مردم ساکت کند. برخی از نزدیکان دولتها نیز همیشه این ذهنیت را داشتهاند که چون ما در انتخابات اکثریت را به دست آوردهایم، پس مخالفین و منتقدین برای اینکه به نشنیدن صدای مردم متهم شوند باید موافق همه تصمیمات و کارهای دولت باشند.
آقای مشاور صدا و سیما را متهم کرده که «از نگاه مدیریت سازمان صداوسیما، این سازمان حق نظارت بر همه جهان، همه جامعه و همه قوای رسمی کشور را دارد، اما هیچ کس حق ندارد بر عملکرد این سازمان نظارت کند و شورای نظارت بر صداوسیما نیز جنبه تشریفاتی دارد». این در حالی است که به احتمال فراوان، مردم اگر نظارت صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی بر قوای کشور را بخواهند، حتما نظارت بر همه قوا را میخواهند و دولت هم استثنایی بر این قاعده نیست، ولی اگر نظارتی جدی بر صدا و سیما وجود ندارد، بیش از این که نهاد تحت نظارت در معرض بازخواست باشد، نهاد ناظر را باید بازخواست کرد که وظیفه نظارتی خود را به خوبی انجام نداده است.
همان گونه که همه به مجلس ایراد میگیرند که چرا بر دولت قبل نظارت کافی نکرد، همه از یک رسانه ملی میخواهند که نظارتش بر قوا و از جمله دولت جدی باشد و هم از هیأت نظارتی که وظیفهاش نظارت بر صدا و سیماست، انتظار دارند نظارتش واقعی باشد. نظارت واقعی بر صدا و سیما به احتمال زیاد با فشار بر رئیس در حال رفتن تفاوت خواهد بود!
عضو هیأت نظارت بر صدا و سیما به جای ارائه راهی برای نظارت کارآمدتر بر صدا و سیما آن را البته از زبان ذهن رئیس صدا و سیما، جلسهای تشریفاتی میداند که هر دو هفته یک بار برای گپ زدن و گعده کردن تشکیل میشود، شاید چون هدف حمله به صدا و سیما به هر بهانهای باید محقق شود، چه زمانی که هیأت نظارت بر صدا و سیما در اختلاف رئیسجمهور و رئیس صداوسیما، حق را به ضرغامی میدهد و چه زمانی که تلویزیون برای رئیس جمهور جعل میکند.
شاید برای عدهای استقلال و بیطرفی رسانه یا حرمت یک استاد دانشگاه در مقابل متهم کردن تلویزیون اهمیت کمتری دارد و شاید مهم این است که تکصدای مردم ایران باید از دهان صدا و سیما شنیده شود و مرجع تعیین صدای مردم را نیز مشاور رئیس جمهور خواهد بود. آیا این قدری به تمامیت خواهی نزدیک نیست؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۹۲
انتشار یافته: ۵
درچهارچوب قانون تنها راه حل اين معضل
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
هیچ بعید نیست که اگه یکی از نزدیکان دولت هم ریاست صدا و سیما رو به عهده بگیره مثل الان یکجانبه رفتار کنه
فکر میکنم تنها راه حل این مسئله اینه که کانال های خصوصی راه اندازی بشن و این امر اجتناب ناپذیره
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



