صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

ناتو و سه جاده استراتژيک ايران به افغانستان

کد خبر: ۳۶۶۰۲
| |
6732 بازدید

آنچه امروز در افغانستان مي‌گذرد، يکي از دغدغه‌هاي مشترک ايران و دولت جديد امريکاست.

فرزانه روستايي در يادداشتي در «اعتماد» مي‌نويسد: فروافتادن پرده از ناکارايي دولت حامد کرزاي و اداره بخش‌هاي وسيعي از اين کشور از سوي جنبش دوباره احيا شده طالبان زنگ‌هاي خطر را که نه، آژيرهاي خطر را براي دو وزارت خارجه ايران و امريکا به صدا درآورده است. براي امريکايي‌ها به هم ريختگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي اين کشور در کنار ناامني اجتماعي افغانستان، افزايش تلفات سربازان امريکايي و غير نظاميان افغان و در نهايت پر شدن خلاء سياسي و در اکثر مناطق مرزي با قدرت، نفوذ، و حضور طالبان فقط و فقط به مفهوم از دست رفتن هفت سال تلاش براي برپا کردن يک افغانستان غيرافراط گراست.

براي ايران نيز از دست رفتن هفت سالي که از سقوط و احياي دوباره طالبان مي‌گذرد به مفهوم گشوده شدن بيشتر دروازه‌هاي ناامني، قاچاق و نيز احتمال سرازير شدن دوباره موج آوارگان افغان از هزار کيلومتر مرز مشترک ما با اين کشور است. با اين حال، امريکايي‌ها بيشتر از ايراني‌ها در اين انديشه‌اند که بازي را در افغانستان باخته‌اند و ممکن است در آينده‌اي نه چندان دور، دوباره برج‌هاي مرتفع نيويورک و خيابان‌هاي واشنگتن تبديل به خط مقدم نبرد با کساني باشد که طالبان افغانستان مامن آنهاست. تکرار عبارت «يک ويتنام ديگر» يا «جنگ اوباما در افغانستان» در ميان اظهارنظرهاي عالي‌ترين مقام‌هاي امريکايي بيانگر آن است که وزارت خارجه و دفاع امريکا پس از هفت سال دوباره خود را درگير جنگ و بحراني مي‌بيند که برخورد با آن بسيار دشوارتر و پرهزينه‌تر است و در برخورد با آن از حمايت و اجماع بين‌الملل کمتري برخوردارند. چندي پيش هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا دولت کرزي را Narco state يا «دولت تخدير» ناميد، گزارش ديگري افغانستان را Failed narco mafia state يا «دولت مافيايي شکست خورده تخديري» ناميد که نمي‌توان رد کمک‌هاي بين المللي به آن را پيگيري کرد، تا حدي که افزايش نيروهاي نظامي بين المللي و نيز چند برابر کردن کمک‌هاي اهدايي بين المللي نيز نمي‌تواند تغييري در شرايط اقتصادي و امنيتي آن کشور به وجود آورد.

گزارش دو ماه پيش يک موسسه بين‌المللي و تحقيقاتي ICOS مبني بر اينکه طالبان تا حدود 72 درصد از 75 درصد خاک افغانستان را در کنترل خود دارد ابتدا با واکنش‌هاي ترديدآميز مجامع بين المللي مواجه شد اما روند تحولات بعدي در مناطق مرزي پاکستان و افغانستان به تدريج صحت ارزيابي گزارش فوق را تاييد کرد. طي حدود دو ماه گذشته خطوط تدارکاتي ناتو در پاکستان به صورت منظم و متمرکز مورد حمله طالبان پاکستان قرار گرفته است. طي هفت سال گذشته 75 درصد از تجهيزات نظامي و غيرنظامي ناتو از طريق بندر کراچي و پس از طي حدود 900 کيلومتر با عبور از جنوب تا شمال پاکستان و با گذشت از منطقه قبايلي و از طريق گذرگاه خيبر وارد افغانستان مي‌شده است. کاميون‌هايي که اين تجهيزات را از سوخت و مهمات گرفته تا مواد غذايي و پوشاک به افغانستان منتقل مي‌کردند طي دو ماه گذشته به صورت گروهي هدف حملات انتحاري و بمب گذاري قرار گرفته‌اند. خرابکاري در جاده و پل‌هاي مسير عبور اين کاميون‌ها به امري عادي و تقريباً غيرقابل جبران تبديل شده است.

تنها در جريان يک حمله که دهم دي ماه در منطقه قبايلي عليه کاروان کاميون‌هاي ناتو صورت گرفت، حدود 200 کاميون و‌ تريلر آتش زده شد و محموله آنها به هوا رفت. حجم خسارات وارده به کاميون‌هايي که در اين مسير تردد مي‌کنند در حدي بوده که اتحاديه کاميونداران پاکستان اعلام کرد از حمل کالاهاي نظامي به مقصد افغانستان خودداري مي‌کنند. ناامن شدن مسير کراچي تا گذرگاه خيبر به اين مفهوم است که ناتو شاهرگ تدارکاتي خود را در خاک پاکستان از دست داده و با توجه به بحران سياسي اجتماعي اسلام آباد، بعيد به نظر مي‌رسد در ميان مدت بتوان به تامين اين شاهراه حياتي پرداخت. همزمان با ناامن شدن مسير پاکستان، دولت قرقيزستان نيز با دريافت صدميليون دلار کمک بلاعوض و 150 ميليون دلار وام، و 300ميليون دلار فرصت سرمايه گذاري از طرف مسکو، از امريکايي‌ها خواست پايگاه هوايي مناس را در شمال اين کشور تعطيل کند. قزاقستان با اجاره پايگاه هوايي خود به امريکايي‌ها بر مبناي ماهي 17ميليون دلار تنها کشوري بود که به امريکايي‌ها اجازه مي‌داد بدون هيچ محدوديتي از اين پايگاه براي انجام عمليات نظامي در افغانستان استفاده کند يا به افغانستان تدارکات برساند.

اگر وخامت شرايط امنيتي افغانستان امروز را در کنار قطع دو خطوط مواصلاتي ناتو در شمال و جنوب افغانستان با هم مورد ملاحظه قرار دهيم، آن گاه مي‌توان به مختصات شرايط بسيار دشواري که ناتو و به ويژه امريکايي‌ها با آن مواجه‌اند پي برد.لازم به يادآوري است که فرودگاه چک لالا حوالي اسلام آباد و نيز فرودگاه‌هاي دوشنبه در تاجيکستان و کارشي خناباد ازبکستان تا حدودي مي‌توانند فقدان پايگاه هوايي مناس قرقيزستان را جبران کنند، اما هيچ پايگاه هوايي در کشورهاي همسايه افغانستان نمي‌تواند جايگزين خطوط مواصلاتي کشور پاکستان براي نيروهاي ناتو در افغانستان باشد زيرا هزينه حمل و نقل هوايي اين حجم عظيم از تدارکات چهار تا پنج برابر هزينه حمل و نقل زميني است و عملاً ناتو بايد درصدد پيدا کردن جايگزيني براي خطوط زميني ناامن پاکستان باشد.در چنين شرايطي، سه خطوط مواصلاتي امن و استاندارد که از سه مسير خاک ايران را به افغانستان متصل مي‌کند ممکن است بتواند در چارچوب روابط امنيتي جديد به انتظام امور افغانستان کمک کند. در حال حاضر سه مسير؛ 1- چاه بهار به زرنج (مرکز استان نيمروز افغانستان) حدود 600 کيلومتر 2- چاه بهار- بندرعباس به بيرجند و مرکز استان فراه افغانستان 3- بندرعباس به مشهد ـ تايباد ـ هرات افغانستان؛ مي‌تواند جايگزيني براي مسيرهاي ناامن پاکستان براي کمک رساني بين المللي به افغانستان باشد. در مقايسه مسير اول يعني چاه بهار ـ زرنج که با طي حدود 600 کيلومتر به مرز افغانستان مي‌رسد و پس از حدود 150 کيلومتر به جاده حلقوي مرکز افغانستان وصل مي‌شود 300 کيلومتر نزديکتر از مسير حدود 900 کيلومتري کراچي به گذرگاه خيبر در شرق افغانستان است.

لازم به يادآوري است پرداخت ده‌ها ميليارد تومان هزينه جاده سازي در مجاورت استان‌هاي غرب افغانستان همگي بر اساس ديدگاه کمک به امن کردن افغانستان صورت گرفته است و اين هزينه با ورود اين جاده‌هاي استراتژيک به ملاحظات امنيتي منطقه‌اي بايد بتواند توجيه اقتصادي خود را به اثبات برساند.جمهوري اسلامي ايران براي تکميل مسير بندر چاه بهار به زرنج واقع در استان نيمروز افغانستان هزينه ساخت پل بسيار گران قيمت «دوستي» يا «جاده ابريشم» با طول 320 متر را روي رود هيرمند پرداخته است.کاروان‌هاي بين المللي به مقصد افغانستان با عبور از اين پل بايد بتوانند هزينه ساخت اين پل را بازگردانند.از سويي مطرح شدن اين سه خط مواصلاتي امن استان‌هاي شرقي ايران به افغانستان مصيبت زده مي‌تواند زمينه ساز مشارکت تدريجي ايران در معادلات جديد منطقه‌اي باشد.با مطرح شدن اهميت استراتژيک سه مسير فوق مي‌توان ارزش ديپلماسي و چانه زني ايران را در مذاکرات آتي با امريکايي‌ها ارتقا دهد؛ ارزشي که مجموع راه‌هاي مواصلاتي هشت کشور همسايه افغانستان قابليت مقايسه با آن را ندارد. از تجربه و کارايي خطوط گازرساني روس‌ها از طريق اوکراين به اروپا غافل نشويم. روس‌ها هر ساله هنگام زمستان در اوج سرما قيمت گاز را افزايش مي‌دهند و به خريداران گاز خود که انتخاب ديگري ندارند، يادآوري مي‌کنند بايد تابع معادلات اقتصادي باشند که مسکو ديکته مي‌کند.وزن استراتژيک سه مسير مواصلاتي ايران در استان‌هاي شرقي کشور به افغانستان از ارزش‌هاي سياسي و اقتصادي خطوط گاز روسيه به اوکراين و روسيه بسيار بالاتر است، فقط بايد در ويترين معادلات امنيتي منطقه‌اي آن را عرضه کنيم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار