سهم هر ایرانی از سهام عدالت چقدر است؟
طرح سهام عدالت که بیش از نیمی از جمعیت کشورمان با آن در ارتباط است از جمله طرحهایی است که با هدف خصوصی سازی و کاهش تصدی دولت و به تبع آن افزایش بهرهوری و گسترش عدالت اقتصادی در اواخر دولت نهم به اجرا گذاشته شد.
در این طرح بخشی از سهام بیش از 500 شرکت دولتی در شرکت کارگزاری «سهام عدالت» تجمیع گردید و سهام این شرکت کارگزاری به صورت اقساط به بخشی از جامعه واگذار شد. گرچه این طرح با اهدافی چون مشارکت دادن مردم در اداره امور اقتصادی کشور، تسریع در روند خصوصی سازی، ایجاد درآمد دائمی برای خانوارهای نیازمند و ... آغاز گردید اما بی توجهی به ایرادات آن از قبیل ادامه تصدی گری دولت، نبود نظارت نهادهای ناظر، تضعیف مدیریت بنگاهها، تشکیل نهادهای اداری بزرگ و ... باعث گردید اهداف ارزشمند این طرح، آنگونه که طراحان آن در نظر داشتند محقق نگردد. در این رابطه لازم است به دو مورد زیر اشاره شود:
1. این سهام صفت «عدالت» را به همراه دارد بر این اساس نمیتوان برای افراد جامعه به اجبار مالکیتی را ایجاد نمود که توانایی نگهداری و اداره آن را ندارند. این سهام عمدتاً بین دهکهای پایین جامعه توزیع گردیده اما امکان خرید و فروش آن در نظر گرفته نشده است. از آنجا که نیازهای مصرفی این خانوارها تأمین نشده و یکی از ویژگیهای این گروه آن است که میل نهایی به مصرف بالا و رجحان زمانی پایینی دارند و برای مصرف در زمان حال ارزشی به مراتب بیشتر از مصرف برابر در زمان آینده قائل هستند بنابراین به دنبال آن خواهند بود که در سریع ترین زمان ممکن این سهام را به پول نقد تبدیل کنند. طبق اعلام مسئولین شرکت کارگزاری سهام عدالت، ارزش هر یک میلیون تومان سهم واگذار شده هم اکنون به حدود سه میلیون تومان رسیده و این امر قطعاً تمایل دهک های پایین جامعه را به فروش سهم خود بیشتر میکند. اما آنها امکان فروش دارایی خود را ندارد که این امر با اصل عدالت همخوانی ندارد.
2. واگذاری سهام به سهامداران غیر متخصص خرد و پراکنده در سراسر کشور سبب کاهش نقش نظارتی سهامداران بر عملکرد مدیران واحدهای ذینفع خود میشود. صرفاً کاغذهایی به دست مردم داده میشود که از نحوه اداره و ذات واحدها اطلاعی ندارند و نمیتوانند در مدیریت دخالت کنند. در حالیکه اداره منابع و کنترل واحدهای آنها در اختیار دیگران است. به این شیوه «خصوصی سازی کوپنی» هم گفته میشود.
در ابتدای دهه 1990 تصور میشد که ساختار مالکیت تأثیری بر کارایی ندارد و هر قدر مالکیت کوچکتر و بازار سرمایه رقابتی تر باشد کارایی شرکتها افزایش مییابد. بر اساس این نظریه، بسیاری از کشورهای در حال گذار(اکثر کشورهای اروپای شرقی) شروع به واگذاری سهام شرکتهای دولتی به تعداد زیادی سهامدار نمودند. اما در عمل با کاهش بیشتر تولید ناخالص داخلی روبرو گردیدند و بنگاههایی که در آن تعداد زیادی سهامدار جایگزین مالکیت دولتی شدند از سایر انواع مالکیت خصوصی عملکرد بدتری داشتند. کشور چک فقط طی 5 سال 80 درصد دارایی دولتی را به مردم واگذار کرد اما بررسیها نشان داد که این امر باعث کاهش 47 درصدی تولید ناخالص داخلی این کشور نسبت به زمان قبل از واگذاریها شده است. تجربه این کشورها روشن ساخت که کوچک شدن مالکیت در کشورهایی که فاقد نهادهای حقوقی و اجرایی لازم برای حمایت از سهامداران کوچک هستند به افت کارایی بنگاه میانجامد. امروزه اثبات گردیده است که از حدود 11 نوع مالکیتی که معمولاً تعریف میگردد شرکتهای با «مالکان زیاد و پراکنده» دارای کم بازده ترین نوع مالکیت خصوصی هستند. لذا برنامه ریزی برای تغییر ترکیب مالکیت از «مالکیت پراکنده و متعدد» به سمت مالکیت خصوصی «متخصص و متمرکزتر» ضروری به نظر میرسد که این امر نیز با فراهم نمودن خرید سهام از مردم غیرمتخصص و پراکنده توسط متخصصین امکانپذیر است.
دکتر محسن رضایی در جمع مردم کرمانشاه پیشنهاد ایجاد بازار بورس سهام عدالت را مطرح نمود و اظهار داشت: در دولت آینده ما سهام را به خود مردم سپرده تا آزادانه بتوانند آن را در بازار به فروش برسانند.
با توجه به ایرادات مالکیت خرد متعدد که شرح داده شد از یک سو و تمایل بسیاری از صاحبان سهام به نقد نمودن آن از سوی دیگر، تشکیل "بورس سهام عدالت" میتواند با فراهم نمودن امکان خرید و فروش آزادانه این سهام باعث شود از یک طرف سهامداران نیازمند با فروش سهم خود به نقدینگی مورد نظرشان دست یابند که در حال حاضر ارزش هر سهم در حدود 3 میلیون تومان میباشد و از طرف دیگر با خرید سهام توسط افراد متخصص و توانمند، ترکیب مالکیت بنگاهها تغییر کند و از این طریق کارایی و عملکرد آنها نیز بهبود یابد تا بتوانند با تولید بیشتر ثروت و ایجاد اشتغال، زمینه ارتقاء رفاه جامعه ایرانی را فراهم نمایند.
------------------------------
منابع
- بختیاری، صادق (1388). عدالت، عدالت اسلامی و سهام عدالت. فصلنامه راهبرد، شماره 52
- سعیدی، علی و همکاران (1387). فرایند خصوصی سازی از طریق سهام عدالت. دوفصلنامه جستارهای اقتصادی، شماره 12
- مهدوی، ابوالقاسم و همکاران (1384). ساختار مالکیت و کارایی شرکتهای فعال در بازار اوراق بهادار تهران. مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 71
* عضو هیأت علمی گروه اقتصاد و مدیریت دانشگاه امام جواد(ع) یزد


