چهار سال کشمکش برای اثبات بیگناهی در قتل
کد خبر: ۳۰۷۹۸۳
| | 2799 بازدید
مرد جوانی که به دلیل اختلاف با خانوادهای توسط آنها به قتل متهم شدهبود بعد از چهارسال حکم قطعی برائت خود را دریافت کرد.
به گزارش شرق، پرونده اتهامی علیه این مرد سال87 تشکیل شد. در آن زمان خانواده مرد باغداری به نام حمید به ماموران خبردادند پدرشان کشته شدهاست. خانواده این مرد به پلیس گفتند عامل قتل مردی به نام سعید است که از قبل با پدرشان درگیری داشت.
یکی از پسران مقتول در تحقیقات گفت: در خانه بودم که با من تماس گرفتند و گفتند پدرم را در باغ کتک زدهاند و او حالا در بیمارستان است. وقتی خودم را به بیمارستان رساندم پدرم هنوز هوشیار بود و مرتب اسم سعید را تکرار میکرد. سعید مردی است که با پدرم اختلاف داشت. آنها از دوران جوانی با هم درگیری داشتند. اختلاف و درگیری آنها مالی نبود و به مسایلی برمیگشت که در دوران جوانی داشتند اما هیچکدام حاضر به گذشت نبودند و پدرم بارها گفتهبود سعید یک روز زهرش را میریزد. حالا ما از او شکایت داریم. این ادعا از سوی دو دختر مقتول نیز مطرح شد و آنها مدعی شدند پدرشان قبل از اینکه به کما برود و جان خود را از دست بدهد در جملاتی کوتاه گفت سعید عامل قتل او است.
ماموران پلیس کرج با توجه به این ادعاها، به سراغ سعید رفتند و او را بازداشت کردند، اما سعید منکر قتل شد و گفت زمانی به باغ رسید که حمید به بیمارستان منتقل شده بود. سعید گفت:«شنیدم در باغ درگیری است. چون باغ حمید بود به سراغش رفتم اما وقتی رسیدم دعوا تمام شده بود و داشتند حمید را به بیمارستان منتقل میکردند.»پلیس تحقیقات را از شاهدان حادثه آغاز کرد. آنها گفتند ضارب مردی به نام محمد است که بهدلیل انتقال آب با مقتول درگیر شدهبود. با توجه به گفته شاهدان اینبار محمد بازداشت شد.
او گفت:«اتهام قتل را قبول دارم. چند هفتهای میشد با حمید درگیری داشتم. او میخواست آب را به سمت زمین خودش بکشاند، این کارش باعث درگیری بین ما میشد. آن روز وقتی به باغ رفتم، دیدم دوباره آب را قطع کردهاست به حمید اعتراض کردم و او هم من را زد. اینطور بود که با هم درگیر شدیم. عده زیادی جمعشدهبودند، آنها نتوانستند جلوی ما را بگیرند و من از شدت عصبانیت با چوب چند ضربه به او زدم که یکی از این ضربات به سرش وارد شد.»محمد بعد از اعتراف به کشتن مرد باغدار جزییات آن را نیز توضیح داد و صحنه قتل بازسازی شد اما این اعتراف مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت.
آنها معتقد بودند سعید قاتل پدرشان است و همچنان درخواست قصاص او را داشتند با این وجود بازپرس پرونده به دلیل نبود دلایل کافی علیه سعید برای او قرار منع تعقیب صادر کرد و وی از اتهام قتل عمد تبرئه شد اما این حکم مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت و پرونده به دادگاه عمومی کرج رفت. سعید در دادگاه متهم شناخته شد چراکه مقتول قبل از مرگش نام او را به زبان آوردهبود. با توجه به این رای، پرونده یکبار دیگر به دادسرای جنایی کرج فرستاده شد و اینبار قرار مجرمیت برای هر دو متهم پرونده صادر شد و اتهام آنها مشارکت در قتل درنظر گرفته و پرونده برای رسیدگی به شعبه 80 دادگاه کیفری تهران مستقر در کرج فرستادهشد.
محمد قبل از تشکیل جلسه دادگاه نامهای خطاب به قضات نوشت و مدعی شد او ضارب نبود و هرچه در تحقیقات مقدماتی به زبان آورده، کذب محض است. وقتی جلسه دادگاه تشکیل شد و نماینده دادستان کیفرخواست را خواند، اولیایدم حمید در جایگاه حاضر شدند و برای هر دو متهم درخواست قصاص کردند.
سپس محمد به دفاع از خودش پرداخت. او اتهامش را رد کرد و گفت: من و حمید با هم درگیری داشتیم و من این را قبول دارم. آن روز هم، باهم دعوا کردیم اما ضربهای به او نزدم. آدمهای زیادی آنجا بودند و من فکر میکنم یکی از آنها ضارب باشد. سپس سعید در جایگاه حاضر شد. او هم اتهام را رد کرد و گفت: زمانی به محل رسیدم که درگیری تمام شدهبود. این ادعا از سوی شاهدان نیز مورد تایید قرار گرفت. آنها گفتند سعید را در درگیری ندیدند اما محمد را حین ضربهزدن به سر حمید مشاهده کردند.
هیات قضات شعبه 80 بعد از اتمام جلسه دادگاه و انجام شور، محمد را به قصاص محکوم اما سعید را از اتهام قتل تبرئه کردند و این مرد سرانجام با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. حکم صادره مورد اعتراض اولیایدم از یک سو و محمد از سوی دیگر قرار گرفت. اولیایدم مدعی بودند سعید مرتکب قتل شده و باید محکوم شود. محمد نیز مدعی بود قتل کار او نیست.
مدتی بعد قضات دیوانعالی کشور، رای صادره را نقض کرد و به شعبه همعرض فرستاد. قضات بر این باور بودند باید از سعید در مورد زمان دقیق حضورش در محل حادثه توضیح بخواهند. به این ترتیب شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران مسوول رسیدگی به این پرونده شد و یکبار دیگر سعید پای میز محاکمه رفت. او توضیحاتی به هیات قضات داد و یکبار دیگر تاکید کرد گناهی ندارد و حتی در صحنه قتل نیز حضور نداشت.
قضات بعد از شور یکبار دیگر سعید را تبرئه کردند و گفتند این مرد مرتکب جرمی نشدهاست. رای صادره باز هم مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت و این بار شعبه 13 دیوانعالی کشور رای صادره را مورد تایید قرار داد.
به گزارش شرق، پرونده اتهامی علیه این مرد سال87 تشکیل شد. در آن زمان خانواده مرد باغداری به نام حمید به ماموران خبردادند پدرشان کشته شدهاست. خانواده این مرد به پلیس گفتند عامل قتل مردی به نام سعید است که از قبل با پدرشان درگیری داشت.
یکی از پسران مقتول در تحقیقات گفت: در خانه بودم که با من تماس گرفتند و گفتند پدرم را در باغ کتک زدهاند و او حالا در بیمارستان است. وقتی خودم را به بیمارستان رساندم پدرم هنوز هوشیار بود و مرتب اسم سعید را تکرار میکرد. سعید مردی است که با پدرم اختلاف داشت. آنها از دوران جوانی با هم درگیری داشتند. اختلاف و درگیری آنها مالی نبود و به مسایلی برمیگشت که در دوران جوانی داشتند اما هیچکدام حاضر به گذشت نبودند و پدرم بارها گفتهبود سعید یک روز زهرش را میریزد. حالا ما از او شکایت داریم. این ادعا از سوی دو دختر مقتول نیز مطرح شد و آنها مدعی شدند پدرشان قبل از اینکه به کما برود و جان خود را از دست بدهد در جملاتی کوتاه گفت سعید عامل قتل او است.
ماموران پلیس کرج با توجه به این ادعاها، به سراغ سعید رفتند و او را بازداشت کردند، اما سعید منکر قتل شد و گفت زمانی به باغ رسید که حمید به بیمارستان منتقل شده بود. سعید گفت:«شنیدم در باغ درگیری است. چون باغ حمید بود به سراغش رفتم اما وقتی رسیدم دعوا تمام شده بود و داشتند حمید را به بیمارستان منتقل میکردند.»پلیس تحقیقات را از شاهدان حادثه آغاز کرد. آنها گفتند ضارب مردی به نام محمد است که بهدلیل انتقال آب با مقتول درگیر شدهبود. با توجه به گفته شاهدان اینبار محمد بازداشت شد.
او گفت:«اتهام قتل را قبول دارم. چند هفتهای میشد با حمید درگیری داشتم. او میخواست آب را به سمت زمین خودش بکشاند، این کارش باعث درگیری بین ما میشد. آن روز وقتی به باغ رفتم، دیدم دوباره آب را قطع کردهاست به حمید اعتراض کردم و او هم من را زد. اینطور بود که با هم درگیر شدیم. عده زیادی جمعشدهبودند، آنها نتوانستند جلوی ما را بگیرند و من از شدت عصبانیت با چوب چند ضربه به او زدم که یکی از این ضربات به سرش وارد شد.»محمد بعد از اعتراف به کشتن مرد باغدار جزییات آن را نیز توضیح داد و صحنه قتل بازسازی شد اما این اعتراف مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت.
آنها معتقد بودند سعید قاتل پدرشان است و همچنان درخواست قصاص او را داشتند با این وجود بازپرس پرونده به دلیل نبود دلایل کافی علیه سعید برای او قرار منع تعقیب صادر کرد و وی از اتهام قتل عمد تبرئه شد اما این حکم مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت و پرونده به دادگاه عمومی کرج رفت. سعید در دادگاه متهم شناخته شد چراکه مقتول قبل از مرگش نام او را به زبان آوردهبود. با توجه به این رای، پرونده یکبار دیگر به دادسرای جنایی کرج فرستاده شد و اینبار قرار مجرمیت برای هر دو متهم پرونده صادر شد و اتهام آنها مشارکت در قتل درنظر گرفته و پرونده برای رسیدگی به شعبه 80 دادگاه کیفری تهران مستقر در کرج فرستادهشد.
محمد قبل از تشکیل جلسه دادگاه نامهای خطاب به قضات نوشت و مدعی شد او ضارب نبود و هرچه در تحقیقات مقدماتی به زبان آورده، کذب محض است. وقتی جلسه دادگاه تشکیل شد و نماینده دادستان کیفرخواست را خواند، اولیایدم حمید در جایگاه حاضر شدند و برای هر دو متهم درخواست قصاص کردند.
سپس محمد به دفاع از خودش پرداخت. او اتهامش را رد کرد و گفت: من و حمید با هم درگیری داشتیم و من این را قبول دارم. آن روز هم، باهم دعوا کردیم اما ضربهای به او نزدم. آدمهای زیادی آنجا بودند و من فکر میکنم یکی از آنها ضارب باشد. سپس سعید در جایگاه حاضر شد. او هم اتهام را رد کرد و گفت: زمانی به محل رسیدم که درگیری تمام شدهبود. این ادعا از سوی شاهدان نیز مورد تایید قرار گرفت. آنها گفتند سعید را در درگیری ندیدند اما محمد را حین ضربهزدن به سر حمید مشاهده کردند.
هیات قضات شعبه 80 بعد از اتمام جلسه دادگاه و انجام شور، محمد را به قصاص محکوم اما سعید را از اتهام قتل تبرئه کردند و این مرد سرانجام با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. حکم صادره مورد اعتراض اولیایدم از یک سو و محمد از سوی دیگر قرار گرفت. اولیایدم مدعی بودند سعید مرتکب قتل شده و باید محکوم شود. محمد نیز مدعی بود قتل کار او نیست.
مدتی بعد قضات دیوانعالی کشور، رای صادره را نقض کرد و به شعبه همعرض فرستاد. قضات بر این باور بودند باید از سعید در مورد زمان دقیق حضورش در محل حادثه توضیح بخواهند. به این ترتیب شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران مسوول رسیدگی به این پرونده شد و یکبار دیگر سعید پای میز محاکمه رفت. او توضیحاتی به هیات قضات داد و یکبار دیگر تاکید کرد گناهی ندارد و حتی در صحنه قتل نیز حضور نداشت.
قضات بعد از شور یکبار دیگر سعید را تبرئه کردند و گفتند این مرد مرتکب جرمی نشدهاست. رای صادره باز هم مورد اعتراض اولیایدم قرار گرفت و این بار شعبه 13 دیوانعالی کشور رای صادره را مورد تایید قرار داد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


