صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنايت به شيوه فيلم هاي سينمايي

کد خبر: ۳۷۴۱۸۸
| |
12767 بازدید
|

جوان ۲۴ ساله اي که دوستش را به لانه مجردي خود کشانده و پس از حدود ۲۴ ساعت شکنجه به شيوه فيلم هاي پليسي، او را به قتل رسانده بود صبح روز گذشته جزئيات جنايت فجيع خود را مقابل دوربين قوه قضاييه تشريح کرد و به سوالات قاضي ويژه قتل عمد پاسخ داد.

به گزارش خراسان، عقربه هاي ساعت ۷ صبح را نشان مي داد که با اشاره متهم به قتل خودرو پليس جنايي مقابل «لانه مجردي» در خيابان ميثم جنوبي توقف کرد و لحظاتي بعد او در برابر قاضي موحدي راد (قاضي ويژه قتل عمد) ايستاد تا پاسخگوي سوالات قاضي باشد.

در آغاز بازسازي صحنه قتل که کارآگاه محمدي (رئيس دايره قتل پليس آگاهي) نيز حضور داشت ابتدا کارآگاه نريماني (افسر پرونده) خلاصه اي از ماجراي قتل و چگونگي دستگيري متهم در مجلس ختم مقتول را شرح داد سپس مقام قضايي با تفهيم مواد قانوني به متهم و اين که مواظب اظهارات خود باشد و حقيقت ماجرا را بگويد از او خواست ضمن معرفي کامل خود چگونگي جنايت را تشريح کند.

مجيد که عنوان مي کرد تحصيلات ديپلم دارد و متاهل است گفت: از يکي دو هفته قبل تصميم به قتل دوستم گرفتم. شب حادثه طبق معمول از او خواستم تا براي کشيدن قليان به خانه مجردي ام بيايد. از قبل طناب و چوب آماده کرده بودم وقتي وارد خانه شديم من بساط قليان را آماده کردم او هم با گوشي تلفنش مشغول بود به بهانه رفتن به دستشويي در اتاق را باز کردم و از پشت در چوب را برداشتم و از پشت سر ضربه اي به سرش زدم او خيره به من نگاه کرد و گفت: مجيد اين چه کاري است؟ گفتم: ساکت شو! زير بغلش را گرفتم و کنار ديوار کشاندم او همچنان مات و مبهوت مانده بود. دست ها و پاهايش را با سيم برق بستم و از روي آن هم چسب نواري زدم. در اين مدت مدام همسرم زنگ مي زد و من مي گفتم سر کار هستم تا اين که به حميد، يکي از دوستانم زنگ زدم و از او خواهش کردم نزد من بيايد وقتي آمد و صحنه را ديد خيلي ترسيد مي گفت چرا اين کار را کردي؟ با نقشه ساختگي و به دروغ گفتم موضوع ناموسي است! او گفت: خب به پليس زنگ مي زدي. گفتم: نه خودم مي دانم چه کار کنم. از دوستم خواستم کنار مجيد بماند تا من به منزلم بروم. وقتي به خانه ام رسيدم لباس هاي ورزشي و کلاهم را برداشتم و به سمت بنگاه معاملات خودرو مجيد رفتم البته قبلا کليدهاي مغازه و گاوصندوق را از او گرفته بودم. هراسان وارد شدم دوربين مدار بسته را رو به بالا گذاشتم که تصوير مرا نگيرد. چک ها و اسناد خودرو را برداشتم و خودرو ۲۰۶ را از مغازه بيرون آوردم آن را مقابل ملک پدرم پارک کردم و ساعت ۶ صبح بود که در پي تماس هاي مکرر حميد دوباره به خانه مجردي ام رفتم. حميد ترسيده بود مي خواست برود گفتم چند دقيقه ديگر صبر کن تا من چيزي براي صبحانه بخرم. شير کاکائو و پنير خامه اي خريدم اما او نخورد و رفت. ديدم چسب هاي دست پرويز باز شده است اما نپرسيدم که خودش آن ها را باز کرده يا حميد! بعد از رفتن حميد به دروغ با تلفن صحبت و چنين وانمود مي کردم که بايد کسي براي شناسايي پرويز به آن جا بيايد تا بفهميم او در مسئله ناموسي دخالت داشته يا نه! به همين خاطر هم پرويز که حال نداشت مي گفت پس چرا اين فردي که مي گويي نيامد. به او گفتم تو حرف نزن! دوباره پيکر زخمي او را کنار تير حايل وسط اتاق کشاندم و با طناب سفيد بزرگ محکم به تير آهني بستم و خودم مشغول کشيدن قليان شدم در يک لحظه او در حالي که بسته شده بود خم شد و استفراغ کرد. من هم آن ها را تميز کردم و مدام با خودم فکر مي کردم که اگر او را رها کنم چه بلايي به سرم مي آورد. هنوز شب نشده بود که تسمه اي را دور گردنش انداختم و از پشت سر محکم کشيدم حدود ۲۰ دقيقه آن را نگه داشتم تا جان سپرد. در فيلم ها ديده بودم که دست مرده سرد مي شود اما وقتي به او دست زدم گرم بود روي مبل نشستم و بدون اين که پلک بزنم نگاهش مي کردم اما او تکان نمي خورد. پتويي را روي او انداختم، برق را از کنتور قطع کردم و بيرون رفتم بعد از چند ساعت بازگشتم ديدم قيافه او مثل مرده ها شده و تمام بدنش سرد است.

به يکي از دوستانم زنگ زدم و وانت او را امانت گرفتم جسد را به قسمت بار حمل کردم و مقداري لوازم ساختماني مانند بشکه را داخل آن گذاشتم. همسرم هم مدام زنگ مي زد. براي اطمينان او با وانت حامل جسد به منزلم رفتم و از همسرم خواستم تا از پنجره نگاه کند به او گفتم: کنار ساختمان در حال احداثم مي روم چون شب قبل دزد آمده است. او هم باور کرد و من جسد را از صدمتري به خيابان پروين اعتصامي بردم و در پياده رو انداختم.

اين گزارش حاکي است: پس از اعترافات متهم، حميد نيز ماجراي آمدن به لانه مجردي را تشريح کرد و سپس متهم مسير بردن جسد را تا خيابان پروين اعتصامي نشان داد

. با پايان يافتن بازسازي صحنه جنايت، قاضي موحدي راد دستور انتقال متهمان به زندان را صادر کرد و بدين ترتيب راز يک جنايت ديگر با تلاش پليس جنايي خراسان رضوي و دستورات ويژه قضايي افشا شد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۳۸
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
چرا این همه جنایت تو خراسان اتفاق میافته؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
عزیزم، روزنامه خراسان نه استان خراسان
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
پلیس جنایی خراسان رضوی
نه روزنامه خراسان
خوبه که کارآگاه نشدی
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
و بدين ترتيب راز يک جنايت ديگر با تلاش پليس جنايي خراسان رضوي و دستورات ويژه قضايي افشا شد!!!!
عجب
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۳:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
تو مشهد جرم و جنایت زیاد شده ، خدا میداند اگه برکت حضور امام رضا "ع" در مشهد نبود اونجا چی میشد !
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
اگر یک نوجوان بود میگفتیم فیلم دیده کنجکاوی اش گل اکرده!ولی این جوان به یک روانی بیش نیست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
20دقیقه تسمه را میکشیده تا اون بنده خدا خفه بشه!چه جونی داده اون جوان بد بخت!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
از این به بعد برای فیلم های پلیسی و جنایی بزنید+30!!!!!!
حامد
|
United Kingdom
|
۰۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
به همین راحتی؟ اینقدر آرام و بی سر صدا؟
خدایا چه صبری داری
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
کسی که متا هل است خونه مجردی برای چه میخواهد غیر از اینکه ریگی در کفشش باشد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
حمید باید از نبود مجیداستفاده می کرد به پلیس زنگ میزد شاید اون بنده خدا زنده می ماند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
دقیقا همینطوره، باید با پلیس تماس میگرفت و شرح میداد ماجرا چی بوده، اما الان خود حمید هم بخاطر اینکه از یک جرم مشهود اطلاع داشته و گزارش نکرده ممکنه تبعات حقوقی و کیفری براش ایجاد کنه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
قاتل چقدر نامرد بوده خدا لعنتش کنه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۲:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
باید فکری برای این مریض های روانی کرد.نمیدونم چی باعثش میشه که یه ادم انقذر بی رحم بشه احتمالا دورانه زندگیه سختی داشته و حالت روانی بوده وگرنه....چی بگم خدا به همه رحم کنه مخصوصا به اطرافیان همچین ادمهایی.البته بعید میدونم همچین بیخود ادم تصمیم بگیره کسی رو بکشه.شاید اتویی تهدیدی اذیتی...خدا عالمه.خدایا به تو پناه میبریم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
قلیون
نامی آشنا در صحنه ی جنایت
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
چه ربطي به قليون داره آخه؟
از قليون دفاع نميكنم اما قليون، ماهواره، فيسبوك اينا چه ربطي دارن به كشتن يه آدم
بايد خيلي بيرحم و رواني باشي كه بتوني همچين كاري رو انجام بدي!
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
قليون، ماهواره، فيسبوك، بی ربط هم نیستن. بساط قلیان معمولا محل آشنایی با آدمهای بزه کار است و ماهواره معمولا افکار ادمها رو تغییر میده و .... آدم که یه دفعه قاتل نمیشه، خرد خرد اتفاق میافته
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
ما که نفهمیدیم چی شد? برای چه ان بدبخت را شکنجه داد و کشت? برای خودرو بود? این مردک رواتی اشت.کلش به همان شیوه،جانش را بگیرند. سادیسمی.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟