طلاق توافقی؛سرانجام مخفی کردن ازدواج قبلی
زن جواني که به خاطر قطع رابطه همسرخود با خانواده اش خود را مقصر ميدانست با پیشنهاد طلاق توافقی از وی جدا شد.
به گزارش قانون، قاضی پس از بررسی پرونده زوج جوان که مقابلش نشسته بودندعلت حضورشان را جویا شد. زن با نگاهی به همسرش خطاب به قاضی گفت : 4 سل قبل با پسر شریک پدرم ازدواج کردم اما به دلیل اختلافات کاری پدرانمان زندگی مشترکمان با مشکلات زیادی روبه رو شد. کمکم به جایی رسید که هر روز با همسر سابقم اختلاف داشتیم به همین دلیل پس از یک سال زندگی مشترک از وی جدا شدم.
مدتی حال روحی مناسبی نداشتم تا اینکه به پیشنهاد خانوادهام برای بهبود شرایطم در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شدم. در محیط کار جديدم با وحید آشنا شدم. او پسر بسیار مهربان و مودبی بود کم کم به او وابسته شدم و هر روز مشکلات روحیام بهتر و بهتر ميشد تا اینکه با پیشنهاد ازدواجش شوکه شدم. هم خوشحال بودم که چنین پیشنهادی را از او شنیده بودم هم به دلیل مخفی کردن زندگی گذشته ام ناراحت بودم تا اینکه موضوع را با خانوادهام مطرح کردم و به پیشنهاد مادرم تمام حقایق را برای او بازگو کردم. اما در کمال تعجب با یک رفتار منطقی از او روبه رو شدم.وحید همان روز از من تقاضا کرد تا این موضوع از دید خانواده اش مخفی بماند من نیز پذیرفتم.
وی موضوع ازدواجمان را با خانواده اش مطرح کرد اما آنها به شدت با این مسئله مخالفت کردند زیرا من 3 سال از همسرم بزرگتربودم و همچنان موضوع ازدواج قبلی من از دید خانواده اش پنهان بود با وجود این مخالفتها و پافشاری وحید برای این ازدواج پس از مدت کوتاهی با برگزاری مراسم خواستگاری و یک جشنی ساده مشغول زندگی مشترکمانشدیم.اما همچنان اختلافات بین همسرم و مادرش ادامه داشت.
زن جوان در ادامه گفت : یکسالی از این موضوع ميگذشت و من و همسرم امیدوار بودیم که با گذشت زمان اختلافات کمرنگ تر شود اما روز به روز بدتر ميشد. تا اینکه چند وقت قبل وقتی برای بازدید به منزل مادر همسرم رفته بودیم با برخورد عجیبی از وی روبه رو شدیم !
مادر همسرم که به شدت عصبانی بود شروع به پرخاش کرد و مرا یک زن فریبکار خطاب ميکرد ، وقتی همسرم موضوع را از مادرش جویا شد با شنیدن حرفهای مادرشوهرم احساس ميکردم که زندگیم در حال نابودی است !
نميدانم به چه شکل اما وی از ازدواج قبلی من آگاه شده بود وبا تصور اینکه همسرم از این موضوع بی اطلاع است ، من را زنی فریبکار خطاب ميکرد.زن جوان آهی کشید و گفت : از آن روز به بعد ورق زندگی ما برگشت! اختلاف همسرم با مادرش به قطع رابطه خانوادگیرسید و کم کم در روابط دونفره ما نیز اثر گذار شد.
من و وحید هر روز با یکدیگر بحث و اختلاف داشتیم و من خود را در این میان مقصر ميدانستم هم به این دلیل که به خانواده همسرم دروغ گفته بودم و هم اینکه باعث قطع رابطه همسرم با خانواده اش شده بودم به همین دلیل به همسرم پیشنهاد دادم تا به طور توافقی از هم جدا شویم.
مرد جوان در ادامه به قاضی گفت : من همسرم را دوست دارم اما ندیدن خانواده ام برایم بسیار سخت است. هرگز تصور نميکردم خانوادهام با شنیدن این موضوع من را برای همیشه ترک کنند.
دوست ندارم همسر و زندگی مشترک و خانواده ام را از دست بدهم اما حفظ هر دو از توانم خارج است به همین دلیل با پیشنهاد مینا موافقت کردم.
قاضی پس از شنیدن حرفهای زوج جوان و با توجه درخواست آنها حکم طلاق توافقی را صادر کرد.


