اصولگرایان چه مهرههایی را وارد بازی انتخابات خواهند کرد؟
نامنویسی انبوه نامزدها در آخرین ساعات مهلت قانونی، اصولگرایان را در برابر وضعیت متفاوتی قرار داده است. اکنون آنها هم باید منتظر نتایج احراز صلاحیتها باشند و هم به این بیندیشند که اگر سه قطب مستقل، اصلاحطلب و دولت در صحنه شطرنج انتخابات حاضر باشند، آنگاه با چه مهرههایی وارد بازی شوند؟
کد خبر: ۳۱۹۰۹۵
| | 17883 بازدید

پیش از آغاز نامنویسی برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهای احتمالی انتخابات در سه قالب کلی قابل تقسیم بودند. در دسته نخست، نامزدهای مستقل و اصلیترین آنها محسن رضایی قرار داشتند که به دلیل این که شرایط و دیدگاههای سیاسی مشخص خاص خود را دارند، وضعیت آنها چندان تحت تأثیر نامنویسیهای روز پایانی قرار نگرفت.
نامزدهای اصلاحطلبان و یا نزدیکان به این طیف تا آخرین لحظات نامنویسی از آینده انتخاباتی خود آگاه نبودند؛ هرچند عارف، مهرعلیزاده، روحانی، کمالی، اعلمی، کواکبیان و شریعتمداری، افرادی از این گروه بودند که نامزدی خود را رسما یا تلویحی اعلام کرده بودند، همه آنها منتظر اعلام احتمالی نامزدی سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و حتی جهانگیری بودند.اگر تردیدها در مورد احتمال کنار کشیدن احتمالی هاشمی رفسنجانی ـ که از سوی برخی فعالان رسانهای و سیاسی و از جمله عباس عبدی بیان شده ـ از میان برود، پیشبینی میشود بیشتر این افراد به مرور و تا روز انتخابات از میدان انتخابات کنار خواهند رفت. این در حالی است که برخی از افراد این طیف و از جمله اکبر اعلمی و ابراهیم اصغرزاده، هاشمی را به عنوان یک اصلاحطلب نمیپذیرند.
اصولگرایان در روزهای پیش از انتخابات خود دچار پراکندگی زیادی بودند که البته ریشههای بسیاری هم داشت. پیش از نامنویسیها، اصولگرایان که دچار پراکندگی زیادی شدهاند در چهار گروه کلی قابل بخشبندی بودند.
دسته نخست که البته اکنون دیگر خود را بیرون از طیف اصولگرایی تعریف میکنند، طرفداران دولت هستند که هر چند نامهای زیادی به عنوان نامزد احتمالی آنها مطرح شده بود و در ساعات پایانی نیز به طور انبوه نامنویسی کردند، ولی ظاهرا نامزد نهایی این طیف ـ اگر صلاحیتش از سوی شورای نگهبان تأیید شود ـ اسفندیار رحیم مشایی خواهد بود.
دسته دوم اصولگرایان ائتلاف موسوم به 2+1 و متشکل از حداد عادل، قالیباف و ولایتی است که پیش از این قرار بود نامزد نهایی خود را بر اساس مکانیزمی که نوع آن چندان روشن نشد، برگزینند.
سومین بخش از اصولگرایان، جبهه پایداری است که هر چند لنکرانی را نامزد نهایی انتخاباتی خود اعلام کردند و در حضور آیتالله مصباح وی را نیز معرفی کردند، ولی اکنون همانند دسته دوم اصولگرایان یعنی ائتلاف 2+1 در مقابل واقعیتی جدید یعنی ثبت نام سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در آخرین ساعات فرصت ثبت نام قرار گرفتهاند.
چهارمین و آخرین دسته اصولگرایان، ائتلاف یا 2+3 یا راست سنتی است که روز به روز در انتخابات کمرنگتر میشوند؛ هر چند از این طیف، ابوترابی و متکی در انتخابات نام نوشتند.
هرچند ثبتنامهای دقیقه آخر نزد عدهای از اصولگرایان قابل پیشبینی بوده است، قطعا آثار این تغییرات بر اردوگاه اصلاحطلبان انکارناشدنی است. اگر طیفهای اصلی رقیب اصولگرایان در مرحله احراز صلاحیت دچار مشکلی نشوند و در انتخابات حاضر بشوند، آنها باید در صحنه شطرنج انتخابات، مهرههای خود را در کنار سه قطب ثابت فعلی قرار دهند که عبارتند از قطب مستقلین که اصلیترین نامزد آنها محسن رضایی است، قطب نیروهای دولت که نامزد آنها مشایی است و قطب نیروهای دولتهای قبل از دولت نهم که نماینده آنها در صحنه انتخابات، هاشمی رفسنجانی خواهد بود.
در چنین فضایی، تعداد احتمالات شیوه حضور اصولگرایان بسیار زیاد خواهد بود. برخی رسانههای نزدیک به لنکرانی مدعی هستند که آیتالله مصباح همچنان تأکید دارد، وی گزینه اصلح است و باید در انتخابات بماند؛ بنابراین، شاید لنکرانی در صحنه انتخابات بماند یا کنار برود. سعید جلیلی هر چند دیر در صحنه انتخابات حاضر شد، ولی به احتمال زیاد در صحنه باقی خواهد ماند.
ائتلاف 2+1 نیز در وضعیت شکنندهای است؛ آن گونه که دیروز بر زبان ولایتی جاری شد، این ائتلاف ممکن است سرانجام به گزینهای خارج از خود یعنی جلیلی برسد و شاید یک گزینه از درون خود داشته باشد که در این صورت، قالیباف و ولایتی گزینههای محتملتر هستند و البته ممکن است دچار اختلاف و شکست شده و از آن چند نفر بیرون آمده و در انتخابات حاضر شوند. از فضای روزهای اخیر تمایل کمی در حداد عادل دیده میشود که در رقابت باقی بماند. در این حالت پیشبینی میشود که در حالت شکست ولایتی و قالیباف در انتخابات حاضر باشند.
گزینه اول اصولگرایان، شلوغی حداکثری است. در این حالت جلیلی، لنکرانی، قالیباف و ولایتی در صحنه حاضر خواهند بود. در این حالت، سبد رأی اصولگرایان پراکنده خواهد شد و البته برخی از این افراد نیز پس از انتخابات به دلیل کمی آرای خود احساس خسران خواهند کرد. این سناریو به معنای گسست کامل در جببه اصولگرایان خواهد بود و آنها حتی برای به دور دوم رفتن در انتخابات نیز شانسی نخواهند داشت.
گزینه دوم برای اصولگرایان، اجماع حداکثری است. در این حالت، اصولگرایان روی گزینهای که شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشته باشد، اجماع کرده و تلاش میکنند برنده انتخابات شوند. به نظر این گزینه برای اصولگرایان به دلیل شرایط انتخابات منطقیتر است، ولی شاید اجرایی کردن آن به دلیل برخی مخالفتها منتفی شود.
حالت سوم برای اصولگرایان، حضور در انتخابات با دو نامزد جدیتر است. انتخاب دو نامزد حاضر در صحنه برای اصولگرایان، میتواند چند حالت داشته باشد.
الف) ترکیب آگاهانه یک نامزد گفتمانیتر با نامزدی که بتواند از آرای دیگر قطبها بکاهد؛ برای نمونه، جلیلی و قالیباف در کنار یکدیگر در معرض آرای طیف مذهبی و بخشهایی از طبقه متوسط هستند.
ب) وجود دو گزینه به دلیل تن ندادن بخشی از اصولگرایان به اجماع خواهد بود. شاید ائتلاف 2+1، به گزینهای چون جلیلی برسد، ولی لنکرانی همچنان خود را اصلح بداند، یا این که جلیلی به دلیلی از میدان بیرون رود و گزینه ائتلاف 2+1 در کنار لنکرانی در صحنه انتخابات باقی بماند. چنین وضعیتی میتواند ناشی از احتمال رأی پایین جلیلی و تن ندادن طیف قم جبهه پایداری به گزینههای ائتلاف 2+1 باشد.
حالت چهارم، حضور اصولگرایان با سه نامزد در انتخابات است که از لحاظ سیاسی چندان با حالت تفرقه کامل تفاوتی ندارد. در این حالت از بین لنکرانی، جلیلی و دو گزینه ائتلاف 2+1 ممکن است یک نفر به دلیلی کنار برود، ولی دیگران به اجماع نرسند.
اصولگرایان پس از غلبه بر این معما، باید در کنار سه قطب دیگر انتخابات قرار بگیرند؛ نامزدهای مستقل، اصلاحطلبان و نامزد دولت، اگر از مرحله احراز صلاحیت بگذرند، سه قطب بزرگتر انتخابات هستند و اصولگرایان به این فضا یک یا چند مهره خواهند افزود. در این شرایط انتخابات آتی ریاست جمهوری دستکم چهارقطبی خواهد بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



