قتل نگهبان پارکينگ با ادعاي دفاع از همسر
مرد شيشهاي که با ادعاي دفاع از همسرش نگهبان پارکينگ عمومي را به قتل رسانده بود با تاييد حکم مجازاتش در يک قدمي چوبه دار قرار گرفت.
به گزارش مردم سالاری، ساعت 16:30 دقيقه 15 آبان ماه سال 88 کشف جسدي در يک پارکينگ عمومي در شهرزيبا به کارآگاهان پليس آگاهي اطلاع داده شد.
در ادامه تيمي از ماموران در محل حاضر شده و با جسد متعفن مرد ناشناسي در صندوق عقب يک خودروي اسقاطي روبرو شدند.
مدير پارکينگ در جريان تحقيقات گفت: از شامگاه ديروز بوي تعفن به مشام ميرسيد که در ابتدا تصور کرديم حيواني مرده است اما امروز با جستجوي پارکينگ با جسد مرد ناشناسي در حالي که در ميان پتو پيچيده شده بود در صندوق عقب يکي از خودروها روبرو شديم.
در ادامه تحقيقات پليسي مشخص شد از ده روز قبل يکي از نگهبانان پارکينگ به نام غدير ناپديد شده است که مشخصات جسد کشف شده با وي مشابهت داشت.
مدير پارکينگ در اين باره گفت: غدير ده روز قبل کليد اتاقک سريداري را به يکي از کارگران به نام رضا داده و پس از آن ديگر کسي او را نديده است.
تيم جنايي سپس به تحقيق از رضا پرداخته که متوجه تناقض گويي او شدند. رضا سرانجام لب به اعتراف گشود و به قتل غدير با ضربه ميله آهني اعتراف کرد.
با تکميل تحقيقات پرونده براي محاکمه به شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد که در جلسه محاکمه اولياي دم خواستار قصاص غدير شدند.
متهم نيز در دفاع از خود گفت: من به عنوان نگهبان در يک رستوران کار ميکردم که مدير آنجا به خاطر اعتيادم مرا اخراج کرد. به همراه زن و بچهام به اين پارکينگ آمديم چند روز قبل از قتل براي معامله برنج به شمال کشور رفتم که وقتي بازگشتم همسرم گفت غدير نيمههاي شب وارد اتاق آنها شده بود. بعد از اين ماجرا دختر خردسالم دچار ترس و وحشت شده و از من ميخواست که از پارکينگ برويم. شب حادثه با غدير در حال مصرف شيشه بوديم که به ياد حرفهاي همسرم افتاده و با يک ميله آهني او را کشتم.
سپس جسدش را در ميان پتو پيچيده و داخل صندوق عقب يک خودروي اسقاطي قرار دادم.
قضات دادگاه پس از اين جلسه محاکمه رضا را به قصاص محکوم کردند که با اعتراض او به حکم مجازاتش پرونده به شعبه 20 ديوان عالي کشور فرستاده شد.
قضات ديوان عالي کشور نيز پس از بررسي پرونده حکم قصاص را تاييد کردند.



