ارايه مستندات و شواهد درست خط قرمز رسانه در ارايه نقد است
امكانپذيري و نتيجهبخش بودن نقد سازنده، خياباني دوطرفه است؛ يعني در كنار آنكه رسانه بايد سعي كند نقدي منصفانه و كارشناسانه مبتني بر شواهد و مستندات ارايه كند، مسوولان نيز بايد به حكم انصاف و اخلاق اسلامي، نقدها را پذيرفته و در برابر آنچه بايد انجام ميداده، ولي كوتاهي كردهاند، احساس مسووليت كنند.
عليرضا دهقان ـ مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران ـ در گفتوگو با ايسنا، با بيان اين مطلب و اينكه رسانه تا جايي ميتواند به نقد از عملكردها بپردازد كه براي آنها استدلال و مستندات داشته باشد؛ بدين معنا ارايه مستندات و شواهد درست، خط قرمز رسانه در ارايه نقد است، اظهار كرد: نقد سازنده، نوعي ارزيابي است كه در آن غرضورزي و سوء نيت وجود نداشته باشد و با هدف اصلاح بيان شود، ضمن اين كه انصاف نيز در آن رعايت شده و به نتيجهاي مطلوب منتهي شود.
وي افزود: نقد بايد علاوه بر بيان مشكلات، ضعفها و نواقص، راهحلهايي را نيز براي بهبود وضعيت مورد نقد ارايه كند كه در نقد سازنده، اين نكته بيش از ساير موارد مورد توجه است.
او با اشاره به اين كه نقد ممكن است به مرز تخريب نيز برسد، ادامه داد: تفاوت نقد و تخريب، مشابه تفاوت ميان طنز و هجو است. طنز در كنار آن كه يك نيشتر و برخورد مضحك و خندهدار با يك موضوع است، هشدارهايي نيز براي اهميت بيشتر به موضوع و تامل درباره آن ارايه ميكند، اما در هجو شاعري از طريق نظم به هتاكي و ناسزاگويي به يك شخص ميپردازد.
به گفته اين مدرس ارتباطات، نقد و تخريب نيز در اين مرز معنا ميشود؛ يعني اگر عملكرد رسانهاي مورد نقد قرار گيرد، قطعا نقد سازنده خواهد بود؛ اما اگر به جاي عملكرد، به خود فرد پرداخته و او را زير سوال ببريم اين قطعا تخريب است، ضمن اينكه ارايه نقد بدون شواهد، مستندات و استدلالهاي درست نيز تخريب محسوب ميشود.
وي اضافه كرد: نقد گرچه تند و تيز، اگر با مستندات و شواهد درست همراه باشد، نقدي سازنده است كه تخريب محسوب نميشود، ضمن اينكه رسانه تا جايي ميتواند به نقد از عملكردها بپردازد كه براي آنها استدلال و مستندات داشته باشد؛ بدين معنا ارايه مستندات و شواهد درست، خط قرمز رسانه در ارايه نقد است.
او با اشاره به اين كه منع مديران يا كارمندان يك سازمان از گفتوگو با يك رسانه يا شركت نكردن در برنامههاي آن، به دليل نقد عملكردشان از سوي رسانه مورد نظر، از لحاظ اخلاقي درست نيست، تصريح كرد: كسي كه وظيفهاي عمومي را قبول ميكند بايد در مقابل مردم احساس مسووليت كند و از آنجا كه مردم تكتك نميتوانند براي ارايه مشكلات و نواقص يا طرح سوالات به مسوولان مراجعه كنند و رسانه در واقع واسطه بين آنها با حكومت و مسوولان است، مسوولان بايد به رسانه به عنوان نماينده مردم پاسخگو باشند.
به گفته وي پاسخگويي به رسانه، در حقيقت پاسخگويي به مردم است و يك مقام عمومي به لحاظ اخلاقي و در بسياري موارد به لحاظ قانوني، موظف و ملزم به پاسخگويي به سوالات رسانههاست.
دهقان با بيان اين كه به لحاظ قانوني بايد مواردي پيشبيني شود كه مسوولان را بيش از پيش به پاسخگويي به رسانهها ملزم كند، خاطرنشان كرد: متاسفانه آزادي اطلاعات در كشور وضعيت روشني ندارد. بايد مسووليت افراد و دستگاهها درباره پاسخگو بودن در برابر رسانهها به عنوان نماينده مردم، به طور شفاف و روشن بيان شود و بعد انتظار داشته باشيم كه همگان در برابر رسانهها پاسخگو باشند و به خود اجازه ندهند به دليل آنكه عملكردشان مورد نقد قرار گرفته است، از پاسخگويي مجموعه زير نظرشان به رسانهاي جلوگيري كنند.
او تاكيد كرد: نقد خوب خياباني دو طرفه است، يعني در كنار آنكه رسانه بايد سعي كند نقدي منصفانه و كارشناسانه مبتني بر شواهد و مستندات ارايه كند، مسوولان نيز بايد به حكم انصاف و اخلاق اسلامي، نقدها را پذيرفته و در برابر آنچه بايد انجام ميداده، ولي كوتاهي كردهاند، احساس مسووليت كنند.



