صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

سناریوی تلخ بازیگران سیاسی برای تامین اجتماعی

افشین اورکی
کد خبر: ۳۶۸۳۰۷
| |
6512 بازدید
|
۵
ماراتن کشدار و کلیشه ای جدال رسانه ای سعید مرتضوی با علیرضا محجوب و نشانه روی سیل اتهام ها به یکدیگر، فارغ از اینکه تاکنون هیچ نتیجه مثبت و موثری برای میلیون ها مخاطب سازمان تامین اجتماعی نداشته است، موجب شده تا موجی از بی اعتمادی در میان بیمه شدگان و مستمری بگیران نسبت به کارکنانی شکل گیرد که آنها در واقع خود به نوعی قربانیان تصمیم های مدیران سیاست پیشه در این سازمان بیمه ای محسوب می شوند. کارکنانی که اکنون در واحدهای اجرایی بیمه ای و درمانی سراسر کشور، هدف اتهام ها و انتقادهای مردمی قرار گیرند که مدیران ارشد تامین اجتماعی، میلیاردها ریال منابع و درآمدهای آنها را به راحتی نوشیدن یک لیوان آب، تاراج کرده اند و در واقع هیچ هراسی نیز از محاکم قضایی ندارند. گو اینکه به نظر نیز نمی رسد در این سرزمین، متجاوزان به اموال مردم بینوا و دردمند، هیچ گاه حتی به پای میز محاکمه کشانده شوند!

اما ماجرای این اختلاس ها و سیاسی کاری ها در سازمان تامین اجتماعی بیش و پیش از آنکه متاثر از نبود اخلاق و منش انسانی در میان مدیران بوده باشد، متاثر از نوعی آنارشیسم و سانتیمانتالیسم سیاسی در سازمان تامین اجتماعی است. اساسا وقتی آنارشیسم در سیستم های دولتی و شبه دولتی مانند تامین اجتماعی شکل می گیرد و حاکم می شود، همه ارکان این مجموعه خود را صاحب حق و تصمیم گیری در باره مخاطبان میلیونی زیر مجموعه خود می دانند و بنابراین طبیعی است که شاهد انحراف منابع و درآمدهای مالی آن مجموعه از مجاری واقعی و منطقی خود باشیم.

البته این آنارشیسم مدیریتی و نبود نظارت و سیستم های کنترلی در تامین اجتماعی نیز خود معلول بسیاری دیگر از پارامترهای دیگر مانند نبود نهادهای ناظر و بی توجهی به جریان آزاد اطلاع رسانی و نمایندگان افکار عمومی در جامعه است. به عنوان نمونه پیش از آنکه شاهد ماراتن مسابقه کشدار و کلیشه ای میان قاضی سعید مرتضوی و علیرضا محجوب باشیم، معدود خبرنگاران و گزارشگران آزاد اندیشی که برخی از آنها نیز در سازمان اشتغال دارند، آژیر خطر ظهور استبدادگرایی و خودمحوری مدیران تامین اجتماعی را به صدا در آوردند و از چپاول اموال بیمه شدگان و مستمری بگیران خبر دادند و خواستار توجه و ورود ارگان های نظارتی و کنترلی در سازمان تامین اجتماعی شدند، اما متاسفانه آنچه نصیب این دسته از خبرنگاران و گزارشگران شد، برخوردهای حراستی با آنها بود و بس!

از سوی دیگر ارگان های نظارتی و کنترلی در سازمان تامین اجتماعی مانند دفتر بازرسی و نظارت مدیر عامل، حراست و رسیدگی به شکایات، هیچ گونه وقعی به این مطالب، یادداشت ها، اخبار و گزارش ها نکردند و متاسفانه آنچه بیشتر رسانه ها از آن به عنوان آسیب و خطر یاد کردند، در سازمان به عنوان هوشمندی و تدبیر مدیران یاد شد و از این مدیران تاراج گر به عنوان مدیران هوشمند و با تدبیر با پاداش های میلیونی و میلیاردی تقدیر شد! ب

راستی امروز چه اتفاقی در سازمان تامین اجتماعی صورت گرفته است؟ مدیران چپاولگر اموال بیمه شدگان و مستمری بگیران در سازمان تامین اجتماعی یا به سمت های بالاتر در «شستا» ارتقاء درجه پیدا کردند و عضو هیات مدیره های شرکت های نفت و گاز شدند تا لابد بهتر بتوانند به امور بیمه شدگان و مستمری بگیران بپردازند و یا اینکه با نگارش یک «توبه نامه» صد در صد عوام فریبانه با وقاحت هر چه تمام، خود را به عنوان سوپرمن سازمان تامین اجتماعی معرفی کردند و به افکار عمومی هم پاسخ ندادند که تکلیف آن پاداش های میلیونی که گرفتند چه می شود و آیا تصمیم و اراده ای دارند تا پول های غارت کرده را به صاحبان خود در تامین اجتماعی باز گردانند یا خیر؟

از سوی دیگر نبود سیستم های کنترلی و نظارتی تبادل جریان باز اطلاعات، اخبار و فضای گردش تبادل افکار و انتقاد در سازمان تامین اجتماعی موجب شده تا مدیریت های سیاسی و بسته در این سازمان به این باور برسند که مجازند تا هرگونه که خود می خواهند عمل کنند و نگران هیچ گونه مواخذه ای از سوی هیچ نهاد نظارتی هم نباشند.

اما براستی چه باید کرد؟ آیا با تغییر برخی از مدیریت ها و روی کار آمدن افراد منتصب به گرایش فکری مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی و یا کسانیکه به نوعی وابستگی های قومی و جغرافیایی(استانی) با ایشان داشته و دارند و یا مدیرانی که به واسطه گرایش یکسان شغلی(پزشکی) با مدیریت ارشد سازمان اجازه ورود به این سازمان بیمه ای را پیدا کرده اند، می توانند به عنوان موثرترین و کارآمدترین راهکارهای خروج این سازمان به شدت بحران زده از گردابی که در آن فرو رفته است تلقی شوند؟!

نگاهی به انتصاب های اخیر در سازمان تامین اجتماعی موید این نکته است که جغرافیای شهری، گرایش های فکری و سیاسی و شغلی افراد نزدیک به مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، پارامتری مهم، موثر و استراتژیک در راهیابی این افراد به ساختمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی تهران بوده است و در این ارتباط کمتر به مسائلی مانند تخصص، تجربه و دانش بیمه ای افراد توجه شده است! از زاویه دیگری به تحولات اخیر سازمان تامین اجتماعی هم می توان نگاه کرد.

متاسفانه در این سازمان بیمه ای، بر خلاف تمام شعارهای مطرح شده از سوی مدیر عامل سازمان، تاکنون کمتر شاهد تحقق راهکارهای عملی برای برون رفت تامین اجتماعی از گرداب هایی بوده ایم که دکتر نوربخش با شعار«ایجاد پاکدستی» خواسته تا از آن خارج شود. براستی آیا «پاکدستی» در سازمانی که خارج از نهادهای نظارتی و کنترلی عمل می کند، چگونه امکانپذیر است؟!

«پاکدستی» و یا شعارهایی از این دست زمانی در سازمان تامین اجتماعی محقق می شود که نمودهای عملی و عینی داشته باشد. وقتی کارکنان این سازمان بیمه ای مشاهده می کنند که افراد متخلف نه تنها از کار برکنار نشده که ارتقاء درجه نیز پیدا می کنند و یا اینکه با آنها با تساهل و تسامح برخورد می شود و یا اینکه برخوردهای حراستی و ارجاع افراد به واحد تخلفات اداری فقط و فقط برای کارکنان «دون پایه» است و بس، آیا آنها نباید به تحقق «پاکدستی» در سازمان تامین اجتماعی ریشخند بزنند؟!

پاسخگویی هوشمندانه با شیوه همسویی رسانه ها!

رسانه های گروهی، همواره به عنوان چشم و چراغ های نظارتی و کنترلی دستگاه ها و مجموعه های دولتی و شبه دولتی محسوب شده و می شوند. چرایی این مساله در این است که خبرنگاران و گزارشگران مستقل و آزاد اندیش، فارغ از بازی های مدیران قدرت طلب و سودجو، به غیر از منافع ملی مردم، به هیچ مساله دیگری نمی اندیشند. بر همین اساس آنها ارتباطی چند سویه با دستگاه های دولتی داشته و دارند. آنها از یک طرف باید به انعکاس مشکلات و کاستی های مردم بپردازند و از سوی دیگر باید به عنوان یک نهاد ناظر، دستگاه های دولتی را ملزم و موظف به پاسخگویی به مشکلات مردم کنند. اما چند وقتی است که «روابط عمومی» بعضی تشکیلات دولتی به جای عمل به وظایف قانونی خود که همان پاسخگویی به مشکلات مطرح شده یک رسانه ها است، با اجرای سیاست «چماق و هویج» سعی در همسویی رسانه ها و منتقدان خود دارند!

آنها یا از سیاست «چماق و تهدید» بهره می جویند و یا با اعمال سیاست اعطاء هویج (امتیازهای غیر قانونی و غیر شرعی) به برخی از رسانه های منتقد و دگر اندیش، در تلاشند تا این دسته از معترضان و منتقدان را با خود همسو کرده و به اصطلاح، صدای آنها را در نطفه خفه کنند!

این روش یعنی سیاست «چماق و هویج» توسط روابط عمومی برخی سازمان های دولتی و شبه دولتی، شاید در کوتاه مدت تامین کننده نیازهای این دسته از مدیران روابط عمومی ها باشد، اما به طور حتم و در دراز مدت، به هیچ وجه نمی تواند مانع از درز اخبار مشکلات، کاستی ها، ضعف ها و سوء مدیریت های اعمال شده در سازمان ها و شرکت های دولتی و شبه دولتی عمومی شود و این مساله ای است که باید توجه این دسته از مدیران روابط عمومی ها را به آن معطوف کنیم.

اینها باید بدانند شاید با از دور خارج کردن چند رسانه نه چندان مطرح با حربه «چماق و هویج»، در کوتاه مدت به همپوشانی بی کفایتی مدیران ارشد سازمان متبوع خود بپردازند، اما در دراز مدت نمی توانند و قادر نخواهند بود تا به انحراف افکار عمومی از کاستی ها و آسیب های فراوان ناشی از بی لیاقتی این دسته از مدیران بپردازند.

می گویند در سال های نه چندان دور، پادشاهی در پاسخ به یک خبرنگار که ماموران، مردم را به زور برای دیدن شما می آورند، گفت: «ممکن است مردم را بتوان به زور از خانه های خود بیرون آورد، اما به زور نمی توان آنها را وادار به خندیدن کرد.» به همین ترتیب می توان گفت ممکن است شما بتوانید در کوتاه مدت توجه افکار عمومی از مشکلات خود را به مسائل صوری و نخ نما شده که آن هم نتیجه بی لیاقتی همتایان شما در دوره های گذشته است جلب کنید، اما باید باور داشته باشید که جوجه ها را آخر پائیز می شمارند و آنگاه به شما خواهیم گفت که حذف منتقدان و دگر اندیشان در کوتاه مدت، چه آسیب ها و خلل های جبران ناپذیری به شما و سازمان تحت مدیریتتان وارد خواهد ساخت.

تکرار دور باطل شعارهای تکراری در تامین اجتماعی

قصه پر غصه تکرار شعارهای صوری و نخ نما شده در سازمان تامین اجتماعی توسط مدیران ارشد آن، انگار تمام شدنی نیست! سال ها پیش، مهندس حسینعلی ضیائی با شعار افزایش بیمه شدگان تامین اجتماعی به مرز 10 میلیون نفر وارد این سازمان انحصاری بیمه ای شد. شعاری که تا پیش از این به طنزی فانتزی بیشتر شباهت داشت تا به هدفی علمی و مبتنی بر اصول آکچواری بیمه ای! مهندس ضیائی به خوبی می دانست که افزایش بیمه شدگان و رسیدن به آمار 10 میلیون نفر بیمه شده نیاز به یکسری برنامه های نرم افزاری و سخت افزاری دارد که در آن مقطع زمانی، سازمان تامین اجتماعی فاقد آن بوده و شاید در حال حاضر نیز این بسترها و شاخص ها در تامین اجتماعی مهیا نباشند.
به عنوان نمونه برای دسترسی مطلوب و آسان مخاطبان تامین اجتماعی به اطلاعات و پاسخگویی به نیازهای بیمه ای خود، آنها نیازمند بسترهای مناسب«IT » در سازمان تامین اجتماعی بوده و هستند. اکنون شعار دسترسی آسان بیمه شدگان به سوابق بیمه ای از طریق اینترنت داده شده و می شود، اما خود مسئوولان سازمان تامین اجتماعی هم به خوبی می دانند که بیمه شدگان و مخاطبان این سازمان، در حال حاضر به خوبی نمی توانند و قادر نبوده و نیستند که دسترسی آسان و بی دردسر به سوابق بیمه ای داشته باشند و باید برای بررسی سوابق بیمه ای خود به شعبه های شلوغ و پر تنش تامین اجتماعی در سراسر کشور مراجعه کنند!

از سوی دیگر در خود شعبه ها نیز به دلیل مشکلات فراوان فنی، امکان برقراری اینترنت تاکنون مهیا نشده است. گذشته از اینکه در برخی از اداره های کل تامین اجتماعی در کشور و از جمله در استان تهران نیز به دلیل حاکمیت افکار بسته و سنتی بعضی از مدیران کل بیمه ای، در عمل استفاده از اینترنت به یک رویا برای کارکنان آن اداره کل تبدیل شده است!

متاسفانه حتی در برخی از اداره های کل تامین اجتماعی، برای خبرنگاران شاغل در این اداره ها، استفاده از اینترنت ممنوع شده است و با این افکار قرون وسطایی و اینگونه برخوردهای بدوی، در عمل شاهد ترویج فضای رشد و اندیشه ها هستیم و با این اوضاع برای مسئوولانی که شعار دسترسی آسان و مطلوب مخاطبان میلیونی  به اطلاعات بیمه ای را سر می دهند و اظهار می دارند که همه چیز در تامین اجتماعی شفاف و قابل دسترسی است، چگونه امکان طرح پرسش ها و انتقادهای بیمه ای نسبت به عملکرد مبهم و تیره بعضی از مسئوولان تامین اجتماعی  توسط بیمه شدگان، مستمری بگیران و میلیون ها مخاطب دیگر در سراسر کشور وجود خواهد داشت؟!

اکنون نیز شاهد طرح شعارهای رنگارنگ دیگری توسط مسئوولان سازمان تامین اجتماعی در کشور بوده و هستیم. شعارهایی مانند عبور از بحران های مالی فراوان و یا ایجاد پاکدستی در این سازمان بیمه ای! پرسش مهمی که تاکنون توسط مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، پاسخ شفاف و روشنی به آن داده نشده این است که این شعارها چگونه و چه زمانی تحقق پیدا خواهند کرد؟ آیا تکرار این شعار که سازمان میلیاردها تومان کسری درآمد دارد و یا اینکه دولت فلان میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است، مشکل و یا مشکلات کنونی تامین اجتماعی را حل خواهد کرد؟!

آیا نباید برای این مشکل و مشکلات، شاهد پاسخ و یا پاسخ های قانع کننده ای توسط دکتر سید تقی نوربخش به افکار عمومی به طور کلان و بیمه شدگان و مستمری بگیران و میلیون ها مخاطب این سازمان در سراسر کشور به طور ویژه باشیم؟ بیش از 5 ماه از صدارت دکتر نوربخش در سازمان تامین اجتماعی می گذرد. آیا اکنون وقت آن فرا نرسیده تا از ایشان بپرسیم که چه طرح و یا طرح هایی برای برون رفت سازمان تامین اجتماعی از ورشکستگی که در آن قرار گرفته است دارد و یا اینکه هنوز هم از سوی اندک مدافعان وی در سازمان تامین اجتماعی متهم به سیاه نمایی و خودزنی خواهیم شد؟!

آیا تاکنون شاهد راهکار و یا راهکارهایی برای حل مشکلاتی که به باور ایشان ناشی از سال ها حکومت غیر پاکدست ها در تامین اجتماعی است، بوده ایم؟ براستی دکتر نوربخش چگونه خواهد توانست پاکدستی را در سازمان تامین اجتماعی حاکم کند که بعضی از مدیران آن با حقوق و پاداش های میلیونی خو گرفته اند و اسناد و مدارک زیادی دال بر اینگونه تخلفات مالی و سوء استفاده های شخصی از امکانات مالی آن موجود است؟

آیا تحقق پاکدستی از زاویه دید مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی با چند تغییر و جابجایی سطحی در میان مدیران میانی امکانپذیر خواهد شد؟! آیا نباید با مدیران متخلفی که آمار تخلفات آنها را خواجه حافظ شیرازی هم می داند، برخورد و یا برخوردهای قاطع و قانونمندانه ای انجام شود؟ همه مخاطبان میلیونی سازمان تامین اجتماعی امیدوار به پاسخگویی شفاف، متقن و منطقی مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی به این پرسش ها بوده و هستند. در غیر این صورت باید به دکتر نوربخش گفت که جناب دکتر؛ دهان بیمه شدگان و میلیون ها مخاطب دیگر این سازمان با حلوا حلوا کردن هیچ گاه شیرین نشده، نمی شود و در آینده نیز نخواهد شد.    

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۱
هیچ وقت به نتیجه نمی انجامد.....
از 3000میلیارد چه خبر؟؟؟
امید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۱
تصورنمی کنم درحال حاضربااین وضعیت سازمان هیچ کارگری تمایل به بیمه شدن داشته باشد
احد نصر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۴
سلام دغدغه شما واقعا اساسی است
مجتبی بابا احمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
از سایت خوب تابناک تقدیر می کنم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۹
ما نمیدانیم در این سازمان چه میگذرد آنچه میدانیم آن است که علیرغم تبلیغ زیاد برای بخشودگی ، به راستی در شعبه 22 که با آن سر و کار داشتیم رفتار کارمندان بسیار بد بود و بسیاری از کارفرمایان که تقاضا داشتند که اقساط بیشتری داشته باشند
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟