دانشگاه "تفاوتها" یا دانشگاه "بیتفاوتها"؟
علی حسینی
آموزش عالي کشور از نظر کمي به طور تحسين برانگيزي گسترش يافته است. هم اکنون در برخي رشتهها مجبور به پذيرش دانشجوي بدون کنکور هستند و همچنان برخي دانشگاه ها از ظرفيت خالي نيز برخوردارند؛ اگر چه فراهم آوردن امکان تحصيل در دانشگاه براي جوانان خود يک فرصت و موفقيت است ولي بي توجهي به ابعاد کيفي ميتواند اين فرصت کمي را به تهديد تبديل كند.
نگاه غيرمغرضانه به صحنه دانشگاه نشان ميدهد که به جاي دانشگاه "تفاوت ها" به دانشگاه "بي تفاوت ها" دست يافته ايم، اين در حالي است که ماهيت دانشگاه به تفاوت ها و تقابل نظرها است. دانشگاهي منشاء زايش فکر و نظر است که امکان داد و ستد و بده و بستان نظري در آن فراهم باشد. اگر فضاي نظري دانشگاه به شکل منولوگ و تک صدايي در آيد و نظرهاي رقيب امکان عرضه نيابد قطعاً به دانشگاه "بي تفاوت ها" تبديل ميشود.
سکون و سکوت دو ويژگي اصلي دانشگاه کنوني است. وقتي دانشگاه از توليد فکر فاصله بگيرد و به روز مرگي بيفتد حتماً در باتلاق سکون گرفتار شده است. سکوت فضاي عمومي دانشگاه و جامعه دانشجويي نتيجه بي عملي و بي تحرکي است. سکوت کنوني آن چنان است که گويي سياست در نگاه دانشجويان به ميوه ممنوعه تبديل شده است. از سوي ديگر کم نيستند استاداني که يا علاقهاي به طرح مباحث سياسي نشان نميدهند يا با کنايه و تکان دادن سر از کنار پرسشهاي دانشجويان ميگذرند.
کلاس ها حالت کليشه پيدا کرده و گاه روابط استاد و دانشجو شکل پيمانکار روز مزد به خود گرفته است! کلاس ها شور و نشاط خود را از دست داده است. بي حالي و بي رمقي جايگزين سر زندگي و شادابي و طراوت شده و به عبارتي سردي فضاي عمومي سياست در بيرون باعث انجماد و يخ زدگي فضاي عمومي دانشگاه ها شده است.
صاحبان نظر به دليل خود هراسي يا ديگر هراسي، زبان در کام گرفتهاند و قلم در جيب حبس كردهاند. متوليان به جاي اينکه با "بي تفاوت ها" بجنگند و عوامل دلمردگي و دلزدگي را بزدايند، رسماً به جنگ "تفاوتها" رفتهاند و خواستهاند با متر انديشه خود، سايز براي حوزه انديشه بسازند!
اينان فکر کرده اند در حوزه انديشه میتوان با بخش نامه و متر همه را به خط کرد و جريان فکري خطي راه انداخت. طبيعي است با اين ساده انگاري و دور افتادن از ماهيت اصلي دانشگاه، امروز به رغم توسعه کمي همه در حال افسوس خوردن بر اين همه بي تفاوتي و بي حالي و بي انگيزگي هستند.
اگر بر اساس نظر شهيد مطهري کرسي درس براي استاد مارکسيستي در دانشکده الهيات برقرار ميشد و امکان تعامل و جدال عادلانه براي نظرهاي متضاد و مخالف فراهم ميآمد اکنون به دانشگاه بي تفاوت ها نميرسيديم.
مدت هاست که دانشگاه نه فقط در حوزه نظريه پردازي که در رفتارهاي با خاصيت جنبش دانشجويي هم دور افتاده و در مسايل مهم کشور به جز در موارد محدود توسط معدود دانشجوي بسيجي هيچ واکنشي را شاهد نيستيم.
دانشگاه بي تفاوت ها به مرکز بروز بزههاي اجتماعي تبديل خواهد شد و هر روز آمارهاي تکان دهنده در بخشهاي مختلف به گوش خواهد رسيد. دانشگاه بي تفاوت ها گرفتار رفتارهاي درونگرا و منزوي از اجتماع ميشود. بي تفاوتي دانشگاه متوسط اميد و نشاط را در سطح جامعه کاهش ميدهد و انسان هاي بي روح و غيرخلاق و افسرده تحويل جامعه خواهد داد.
اميد است متوليان به بهانه يک 16 آذر ديگر، نيک به دست پخت خود بنگرند و ببينند آيا دانشگاه "تفاوت ها" ساخته اند يا به دانشگاه "بي تفاوت ها" رسيده اند و اصولاً آيا در نظر متوليان "دانشگاه تفاوت ها" مطلوب است يا دانشگاه "بي تفاوت ها"؟
نگاه غيرمغرضانه به صحنه دانشگاه نشان ميدهد که به جاي دانشگاه "تفاوت ها" به دانشگاه "بي تفاوت ها" دست يافته ايم، اين در حالي است که ماهيت دانشگاه به تفاوت ها و تقابل نظرها است. دانشگاهي منشاء زايش فکر و نظر است که امکان داد و ستد و بده و بستان نظري در آن فراهم باشد. اگر فضاي نظري دانشگاه به شکل منولوگ و تک صدايي در آيد و نظرهاي رقيب امکان عرضه نيابد قطعاً به دانشگاه "بي تفاوت ها" تبديل ميشود.
سکون و سکوت دو ويژگي اصلي دانشگاه کنوني است. وقتي دانشگاه از توليد فکر فاصله بگيرد و به روز مرگي بيفتد حتماً در باتلاق سکون گرفتار شده است. سکوت فضاي عمومي دانشگاه و جامعه دانشجويي نتيجه بي عملي و بي تحرکي است. سکوت کنوني آن چنان است که گويي سياست در نگاه دانشجويان به ميوه ممنوعه تبديل شده است. از سوي ديگر کم نيستند استاداني که يا علاقهاي به طرح مباحث سياسي نشان نميدهند يا با کنايه و تکان دادن سر از کنار پرسشهاي دانشجويان ميگذرند.
کلاس ها حالت کليشه پيدا کرده و گاه روابط استاد و دانشجو شکل پيمانکار روز مزد به خود گرفته است! کلاس ها شور و نشاط خود را از دست داده است. بي حالي و بي رمقي جايگزين سر زندگي و شادابي و طراوت شده و به عبارتي سردي فضاي عمومي سياست در بيرون باعث انجماد و يخ زدگي فضاي عمومي دانشگاه ها شده است.
صاحبان نظر به دليل خود هراسي يا ديگر هراسي، زبان در کام گرفتهاند و قلم در جيب حبس كردهاند. متوليان به جاي اينکه با "بي تفاوت ها" بجنگند و عوامل دلمردگي و دلزدگي را بزدايند، رسماً به جنگ "تفاوتها" رفتهاند و خواستهاند با متر انديشه خود، سايز براي حوزه انديشه بسازند!
اينان فکر کرده اند در حوزه انديشه میتوان با بخش نامه و متر همه را به خط کرد و جريان فکري خطي راه انداخت. طبيعي است با اين ساده انگاري و دور افتادن از ماهيت اصلي دانشگاه، امروز به رغم توسعه کمي همه در حال افسوس خوردن بر اين همه بي تفاوتي و بي حالي و بي انگيزگي هستند.
اگر بر اساس نظر شهيد مطهري کرسي درس براي استاد مارکسيستي در دانشکده الهيات برقرار ميشد و امکان تعامل و جدال عادلانه براي نظرهاي متضاد و مخالف فراهم ميآمد اکنون به دانشگاه بي تفاوت ها نميرسيديم.
مدت هاست که دانشگاه نه فقط در حوزه نظريه پردازي که در رفتارهاي با خاصيت جنبش دانشجويي هم دور افتاده و در مسايل مهم کشور به جز در موارد محدود توسط معدود دانشجوي بسيجي هيچ واکنشي را شاهد نيستيم.
دانشگاه بي تفاوت ها به مرکز بروز بزههاي اجتماعي تبديل خواهد شد و هر روز آمارهاي تکان دهنده در بخشهاي مختلف به گوش خواهد رسيد. دانشگاه بي تفاوت ها گرفتار رفتارهاي درونگرا و منزوي از اجتماع ميشود. بي تفاوتي دانشگاه متوسط اميد و نشاط را در سطح جامعه کاهش ميدهد و انسان هاي بي روح و غيرخلاق و افسرده تحويل جامعه خواهد داد.
اميد است متوليان به بهانه يک 16 آذر ديگر، نيک به دست پخت خود بنگرند و ببينند آيا دانشگاه "تفاوت ها" ساخته اند يا به دانشگاه "بي تفاوت ها" رسيده اند و اصولاً آيا در نظر متوليان "دانشگاه تفاوت ها" مطلوب است يا دانشگاه "بي تفاوت ها"؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
چون خطر داره حسن !
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



