از مشکلات شهید شهریاری با سازمان تا ماجرای دوستان احمدیروشن
ملت ایران برای رسیدن به حقوق هستهای خود، جمعی از ارزشمندترین سرمایههای انسانی خود را از دست داد. منصور علیمحمدی، مجید شهریاری، داریوش رضایینژاد و مصطفی احمدیروشن در شرایطی به شهادت رسیدند که تا پیش از آن، کمتر ارزش و اهمیت آنها برای جامعه ایرانی روشن بود.
به گزارش «تابناک»، دشمنیهای ناجوانمردانه با برنامه هستهای ایران که خود را حداقل در ماجرای شهادت نیروهای باارزش انسانی و یا تلاش برای خرابکاری در برنامه هستهای ایران نشان داده، دلیلی محکم بر ضرورت حفاظت جدی از اطلاعات مربوط به برنامه هستهای کشور است.
این مسأله نه تنها به روایتهای متناقض در مورد شهدای هستهای منجر گشته، بلکه از سوی دیگر باعث شده است که ابعاد گوناگونی از مشکلاتی که باید در سازمانی به اهمیت سازمان انرژی اتمی از بین رفته باشد، در نتیجه ضعفهای احتمالی سازمانی و یا کمبود نظارت همچنان آزاردهنده باشد.
فریدون عباسی که خود نیز خوشبختانه از تلاش برای ترور جان سالم به در برد و بعدا با رفتن علیاکبر صالحی به وزارت خارجه، به ریاست سازمان انرژی اتمی رسید، در روز تودیع در آخرین روزهای دولت دهم، سخنانی بر زبان راند که هم به دلیل ضعف در نقل کمی مبهم است و هم به خاطر سر و صدای روزهای تغییر دولت چندان مورد توجه قرار نگرفت.
بنا بر آنچه خبرگزاریها از مراسم تودیع عباسی در اواخر مردادماه نقل کردهاند، وی با اشاره به مسئولیتش در سازمان انرژی اتمی خاطرنشان کرد: «حضورم در سازمان فرصت خوبی بود که دشمنان به من دادند. دکتر شهریاری یک هفته قبل از شهادتش به من گفت که کشور دیگر با ما کاری ندارد و در جایی به آقای صالحی که استاد دکتر شهریاری هم هستند، گفتم تا کی میخواهید به شهریاری بگویید که از او استفاده میکنید اما نمیکنید. بعد از یک هفته دکتر صالحی شهید شهریاری را دعوت به همکاری به سازمان کرد و نتیجه حضور دکتر شهریاری این بود که بعد از سه سال ما وارد نرمافزارنویسی هستهای شدهایم و الان شاگردان دکتر شهریاری در این زمینه کار را ادامه میدهند و ما تولیداتشان را به دست دانشگاهیان و دانشجویان رساندهایم».
مجید شهریاری به مرتبهای از تخصص رسیده بود که همه مسئولان کشور به آن اعتراف کردهاند و از سوی دیگر توجه به بخشی از پیام آیتالله جوادی آملی در مراسم چهلم وی که در آن آمده «همسر و خانواده شهید شهریاری مطمئن باشند که وی در روح و ریحان است. اگر با دو دست پر به بارگاه الهی راه یافت، نه تنها مشکل خودش را حل میکند بلکه مشکل دیگران را هم برطرف میکند و از دیگران شفاعت خواهد کرد»، گویای مراتب تعهد وی است، ولی جالب این که دوست و همکار دانشگاهی وی یعنی عباسی خود از مشکلات زیاد شهید با سازمان انرژی اتمی سخن میگوید.
اگر این یک مورد چند ماه پیش هم نادیده گرفته شود، سخنان این روزهای پدر شهید احمدیروشن ماجرای شرایط استخدامی و نیروی انسانی در سازمان انرژی اتمی را زنده کرده است. وی از رئیس جمهور پرسیده است: «چرا همکاران پسر شهیدم که صنعت هستهای را به این مرحله از موفقیت رساندند از کار برکنار شدند؟».
شاید پرسش پدر شهید احمدیروشن به دلیل مخفی بودن اطلاعات مهم سازمان از وی دقیق نباشد، ولی به هر حال به دلیل مطرح شدن آن و نیز اهمیت موضوع، میتواند نگرانیهای بسیاری پدید آورد.
تأسیسات هستهای ایران در سالهای اخیر گسترده و قاعدتا نیروهای جدیدی در سازمان استخدام شدهاند. هم سازمان انرژی هستهای جای مهمی است، هم نیروهایی که در آن استخدام میشوند، باید از کیفیت لازم برخوردار شوند و هم نیروهای باکیفیت چنان ارزشی دارند که حفظ آنها و جلوگیری از دلشکستگی آنها از اهمیت زیادی برخوردار باشد.
سازمان انرژی اتمی چگونه میتواند هم از تکرار دلشکستگی نیرویی مانند شهید شهریاری و هم از ورود نیروهای بیکیفیت به مجموعه خود جلوگیری و هم از جدا شدن نیروی باکیفیت خود پیشگیری کند؟
پدر بزرگوار شهید گفتند:«چرا همکاران پسر شهیدم که صنعت هستهای را به این مرحله از موفقیت رساندند از کار برکنار شدند؟».
ایشان از همکــــــــــــــــــــــــاران صحبت کردند نه از ریاست سازمان!
این سازمان نیازمند نیروهای متخصصِ متعهد دارد.نیروهای متخصص و متعهد این سازمان از سرمایه های ملی ما هستند.
من مدت ١١ سال در بطن انرژي اتمي كار ميكنم و از نزديك با تمام شرايط آشنا هستم و اگر تغييراتي در سازمان صورت گرفته باشد به نظر بنده. دير هم شده است .
شما نميدانيد دولت قبل چه بلايي بر سر سازمان انرژي اتمي آورد و به اصطلاح دوستان چه ها كه نكردند .
اين وضعيت نيز محرمانه نيست و كاملا قابل رويت و درك است .
آقايان معترض چرا تا چند ماه قبل احساس مسئوليت نميكردند.
بنده از كليه مديران فعلي سازمان انرژي اتمي تشكر ويژه دارم و خسته نباشيد ميگويم .
من ا... توفيق
سازمان انرژي اتمي از دست يكسري افراد خاص نجات يافت.
متاسفانه در طول دو سال اخیر که دکتر عباسی رئیس سازمان بود خیلی از همکاران از سازمان تعدیل شدند و تقریبا اکثر متخصصین و مدیران بخش ها ناراضی بودند چون کارهای کلیدی را به کسانی سپرده بود که قبلا خارج از سازمان بودند.
پدر شهید احمدی روشن نقدش وارد است چون تعدیل زیادی در سازمان اتفاق افتاد ولی این تعدیل ها مربوط به زمان ریاست دکتر عباسی بود و قاعدتا خود دکتر عباسی باید جواب بدهد نه دکتر صالحی.
دکتر شهریاری هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاقی شخصیت بسیار بزرگی داشت و تمایلی به پست های مدیریتی نداشت و بیشتر در تلاش و پژوهش بود.
از نظر سیاسی هم دکتر شهریاری یک بسیجی واقعی بود به معنای واقعی کلمه و اصلا اهل حرف زدن و تظاهر نبود.
سر کلاس نمی شد حدس زد که او چه طرز فکری از نظر سیاسی و مذهبی دارد ولی از تلاش و صداقت و دلسوزی او می شد فهمید که او یک مجاهد بود.
همین قدر بگویم که دکتر عباسی با شهید شهریاری خیلی فرق دارد.
ایکاش یک گزارشی هم از استخدام های بدون ضابطه سازمان در دوره آقای عباسی و کنار گذاشتن نیروهای علمی و فنی تهیه میکردید.
یه عده ای مغضوب میشن، عده ای محبوب. با عوض شدن رئیس دوباره ممکنه جای محبوب و مغضوب عوض بشه.
این وسط انسانهایی هستند که فارغ از این مسایل دنیوی می خوان کار کنن اما به هیزم این دو باید بسوزن
البته سخنان این پدر شهید که به گردن همه ما حق دارد باید توسط مسئولین سازمان بررسی شود و به ایشان پاسخ دهند.
اما آنچه من دیده ام این بوده که در زمان رئیس قبلی سازمان تعدیل های زیادی رخ داد و نیروهای زیادی از خارج سازمان وارد شدند (که معلوم هم نبود با چه ضابطه ای؟) که در زمان ریاست جدید، خود آن مدیران بیرونی استعفا دادند و رفتند ولی بچه های خود سازمان اکثرا هستند و خوشحال هم هستند.




