درباره مرگ مردی که میساخت و نابود میکرد
منتقد، ستاره بود؟ + فیلم
او نخستین و از معدود منتقدان فیلم است که برنده جایزه پولیتزر شد؛ این جایزه از دلایل کوچکی بود که اسباب نقل یادداشتهای این چهره سرشناس را در چندصد نشریه آمریکایی فراهم ساخته و تا همین اواخر که ایبرت به رغم تعطیلی برنامههای تلویزیونیاش، قلم را بر زمین نگذاشته بود، یکی از معیارهای ارزشگذاری فیلمها، امتیاز ارائه شده از سوی این منتقد سرشناس بود که از سال ۲۰۰۲ با سرطان دست و پنجه نرم میکرد.
همین هفته پیش بود که برای ارجاع دادن به یک منتقد منصف ـ که جرأت نقد کارگردانان بزرگ بدون ترس از هجمه همکارانش را دارد ـ نام راجر جوزف ایبرت را در تحلیل فیلم اسب جنگی آوردیم و یادآور شدیم، تنها امثال او هستند که با اسپلبرگ نیز رودربایستی ندارند و تیزی تیغ نقدشان، گریبان غولهای سینمای دنیا را نیز میدرد؛ اما این منتقد برجسته با زندگی وداع گفت و با رفتنش سونامی از اظهارتأسفها به راه افتاد و این پرسش را پدید آورد که آیا منتقد نیز میتواند ستاره باشد؟به گزارش «تابناک»، منتقدان نه در ایران که در بیشتر کشورها آدمهای فصلی هستند؛ کارشناسانی که مخاطب عادت ندارد، سالهای سال به حرفهایش گوش بسپارد و به تغییر چهرهها اقبال بیشتری نشان میدهد؛ اما همیشه این قاعده ثابت نیست و برخی چهرههای ذوالفنون در عرصه نقد و به ویژه نقد هنری نشان دادهاند از چنان عمق دانشی برخوردارند که به همین سادگی تکراری نمیشوند و مخاطب از تصویر و گفتارشان با لحن خستهای سخن نمیگوید.

راجر ایبرت فیلمنامهنویس، نویسنده، مؤلف، منتقد سینما، خبرنگار و پایهگذار جوایز سالانه سینمایی ایبرت، یکی از این چهرههای پرسابقهای بود که بخش عمده مخاطبانش او را با نقدهای سنگین و دارای نگاه تازهاش درباره فیلمها و سریالهای روز میشناختند و او آنچنان پرکار بود که تقریباً به رفرنسی درباره تمامی آثار روز سینمای جهان مبدل شده بود و در واقع درباره هر فیلمی میشد، نسخهای از نقد ایبرت را در کنار سایر نقدها مرور کرد و نکتههای راهگشایی را دریافت که هیچ یک کپی و یا شبیه نقدهای پیشینش نبود.
او نخستین و از معدود منتقدان فیلم است که برنده جایزه پولیتزر شد؛ این جایزه از دلایل کوچکی بود که اسباب نقل یادداشتهای این چهره سرشناس را در چندصد نشریه آمریکایی فراهم ساخته و تا همین اواخر که ایبرت به رغم تعطیلی برنامههای تلویزیونیاش، قلم را بر زمین نگذاشته بود، یکی از معیارهای ارزشگذاری فیلمها، امتیاز ارائه شده از سوی این منتقد سرشناس بود که از سال ۲۰۰۲ با سرطان دست و پنجه نرم میکرد. از مجموعه تألیفاتش، کتاب اسکورسیزی به روایت ایبرت در ایرتان ترجمه شده که یکی از بهترین روایتها درباره نگاه این فیلمساز بزرگ است و به نظر میرسد برای شناخت بیشتر ایبرت این کتاب، یک پیشنهاد مهم باشد.

ایبرت که با ۴۵ سال سابقه مستمر نوشتن برای مجله شیکاگوسان تایمز، از سوی فوربز در میان بزرگترین متفکرین قرن بیست و یکم قرار گرفت و پس از مرگش، از وی بیش از زمان زندگیاش قدردانی شد و بسیاری از بزرگان سینمای جهان، قلم و نگاهش را در دو روزی که از مرگش میگذرد، تحسین کردند.
باراک اوباما رییسجمهوری آمریکا از جمله افرادی بود که با صدور اطلاعیهای درباره این منتقد دمکرات نوشت: «من و میشل از شنیدن خبر درگذشت راجر ایبرت غمگین شدیم. برای نسلی از آمریکاییها و به ویژه اهالی شیکاگو، راجر نماد فیلم بود.» و کریستوفر نولان نیز با تحسین ایبرت، برنامههای او را نخستین کلاس آموزشی تحلیل فیلم برای خود خواند.
خلاصه آن که خبر درگذشتش در صفحه هوادرانش در شبکههای اجتماعی بیش از بیست هزار لایک خورد و هزاران پیام در تأسف از این اتفاق در همین مدت کوتاه گذاشته شده که برخی از آنها از سوی سینماگران و همکاران مشهورش بود که مرگش را یک شوک و ضایعه تعبیر کردند و حتی برخی منتقدان مخالفش نیز در روزهای اخیر در یادداشتی با اذعان به استادی او در حوزه نقد، از یادداشتهایش به عنوان نوشتههایی مهم که نیاز به بازخوانی دوباره همزمان با دیدن دوباره یک فیلم دارد، یاد کردند و در واقع بر اهمیت این یادداشتها تأکید نمودند..

ایبرت در واقع نماد یک منتقد جدی است که در سطح نماند و با سالها حضور و ثبات در این عرصه به یک ستاره مبدل شد؛ رویدادی که به زعم برخی برای یک منتقد محال است و ایبرت نشان داد اینچنین نیست. در ایران نیز تا مدتی پیش، گمان میرفت، مسعود فراستی میتواند با توجه به معلومات و همچنین کاراکترش، یک ایبرت ایرانی باشد و چهره متفاوتی نسبت به منتقدان هنری کشور که عمدتاً چهرههای دم دستی برای برنامههای فصلی تلویزیون و مجلات هستند، ارائه دهد، ولی انگار چنین جایگاهی در ایران، دور از دسترس است.
در این باره باید گفت، جایگاهی که هنوز توسط هیچ شخصی در ایران به دست نیامده و البته جای خالی چنین منتقدان بانفوذی در ایران خالی است، میتواند یکی از مهمترین آثار مثبت و شاید منفی را برای سینمای ایران در پی داشته باشد، کما اینکه بنا بر اذعان سینماگران، همین نقدهای یک طرفه فراستی به شدت در توجه عموم مردم به فیلمها و فروش آثار کمک میکرد و در این اواخر حضور جیرانی و دوران اوجگیری قدرت مسعود، برخی کارگردانان پشت صحنه از او التماس دعا داشتند تا آهستهتر بنوازندشان و این جنبه مثبتی است که یک منتقد میتواند بیافریند و بیگمان، جایگاه ایبرت و امثال او در بهبود سینمای آمریکا در دهههای اخیر بیتأثیر نبوده است.
دیروز فیلمی جالب از ایبرت منتشر شد که پیشنهاد می شود، دیدنش را از دست ندهید؛ هرچند زیرنویس ندارد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۱۱
پاسخ ها
پیمان
| ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
h
| ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
پاسخ ها
پیمان
| ۱۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
ناشناس
| ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
.
.
آي خنديدم !
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟






