نگاه شما: دولت الکترونیک از ادعا تا واقعیت
این متن در حاشیه برگزاری نمایشگاه الکامپ ۲۰۱۳ سعی بر آن دارد تا ادعاهای بخشهایی از دولت در الکترونیکی شدن و تسهیل امور برای شهروندان را با بیان یک اتفاق واقعی به بوته آزمایش بگذارد.
با آغاز نمایشگاه الکامپ ۹۲، تبلیغات فراوانی درباره بخشهایی که جدید و یا برای شهروندان جذابیت دارد از طریق صدا و سیما و دیگر رسانهها از جمله سایتهای خبری منتشر میشود.
یکی از این موارد با این عنوان مطرح شد: در پانزده دقیقه، شناسنامه الکترونیکی دریافت کنید.
در این مورد عنوان شده بود که شما در نمایشگاه الکامپ ۹۲ و در غرفه سازمان ثبت احوال با ارائه مدارک لازم (شامل دو قطعه عکس کپی کارت ملی و اصل شناسنامه عادی خود) و پرداخت مبلغ ۱۵۰.۰۰۰ ریال میتوانید در پانزده دقیقه شناسنامه الکترونیکی دریافت نمایید. جل الخالق! چقدر دولت الکترونیک شده است! خدا را شکر!
از این روی بود که صبح جمعه اول وقت یعنی ساعت ۹ صبح به همراه همسر خود با مدارک کامل و کپی از هرچه بود و نبود، در محل غرفه ثبت احوال حاضر شدیم تا به حول الهی از این خدمت محیرالعقول! الکترونیک استفاده کنیم.
تعدادی از هموطنان که این موضوع توجهشان را به خود جلب کرده بود، در بخس مربوطه در این غرفه تجمع کرده بودند که برخی صرفا خواستار کسب اطلاعات لازم در این مورد بودند و متصدی مورد نظر با آب و تاب مشغول وصف این خدمت بینظیر بود و در میز جلوی خود کاغذی را در معرض دید همگان قرار داده بود که مدارک لازم را روی آن نوشته بود.
نکتهای که در این موارد مورد توجه بود، این که باید مبلغ ۱۵۰.۰۰۰ ریال حتما به حساب سازمان ثبت احوال استان تهران به شماره ۲۱۷۱۱۱۱۲۰۷۰۰۹ واریز میشد و اظهار داشتند که به صورت نقدی و یا حتی واریز اینترنتی قابل قبول نیست و در مقابل اعتراض ما و تعدادی دیگر از مردم که میگفتند پس این دیگر چه مدل دولت الکترونیک است بیان میداشتند که نمایشگاه ۴ روز است و فقط یک روز آن یعنی امروز مصادف با جمعه و تعطیلی بانکهاست، شما میتوانید شنبه یا یکشنبه بیایید و شناسنامه الکترونیکی دریافت کنید.
ظاهرا چارهای نبود و باید فردا (شنبه) دوباره به آنجا میرفتیم. در آنجا کد ملی بنده و همسرم را در سیستم به قول خودشان یکپارچه بررسی نمودند و با دادن این اطمینان به ما که اطلاعات شما در آرشیو سازمان وجود دارد و نگران نباشید! گفتند فردا بیایید و کارتان را انجام دهید.
از ایشان پرسیدم اگر صبح اول وقت بیاییم چقدر زمان میبرد تا شناسنامه را دریافت کنیم که گفتند، اگر خلوت باشد تا ظهر آماده میشود!
۱۵ دقیقه = تا ظهر؟! آدم یاد تبلیغ ۱=۵۵ میافتد
به هر حال به بازدید از قسمتهای دیگر این نمایشگاه جذاب! پرداختیم؛ بماند که خود این نمایشگاه هم داستان مثنوی هفتاد من است که بماند برای بعد!
صبح شنبه جهت جلوگیری از هر گونه مشکل ساعت ۸ صبح فیشهای مربوطه را در بانک سر کوچه پرداختم و با خیالی آسوده راهی نمایشگاه شده و پیش از ساعت ۹ در محل غرفه مورد نظر حضور داشتیم؛ یا ذا العجب! متصدی مربوطه میگوید شناسنامهٔ چی؟ تو کی؟ من کی؟ اینجا کجا؟!
میگوید ظرفیت تکمیل شده است!
کدام ظرفیت!!!!!
تا دیروز فقط نامنویسی میکردیم! امروز دیگر پر شده است!
میگویم شما که دیروز ثبت نام نمیکردید! گفتید بروید بانک فیش واریز کنید بیاورید! این هم فیش واریزی و همه مدارک!
میگوید نه. دیروز چون جمعه بوده و ادارات ثبت احوال تعطیل بوده، گفته بودند در نمایشگاه ثبت نام کنید. الان دیگر ادارات ثبت احوال باز شده است و اینجا ثبت نام نداریم!
میگویم دیروز که بانکها تعطیل بوده، چگونه و با کدام فیش واریزی ثبت نام میکردید؟
میگوید ساعت ۹:۳۰ دیروز صبح بخشنامه آمد که نقدی هم بگیرید!
میگویم من تا ۹:۴۵ اینجا بودم و گفتی فیش بریز کدام بخشنامه چرا خلاف واقع میگویی؟ اگر ظرفیت انجام این کار نداشتید چرا در همه جا جار زدید و تبلیغ کردید؟
در نهایت ایشان که مستاصل شده بود مرا به رفتن به پیش رئیس مربوطه ارجاع داد.
با مراجعه به ایشان که از حق نگذریم برخلاف همکاران خود برخورد مناسبی داشت (جناب آقای یغمایی که معلوم گردید مدیرکل یا معاون سازمان ثبت احوال استان تهران است) و اظهار مطالب رخ داده به من گفت در قسمت VIP بنشینید کارتان را انجام میدهم و نامهای به من داد که به اداره ثبت احوال غرب تهران بروم تا آنجا برای ما شناسنامه الکترونیکی! صادر کنند و در پاسخ به تعجب من اظهار داشتند که اینجا هیچ کاری نمیشود کرد؛ تنها راهش همین است که ظاهرا این را درست میگفتند.
از سئول راهی آزادی شدیم و با کلی معطلی و دوندگی و رفت و آمد به دفتر پیشخوان دولت و سازمان در نهایت ساعت ۱۴:۳۰ شناسنامههایمان را دریافت کردیم. بماند که آنجا گیر میدادند که این عکس شناسنامه قبلی مال خودتان هست، نیست، چی، کجا؟
اکنون من متنعم از این خدمت الکترونیکی در پوست خود نمیگنجم و بر خود میبالم که خدمتی به این پیچیدگی را به جای پانزده دقیقه، نهایتا در دو روز و پانزده دقیقه دریافت داشتم که خدا رو شکر! زیرا دو از پانزده بسیار کوچکتر و قابل اغماض است.
خدا شاهد است در اداره ثبت احوال کسانی را دیدم که چند ماه است به دنبال شناسنامه میدوند! کسی را میشناسم که از سال گذشته دنبال شناسنامه است (به گفته خودش، درستی آن را نه تأیید میکنم نه تکذیب) و تازه میخواهد عقد هم انجام دهد.
و در آخر مشت محکمی بر دهان یاوه گویانی میکوبم که میگویند ایران در زمینه خدمات الکترونیک در رتبه بسیار پایینی است؛ مثلا رتبه اینترنت آن ۱۷۰ است.
و در آخر گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
قضاوت با مردم....
یا حق
فرستنده: سید محمد سجادی
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
ادم تو تحلیل که به منتقدانش بد و بیراه نمیگه!!
مشکل اینجاست ما از همین اینترنت میتونیم مثل خیلی از کشورهای دنیا کسب درآمد داشته باشیم ولی زیرساخت اصلیش فراهم نیست ، زیرساختی مثل paypal که بسیار بسیار برای تجارت الکترونیکی با دنیای خارج از ایران مهم هست سالها هست در دسترس نیست باید با vpn و آدرس های جعلی و با هزار بدبختی بشه مقدار محدودی اونم با ریسک زیاد بلاک شدن اکانت جابه جا کرد!
مشکل بعدی سرعت اینترنت ایران هست متاسفانه با علم اینکه خیلی از کارآفرین های دورکار تو ایران فعال هستن اما سرعت مناسب برای دیتا وجود نداره
اما خدمات الکترونیکی داخلی! کجای دنیا بابت مثلا atm یا پولی که از بانکداری الکترونیکی خود سایت بانکی که توش شما حساب داری کارمزد میگرن؟
این یکی از خدماتی هست که همه جای دنیا اتفاقا واسه اینکه مردم رو تشویق کنن از کاغذبازی و اتلاف وقت جلوگیری کنن کارمزد نمی گیرن!
سیستم سخت افزاری فرسوده و ضعفهای نرم افزاری ، برنامه نویسی سایت هایی با UI بسیار بد و سرورهای ضعیف برای پوشش بانک ها ، ستل ناقص و.... عیب بانکداری الکترونیکی ایران یکی دو تا نیست
همه جا همین جوره
فقط حرف میزنن
من چند ماه پیش از سر بیکاری رفتم شناسنامه را به خاطر عکسش عوض کنم. از همه جا بی خبر شناسنامه را دادم و دو ماه منتظر شدم تا که شناسنامه جدید رو گرفتم.
تو این دو ماه بود که تازه فهمیدم چقدر شناسنامه به درد بخوره چون هر جا می رفتم اصل شناسنامه را میخواستند.



