روسيه در سوداي تسخير کنسرسيوم نفتي خزر
روسيه كه در زمان ضعف ـ سالهاي آغازين پس از شوروي سابق ـ به اين كنسرسيوم تن داده است، امروز با بازيابي قدرت سابق، ميخواهد كنترل كامل CPC را در دست بگيرد؛ بنابراين، كاملا مشخص است كه اين حركت روسيه از منطق اقتصادي پيروي ميكند، زيرا توسعه CPC به جز عوايد ديگر، سالانه تنها 173 ميليون دلار حق ترانزيت اضافي براي اين كشور به ارمغان ميآورد.
کد خبر: ۳۵۳۹۰
| | 9147 بازدید
سرويس بينالملل «تابناک» ـ مؤسسه روابط بينالملل فرانسه، در گزارشي که ماه پيش منتشر کرده بوده، به زواياي پنهان و ناگفته اقدامات روسيه درباره كنسرسيوم لوله نفتي خزر (CPC) پرداخته است.
«آدرين دلكر»، پژوهشگر اين مؤسسه، گزارش خود را با اشاره به سابقه اين کنسرسيوم آغاز ميکند. اين محقق برجسته اقتصاد بينالملل ميگويد: كنسرسيوم لوله نفتي خزر (CPC) در سال 1992 به ابتكار «جان دوس»، پايهگذار «عمان اويل كمپاني» تشكيل و در «برموداس» ثبت شد و روسيه در سال 1994 به آن پيوست.
سه كشور روسيه، عمان و قزاقستان به عنوان سرمايهگذاران اوليه به علت ضعف مالي و فني، ناچار به شراكت با سهامداران خصوصي شدند و بر همين اساس، 50 درصد سهام كنسرسيوم به سه كشور روسيه (24 درصد)، قزاقستان (19درصد) و عمان (7 درصد) تعلق گرفت و بقيه در اختيار شركتهاي نفتي خصوصي قرار گرفت كه در رأس آنها «شورون كاسپين پايپلاين» با 15 درصد، «لوك آركو» 12.5 درصد و «روسنفت ـ شل كاسپين ونچرز ال تي دي» 7.5 درصد هستند.
وي در ادامه ميافزايد: اطلاعات دقيقي درباره قرارداد نهايي كنسرسيوم در دست نيست، اما بر پايه اطلاعات موجود، 2.67 ميليارد دلار هزينه ساخت لوله توسط شركتهاي خصوصي پرداخت شده است. روسيه در ازاي سهم 24 درصدياش، 293 ميليون دلار تجهيزات براي ساخت لوله پرداخته است و البته حق ترانزيت جداگانه نيز براي عبور لوله از خاكش دريافت ميكند.
ظرفيت انتقال سالانه 27 ميليون تن است كه تا سال 2014 بايد به 67 ميليون تن برسد و عمده افزايش ظرفيت نيز بايد در سال 2008 اتفاق بيفتد؛ بنابراين، اينجاست كه برنامه توسعه CPC با مانع جدي روبهرو شده است. روسيه به عنوان سهامدار عمده، فهرستي از الزامات گوناگون را براي پذيرش برنامه گسترش ارايه داده است و هر بار كه سهامداران گوناگون، شامل سه كشور و 9 شركت خصوصي، به توافق نزديك ميشوند، روسيه الزامات تازهاي مطرح ميكند.
اين مؤسسه بينالمللي در گزارش خود آورده است: كارشناسان معتقدند، روسيه كه در زمان ضعف ـ سالهاي آغازين پس از شوروي سابق ـ به اين كنسرسيوم تن داده است، امروز با بازيابي قدرت سابق، ميخواهد كنترل كامل CPC را در دست بگيرد؛ بنابراين، كاملا مشخص است كه اين حركت روسيه از منطق اقتصادي پيروي ميكند، زيرا توسعه CPC به جز عوايد ديگر، سالانه تنها 173 ميليون دلار حق ترانزيت اضافي براي اين كشور به ارمغان ميآورد.
براي درك اين اقدام روسيه، تحليل دادههاي گوناگون اغلب كارشناسان را نيز به اين نتيجهگيري ميکشاند که روسيه ميخواهد كنترل CPC را به طور كامل مانند همه خطوط لوله نفتي ديگري كه از خاكش گذر ميكند، در اختيار بگيرد. اين اقدام هرچند ميتواند پيامدهاي سياسي و اقتصادي سنگيني داشته باشد، اما از لحاظ رواني، خيال روسها را راحت ميكند. همچنانكه «يان مك دونالد»، مدير عامل CPC تا سال 2006، ميگويد: CPC بر پايه يك توافق جمعي سهامداران و با امضاي دولت روسيه، ممكن شد و «رعايت قراردادها اساس موفقيت تجارت بينالملل» است؛ بنابراين، هرگونه انحراف از اين قاعده، ميتواند سرمايهگذاران خارجي را نااميد و نسبت به روسيه بيانگيزه سازد. از اين لحاظ، CPC به عنوان سنجش تعهد روسيه به قراردادهاي سرمايهگذاري خارجي در اين كشور تلقي ميشود و اگر مسكو از اين آزمون سربلند بيرون نيايد، در دراز مدت سرمايهگذاريهاي اجتنابناپذير در بخشهاي نفت و گاز خود را با معضل جدي روبهرو خواهد ساخت.
با توجه به گزارش بالا آنچه جاي تأمل دارد، اين است که چرا ايران در اين کنسرسيوم حضور ندارد و آيا خلأ حضور ايران در کنسرسيوم يادشده و ديگر شرکتهاي فعال در اين منطقه به منافع راهبردي ما در خزر ضربه وارد نخواهد کرد؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
خوشحالم که فرصتی دست داد تا بتوانم در سایت شما در مورد موضوع مطرحه احتمال فروش گاز طبیعی ایران به اروپا از طریق خط لوله نابوکو اظهار نظر نمایم.
پیش از هرچیز از اینکه این فرصت را در اختیار خوانندگان قرار دادید سپاسگزارم.
بدون شک سفر آقایان شرودر و فیشر به ایران برای گفتگو در مورد فروش گاز ایران به اروپا، نمایانگر اهمیت این جریان از دید اروپائیها میباشد و اینکه اروپا با در نظر گرفتن کلیه امکانات ممکنه و با منظور تنها به گاز ارسالی روسیه وابسته نبودن، اقدام به این عمل نموده است.
اینکه آیا ایران نیز علیرغم تمامی ضعفها و قدرتهایش از موقعیت خویش آگاه میباشد یا نه، حد اقل برای من جالب و پرسش انگیز است.
کشیدن خط لوله گاز در داخل ایران امری پر قیمت میباشد که مخارج آن با اتمام کشیدن خط لوله پایان نمیابد. در مملکت زلزله خیز ایران و با نگرش به این امر که خط لوله از مناطقی گسترده عبور مینماید که در ادوار گذشته مورد سوءقصدهای سیاسی و عملیات خرابکارانه قرار گرفته، هزینه سنگینی را برای نگاهداری و مراقبت خط لوله متوجه ما ایرانیها مینماید. از آن گذشته چون مقصد خط لوله مشخص میباشد، پس حق انتخاب ایران جهت جستجوی تنوع در مشتری یابی کاملا محدود میگردد بصورتیکه همین عدم تنوع در تاکتیک فروش میتواند مشتری را به تعیین قیمت گاز برای ما نیز تحریک نماید. سرمایه گذاری در تهیه و تولید سوخت هسته ای در فرانسه توسط ایران و فروش سوخت برای نیروگاه بوشهر را فراموش نکنیم.
از طرف دیگر خط لوله ارزانترین و آسانترین شیوه انتقال گاز میباشد بخصوص که اگر درنظر گیریم که گاز آسیای مرکزی نیز میتواند که از ایران عبور نماید ( هم سود دارد و هم مسئولیت ).
بنظر من بهتر است که اگر مذاکراتی نیز در این زمینه انجام میگیرد، طرف ایرانی در کنار تمایل به احداث خط لوله گازی و پیوستن به نابوکو، همچنین علاقه و تمایل خویش را برای دریافت تکنولوژی از سوی اروپا و همکاری و مشارکت اروپا جهت تولید پالایشگاهها و کارخانجات تبدیل گاز به گاز مایع در خاک ایران نیز اعلام نماید و برآن پافشاری نماید.
اینگونه کارخانجات ایران را قادر میسازند تا بتواند همانند قطر در صورت امکان مشتریانی را خارج از حوزه خط لوله نیز مخاطب قرار دهد و همین امر این امکان را به ایران میدهد تا وابسته به مشتری خاصی نبوده و از رقابتهای مشتریان بر سر پیشنهاد دادن برای قیمت گاز نیز بهره برد. از آن گذشته این روش تولید گاز و فروش آن امروزه در شمال آفریقا و نیز قطر مرسوم و متداول است.
در ضمن فراموش نکنیم که تاخیر در رساندن گاز به مقصد مجازاتها و خسارتهای مالی نیز میتواند بهمراه آورد. کشور ترکیه که با ایران قرارداد خرید گاز دارد و در گذشته بعللی نتوانست که گاز ایران را در زمان تعیین شده بدست آورد، با مراجعه به مراجع بین المللی ادعای خسارت نمود و آنرا نیز دریافت نمود. کشوری مانند ترکمنستان نیز با مشاهده نیاز ایران به گاز خود، موقیعت را درک کرده و قیمتهای مناسبتری را برای خویش مطرح و آنرا نیز دریافت نمود آنهم نه یکبار و نه یکسال.
فروش گاز از طریق خط لوله به اروپا الزاما قراردادهای طولانی را به صحنه بازی میکشد و این میتواند هم برای ایران خوب باشد و هم بد.
در 20 و یا 25 سال آینده بسیاری از ما دیگر در قید حیات نخواهیم بود ولی دریافت دعا و یا نفرین فرزندانمان در گروی همت والا، غیرت و کارآیی خرد امروز ما میباشد.
آیندگان بهیج وجه از ما نخواهند پذیرفت که ما از یکسو توان علمی و فکری فرستادن ماهواره به فضا را داشته باشیم و از سوی دیگر علیرغم تجربیات و حساب احتمالات، چشم خود را نگشائیم و آگاهانه حساب سود حال و آینده ایران را ننمائیم.
یکبار دیگر متذکر میگردم که موقعیت ممتاز و خوبی است که بسود هر دو طرف میتواند پایان یابد.
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...









