سايه چالش ديپلماسي بدمينتون بر روابط ورزش ايران و آمريکا
نوزدهمين دوره مسابقات بينالمللي بدمينتون دهه فجر 17 تا 20 بهمن ماه در تهران همچون ادوار پيشين آنچنان در دايره توجه رسانههاي گروهي و افکار عمومي قرار نداشت اما از زماني که مشخص شد، تيم آمريکا متشکل از چهرههاي مطرح و المپينهاي اين کشور به عنوان يکي از مدعوين، براي شرکت در اين رويداد اعلام آمادگي کرده است، توجهات به اين رويداد به مراتب افزايش يافت تا با موضعگيريهايي که به اين حضور رنگ سياسي بخشيد، اين کاروان رنگ و بوي يک کاروان سياسي را به خود بگيرد و انتظاري جز اين نمي رفت که کاروان سياسي ورزش آمريکا باغ مختصات خاص بدمينتون مجوز حضور در ايران را بدست نياورد.
به گزارش خبرنگار ورزشي «تابناک»، تيم بدمينتون زنان آمريکا که همچون بسياري از تيمهاي ورزشي رشتههاي مختلف اين کشور قصد حضور در يکي اين رقابتهاي جام بينالمللي فجر را داشت، نخستين رويکرد سياسي باراک حسين اوباما نسبت به ايران پس از روي کار آمدن تلقي شد و وزارت خارجه آمريکا اين اقدام را به عنوان بخشي از برنامه اوباما براي تماس با مردم ايران از طريق مبادلات علمي و فرهنگي عنوان کند و رسماً برچسب سياسي ر ا بر اين کاروان ورزشيشان، بچسباند.
همين مسأله بر حساسيتها افزود تا جايي که بيان جزئيات و کيفيت حضور اين بانوان در ايران و نحوه شرکت آنها منجر به تغيير نگاه به حضور اين عده شد. شبکه خبري سيانان، سفر اين گروه ورزشي به ايران را «ديپلماسي بدمينتون ميان واشنگتن و تهران» ناميد و مدعي شد اعزام اين تيم تحت عنوان طرحي به نام «نزديکي دو ملت ايران و آمريکا» که از سال ۲۰۰۶ در دستور دفتر امور آموزشي و فرهنگي کار وزارت امور خارجه آمريکا آغاز شده، صورت ميگيرد و اعزام تيمهاي بسکتبال، واترپلو، وزنه برداري و تنيس روي ميز ايران به آمريکا با رقباي ايران را نيز در راستاي همين طرح خوانده است که با اين تفاسير حضور رسمي سياسيون و نگاه صرفاً سياسي در ورزش آمريکا موج ميزند که حتي کميته بينالمللي المپيک به عنوان متولي ورزش جهان ميتواند با تکيه بر اين اظهارات به محکوم کردن و حتي محروم ساختن بخشي از ورزش اين کشور بپردازد.
اين مسأله زماني کاملاً سياسي شد که اعلام گرديد هزينههاي اعزام اين تيم توسط دفتر امور آموزشي و فرهنگي وزارت امور خارجه آمريکا پرداخت ميشود، حال آنکه هزينههاي اينچنيني در تمامي کشورها برعهده سيستم ورزش اعم از کميته ملي المپيک و فدراسيون بدمينتون کشورها است و اينکه اينچنين با ورزش براي دستيابي به اهداف سياسي بهرهبرداري شده و مکنونات آمريکاييها بدين وضوح بيان ميشود، جاي تأمل دارد.
در اين ميان کيفيت رقابت بانوان ورزشکار آمريکا نيز در سالن شهيد افراسيابي تهران جاي تامل دارد؛ يکي از مقامهاي آمريکايي که خواسته است هويتش فاش نشود، به خبرگزاري رويترز گفته بود، ورزشکاران آمريکايي در اين مسابقات با لباسهاي ورزشي هميشگي خود بازي خواهند کرد و زنان تنها حق تماشاي اين بازيها را دارند که قطعاً اين شرايطي نيست که در دعوتنامه براي اين تيم ذکر شده است، چرا که شرکت بانوان همه کشورها در رقابتهاي بينالمللي بانوان که در ايران برگزار ميشود، همواره با پيش نيازي به نام پوشش اسلامي همراه بوده است و علاوه بر اين، اين تيم را چندين مربي مرد همراهي ميکردند که حضور ايشان حتي در سالن مسابقات نيز خلاف قوانين موجود است.
ويزاي تيم بدمينتون آمريکا صادر نشد؛ اين سادهترين برخوردي بود که دستگاه ديپلماسي کشور برابر برخورد کاملاً سياسي آمريکا ميتوانست اتخاذ کند و البته اين موضوع براي تقابل با رفتارهاي سياسي ايالات متحده اتخاذ نشد و همانگونه که حسن قشقاوي، سخنگوي وزارت خارجه پيش از ظهر چهارشنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران داخلي و خارجي بيان کرد: اين موضوع همانگونه که آمريکاييها درباره صدور ويزا براي ايرانيان رفتار ميکنند، نيازمند گذر زمان بود که با توجه به طولاني بودن اين پروسه، امکان صدور ويزاي اين هيأت براي سفر به تهران حاصل نشد.
البته سياسي کردن اين اعزام تنها اشتباه آمريکا نبود، بلکه اين تيم که حضورش را به هر شکل در ايران مسجل ميدانست، اشتباهي ديگر نيز مرتکب شد و در حالي که از طريق فدراسيون بدمينتون ايران به فدراسيون بدمينتون آمريکا اعلام شده بود، ويزاي ورزشکارانشان را در همان واشنگتن از دفتر حافظ منافع ايران مستقر در سفارت پاکستان دريافت کنند، اعضاي تيم ملي بدمينتون زنان آمريکا روي موجي از تبليغات کمسابقه غولهاي خبري به دوبي آمدند و خواستار آن شدند که ويزاي ورودشان به ايران صادر شود و به هيچ عنوان توصيه فدراسيون بدمينتون ايران را جدي نگرفتند تا پس از اعلام موضع وزارت امور خارجه ايران، اين تيم مجبور به بازگشت به آمريکا در فضاي رسانهاي آمريکايي شود که انگار ايران اقدام خلاف رويه معمولي را انجام داده است (!)، حال آنکه اين اقدام در چهارچوب روال صدور ويزا و برخلاف رفتار سياسي آمريکا به وقوع پيوسته است.
همزمان با وقوع اين مسأله، خبر عدم صدور داوران ايراني تکواندو براي سفر به آمريکا و شرکت در يک کلاس بازآموزي بينالمللي در لاس وگاس، تداعيگر مقابله به مثل دستگاه ديپلماسي آمريکاييها است و برخورد سياسي آمريکا را مشهودتر ميسازد. اين سياسيکاري با ورزش زماني غيرقابل انکار شد که رابرت وود، سخنگوي كاخ سفيد آمريكا روز چهارشنبه در موضعگيري رسمي، گفت: «اين نشانه خوبي نيست! شما مي دانيد، همچنان كه وزير امور خارجه و ديگران اعلام كردهاند، زماني كه ايرانيها مشت خود را باز كنند، دستي در انتظارشان خواهد بود تا به آنها سلام كند!»
اما به نظر ميرسد همه چيز به همين نقطه پايان نيابد و سايه چالش ديپلماسي بيمنطق بدمينتون حداقل براي مدتي بر روابط ورزش ايران و آمريکا سايه اندازد و اين تبادلات که منجر به حضور تيمهاي ورزشي اين کشور در رقابتهاي بينالمللي ايران ميشد، به واسطه برداشتهاي کاملاً سياسي آمريکا از آنها تقريباً قطع شود که ضربه اصلي آن به ورزش وارد ميشود و بر اين اساس، اين احتمال تقويت شد که سفر قريبالوقوع تيم ۱۷ نفره کشتي آزاد آمريکا به تهران به منظور شرکت در رقابتهاي بينالمللي جام تختي نيز منتفي شود که البته بايد صبر کرد و ديد سرانجام برخوردهاي سياسي آمريکا با ورزش، دامنگير کشتي ميشود يا اتفاق ديگري به روي خواهد داد.
دو سوال:
١- آيا اين رويه به نفع ورزش ايران است؟
٢-آيا اين رويه به نفع ديپلماسي ايران است؟
قابل پیش بینی بودن دست ایران را جلوی دشمنان باز می کند و می توانند با طرح ریزی هر برنامه ای منافع خود را دنبال کنند.





