مرور روزنامههای صبح دوشنبه هفدهم تیر ماه:
بازگشت احمدینژاد به صفحه نخست روزنامهها
«نام من در دنیا محبوب است»، «احمدی نژاد به عنوان آخرین میراث فرهنگی ایرانیان ثبت جهانی شد»، «کسی نتوانسته از سخنان من تناقض دربیاورد» و «حتی مخالفان خود را دوست دارم»، تنها بخشی از تیترهای صفحه نخست روزنامههای امروز است که از منتقدان تا حامیان دولت را دربرگرفته است. حتی روزنامه کیهان که در یکی، دو سال اخیر با کلید واژه «جریان انحرافی» بیشترین انتقادات را نصیب دولت کرده بود، «تجلیل از هشت سال خدمات کم نظیر دولت خدمتگزار» را برای تیتر نخست خود برگزیده است.
کد خبر: ۳۳۰۴۰۳
| | 20723 بازدید
برگزاری مراسم «نكوداشت هشت سال تلاش جهادي و تجليل از رييسجمهور و دولت خدمتگزار» و مراسم «نکوداشت ثبت جهانی کاخ گلستان» که هر دو با حضور رئیس جمهور همراه بود، در آخرین روزهای حضور محمود احمدینژاد در پست ریاست جمهوری، این فرصت را در اختیار خبرنگاران و رسانهها قرار داد تا بار دیگر، تیترهای جالبی از سخنان جالب رئیس جمهور را در صفحه نخست روزنامههای خود جای دهند.به گزارش «تابناک»، «نام من در دنیا محبوب است»، «احمدینژاد به عنوان آخرین میراث فرهنگی ایرانیان ثبت جهانی شد»، «کسی نتوانسته از سخنان من تناقض در بیاورد» و «حتی مخالفان خود را دوست دارم»، تنها بخشی از تیترهای صفحه نخست روزنامههای امروز است که از منتقدان تا حامیان دولت را در بر گرفته است. حتی روزنامه کیهان که در یکی دو سال اخیر با کلید واژه «جریان انحرافی»، بیشترین انتقادات را نصیب دولت کرده بود «تجلیل از 8 سال خدمات کم نظیر دولت خدمتگزار» را برای تیتر نخست خود برگزیده است.
روزنامه اعتماد در گزارش خود درباره مراسم نکوداشت در مطلبی با نام «تفسيراحمدينژاد از محبوبيتش در دنيا» نوشت: «در اين مراسم، ديگر حرفي از جريان موسوم به «انحرافي» و اطرافيان پر حاشيه احمدينژاد نبود، بلكه سراسر همايش مملو از مدح احمدينژاد بود و «محبوبيت» و «سمبل مقاومت» دانستن او در «جهان»؛ اينها تعاريفي بود كه روز گذشته هم توسط ميزبان (ضرغامي) و هم ميهمان (احمدينژاد) بيان شد. آري در همايش ديروز احمدينژاد نيز همصدا با ضرغامي خود را مورد ستايش يافت. از ميزان بالاي محبوبيتش در دنيا سخن گفت: «اگر امروز نام احمدينژاد به عنوان فرزند كوچك ملت در دنيا محبوب شده به خاطر اين فرهنگ و انديشه و ايران و نشانگر موفقيت سياست خارجي است».
ضرغامي نيز آنچنان كه خبرگزاري مهر گزارش داده است با بيان جملات مشابهي و با تاكيد بر «كم نظير بودن» شخصيت احمدينژاد گفت: «به سرعت موفق شد پس از انتخاب شدن به رياستجمهوري اسلامي ايران به شخصيتي محبوب و سمبلي براي مقاومت در سطح جهان مطرح شود». رييس سازمان صدا و سيما همچنين افزود: «رهبر عزيزمان در تعاريف خود از دكتر احمدينژاد و تلاشهاي دولت ايشان به واقعيتهايي اشاره كردند كه نشان ميدهد اين دولت در عملكرد خود موفق بوده است».
اما همین روزنامه عکس یک خود را حجت الاسلام محمدعلی زم اختصاص داد و با تیتر «باید فرهنگ را از زیر چتر سیاست بیرون بیاوریم»، گفتوگویی از وی را منتشر کرده که خبر از امیدواری این روحانی اصلاح طلب به در دست گرفتن سکان وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر امید میدهد.
در این مطلب که بیشتر به رپرتاژ آگهی برای زم شبیه است، میخوانیم: «دولت روحاني قرار است دولت اعتدال باشد و در كشور ما آدمهايي كه با اين نام شهرهاند زياد نيستند، يكي از آنها محمدعلي زم است. او اعتدال را فقط نقد چپ و راست نميداند، بلكه اين مفهوم را در سراسر دوران مسئوليت خود زندگي كرده است. به همين دليل بيش از آنكه محبوب سياسيون باشد، مورد علاقه فرهنگيهاست. زم براي آنها يادآور دورهاي است كه فرهنگ براي ماندن به سياست باج نميداد. 20 سال مسئوليت او در حوزه هنري، مترادف است با بهكارگيري انواع افكار و سليقههايي كه امروز هر كدامشان در دسته و جناحي متفاوت قرار گرفته اند اما نقطه اشتراكشان اين است كه همه در حوزه هنري نامآور شدهاند».
اما در روزنامههای اصولگرا همچنان سخن از شکست و بررسی دلایل شکست در انتخابات جریان دارد. چنانکه امیر محبیان در سرمقاله امروز روزنامه رسالت با تیتر «اصولگرايان و حل مسأله اختلاف» مینویسد: «اخيرا نشانههايي از بروز شکافهاي دروني در ميان گرايشهاي مختلف جريان اصولگرا ديده مي شود. جريان اصولگرا در قبال آنچه رخ داد، ميتواند سه رويکرد را اتخاذ کند:
1. انکار واقعيت و تلاش براي ايجاد وضعيتي خيالي که در آن اوضاع مطابق ميل جاري بوده و اصولگرايان پيروز مطلق تلقي شوند. بر اساس اين رويکرد يک اصولگراي کامل پيروز شده است.
2. برخورد انفعالي وايجاد فضاي سرزنش و خود تحقيري و در همين حال کوشش براي يافتن يک مقصر و انداختن همه تقصيرها بر دوش او تا وادار به رويارويي باواقعيت تلخ شکست نشوند.
3. پذيرش واقعيت و تلاش براي درک شرايط و شناختن دلايل شکست بجاي خود تحقيري يا خود فريبي.
در اين ميان خردمندانه آن است که رويکرد سوم را برگزينيم».
در ادامه این یادداشت میخوانیم: «روايت اخير آيت الله يزدي رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از مذاکرات با آيت الله مصباح و تلاش براي ايجاد وحدت ميان گرايشهاي اصولگرا از موارد قابل مطالعه است؛ اين حرکت از يکسو بهدليل نيت خيرخواهانه و حتي مصلحت جويانه آن قابل تقدير است و از سوي ديگر. حکايت از عمق اختلاف در ميان دو گرايش موجود ميان اصولگرايان دارد».
اما در سوی دیگر و در روزنامه بهار، عباس عبدی به واکاوی اختلافات دولت و مجلس پرداخته و یادداشتی با نام «چگونه میتوان قانون را بیاعتبار کرد؟» بی توجهی دولت به اجرای قوانین مجلس را در راستای عملکرد مجلس برای بستن دست و پای دولت با قانون دانسته و در ادامه پیش بینی کرده که مجلس در مواجهه با دولت روحانی هم قصد دارد همین رویه را اجرایی کند.
در بخشی از این یادداشت میخوانیم: «به ظاهر مجلس نهم همچنان قصد دارد از این شیوه برای بستن دستهای دولت بعدی نیز استفاده کند، زیرا بعضی از نمایندگان درصددند طرحی را برای تغییر آییننامه مجلس بدهند که بر اساس آن برای معرفی وزرا شرط و شروطی از قبیل 10 سال سابقه کار مرتبط با وزارتخانه پیشنهادی یا داشتن مدرک کارشناسی ارشد و امثال آن پیشبینی شده است. گذشته از اینکه این شروط به طور مصداقی نیز نادرست و بیربط هستند، اصل تعیین شرط نیز خارج از فهم و درک عرف و بهمعنای دقیق استفاده نادرست از اختیارات قانونگذاری است».
در بخش پایانی این یادداشت میخوانیم: «فراموش نشود که وجود همین شرطهاست که جامعه را به ورطه مدرکگرایی کشانده است؛ به طوری که هرکسی میکوشد با دادن پول و خریدن پایاننامه، حتی اگر شده از یک مؤسسه آموزشی بیاعتبار، مدرک کارشناسیارشد را به معنای دقیق، ابتیاع کند تا بلکه از این راه صلاحیت و رزق و روزی بخرد! یا برای نامزدی مجلس یا جای دیگر منع ورود نداشته باشد! در کدام کشور پیشرفته اصولا مدرک (در هر سطح آن) معیار داشتن صلاحیت و کارآمدبودن در مدیریت است؟
بسیاری از دانشگاههای خارجی حتی برای تدریس در دانشگاه هم مدرک را شرط نمیدانند، بلکه آن را فقط به عنوان یک نشانه از سواد و دانش و صلاحیت آموزشی میدانند که این صلاحیت باید از راههایی دیگر تأیید شود. بزرگترین شرکتهای دنیا که دهها و صدهامیلیارد دلار گردش مالی دارند، به اینگونه شروط بیربط آویزان نمیشوند که اگر شده بودند، شرکتهای آنان مثل وضعیت اداره جامعه ما فشل و ضررده بود؛ بنابراین بهتر است نمایندگان مجلس راه تعامل سازنده را پیش گیرند و بهجای نوشتن قوانین جدید و بیفایده، نظارت خود را بر اجرای قوانین دولت فعلی بیشتر کنند تا وظیفه اصلی خود را بهدرستی انجام داده باشند. این نحوه قانوننویسی، مصداق روشنی از بیاعتبار کردن مفهوم قانون است؛ به همین دلیل باید اطمینان داشت که این طرح در مجلس نیز به تأیید نهایی نمیرسد».
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


