صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

داستان یاران دبستانی، همچنان ادامه دارد

نیکسون های زمان که دیدند توان مقابله با اندیشه و علم دانشجو را ندارند و این دانشجو دارد ایران را بالا می برد و جهان را در برابر این ابر کشور ناتوان می کند زدند و شریعت رضوی شد "علی محمدی"، بزرگ نیا شد "شهریاری"، قندچی شد "احمدی روشن " و "رضایی نژاد" هم به جمعشان اضافه شد .
کد خبر: ۳۶۲۸۰۱
| |
5983 بازدید
|
۱

من که می گویم اسم این ماه را بیهوده نگذاشته اند آذر. از معنی اسمش هم پیداست که چه آتشی درمیان دارد. آتشی که از دل اسلحه بیرون آمد و بزرگ نیا و شریعت رضوی و قندچی با تیر این آتش شدند یاران دبستانی یک عمر تاریخ ایران.
 
به نوشته ایسنا، دانشگاه یعنی جای دانش و آگاهی نه جای سیاست های کثیف. نیسکون را آورده بودند دانشگاه که سیاست های کثیفشان را دنبال کنند و مدرک افتخاری حقوق تقدیمش کنند.
 
 اطراف دانشگاه را نیرو گذاشتند، کلاس ها را امنیتی کردند، خواستند ترس به دل دانشجو بریزند که دهانش بسته شود اما دانشجو ایستاد و خونش ریخته شد و از آن وقت معنی دانشجو برای همه کمی فرق کرد.
 
 بزرگ نیا و قندچی و شریعت رضوی که شهید شدند همه فهمیدند دانشجو فقط پشت نیمکت و صندلی نشستن و گوش دادن و نوشتن و آخر ترم امتحان پس دادن و نمره قبولی نیست، فهمیدند دانشجو است که بزرگترین کارهای دنیا را می کند، چون بزرگترین اندیشه ها را دارد.
 
 آذر به آذر که می گذرد این آتش سوازننده تر می شود، آتش خون سه شهید دانشجو و در پی آن آتش اندیشه و آگاهی همه دانشجویان ایران. از رد و بدل کردن کتاب های ممنوعه تا برگزاری جلسات زیر زمینی تا برنامه ریزی برای شروع یک حرکت بزرگ و انقلابی، همه اینها از همان آتش آذر می آید. بعد چاپ اعلامیه و پخش مخفیانه آن و اسپری پاشی دیوارها و گوش دادن به اینکه دستور بعدی امام خمینی (ره) چیست و چکار باید کرد تا یک قدم دیگر به انقلاب نزدیک شوند.
 
دیگر شجاعتشان به حدی رسیده بود که مخفیانه حرف نزدند، مقام دانشجو را به حد اعلا رساندند و صداهاشان را به کوچه و خیابان بردند و گفتند: "مرگ بر شاه". پایه مرگ بر شاه را دانشجو ریخت و مردم دنبالش کردند، آنقدر در گوشه گوشه ایران شریعت رضوی و قندچی و بزرگ نیا مقابل گلوله های رژیم شاه سینه سپر کردند و پنج انگشت را به خون برادرهاشان رنگین کردند و بر در و دیوارها زدند که شاه دید سلاحش که از جنسش آهن است  توان مقابله با آتش اندیشه را ندارد، دید دانشجو از ریخته شدن خون نمی ترسد، جانش را برداشت و رفت.
 
 حالا باز دانشجوها کمیته استقبال تشکیل داده اند، برنامه ریزی می کنند که چطور وقتی امام خمینی(ره) آمد دیدنش بروند و به او نشان دهند همه چیز را برای حضور و رهبری اش آماده کرده اند.
 
 امام که آمد پای ثابت منبرها و میکروفن ها و سخنرانی هایش دانشجوها بودند، پای پاک کردن رد شاه از ایران دانجشوها بودند، پای انقلابی و اسلامی و ایرانی کردن ایران دانشجوها بودند و تازه آمدند نفسی بکشند که .... .
 
 آمدند نفسی بکشند که دیدند لباس های سبز و خاکستری کمرنگ بر تن دارند و درس و دانشگاه و قلم و کاغذ را رها کرده اند و تفنگ و مسلسل و خمپاره و آرپی جی در دست دارند و دارند دانه دانه با نبرد تن به تن نیروهای صدام را از خاک ایران بیرون می کنند که مبادا دستشان به دسترنج دانشجویان برسد، دست رژیم صدام برسد به ایرانی که تازه دانشجویان از شاه باز پسش گرفته بودند.
 
یک پاشان خط مقدم بود و پای دیگرشان پشت خط و حواسشان به تن های سوخته در آتش صدام و این آتش آذر همچنان ادامه داشت. یکی یکی پیکرهاشان پر پر می شد و عکسهاشان بر طاقچه قاب می شد و پدر و مادرهاشان می شدند پدر و مادر شهید، پدر و مادر شهید دانشجو.
 
 هشت سالی درس و دانشگاهشان را در جبهه های دهلران و سرپل ذهاب و خوزستان و ... برگزار می کردند تا صدام هم مثل شاه دید از پس دانشجو بر آمدنی نیست که نیست و خودش پرچم سفید تسلیم را بالا فرستاد.
 
بعد اسمهاشان را زدند سر خیابان ها و میدان ها و چهار راه ها، کوچه ها و بزرگ راه ها را به نامشان زدند و بعد باقی دانشجوها شروع کردند و ساختند. همه ویرانی های بمباران صدام را بازسازی کردند، جهاد سازندگی راه انداختند و روستا به روستا و شهر به شهر رفتند مدرسه و خانه و مسجد ساختند و پاک کردند آثار ناشی از جنگ را در سرزمینشان.
 
 خیالشان که کمی راحت شد باز کتاب دست گرفتند و درس و دانشگاه باز به راه شد و اینبار سلاح علم دست گرفتند، آنقدر خواندند تا دستاوردهای جدید دستشان را گرفت. از دارو و روش های جدید جراحی و ذرات نانو و قوانین جدید فیزیک و ریاضی و  آنقدر پیش رفتند که دانش های در حصر کشورهای ابر قدرت جهان را نیز مال ایران کردند.
 
ادامه راه شریعت رضوی و قندچی و بزرگ نیا را کسانی ادامه دادند که روپوش ها و عینک های مخصوص می زدند و تلاش می کردند از دل ذرات اتم برق خارج کنند، تلاش می کنند از دل ذرات اتم دارو درمان کشف کنند و آخرش هم فناوری هسته ای و کیک زرد را برای ایران دست یافتنی کردند.
 
نیکسون های زمان که دیدند توان مقابله با اندیشه و علم دانشجو را ندارند و این دانشجو دارد ایران را بالا می برد و جهان را در برابر این ابر کشور ناتوان می کند زدند و شریعت رضوی شد "علی محمدی"، بزرگ نیا شد "شهریاری"، قندچی شد "احمدی روشن " و "رضایی نژاد" هم به جمعشان اضافه شد .
 
شهیدان هسته ای ادامه همان آذر 32 بودند، ادامه سه یار دبستانی، ادامه شهیدان دانشجو و هنوز هم این دانشجوست که می ایستد در برابر آنهایی که حرفشان زور است، آنهایی که بوی استکبار جهانی می دهند، آنهایی که هنوز هم دشمن ایران اسلامی اند و هنوز به دنبال سیاست های کثیف.
 
 و تا روزی که ایران هنوز دشمن دارد و نیکسون ها هنوز هستند هزارن شریعت رضوی و قندچی و بزرگ نیا با اندیشه های آذری کفن پوش ایستاده اند.
 
 16 آذر یک کوچه و یک خیابان نیست، روز دانشجو یک تاریخ است، یک عمر است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۶
عالی بود
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟