گفتار تاریخی شهید بهشتی؛
پیامبر (ص) چه جامعهای را به علی (ع) سپرد؟ + فیلم
علی (ع) اما از فردای غدیر و به خصوص در دوران پس از درگذشت رسول الله (ص) چون این روز مبارک، ایامی اینچنین را پیش رو نداشت و مدیریت جامعه اسلامی با دشواری های فراوانی همراه بود... نوای شنیدنی استاد محمد اصفهانی را نیز به مناسبت این روز فرخنده بشنوید و ببینید
کد خبر: ۳۵۳۲۰۱
| | 9864 بازدید

به گزارش «تابناک»، «ای مردم! بدانید که خداوند علی را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب کردهاست. آگاه باشید که «امیر المؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود. او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آوردهاند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خدا است. خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید. ای مردم! من «صراط مستقیم»ام، که خداوند شما را به پیروی آن امر فرمودهاست. آنگاه پس از من، علی و پس از او، فرزندانم از نسل او. من [از جانب خداوند] دستور یافتهام که از شما درباره آنچه که از سوی خداوند درباره علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم. خداوند به من دستور داده که از زبانهای شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین و امامانی که پس از او میآیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی است. همگی بگویید: شنیدیم و اطاعت میکنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهٔ امامت علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند، به ما رساندی - سر تسلیم فرود میآوریم. بر این باور زندهایم و با آن میمیریم و با آن [در قیامت] محشور میشویم. تغییر نمیدهیم و تبدیل و انکار نمیکنیم، تردید به دل راه نمیدهیم و از این باور برنمیگردیم و پیمان نمیشکنیم.»
این بخشی از خطبه مشهور پیامبر در غدیر است و کیست که نداند غدیر خم نام ناحیهای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی بن ابی طالب (ع) را «ولی» پس از خود اعلام کرد و مسلمانان فوج فوح ۱۸ ذیالحجه، سالروز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد و امروز این عید بزرگ است که صدها میلیون شیعه جهان به میمنت وقوعش در سرتاسر این کره خاکی به شادی می گذرانندش.
علی (ع) اما از فردای غدیر و به خصوص در دوران پس از درگذشت رسول الله (ص) چون این روز مبارک، ایامی اینچنین را پیش رو نداشت و مدیریت جامعه اسلامی با دشواری های فراوانی همراه بود. شهید آیت الله دکتر بهشتی درباره غدیر و آنچه با غدیر رخ داد، سخنرانی تاریخی داشته که بهترین گفتار برای چنین روز است. در این گفتار آمده است:
مسئلهای که موضوع عید غدیر است یک مسئله جزئی پیش پا افتاده نیست بلکه مسئلهای بسیار مهم است. مطلب این است که پیامبری به فرمان خدا مأموریت یافته در جهان پرغوغای چهارده قرن پیش جامعه نمونهای بر مبنای اسلام بسازد. جامعهای که به تمام معنا یک جامعه انقلابی است. جامعهای است که وضع موجود را کاملاً دگرگون کرده است.

خدایانی که تا دیروز در اوج عزت قرار داشتهاند و در خانه یکتاپرستان، یعنی خانه کعبه، به ناحق جا داده شده بودند، با آن قیام و رستاخیز سرنگون شده و به دور انداخته شدهاند. مردمی که تا دیروز تحت عنوان پاسداری از بتخانه و بتکده و بت، یا برعهده داشتن مناصب حج تحریفشد؟
جاهلیت، یا در دست داشتن زمام اقتصاد و سیاست عربستان، از همه مواهب زندگی برخوردار بودند و هم ریاست داشتند، هم ثروت داشتند، هم امکانات هوسبازیهای بیحساب داشتند، با این رستاخیز از اوج عزت به زمین افتادند و آنها که تا دیروز تحت حکومت آنان زجر میکشیدند و رنج میبردند و حتی وجدانشان زیر پای این ستمگران لگدمال میشد، با این رستاخیز بالا آمدند و در پرتو قانون عالی «انّ اکرمکم عنداللّه اتقکم»، هشیاران باتقوا، امروز بر فرمانروایان بیتقوای دیروز فرمانروایی میکنند.
فکر عوض شده است؛ فکر دینی، فکر اجتماعی و فکر اقتصادی. رباخواران دیروز که از راه رباخواری حرام شیره مردم بیبضاعت را میمکیدند و آنها را خوار و زبون میساختند امروز در برابر قدرتی که بر سر کار است جرأت ندارند رباخواری کنند، وگرنه قرآن با صراحت هر چه تمامتر به میدانشان میآید و میگوید اگر دست از ربا برندارید «فأذَنوا بحَربٍ مِنَ اللَّه و رسولِهِ»،(10) یکسره اعلام جنگ با خدا و پیغمبر کنید.
اصلاً ملاحظه کنید خود این تعبیرات، تعبیرات انقلابی است. با یک رباخوار با این آهنگ سخنگفتن یعنی همه چیز عوض شده است. پیغمبر بزرگوار اسلام به فرمان خدا و با اتکا بر وحی خدا، بر پایه توحید و یکتاپرستی، بر پایه احترام به ارزشهای عالی انسانی و بر پایه کنار زدن همه ارزشهای ضد انسانی دیروز، جامعهای نو ساخته است.
این جامعه نمونه را بعد از خود به چه کسی بسپارد؟
حالا چنین بنیانگذاری الهام گرفته است که ماهها، هفتهها و روزهای پایان عمرش نزدیک میشود. نگران است. نگران اینکه این جامعه نوبنیاد را با این خصلتهای نو باید به دست چه کسی سپرد و چه کسی میتواند پس از او این جامعه را اداره کند؛ ادارهای که همراه با آن حتی یک درجه زاویه انحرافی در مسیر نهضت به وجود نیاید. این نگرانی بزرگ است. مسئله شوخی نیست. میدانید قیمت این مردم از دیدگاه بنیانگذار این جامعه چقدر است؟
در صحنه نبرد بدر، که نخستین برخورد مسلح میان قیام کنندگان مسلمان و دشمنان این قیام الهی از اشراف مکه بود و در کنار چاههای بدر در راه میان مدینه و مکه رخ داد، در موقعی که دو صف در برابر هم قرار گرفتند، (صفی نزدیک به هزار نفر مسلح و مجهز و صفی نزدیک به سیصد نفر با کمترین حد سلاح و تجهیزات جنگی، اما با ایمانی قوی)، در آن موقع پیغمبر اکرم دست به دعا برداشت.
سیرهنویسان اینطور نقل میکنند که پیغمبر اکرم دست به دعا برداشت و عرض کرد، بارالها، اینک بندگان راستین تو در برابر مشرکان سرسخت قرار گرفتهاند. خداوندا، اگر این بندگان پاک، امروز به دست این مشرکان نابود شوند و در این نبرد از بین بروند دیگر زمینه برای پرستش خدای یکتا در روی این زمین باقی نخواهد ماند. قیمت این مردمی که پیغمبر ساخته و پرداخته یک چنین قیمت بزرگی است. ارزش آنها در یک چنین سطح عالی است. جامعهای که پیغمبر ساخته باید جامعه نمونه حقپرستی و عدالت و فضیلت و مکرمت باشد. پیغمبر قدمهایی را برداشته، به نتیجه هم رسیده، اما هنوز اول کار است.
ویژگیهای نهضت پیامبر اسلام
من در بحثهای اجتماعی مکرراً این نکته را به دوستان یادآوری کردهام که در میان نهضتهای انقلابی جامعهساز دنیا، در کل تاریخ بشریت تا امروز، تنها نهضتی که آغاز و رهبری و جامعهسازیاش به دست یک نفر انجام گرفته نهضت مقدس اسلام است. نهضتی که یک ایدئولوژی و ایده جدیدی را عرضه کند و رهبر عرضهکنندهاش موفق شود که عناصر سازنده جامعه را در طول دوران پررنج قبل از در دست گرفتن قدرت (یعنی دوران مکه) بسازد و بعد با کمک آنها مدینه فاضله اسلامیاش را که بر اساس نظام جدید عقیده و عمل ساخته شده به وجود بیاورد و خودش شاهد به وجود آمدن آن جامعه باشد نه پیش از اسلام چنین نهضتی سراغ داریم و نه بعد از اسلام.
حتی در این نهضتهای مادی اجتماعی اقتصادی که خواستار عدالت اقتصادی و اجتماعی بودند و در قرنهای اخیر در دنیا موفق شدند جامعهای را بر مبنای نظام خود بسازند، شروع کننده یکی بود، عرضهکننده ایدئولوژی کس دیگری بود، دنبال کننده کس دیگری بود، و سازنده جامعه هم شخصی دیگر.
این یکی از نقطههای برجسته تاریخ اسلام است که نشان میدهد چطور نهضت اسلام به سرچشمه فوق بشری وحی مربوط بوده و از نیروی غیبی، امداد گرفته است. یک چنین جامعه نمونهای -که حتی با توجه به زمانی که برای ساختنش به کار رفته تا امروز هم نمونه دومی ندارد- با مرگ رهبر و پیشوای الهیاش در معرض خطر قرار میگیرد.
مگر پیغمبر نتوانسته بود آنقدر آدم حسابی تربیت کند که پس از مرگش نگران جامعه نوساخته اسلام نباشد؟
ما گاه در فهماندن مطالب به مثالهای زنده و دم دست نیاز داریم. برای آن بخش از مطالب اسلامی که جنبه اجتماعی و جامعهسازی دارد، من تنها مثال دم دستی را که در عصر تاریخ و رشد تاریخ قرار دارد و میتوانم به کار ببرم جامعههای سوسیالیستی دنیا هستند. علتش این است که در جهان، غیر از جامعه و امت اسلام جامعهای که بر مبنای ایده و عقیده ساخته شده باشد، نداریم.
همانطور که دوستان میدانند، مسلک سوسیالیسم توأم با منطق دیالکتیکی به وسیله مارکس و بعد با همکاری انگلس، در نیمه دوم قرن نوزدهم، یعنی در حدود صد و بیست سال پیش، در اروپا عرضه شد. سالها گذشت و پس از تقریباً هفتاد سال در سرزمین شوروی چنین جامعهای به دست لنین و همکارانش ساخته شد.
در این جامعه سوسیالیستی که مردم باید بر اساس ایمان به سوسیالیسم لنین، جامعه را نگهداری کنند، در عصری که موجبات و وسائل تعلیم و تربیت صدها بار نسبت به عصر اسلام پیشرفت کرده، در عصری که چاپ هست، نشریات هست، مدارس منظم هست، دانشکدهها و دانشگاهها هست، تکنیک و صنعت پیشرفته هست، در چنین عصری ببینیم لنین که خواسته است یک جامعه عقیدتی سوسیالیستی بسازد نسبت به کارخودش چگونه مینگرد. من برای این منظور دو نمونه از سرگذشت لنین را نقل میکنم. هر دو نمونه نقل از نوشته ماکسیم گورکی است که از معاصران لنین و رفقای اوست.
ماکسیم گورکی میگوید: «روزی لنین مرا به نهار دعوت کرده بود. گفت: شما را با ماهی دودی ضیافت خواهم کرد، (ماهی دودی در اقتصاد آن روز شوروی خوراکی اشرافی محسوب میشده است) از حاجی ترخان فرستادهاند. سپس چینی در پیشانی سقراطی افکند و چشمان خود را به سویی متوجه ساخت و چنین افزود: گویی برای ارباب خود میفرستند! چکار کنم که این عادت را ترک کنند؟ اگر امتناع کنم و نپذیرم به ایشان برمیخورد. از طرف دیگر، همه در گرداگردمان گرسنهاند. نوبت ماهی دودی خوردن به من نمیرسد.»
از این چه میفهمید؟ عوض کردن خلقیات و آداب و افکار یک قوم، کار یک روز و دو روز و یک سال و دو سال و پنج سال نیست، حتی در نهضتهای انقلابی. قانون خدا این بوده که پیغمبر بزرگوار اسلام با تأیید الهی و با اتکای به وحی الهی، اما بر طبق سنتهای موجود، جامعه مسلمانها را بسازد. قرار نبوده پیغمبر معجزه کند و مردم را مثل کیمیاگر یکباره عوض بکند. قرآن هم همین را میگوید.
قرار بود مردم بر طبق همین اصول متعارف به دست پیغمبر عوض شوند. اما مگر این کار در یک روز و دو روز انجام میشود؟ مگر خم رنگرزی است که پارچهای را در آن بگذارند و بعد در بیاورند و رنگ دیگر گرفته باشد! آدمسازی کار مشکلی است! آدمسازی فردی مشکل است؛ جامعهسازی صدها برابر مشکلتر از آن است، حتی در یک نهضت انقلابی.
یک نمونه دیگر نقل میکنم؛ این مطلب را هم گورکی از لنین نقل میکند. در اواخر عمر لنین، در موقعی که لنین توانسته بود زمامدار شوروی باشد. این نقل خیلی جالب است. گورکی میگوید: «به یاد دارم که وقتی سخنان مارکف را جایی خواند، مدتی با سرور و بشاشت خاطر خندید. مارکف نوشته بود در روسیه فقط دو نفر کمونیست وجود دارد: لنین و کالانتای. پس از آن خنده آهی کشید و گفت، راستی عجب مرد خردمندی است!» از این چه میفهمید؟ اینها قصه نیست، خبر روزنامه هم نیست. سند قطعی متقن از تاریخ یک جامعه در عصر تاریخ است و بازده یک انقلابِ زیر و رو کنِ عقیدتی و اقتصادی و اجتماعی را در قرن ما نشان میدهد و میگوید در این انقلاب، با همه کوششها، آدمها به این آسانی عوض نشدهاند.
حالا میفهمید پیغمبر اسلام، صلوات اللَّه و سلامه علیه، نگران چیست. پیغمبر احساس میکند، مییابد، میداند و به عنوان رهبری الهی، دانا، تیزبین و ژرفنگر میبیند که با انقلاب اسلام عده معدودی مسلمان زبده خالص ساخته است. بقیه هم به اسلام و جامعه اسلامی آمدهاند، نماز مسلمانی را میخوانند، ماه رمضان هم روزه میگیرند، حتی زکات هم میدهند، حتی به میدان جنگ و جهاد هم میروند و برای اسلام شمشیر هم میزنند، اما آیا ساختمان درون و جسم و جان و روح و خلق و عادت آنها ساختمان خالص سره اسلامی است؟ نه!
تعجب نکنید. من نمیدانم آیا موفق شدم که با این مثال تاریخی عصرمان این تعجب را در دوستان از بین ببرم یا باز هم موفق نشدم. اگر موفق نشدم، بگویید تا به سراغ مثالهای دیگری بروم. برای خود من همین نمونههای نزدیک به زمانمان بسیار روشنگر بود. چطور پیغمبر اسلام نگران است که این بزرگترین میراث را پس از او چه کسی نگهداری خواهد کرد؟
در آخر دعوت تان میکنیم، نوای شنیدنی استاد محمد اصفهانی را نیز به مناسبت این روز فرخنده بشنوید و ببینید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



