سکوت معنادار حداد عادل برابر نقد محقق داماد
آغاز دیالوگ با پایان سلب اختیار از نخبگان علمی ایران
فراموش نکنیم پنجاه اقتصاددان چه نامهای به دکتر احمدینژاد نوشتند و بیتوجهی به بیشتر مفاد آن نامه، چه بلایی بر سر اقتصاد خرد و کلان کشور آورد و فراموش نکنیم اندرزهای نخبگان فرهنگی و علمی را در نقد تصمیمات دولت نهم و دهم در حوزههای تخصصیشان؛ اما دریغ از گوش شنوا و حیف از معدود چهرههایی چون دکتر حدادعادل که به جای نقد وضعیت موجود، یا سکوت پیشه کردند و یا در رفتاری بدتر، درصدد توجیه حرکتهای غیرمنطقی دولت برآمدند.
شب گذشته، مراسم تجلیل از دکتر رضا داوری اردکانی در زادروز هشتاد سالگی این فیلسوف ایرانی، در حالی برگزار شد که آیتالله محقق داماد از فلاسفه و حقوقدانان معاصر نقدهای کلیدی درباره آنچه در این چند سال مطرح شد، بیان کرد؛ نقدهایی که متوجه غلامعلی حدادعادل نیز میشد و البته رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این باره سکوت معناداری در پیش گرفت!به گزارش «تابناک»، یکی از رخدادهای تلخی که در چهار سال اخیر روی داد، کاهش اختیارات جامعه علمی و فرهنگی کشور برای تصمیمگیری پیرامون حوزه فعالیت خود، به حداقل ممکن بوده و نمود چنین کاهش اختیاراتی در فرهنگستانها متبلور شد؛ عالیترین مراکز علمی و فرهنگی کشور که نخبگان و دانشمندان حوزههای گوناگون را میزبانی میکرد و بنا به قاعده معمول در دیگر کشورهای جهان، رئیس و متولیان این نهادها با رأی اعضای این نهاد برگزیده میشد.
با این حال، شورای عالی انقلاب فرهنگی که اثرات منفیاش در چند سال اخیر، بیش از دستاوردهایش بوده، سال 1388 در مصوبهای، انتصاب رؤسای فرهنگستانها به رئیس جمهور به عنوان رئیس (حقوقی) شورای عالی انقلاب فرهنگی منتقل شد و اینچنین بود که دیگر رئیس فرهنگستانها، منتخب و نماینده اکثریت خبرگان یک حوزه علمی یا فرهنگی محسوب نمیشوند، بلکه چهره مطلوب رئیس و در بهترین حال شورای عالی انقلاب فرهنگی به شمار میروند که شاید به بزرگان ادب و زبان فارسی، علوم و دیگر حوزهها تحمیل شوند.

این اتفاق طبیعتاً با پذیرش عمومی ارتباط مستقیمی داشت، چرا که پذیرش شخصی که مورد وثوق اکثریت یک گروه برجسته علمی یا فرهنگی نیست، توسط چنین گروهی به عنوان رئیس ایشان اساساً قابل هضم نیست و هرچند تنها برخی از بزرگان، پس از چنین انتصابی، ترک منصب علمی کرده و فرهنگستانها را رها کنند و مابقی دستکم به ظاهر با چنین اتفاقات مماشات کنند، در نهایت چنین رویکرد، حرکت در مسیر سست بنیان شدن عالیترین مراکز علمی و پژوهشی این مملکت است.
هرچند نسبت به این چهارچوب نادرست، اعتراضات و نقدهای محدودی در آن زمان صورت پذیرفت و بسیاری از اساتید علمی به واسطه اقتضائات زمان وقوع چنین تصمیماتی، ترجیح دادند در قبال این رویداد تلخ سکوت کنند، این سکوت تا ابد ادامه نیافت و آیت الله دکتر محقق داماد، حقوقدان و فیلسوف متمایل به اصلاحات که از چهرههای دارای سطح سواد علمی بالایی است، در مراسم بزرگداشت هشتاد سالگی دکتر رضا داوری اردکانی که در روز تولد این فیلسوف معاصر برگزار شد، نقدهایی را پیرامون این وضعیت مطرح کرد.
سید مصطفی محقق داماد که در چند هفته اخیر برای پستهایی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد و دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی و چند مسئولیت دیگر در دولت یازدهم، گمانهزنیهایی دربارهاش شده و البته وی همچنان بر استمرار فعالیت پژوهشی و عدم پذیرش مسئولیت اجرایی تأکید کرده، در این مراسم نخست نقدهایی را به سخنان یکسویه احمدینژاد در نطقهای تلویزیونی اش مطرح کرد.
وی با اشاره به اینکه من از جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور کنونی انتظارم را اعلام میکنم، بیان کرد: ای کاش در مصاحبه ای که در تلویزیون کردند، اجازه میدادند، یک نفر طلبه دلسوختهای هم در مقابل ایشان بنشیند و از آن طرف هم بگوید. یک جانبه نباشد. بس کنید سخنهای یک جانبه را. فکر میکنم اگر دوران خطابه بگذرد، بهتر است. مونولوگ برای بشریت خسته کننده شده است. دوران، دوران دیالوگ است. دوران، دوران گفتوگوی دوجانبه است.

نوه مؤسس حوزه علمیه قم همچنین با اشاره به اینکه امیداوریم رئیس جمهور آینده ـ که فرزند حوزه و دانشگاه است ـ این درد ما را بشنود، خطاب به حداد عادل که لحظاتی پیش جلسه را ترک کرده بود، گفت: نمیدانم که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اینجا هستند. آقای دکتر حداد عادل رفتند کاش بودند و رو در رو به ایشان میگفتم. باکی ندارم. چرا در آن زمان که پشت درهای بسته برای فرهنگستانها تصمیم گرفتهاند، ایشان مخالفت نکردند؟ این درد بیدرمان را ما به کجا ببریم که آکادمی علوم ایران حتی با آکادمی علوم کشورهای عقب افتاده شرقی هم برابر نباشد که استقلال داشته باشد. باید به این مسأله مهم توجه کرد.
سخنان محقق داماد از آن حیث بااهمیت است که وی به عنوان یک اصلاح طلب حزبی شناخته نمیشود و از چنین فضایی نیز همواره فاصله گرفته و شاید به همین دلیل کمترین حملات رسانهای و سیاسی در غوغاهای سیاسی متوجهاش شده و به لحاظ گرایش به اعتدال، رویکردی نزدیک به روحانی و جریان همراه با او دارد و این امید را پدید میآورد که در دوران ریاست جمهوری حجتالاسلام و المسلمین حسن روحانی، شاهد آغاز دیالوگ به جای مونولوگ باشیم و چنین اتفاقی با پایان سلب اختیار از نخبگان علمی ایران و آغاز احترام به دیدگاههای ایشان دستکم در حریم تخصصیشان باشیم.
فراموش نکنیم پنجاه اقتصاددان در سال 85 چه نامهای خطاب به دکتر احمدی نژاد نوشتند و بیتوجهی به بیشتر مفاد آن نامه، چه بلایی بر سر اقتصاد خرد و کلان کشور آورد و فراموش نکنیم، اندرزهای نخبگان فرهنگی و علمی را که گاه به گاه در نقد تصمیمات دولت نهم و دهم در حوزههای تخصصیشان، سخنی میگفتند یا نوشتهای منتشر میکردند؛ اما دریغ از گوش شنوا و حیف از معدودی چهرههایی چون دکتر حدادعادل که به جای نقد وضعیت موجود، یا سکوت پیشه کردند و یا در رفتاری بدتر، درصدد توجیه حرکتهای غیرمنطقی دولت برآمدند.
فراموش نکردهایم، شعر سعدی «بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند / چون عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار» نقل شده از باب اول گلستان، روی اسکناس به اشتباه «بنی آدم اعضای یکدیگرند» نقل شده بود که بیمنطق بود و دکتر حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دومی را نزدیک به صحت اعلام کرد، حال آنکه مستندات نشان میداد، اولی درست بوده است.

آنچه مشخص است، این شعر از کلام حضرت محمد (ص) ریشه گرفته که فرموده بودند: «مثل المؤمنين في توادهم و تعاطفهم و تراحمهم مثل الجسد اذا اشتکي منه عضو تداعي له سائر الجسد بالسهر و الحمي؛ مثل مؤمنان در دوستي و ابراز عاطفه و رحمت به يکديگر، مثل پيکر است؛ هر گاه عضوي از آن دردمند شود، ديگر اعضاي پيکر با بي خوابي و تب، با آن عضو همدردي ميکنند.»(1) و البته شبیه به این گفتار در کلام امام صادق نیز آمده که: «المؤمن اخوا المؤمن کالجسد الواحد اذا اشتکي شيئا منه وجد الم ذلک في سائر جسده؛ مؤمن برادر مؤمن است و مانند يک پيکرند که اگر عضوي از آن دردمند شود، درد آن در ديگر پاره هاي پيکر احساس مي شود.»(2)
شهید آیتالله مطهری نیز در انسان کامل، دربارهٔ این شعر سعدی آورده است: «...خصلتی که سبب میشود همهٔ اعضای بدن با مشکلی که در یک عضو پدید میآید، بیخوابی بکشند یا گرمای تب آنها را فرا بگیرد، وجود روحی است که بدن دارد. اگر جسد مرده باشد و دستش را تکه تکه کنند، در حال بقیه اعضا هیچ تغییری حاصل نمیشود و روح ایمان است که انسانها را اعضای یک پیکر میکند...» اما ظاهراً نظر رئیس منصوب فرهنگستان ادب و زبان فارسی، نظری به جز این دیدگاههاست و این گونه پول ملی ایران با اشتباهی فاحش در تیراژی میلونی در حال چاپ است و هیچ ارادهای برای اصلاح این اشتباه فاحش و خندهدار در این دولت نبوده است!
چنین رفتارهایی شاید به محافظهکاری بازگردد و شاید اگر حکم انتصاب رؤسای فرهنگستانها از سوی رئیس جمهور صادر نشده بود، شاهد چنین محافظهکاریهایی نبودیم. ای کاش دولت یازدهم، آنقدر سعه صدر داشته باشد که نخبگان را وادارد از محمل محافظه کاری بیرون آیند و قلم نقد را همواره بر کاغذ بچرخانند و آشکار یا نهان، مسیر دولت آینده را به درخواست «واقعی» و «غیرنمایشی» مکرراً تصحیح کنند تا دولت بعد با همین انحرافهای اندک اندک، سر از ناکجاآبادی درنیاورد که برخی دولتها از آن سر درآوردند.
1 ـ مسند احمد، ح 17654.
2 ـ اصول کافي، ج 1، ص 166، ح 4.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۲
انتشار یافته: ۱۵
کدام درست است؟
بالاخره يكي پيدا شد در برابر گزارش هاي يكسويه آقاي احمدي نژاد موضع گرفت
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
ناشناس
| ۱۰:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
احتمالا تا کنون هیچکس متوجه نشده است!
ولی گله ای هم دارم از ایشان . اگر افراد دلسوزی چون ایشان پای خود را از سیاست کنار نکشیده بودند الان وضعیت بهتری داشتیم . ولی تابناک کاش بتونه یک مصاحبه اختصاصی با ایشون داشته باشند که چرا خود را حتی در دولت جناب روحانی هم از سیاست کنار میکشد؟
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...







