صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نمی‌توانیم تا خراب شدن امور منتظر بمانیم

محمد‌رضا باهنر
کد خبر: ۳۷۵۶۰۱
| |
13999 بازدید
محمدرضا باهنر نامی است که با مجالس جمهوری اسلامی عجین شده است. هفت دوره سابقه نمایندگی در مجلس شورای اسلامی و سه دوره نایب رئیس بودن سبب شده است تا از وی یک چهره کاملا آشنا در فضای سیاسی ایران ساخته شود. همانگونه که خود وی در مصاحبه با تابناک، خاطر نشان می کند بسیاری معتقدند، اگر  در مجلس می خواهند مصوبه ای با رای مثبت نمایندگان منجر شود، باید ابتدا به سراغ وی رفت. مهندس باهنر در بازدیدی که از سایت تابناک داشت به سوالاتی درباره فضای عمومی تعامل بین دولت و مجلس و همچنین ضرورت وجود و تشکیل احزاب قدرتمند، پاسخ داد. البته وی در این گفت و گو توصیه هایی به وزراء و نمایندگان داشت تا هم نمایندگان مراعات حال کابینه یازدهم را بکنند و هم وزراء اینقدر متوقع و دل نازک نباشند. در ادامه شما را به مطالعه این گفت و گو فرامی خوانیم.

پرسش:
تعامل دولت و مجلس، همواره مورد تأکید مسئولان نظام بوده و حتی در زمانی که دولت و مجلس از دو طیف گوناگون بوده‌اند، خواسته رهبری این بوده که تعاملات و مجموعه اقدامات دولت و مجلس به سمت همگرایی باشد. برخی کار‌شناسان بر این باورند که مماشات مجلس هفتم با دولت نهم، زمینه ساز خروج احمدی‌نژاد و دولت گذشته از ریل قانون و در ‌‌نهایت اظهاراتی باشد که احمدی‌نژاد مجلس را در رأس امور نداند. اکنون ‌نیز برخی بر این باورند که سؤالات نمایندگان از وزرای دولت و تذکراتی که به دولت یازدهم می‌دهند، بیشتر از آنکه جنبه نظارتی داشته باشد، اقداماتی سیاسی و در جهت تقابل با دولت است. آیا این رویکرد نمایندگان مجلس در حالی که دولت یازدهم به ادعای خود از در آشتی درآمده و به دنبال تعامل با مجلس است، نگاه انتقادی به عملکرد مجلس وارد است؟


ــ به هر حال افراط و تفریط‌هایی در مجلس وجود دارد. نظام ما متشکل از سه قوه است که هر کدام اختیارات و وظایف مشخصی دارند و البته اختیارات و مسئولیت‌هایشان با یکدیگر متناسب است. نهادهای دیگری نیز ‌کارویژه خود را داشته و بحث تفکیک قوا جایگاه خود را دارد اما به معنای تفکیک قوایی که برخی گمان می‌کنند نیست و قوای سه گانه با هم در اداره امور هم‌پوشانی‌هایی دارند. اگر هر قوه‌ای به اختیارات خود بسنده کند و اختیارات سایر قوا را نیز به رسمیت بشناسد، جایی برای دعوا ‌نمی‌ماند.

از سوی دیگر، باید به این درک مشترک برسیم که هم افزایی و همکاری داشته باشیم. معمولا مجالس و دولت‌هایی که تازه روی کار می‌آیند با یکدیگر چالش‌هایی دارند. این‌ها باید با یکدیگر عادت کرده و با هم کار کنند. مجلس باید رعایت حال دولت را بکند. به هر حال دولت گرفتار سختی‌ها و مشکلاتی در میدان اجراست. دولت هم باید رعایت حال مجلس را بکند. برخی گلایه می‌کنند که پاسخ دادن به پرسش‌های نمایندگان وقت وزرا را می‌گیرد، ولی باید گفت که پاسخ دادن به سؤال از وظایف وزرا است.

در نظام مردم‌سالاری دینی پاسخگویی جزء لاینفک وظایف مسئولان است. بحث این است که افراط و تفریط نباشد. حال ممکن است وزیری به سؤالات نمایندگان پاسخ دهد، ولی نمایندگان به وی کارت زرد بدهند. وزیر هم نباید اینقدر دل نازک باشد و‌ احساس کنند که عالم و آدم باید در مقابل خدمات وی، خادم و خاضع باشند. ما قدردان زحمات وزرا و سایر مسئولان هستیم اما باید به وظایف خود نیز عمل کنیم. برای اینکه به یک تحقیق نزدیک به واقع برسیم، باید کاری تحقیقاتی و تطبیقی انجام شود. مشخص می‌شود که نمودار سؤال نمایندگان از وزرا بیشتر از گذشته است یا کمتر از آن. آیا ارتباطی به این دارد که دولت همخون و هم خط مجلس است یا خیر؟ آیا این متغیر تأثیر معنا‌داری در سؤالات و تذکرات دارد یا نه؟

ما فکر می‌کنیم که اتفاق مهمی نیفتاده است. نمایندگان و وزرا کار خود را انجام می‌دهند و سؤالاتی نیز وجود دارد. من به شوخی به نمایندگان و همکاران خود می‌گویم که شما بدشانس‌ترین نمایندگان ادوار مجلس هستید. موقعی آمده‌اید که نه بودجه هست و نه پول و امکانات و باید با حوزه‌های انتخابیه خود گفتار درمانی کنید. نمایندگان هم تحت فشار شدید مردم هستند. اینکه یک پروژه عمرانی دوازده سال است شروع شده و به پایان نرسیده، تقصیر این دولت و مجلس نیست.

اما مردم می‌پرسند این پروژه‌ها چه زمانی به نتیجه خواهد رسید. نمایندگان از وزرا ‌می‌‌پرسند و وزرا نیز می‌گویند که بودجه نداریم. البته نباید مردم این گونه برداشت کنند که به خواسته‌های آنان توجهی نمی‌شود. اقلا نمایندگان باید پیگیری‌های خود را به آگاهی مردم برسانند، هر چند به نتیجه هم نرسیده باشد. ما تلاش خود را می‌کنیم و بسیاری از سؤالات نیز پیش از آنکه به صحن بیاید با صحبت‌هایی که بین نمایندگان و وزرا انجام می‌گیرد، منتفی می‌شود. حتی برخی نمایندگان این ایراد را به ما می‌گیرند که چرا جلسه می‌گذاریم تا اختلافات و سؤالات رفع شود اما ما نیز بر این باوریم که فراهم آوردن زمینه آشتی کنان و رفع سوء‌تفاهمات خلاف قانون نیست.

 البته اگر تمام کار‌ها را انجام دادیم اما نماینده رضایت نداد که سؤالش از دستور کار خارج شود، مکلف هستیم که سؤال را در دستور کار قرار دهیم. با این حال ‌حدود ۷۰ درصد سؤالات پیش از اینکه به صحن مجلس برسد حل و فصل می‌شود.

پرسش: در آیین‌نامه مجلس ‌کارت زرد وجود ندارد. آیا به کار بردن اصطلاح کارت زرد باعث ایجاد تنش بین دولت و مجلس نمی‌شود؟

ــ ما این موضوع را در آیین‌نامه پیش بینی ‌و با شورای نگهبان هم در این زمینه بحث کردیم و در ‌‌نهایت قانع شدند. استیضاح فرایند قانونی مشخصی دارد و سؤال به هر تعداد هم که باشد نمی‌تواند جایگزین آن شود و یا حتی در مورد عدم کفایت رئیس‌جمهور. در ‌‌نهایت رابطه‌ای حقوقی بین تذکر و سؤال با استیضاح وجود ندارد؛ اما در آیین‌نامه این گونه آمده ‌که اگر در سه سؤال پی در پی از وزیر، مجلس پاسخ را قانع کننده تشخیص نداد، فضا برای ‌استیضاح فراهم شود، نه اینکه این سه سؤال باعث استیضاح شود. در هر صورت دمکراسی لوازم و هزینه‌هایی دارد که باید آن را پرداخت کرد و پذیرفت.

چه کسی می‌گوید رأی یک استاد تمام دانشگاه با یک فرد کم سواد یا بی‌سواد یکی باشد؟ نه عقل این را می‌پسندد و نه علم و نه شرع اما یک تفاهم بین‌المللی است و ما این را قبول کرده‌ایم که همه شهروندان کشور به اندازه مساوی حق رأی دارند. برخی می‌گویند زمانی که شما بخواهید تصمیمی رأی بیاورد، رأی خواهد آورد و در صورتی که نخواهید، رأی نمی‌آورد. به هیچ عنوان این گونه نیست. تا نماینده‌ای قانع نشود از رأی خود بر‌نمی‌گردد، به ویژه هنگامی که رأی گیری مخفی است، هر کسی رأی خود را می‌دهد. اما هر نماینده حوزه نفوذ رأیی دارد که لزوما با سایرین یکسان نیست.

ممکن است نماینده‌ای بتواند ۵۰ تن را قانع کند اما نماینده دیگری بایستد تا دیگران قانعش کنند و رأیش را با مشورت دیگران بدهد. گاه‌ حتی نمی‌توان پیش بینی کرد طرح یا لایحه‌ای رأی می‌آورد یا خیر. آقای خاتمی تعبیر زیبایی داشت. می‌گفت رئیس‌جمهور نتیجه متراکم دمکراسی است و مجلس نتیجه پهن شده دموکراسی. جمع بندی واعظین قانون اساسی این است که نمایندگان و مجلس کمتر به سمت دیکتاتوری و خود‌رأیی می‌روند؛ بنابر‌این، باید بر رئیس‌جمهور نظارت کنند تا منحرف نشود، چرا که هر قدر قدرت متمرکز شده‌تر باشد امکان انحراف آن بیشتر است.

پرسش: تجربه ‌نشان می‌دهد که فضای عمومی مجلس به کدام سمت گرایش دارد. سؤالاتی که منجر به کارت زرد وزرا در ماه‌های اخیر شده، ‌عمدتا تناسبی با حوزه اختیارات وزرا نداشته است، تا جایی که رئیس مجلس نیز از رأیی که در مجلس داده شد، گلایه کرد.

ــ چنین برداشت می‌شود که فضای عمومی مجلس همراه با دولت نیست. اصلا این گونه نیست. اگر آقایان وزرا نازک دل باشند، شاید این گونه تصوراتی داشته باشند. از آغاز شکل گیری مجلس شورای اسلامی تاکنون، شاید ‌حدود سی استیضاح انجام شده باشد که پنج استیضاح به نتیجه رسیده است. این گونه نیست که هر استیضاحی منتج به برکناری وزیر شود. ممکن است هر روز در رسانه‌ها گفته شود که می‌خواهند فلان وزیر را استیضاح کنند. اگر از من بپرسید که آیا سؤال از وزیر صنعت منتفی است، می‌گویم این گونه نیست و اگر نمایندگان اصرار به استیضاح داشته باشند، انجام خواهد شد اما اگر بپرسید آیا استیضاح وزیر صنعت رأی می‌آورد، می‌گویم رأی نمی‌آورد. باید این دو موضوع را از هم جدا کرد.

پرسش: گاهی نمایندگان به جای اینکه پرسش‌هایی در زمینه اختیارات وزرا مطرح می‌کنند،‌‌از وظایف آن‌ها می‌پرسند.

ــ وزرا اختیار دارند اما وظیفه مجلس نظارت بر حسن اجرای امور کشور است. گاهی برخی می‌گویند بگذارید اگر امور خراب شد سؤال کنید. اموری هست که نمی‌شود صبر کرد تا خراب شود و بعد کاری کنیم. بعضی از اشتباهات ‌جبران‌کردنی نیست. وزیر علوم حق دارد معاونان خود را انتخاب کند؛ اما زمانی که ببینیم ادامه راه به ناکجا آباد است باید جلو آن را باید بگیریم.


این گونه نیست که صبر کنیم تمام انتصابات انجام شود و بعد از آنکه شرایط نابسامان شد، ورود کنیم. زمانی که مملکت خراب شد، باید هزینه هنگفتی ‌برای بازسازی آن کرد. دولت اهل تدبیر است. اگر قرار باشد استاندارانی که انتخاب می‌شوند با نمایندگان مشکل داشته باشند که کار‌ها ‌پیش نمی‌رود. همان گونه که همکاری دولت و مجلس می‌تواند امور را به پیش ببرد در استان‌ها و مناطق این همکاری تأثیر افزون‌تری خواهد داشت و می‌تواند امور را به پیش ببرد. می‌تواند همکاری و همدلی باشد و وزرا نیز اختیارات خود را داشته باشند اما ما نیز می‌توانیم در فرایند امور دخالت کنیم. سؤالی که از وزیر ارشاد پرسیده شد مربوط به حوزه وظایف وزیر بود، ولی در ‌اینکه حق با نماینده بود یا وزیر، وارد این حوزه نمی‌شوم. در مورد وزیر اقتصاد نیز سؤال ربط داشت؛ اما رأیی که نمایندگان دادند، برخی معتقدند که پاسخ آقای طیب نیا قانع کننده بوده، ولی نمایندگان از جای دیگری دلخور بوده‌اند که این اتفاقات رخ داد. به هر حال سعی ما برای اصلاح امور است.

پرسش: یکی از مباحثی که رهبر انقلاب در سفر خود به کرمانشاه مطرح کردند، موضوع نظام پارلمانی بود. آیا مجالس ما این ظرفیت را دارند که علاوه بر اختیار قانون‌گذاری برخی امور اجرایی را نیز بر عهده بگیرند، یا اینکه باید به فکر راهکار دیگری بود؟

ــ برداشت برخی افراد از سخنان رهبری این بود که نظر رهبری این است که نظام ما تبدیل به نظام پارلمانی شود. اما بعد از آن رهبر انقلاب واکنش نشان دادند. مضمون سخنان رهبری این بود که باید اصول قانون اساسی را از یکدیگر جدا کنیم. برخی از اصول قانون اساس نظام جمهوری اسلامی است. در اصل ۱۷۶ قانون اساسی آمده است ‌برخی از اصول قانون اساسی غیر قابل تغییر است. اصولی که اسلامیت و جمهوریت نظام را تضمین می‌کند، غیر قابل تغییر است، اما بقیه قابل تغییر است. مثالی که رهبری آوردند، این بود که امکان تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی وجود دارد؛ برای نمونه، نمی‌توان در تغییر قانون اساسی گفت که مجلس یا شورای نگهبان نداشته باشیم اما می‌توان گفت که ترکیب آن‌ها تغییر کند. در صورت شکل گیری نظام پارلمانی اختیارات پارلمان بیشتر خواهد شد اما در هر صورت وزیری که انتخاب می‌شود از مجلس جدا می‌شود و به دولت می‌رود و باید پاسخگوی پارلمان باشد.

در مورد اینکه آیا مجلس فعلی با همین ساختار این توانمندی را دارد که با نظام پارلمانی کشور را اداره کند، باید گفت ‌در صورت تشکیل نظام پارلمانی باید در ساختار مجلس تغییراتی ایجاد شود. عموما در دنیا مجالس، دو مجلسی است که به نظر من باید در کشور ما نیز ‌روی نظام دو مجلسی کار کرد. مواقعی هست که منافع ملی با منافع منطقه‌ای در تضاد است و عموما نمایندگان فعلی پارلمان، نمایندگان منطقه‌ای هستند. در کشور ما نمایندگانی که صرفا ملی فکر کنند و منطقه‌ای عمل نکنند، شاید بیست نفر هم نباشند. برای شکل گیری نظام پارلمانی باید افرادی را داشته باشیم که ملی فکر کنند. معنایش هم این نیست که مناطق نماینده نداشته باشند.

پرسش: چرا برخی از مقامات و مسئولین حاضر نیستند از شهرستان‌ها نماینده شوند و بیشتر به دنبال نماینده شدن در تهران هستند؟ برخی از نمایندگان در حد مدیرکل یک استان هم نیستند و نمی‌توانند وظایف یک نماینده را انجام دهند. تا جایی که آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی در‌باره نمایندگان می‌زد.

- آقای احمدی‌نژاد حرف‌های با ربط و بی‌ربط زیاد می‌زد. ساختار را باید اصلاح کرد. بنده اگر بروم کرمان و رأی هم بیاورم، نمی‌توانم بیشتر از یک دوره نماینده باشم. چون مردم توقعاتی دارند که از عهده من خارج است و کارهایی که من می‌کنم، ممکن است مردم خیلی دنبالش نباشند.

مسأله کاملا روشن است. عمر متوسط نمایندگی در کشور ما یک ‌سال و نیم دوره است. این خیلی کم است. نماینده تا می‌خواهد چیزی یاد بگیرد و در جریان امور قرار بگیرد دوره‌اش تمام می‌شود. برخی از حوزه‌ها در ۹ دوره مجلس ۹ نماینده به مجلس فرستاده‌اند! مردم با توقعاتی نماینده انتخاب می‌کنند و بعد می‌بینند توقعاتشان عملی نشد و نتیجه این می‌شود که می‌روند سراغ شخص دیگری. این راه درست نیست.

در نظام‌هایی که دمکراسی جا افتاده، ‌اتفاق دیگری می‌افتد. بنده اگر در کرمان رأی آوردم، دو خدمت متقابل انجام می‌شود. حزب پشتیبان من، هوای من را در کرمان دارد و من هم در مجلس هوای حزب را دارم. من برای اینکه رأیم در کرمان حفظ شود، ضرورت ندارد سه روز از هفته را در حوزه انتخابیه باشم و به دنبال این و آن بدوم. در حال حاضر نمایندگان به جای اینکه در مجلس بنشینند و با دولت کمیته و کارگروه مشترک تشکیل دهند تا مشکلات مردم را حل و فصل کنند، به دنبال پیدا کردن شغل برای مردم منطقه خود هستند. مشخص است که با این روند مشکلی حل نمی‌شود. نمایندگان باید بیماری‌ها را درمان کنند نه اینکه سراغ حل مشکل بیماران باشند. البته چاره‌ای هم نیست.

بیشترین امیدی که مردم دارند به نمایندگانی است که دسترسی بیشتری به آن‌ها دارند و وقتی به نماینده مراجعه می‌کنند همه چیز از او می‌خواهند. بنده خدایی با من تماس گرفت و گفت بچه‌ام دانشگاه آزاد قبول شده و در موعد مقرر ‌نام‌نویسی نکرده است. گفتم اشکالی ندارد، نامه‌ای بنویس و من هم می‌نویسم اگر مشکل همین است کمک کنند و ثبت نامش کنند. بعد از اینکه دید من زود راضی شدم گفت: یک کار دیگر هم دارم. گفت: بچه من کاردانی قبول شده، بگویید کار‌شناسی ثبت نامش کنند. همه مراجعات مردم به نمایندگان است چه قانونی و چه غیرقانونی. البته این گونه نیست که همه بخواهند از تهران کاندیدا شوند. به ازای هر کرسی مجلس، تراکم تهران کمتر از سایر شهر‌هاست.

پرسش: با وجود همه این مشکلات دلیل اینکه احزاب در کشور پا نمی‌گیرد، چیست؟

 ــ من دلیل این مشکلات را نبود احزاب می‌دانم. بالاخره در نظام مردم‌سالاری دینی ما که تمام مسئولان کشور ‌مستقیم و یا با یک واسطه توسط مردم انتخاب می‌شوند، نیازمند داشتن چند حزب قدرتمند هستیم. برخی گمان می‌کنند حزب با نظام ولایی سازگاری ندارد. من این اعتقاد را ندارم. ما می‌توانیم چند حزب شناسنامه‌دار و در چهارچوب قانون داشته باشیم که گرایش‌های مختلف را نمایندگی کنند؛ برای نمونه، همین که در کشور ما عده‌ای را اصلاح طلب و عده دیگری را اصولگرا و یا اعتدال‌گرا می‌نامند، همین‌ها می‌توانند حزب تشکیل دهند.

پرسش: در سالیان گذشته برخی احزاب و گروه‌ها پشتیبان رؤسای جمهور در انتخابات بوده‌اند اما از سوی آقای احمدی‌نژاد این موضوع را به کلی نفی کرد و اعتقادی به احزاب و کار حزبی نداشت و آقای روحانی نیز خود را عضوی از اصولگرایان، اصلاح طلبان و یا حزب دیگری نمی‌داند.

حزب لازمه کار نظام است. اگر کشورمان بخواهد ۱۰۰ درصد حزبی باشد و انتخابات حزبی ‌شود، این کار مقررات خاص خود را می‌طلبد. باید در سه فاز کار کرد؛ یک‌ فاز را با همین قوانین موجود می‌شود انجام داد؛ گروه‌هایی بیایند و احزاب فراگیر تشکیل دهند و شروع به کار کنند. اما بخشی را با قوانین فعلی نمی‌توان انجام داد و قوانین باید اصلاح شود. فاز سوم هم اگر بخواهد عملیاتی شود، باید اصولی از قانون اساسی اصلاح شود.

در مجلس هم همین گونه است. گاهی فردی با چتر اصولگرایی کاندیدا می‌شود و رأی می‌آورد اما در مجلس خودش تصمیم می‌گیرد و خود را مستقل می‌داند. باید این را به این نماینده گفت که آقا یا خانم نماینده اگر شما فوق تخصص هم داشته باشید در یک زمینه تخصص دارید. اگر کسی رأی بالایی آورد به این معنا نیست که تمام مسائل را می‌فهمد. ینده خیلی هم که مدعی باشم، می‌گویم یک مهندس معمارم. اینکه بگویم سیاست خارجی، سیاست فرهنگی، ‌افکارعمومی، دفاع، نظام بین‌الملل، ‌اقتصاد و... را می‌فهمم اشتباه است. بی‌خردی است اگر فردی مدعی باشد همه چیز را می‌داند. آن چیزی را که نماینده نمی‌داند حزب باید تأمین کند. باید سیستم و تشکیلاتی برای کمک به نماینده وجود داشته باشد.

پرسش: مشکلات مردم را در تنگنا قرار داده است؛ تورم، بیکاری، افزایش سن ازدواج و.... برخی دولت گذشته و سوء مدیریت‌ها و عملکردهای اشتباهش را دلیل این مشکلات می‌دانند. به هر حال دولت جدیدی روی کار آمده است. آیا واقعا اراده‌ای برای حل مشکل و دغدغه‌های مردم در مجلس و دولت وجود دارد؟

ــ مگر می‌شود کسی دغدغه نداشته باشد. هر کسی که دین هم نداشته باشد به خاطر قدرت هم که شده، باید به وعده‌هایی که داده، ‌عمل کند. چند شاخص در اقتصاد کلان وجود دارد که دغدغه همه حکومت‌های دنیاست. چه حکومت‌های ایدئولوِیک و چه حکومت‌های لائیک، چه حکومت‌های دیکتاتور و چه حکومت‌های دموکرات.

شاخص امنیت و سلامت نعمت‌هایی است که معمولا کسی قدر آن‌ها را نمی‌داند. اولین مطالبه مردم و اولین وظیفه دولت‌ها برقراری امنیت است. حتی دیکتاتور‌ها هم که می‌خواهند فقط خودشان ظلم کنند، اجازه نمی‌دهند سایرین امنیت جامعه را از بین ببرند. شاخص تورم، سطح عمومی قیمت‌ها، رشد اقتصادی، نرخ بیکاری و توسعه انسانی؛ همه حکومت‌ها نگران این شاخص‌ها هستند و می‌خواهند این امور اصلاح شود. دولت و مجلس حتما می‌خواهند این امور برقرار باشد. سؤال این است که چرا این کار‌ها انجام نمی‌شود؟ کار به این سادگی نیست. با تک تک آقایانی که می‌خواستند رئیس‌جمهور شوند جلسه داشتم و یک جمله را تکرار کردم. گفتم شما یا خیلی توکلتان به خدا زیاد است و قلبتان بزرگ است یا اینکه نمی‌دانید در چه وضعیتی هستیم و کجا دارید می‌آیید. رئیس قوه مجریه بودن در این دوران کار بسیار سختی است. عین این حرف را به تک تک وزرا هم زدم. کار بسیار سخت است.

از ساده‌ترین موضوعاتی که همه مردم هم در مورد آن اطلاعات کافی دارند، هدفمندی یارانه هاست. همین الان دولت برای پرداخت یارانه نقدی ۷۰۰ میلیارد تومان کم دارد. برای اینکه این ۷۰۰ میلیارد تومان جبران شود، چه کار باید کرد؟ سه راه بیشتر نیست. یا باید برخی از یارانه بگیران را حذف کند، یا باید سهم یارانه بگیر‌ها را کم ‌و یا اینکه درآمدش را بیشتر کند.

افزایش درآمدهای دولت نیز با افزایش قیمت حامل‌های انرژی و افزایش مالیات تأمین می‌شود. اگر هیچ کدام از این کار‌ها را نکند، باید مانند دولت قبل، از بانک مرکزی پول پر قدرت بگیرد و تورم را بالا‌تر ببرد. هر کدام از این راه حل‌ها تبعات خود را دارد. کار نشد ندارد اما بسیار سخت است. مسئول اجرایی کشور باید از بین این راهکارها، آن ‌را که کمترین ضرر را دارد انتخاب ‌و به آن عمل کند. هر یک ماهی که می‌گذرد و دولت تصمیمی نمی‌گیرد ۷۰۰ میلیارد تومان کسری بودجه دولت اضافه می‌شود و همه ضرر می‌کنند. بیکاری و تورم با رأی و مصوبه حل نمی‌شود.

شاخص‌های اقتصادی کار خود را می‌کنند و منتظر تصمیم ما نمی‌مانند. دولت آقای روحانی چند کار خوب انجام داد. مثلا تورم ‌نقطه به نقطه ۴۴ درصدی که در این مدت به ۳۲ درصد رسیده است. این قدم بسیار خوبی است البته مردم راضی نیستند. مردم می‌گویند ما می‌خواستیم گرانی‌ها تمام شود. مطالبه مردم این است که قیمت‌ها گران‌تر نشود. مهم‌ترین هنر دولت این است که تورم و بیکاری بیشتر از این‌ها نشود. ابتدا باید تورم متوقف شود و بعد برای کاهش آن اقدام کرد. همه می‌خواهند خدمت کنند. برخی از وزرا در سن بازنشستگی هستند اما برای خدمت به مردم وارد میدان شده‌اند. بیشترین غصه آقای احمدی‌نژاد هم خدمت به مردم بود اما خرد جمعی را قبول نداشت و فکر می‌کرد هر چه به ذهن خودش می‌رسد، درست است. با یک عقل نمی‌شود مملکت را اداره کرد. خرد جمعی و فرایند تصمیم گیری می‌خواهد. این گونه می‌شود که یک سوراخ را می‌بندد اما ده‌ها سوراخ دیگر باز می‌شود.

پرسش: در مورد موضوع هسته‌ای و مواضع اخیر وزیر خارجه امریکا مبنی بر اینکه گزینه نظامی همچنان روی میز است و اینکه برخی می‌گویند اظهارات مقامات ایران و امریکا مصرف داخلی دارد و موضوع اصلی مذاکرات چیز دیگری است، چه نظری دارید؟

ــ پیش از هر چیز باید از مذاکره کنندگان هسته‌ای کشور حمایت کرده و ‌باور کنیم که این‌ها سرداران و سربازان ما در جنگی تمام عیار و سنگین هستند. نکته دیگر آنکه برخی عنوان می‌کنند که آیا شما به ۱+۵ اعتماد دارید یا نه؟

باید گفت ما به هیچ عنوان به این‌ها اعتماد نداریم اما به آن‌ها گفته‌ایم حاضریم گفت‌وگوی برد ـ برد داشته باشیم. مشتی گرگ روبه‌روی ما نشسته‌اند و با هم مذاکره می‌کنیم و حواسمان هم جمع است. این موضوع تنها مربوط به این دوره هم نیست. باید مواظب باشیم که از خطوط قرمز نظام هم عبور نشود. البته تعهدی که دیپلمات‌ها در مذاکرات می‌دهند را نظام باید اجرا کند و این اطمینان را به افکار عمومی بدهم؛ به فرض اینکه دیپلمات‌های ما در مذاکرات اشتباهی هم داشته باشند، تعهد اجرایی نخواهد شد و به دیپلمات‌ها گفته خواهد شد که تعهد را اصلاح کنند. اینکه اتفاقی بیفتد که نظام نخواهد ممکن نیست. نظام به امور مسلط است. امریکایی‌ها هم دستشان زیر ساتور صهیونیست‌هاست و برخی از اظهاراتشان مصرف داخلی دارد.

ما همواره تکرار کرده‌ایم یا همه یا هیچ؛ ‌زیر هر کدام از تعهداتشان که بزنند می‌خورد به زیر کل میز و آن‌ها هستند که باید بدانند در آینده چه اتفاقاتی قرار است بیافتد. باید حمایت و مواظبت کنیم و در ‌‌نهایت دعا کنیم برای کسانی که در این میدان سخت مبارزه می‌کنند.

پرسش: برخی نمایندگان به دنبال تشکیل کمیته‌ای برای نظارت بر مذاکرات هسته‌ای هستند. تشکیل چنین کمیته‌ای تا چه اندازه صحت دارد؟

ــ ما نظارت خاص خود را داریم اما اینکه کمیته‌ای بخواهد نظارت بر مذاکرات داشته باشد، درست نیست. هر کدام از آقایان هم که اظهاراتی در این زمینه دارند، نظر شخصی خودشان را می‌گویند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟