صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

این حساسیت زایی تا کجا مردم را فریب خواهد داد؟

در جنگ فروش که همچون دیگر نقاط دنیا، می‌تواند یک تهیه کننده را به خاک سیاه بنشاند و کارگردان اثر را نیز به نابودی بکشاند یا باعث بالا آمدن هر دوی آن‌ها شود، انگار هر سلاحی مجاز است، حتی اگر این سلاح، غیراخلاقی و توجیه‌گر وسیله باشد.
کد خبر: ۳۰۰۱۰۱
| |
11306 بازدید
|
۳
سینمای ایران در یک سال اخیر با مجموعه‌ای از تنش‌ها گره خورد و منجر به فروش بالای برخی فیلم‌های متوسط شد که بخشی از این افزایش فروش، برگرفته از فضای ایجاد شده و بخشی نیز تحرکات کارگردانان بود. با این حال اتفاق تازه‌ای که از هم اکنون در حال وقوع است، تحریک افکار عمومی از سوی برخی سینماگران برای فروش فیلم‌هایشان در سال ۹۱ است که با فرستادن پالس‌های کاذب منبی بر توقیف این فیلم‌ها در حال وقوع است.

به گزارش «تابناک»، بهمن ماه سال ۹۰ و در ایام جشنواره به رغم نقدهایی که به برخی فیلم‌ها وارد آمد، هیچ کس گمان نمی‌کرد اتفاقاتی شبیه به آنچه در سال ۹۱ رخ داد، به وقوع بپیوندد و التهاب بی‌سابقه‌ای را در حوزه سینما شاهد باشیم. این التهاب منجر به پایین کشیدن شدن دو فیلم به طور کامل از پرده شد و سومین فیلم نیز تا آستانه پایین آمدن از پرده سینما‌ها پیش رفت اما در اکران باقی ماند و به فروش میلیاردی رسید؛ سرنوشتی که دو فیلم دیگر نیمه اکران شده نیز با آن روبه‌رو شدند.

در ادامه این جریانات، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای آن که از گزند حاشیه‌ها تا پایان سال ۹۱ در امان بماند، برخی فیلم‌هایی را که احتمال بروز تشنج در پی اکرانشان وجود داشت، شناسایی کرد و اکران در سالن‌هایش را منوط به برخی اصلاحات کرد؛ رویدادی که با مقاومت کارگردانان همراه شد و با تشکیل بلوکی از تهیه کنندگان و کارگردانان این آثار، این گروه هم‌سود (مشترک‌المنافع) درصدد برآمدند تا حوزه هنری را وادار به عقب نشینی کنند.
این تلاش‌ها اما راه به جایی نبرد و صادر نکردن حواله برای سینما آزادی به عنوان مهم‌ترین سینمای پایتخت و البته حوزه هنری نتوانست مؤثر واقع شود و در پایان، حواله فیلم‌های تازه برای این پردیس سینمایی نیز صادر شد. در اتفاقی متقابل نیز خوشبختانه سایر فیلم‌های لیست سیاه که به اکران رسید تا بدین جا با آرامش به نمایش درآمده و اعتراضاتی شبیه به آنچه در طول سال، مقابل وزارت فرهنگ و ارشاد به وقوع نپیوست. فیلم مانی حقیقی آخرین فیلم از این سری فیلم‌ها بود که به اکران عمومی رسید و در کمال آرامش به نمایش درآمد.

این اتفاق یک نوید برای تهیه کنندگان سایر فیلم‌های به اکران در نیامدهِ لیست سیاه می‌تواند باشد که بدون ترس از پایین کشیده شدن فیلم‌هایشان از روی پرده، آخرین ساخته‌هایشان را وارد صف اکران کنند و البته قطعاً این فیلم‌ها شانس ورود به باشگاه میلیاردی‌ها را خواهند داشت. در واقع به واسطه اتفاقاتی که برای این فیلم‌ها رخ داد و منجر به تحریک افکار عمومی شد، مردمی که حاضر خواهند بود بلیت این فیلم‌ها را بخرند، افزایش یافته‌اند.

این بخش از بینندگان سینما به واسطه حساسیت‌زایی برای فیلم‌ها، ترجیح می‌دهند به واسطه آن که احتمال اکران ناقص و یا عدم ورود فیلم‌ها به شبکه خانگی وجود دارد، به سینما رفته و متحمل هزینه دیدن این آثار در سالن‌های سینما شوند. با این اوصاف اتفاق عجیبی نیست که تبلیغ ثابت فیلم‌های باقی مانده از لیست سیاه، حضورشان در همین لیست باشد و بخواهند هزینه فشارهایی که به ایشان آمده را از گیشه درآورند.

دوپینگ فروش اما به همین چند فیلم محدود نشده و بر پایه شواهد برای سال ۹۲ نیز همین رویکرد حربه برخی از سینماگران قرار گرفته است. در جنگ فروش که همچون دیگر نقاط دنیا، می‌تواند یک تهیه کننده را به خاک سیاه بنشاند و کارگردان اثر را نیز به نابودی بکشاند یا باعث بالا آمدن هردوی آن‌ها شود، انگار هر سلاحی مجاز است، حتی اگر این سلاح، غیراخلاقی و توجیه گر وسیله باشد.

هنوز جشنواره فیلم فجر آغاز نشده و صدایی درنیامده که کارگردان برخی فیلم هایی که بدون کوچک ترین تنشی به جشنواره سی و یکم راه یافته اند، می‌گویند تماشاچی فیلم‌هایشان به عنوان صاحبین اصلی آثارشان باید اجازه سانسور آثارشان را ندهند؛ ادبیاتی شبیه به کارگردانان دو فیلمی که در آغاز سال از روی پرده پایین کشیده شدند. نکته جالب اما آنجاست که این فیلم ها آنچنان هم مضامین حساسیت برانگیزی ندارند و قطعاً در سال 92 به آسانی مجوز اکران عمومی دریافت خواهند کرد!

به عبارت ساده‌تر، این کارگردانان و تهیه کنندگان از هم اکنون تبلیغات برای اکران فیلم‌هایشان را آغاز کرده‌اند و با طرح این شایبه که فیلم‌هایشان دارای فضای متفاوت و ملتهبی است، درصدد حساسیت زایی برای کشاندن مردم به سالن‌های سینما هستند. این رویکرد غیراخلاقی که فریب مخاطب برای به دست آوردن درآمد بیشتر است، شبیه کوبیدن میخ بر تابوت سینماست، چرا که دیر یا زود افکار عمومی نسبت به این حساسیت‌ها بی‌اثر شده و واکنش‌ها به حداقل کاهش خواهد یافت.

این کاهش واکنش‌ها البته تنها نسبت به حساسیت زایی نخواهد بود و از این پس اگر فیلمی واقعاً مضمونی ملتهب نیز داشته باشد و با تبلیغات کاذب چنین فضایی پیرامونش شکل نگرفته باشد، مردم ترجیح می‌دهند ریسک خرید بلیت سینما را نکنند و عملاً تبلیغات صادقانه سینماگران درباره آثارشان نیز با پیش فرض دروغ نزد افکار عمومی مطرح خواهد شد. این بازی غیراخلاقی از هم اکنون آغاز شده، ولی اینکه تا کجا استمرار داشته باشد، به درک مخاطب بستگی دارد که حداقل در سینما‌ها نشان داده می‌داند چگونه باعث تغییر رفتار سینماگر شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۷
کاش کمی صداقت داشتید و نظرات را منتشر می کردید. خود سانسوری تا کی؟
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۷
برف روی کاج رو پارسال تو جشنواره فیلم فجر دیدم.با کمی چشم پوشی، موضوع چیزی برای ارائه ندارد.
moha
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۵
خدا رو شکر تابناک باز شد
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار