آیا هنوز احمدینژاد رئیسجمهور و مسئول اجرای قانون اساسی است؟
رئیس جمهور قول داده است که تا آخرین لحظه، پای کار خود به عنوان رئیسجمهور بایستد. احمدینژاد با استناد به اجرای قانون اساسی به عنوان مسئولیت خود بنا به اصل ۱۱۳ قانون اساسی با دیگر قوا درگیر شد. آیا همین رئیسجمهور، جلوگیری از شنود را هم وظیفه خود خواهد دانست؟

فاصله زمانی میان انتخاب رئیسجمهور جدید و استقرار وی در رأس دولت یعنی پنجاه روز از بیست و چهارم خرداد تا دوازده مرداد ماه، در معرض این آسیب قرار دارد که دولت مستقر، انگیزه چندانی برای پیگیری امور کشور نداشته باشد و دولت جدید نیز دستش به جایی بند نباشد که وظایف قانونی یک دولت را انجام بدهد.
مردم ایران فراموش نکردهاند که احمدینژاد همان رئیس جمهوری است که بارها به خاطر برداشت خود از قانون اساسی و به طور خاص اصل ۱۱۳ آن با قوای دیگر وارد چالشهایی شده است.
بنا بر اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی، پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیم به رهبری مربوط میشود، بر عهده دارد.
هر چند افراد بسیاری در دیگر قوا فعلا با برداشت احمدینژاد از مسئولیت رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی مخالف هستند، ایشان در پاییز سال گذشته، وارد چالشی جدی با قوه قضائیه شد تا به وی امکان فرصت بازدید از زندان اوین داده شود؛ دقیقا در روزهایی که جوانفکر از نزدیکان رئیس جمهور در اوین زندانی شده بود.
در آن روزها مبنای درخواست احمدینژاد برخی از اصول قانون اساسی بود که در یکی از نامههای جنجالی رئیس جمهور به رئیس قوه قضائیه هم مورد اشاره قرار گرفت. در یکی از این نامهها، احمدینژاد نوشته بود: «به استناد اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصل ۱۱۳ و سوگند شرعی اصل ۱۲۱، مصمم به اجرای کامل قانون اساسی و اصلاح اساسی و ریشهای امور کشور هستم و مطمئناً با سرکشی از زندانها و برخی دادگاهها، نحوه اجرای اصول قانون اساسی و رعایت حقوق اساسی ملت را مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد».
هر چند با تفسیر ارائه شده از قانون اساسی از سوی رئیس قوه قضائیه، امکان بازدید رئیس جمهور در اوین فراهم نشد، اکنون این پرسش مطرح است که آیا احمدینژاد همچنان اجرای قانون اساسی را وظیفه خود میداند یا خیر؟ و یا اینکه پذیرفته است که تنها مأمور اجرای بخشهایی از قانون اساسی است که در حدود قوه مجریه قرار میگیرد.
بنا بر اصل بیست و پنجم قانون اساسی، بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس مگر به حکم قانون ممنوع است.
شنبه بیست و دوم تیر ماه، علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیانیهای اعلام کرد که چند روز پیش از آن، ابزار شنود و استراق سمع را در دفتر کار خود در خارج از مجلس پیدا کرده است.
یکی از نامههای احمدینژاد به رئیس قوه قضائیه با بیانیه منتشره توسط علی مطهری مشابهتهایی دارد. احمدینژاد در نامه خود به رئیس قوه قضائیه مینویسد: «در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام میزنید آیا میتوان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود.» و علی مطهری نیز در بیانیه خود گفته است: «زمانی که با یک نماینده شناخته شده مجلس این گونه رفتار میکنند، معلوم نیست چه ظلمهایی در حق مردم عادی روا داشته میشود! لذا نباید به سادگی از کنار این گونه حوادث گذشت بلکه باید تا معرفی و مجازات عاملان آن دنبال شود و دامن نظام جمهوری اسلامی از این آلودگیها پاک گردد».
آیا احمدینژاد هنوز خود را نماینده ملت و مجری قانون اساسی میداند که پیگیری اجرای اصل ۲۵ قانون اساسی درباره «ممنوعیت شنود» هم از وظایف وی است؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۴۱
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





