جزئيات سقوط مرگبار 2خانواده به دره برفی
مسافرت 2خواهر، 2 باجناق با 3 كودكشان به شمال با سقوط به دره برفي آبشار آبپري تراژدي تلخي را كليد زد.
به گزارش ایران، مسافرت 2خواهر، 2 باجناق با 3 كودكشان به شمال با سقوط به دره برفي آبشار آبپري تراژدي تلخي را كليد زد. در اين حادثه هولناك دو كودك 4 و 7 ساله به همراه دو خواهر و مرد جواني جان خود را از دست دادند و يكي از باجناقها با دختر 9 ساله خواهرزنش نجات يافتند.
بنا بر اين گزارش، عقربههاي ساعت 16 عصر پنجشنبه را نشان ميداد. خودروي سانتافه سفيد رنگ با 7 سرنشين به سمت ارتفاعات تفريحي آب پري نور در حركت بودند. اطراف جاده نامطمئن و كوهستاني آبپري پوشيده از برف بود. سرماي سوزناكي بر منطقه سايه انداخته بود. سرنشينان سانتافه با اطمينان از اينكه خودرويي با امكانات بالا در اختيار دارند شاد و خندان به جلو ميراندند. سرنشينان اين خودروي گرانقيمت براي فرار از هواي غبار آلود و كثيف تهران به استان مازندران آمده بودند. آنها آمده بودند تا با ديدن مناظر زيباي جنگل و كوهستان و دريا در سرسبزترين استان كشور نشاط و شادابي را براي روزهاي آينده با خود به پايتخت سوغات ببرند.
خودرو پيچهاي جاده را ميشكافت و به جلو ميرفت سه كودك خردسال و دوباجناق به همراه همسرانشان سرنشينان سانتافه بودند. كودكان بخارهاي شيشه خودرو را با انگشتان كوچكشان پاك كرده و با نشان دادن برف سفيدي كه اطراف جاده را احاطه كرده بود ذوق زده شده و ميخنديدند. در آن لحظه غير از شادي و نشاط تصور ديگري در ذهن آنان نميگنجيد. آنها نميدانستند كه بازي روزگار چه سرنوشت شومي برايشان تدارك ديده است. حالا خودرو به منطقه گلندرود در فاصله 40 كيلومتري رويان از توابع نور رسيده بود.
جاده كمي خيس بود. همه چيز در چشم بر هم زدني اتفاق افتاد. شاديها از ميان آنها پر كشيد و جاي خود را به نالههاي درد آور سپرد. خودرو روي جاده ناهموار سر خورده و پيش از آنكه به راننده جوانش فرصت عكس العملي بدهد به سمت دره منحرف شد. ديگر كنترل سانتافه از دستان راننده خارج شده بود.اين دست تقدير و سرنوشت بود كه خودروي گرانقيمت را به عمق دره هدايت ميكرد.سانتافه به سرعت شيب تند دره را به طرف منطقه عميق آن طي كرد و لحظهاي بعد سكوت بر منطقه حكمفرما شد.
دقايقي بعد راننده كه بر اثر برخورد با بدنه خودرو هنوز گيج و منگ بود چشم باز كرده و در تاريكي ساير همسفرانش را صدا زد. چند ناله ضعيف از چند مترياش شنيده شد. در صندلي عقب صداي كودكانهاي كمك ميخواست. در روشنايي كم سوي برف توانست دختر 9ساله باجناقش را تشخيص دهد. وي را آرام كرد. خوب كه دقت كرد از بقيه خبري نبود از خودرو بيرون آمد. اكبر، شهناز، مژگان و دو بچهاش محمد متين و ارميا همگي بيحركت روي برفها افتاده بودند.
راننده جوان كه 34 ساله بوده و كمال نام دارد درباره لحظات دلهرهآور آن دقايق به شوك ميگويد: همه جا تاريك بود. گريههاي ضعيف مژده خوشحالم كرد، فهميدم وي زنده است. به سمت بقيه كه با باز شدن در به بيرون پرتاب شده بودند رفتم. خودم هم زخمي بودم اما خيلي نگران بقيه بودم. نالههاي ضعيفي از جايي كه آنها روي برفها افتاده بودند به گوشم رسيد. باد تندي ميوزيد سرما تا مغز استخوانم نفوذ ميكرد. كورمال كورمال دستانم را داخل خودرو كشيدم تا شايد تلفن همراهم را پيدا كرده و تقاضاي كمك كنم. وقتي موبايل را در دستانم گرفتم برق اميد همه وجودم را فرا گرفت. به سرعت با پليس 110 تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم. چند بار ارتباط قطع شد. اما سرانجام ماجراي سقوط به دره و نياز فوري به كمك را گفتم. نميدانم چرا آنها نيامدند شايد هم لغزندگي جاده باعث تأخيرشان شد.
در ميان 5 مجروح و يك دختر 9 ساله كه از وحشت ديگر حتي صداي گريهاش هم شنيده نميشد تنها مانده بودم چكار كنم. تصميم گرفتم به هر طريق ممكن مژده را با خودم كنار جاده ببرم. سرما باعث شده بود توان بدنيام كم شود. دستانم يخ زده بودند و حس نداشتند. دخترك را با زحمت تا بالاي دره كشاندم. پيش از حادثه ديده بودم كه در فاصله كمي از محل حادثه يك آبادي وجود دارد. لنگان لنگان خودم را به آنجا رسانده و تقاضاي كمك كردم.
وي افزود: چند تن از روستائيان با عجله خود را به محل حادثه رساندند. ديگر دير شده بود كودكانم، خواهرزنم، باجناقم و همسرش همگي بر اثر شدت جراحات وارده و سرماي شديد يخ زده بودند. روستائيان همه را از دره بيرون آوردند.
جواد وطنخواه برادر راننده سانتافه در اين باره گفت: ما در محمودآباد خانه داريم برادرم به همراه خانواده باجناقش به خانه ما آمدند. روز پنجشنبه بود كه تصميم گرفتند براي ديدن آبشار زيباي آب پري به رويان بروند. ساعت 10 شب بود ما در جريان ماجرا قرار گرفتيم.
وي ادامه داد: سانتافه به داخل دره سر خورده بود. اصلاً پشتك نزده بود. برادرم چون كمربند ايمنياش را بسته بود از ماشين به بيرون پرتاب نشده بود.اما مهرههاي كمرش بشدت آسيب ديده و تحت عمل جراحي قرار گرفت.
وي ادامه داد: وقتي به محل حادثه رفتيم مردم روستا اجساد را با نيسان بيرون آورده بودند. نه اورژانسي آمده بود و نه از پليس خبري بود.اطراف جاده پر ترددي مثل آبشار آب پري گارد ريل ندارد. شايد اگر جاده گارد ريل داشت تلفات انساني رخ نميداد.
اما درهمين ارتباط سايت اطلاعرساني پليس گزارش داده كه براثر سقوط يك سواري هيوندا سانتافه به درهاي در نور مازندران، پنج سرنشين اين خودرو به خاطر شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند.
درادامه خبر درج شده از سوي سايت پليس آمده است:درپي اعلام مركز فوريتهاي پليسي 110 شهرستان «نور» در ساعت 19 شب مبني بر واژگوني يك خودرو، مأموران پليس اين شهر سريعاً به محل حادثه عزيمت كردند.
اين گزارش حاكي است، مأموران با حضور در محل حادثه در بررسيهاي اوليه دريافتند، يك واژگوني خودرو در محور «گلندرود» محدوده 40 كيلومتري حوزه شهري رويان شهرستان نور رخ داده است.
بر اثر اين حادثه يك سواري هيوندا سانتافه با هفت سرنشين به علت لغزندگي جاده و شرايط بد جوي دچار واژگوني و به دره سقوط كرد.
در اين حادثه پنج نفر از سرنشينان خودرو به نامهاي مژگان - جعفريان 39 ساله، شهناز جعفريان 36 ساله، اكبر سرلك 33 ساله، محمد متين سرلك 4 ساله و ارميا وطنخواه 7 ساله همگي از تهران در دم جان باختند و دوتن ديگر به نامهاي كمال 34 ساله و مژده سرلك 9 ساله دچار جراحت كه سريعاً به بيمارستان منتقل شدند.
به گزارش ایران، مسافرت 2خواهر، 2 باجناق با 3 كودكشان به شمال با سقوط به دره برفي آبشار آبپري تراژدي تلخي را كليد زد. در اين حادثه هولناك دو كودك 4 و 7 ساله به همراه دو خواهر و مرد جواني جان خود را از دست دادند و يكي از باجناقها با دختر 9 ساله خواهرزنش نجات يافتند.
بنا بر اين گزارش، عقربههاي ساعت 16 عصر پنجشنبه را نشان ميداد. خودروي سانتافه سفيد رنگ با 7 سرنشين به سمت ارتفاعات تفريحي آب پري نور در حركت بودند. اطراف جاده نامطمئن و كوهستاني آبپري پوشيده از برف بود. سرماي سوزناكي بر منطقه سايه انداخته بود. سرنشينان سانتافه با اطمينان از اينكه خودرويي با امكانات بالا در اختيار دارند شاد و خندان به جلو ميراندند. سرنشينان اين خودروي گرانقيمت براي فرار از هواي غبار آلود و كثيف تهران به استان مازندران آمده بودند. آنها آمده بودند تا با ديدن مناظر زيباي جنگل و كوهستان و دريا در سرسبزترين استان كشور نشاط و شادابي را براي روزهاي آينده با خود به پايتخت سوغات ببرند.
خودرو پيچهاي جاده را ميشكافت و به جلو ميرفت سه كودك خردسال و دوباجناق به همراه همسرانشان سرنشينان سانتافه بودند. كودكان بخارهاي شيشه خودرو را با انگشتان كوچكشان پاك كرده و با نشان دادن برف سفيدي كه اطراف جاده را احاطه كرده بود ذوق زده شده و ميخنديدند. در آن لحظه غير از شادي و نشاط تصور ديگري در ذهن آنان نميگنجيد. آنها نميدانستند كه بازي روزگار چه سرنوشت شومي برايشان تدارك ديده است. حالا خودرو به منطقه گلندرود در فاصله 40 كيلومتري رويان از توابع نور رسيده بود.
جاده كمي خيس بود. همه چيز در چشم بر هم زدني اتفاق افتاد. شاديها از ميان آنها پر كشيد و جاي خود را به نالههاي درد آور سپرد. خودرو روي جاده ناهموار سر خورده و پيش از آنكه به راننده جوانش فرصت عكس العملي بدهد به سمت دره منحرف شد. ديگر كنترل سانتافه از دستان راننده خارج شده بود.اين دست تقدير و سرنوشت بود كه خودروي گرانقيمت را به عمق دره هدايت ميكرد.سانتافه به سرعت شيب تند دره را به طرف منطقه عميق آن طي كرد و لحظهاي بعد سكوت بر منطقه حكمفرما شد.
دقايقي بعد راننده كه بر اثر برخورد با بدنه خودرو هنوز گيج و منگ بود چشم باز كرده و در تاريكي ساير همسفرانش را صدا زد. چند ناله ضعيف از چند مترياش شنيده شد. در صندلي عقب صداي كودكانهاي كمك ميخواست. در روشنايي كم سوي برف توانست دختر 9ساله باجناقش را تشخيص دهد. وي را آرام كرد. خوب كه دقت كرد از بقيه خبري نبود از خودرو بيرون آمد. اكبر، شهناز، مژگان و دو بچهاش محمد متين و ارميا همگي بيحركت روي برفها افتاده بودند.
راننده جوان كه 34 ساله بوده و كمال نام دارد درباره لحظات دلهرهآور آن دقايق به شوك ميگويد: همه جا تاريك بود. گريههاي ضعيف مژده خوشحالم كرد، فهميدم وي زنده است. به سمت بقيه كه با باز شدن در به بيرون پرتاب شده بودند رفتم. خودم هم زخمي بودم اما خيلي نگران بقيه بودم. نالههاي ضعيفي از جايي كه آنها روي برفها افتاده بودند به گوشم رسيد. باد تندي ميوزيد سرما تا مغز استخوانم نفوذ ميكرد. كورمال كورمال دستانم را داخل خودرو كشيدم تا شايد تلفن همراهم را پيدا كرده و تقاضاي كمك كنم. وقتي موبايل را در دستانم گرفتم برق اميد همه وجودم را فرا گرفت. به سرعت با پليس 110 تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم. چند بار ارتباط قطع شد. اما سرانجام ماجراي سقوط به دره و نياز فوري به كمك را گفتم. نميدانم چرا آنها نيامدند شايد هم لغزندگي جاده باعث تأخيرشان شد.
در ميان 5 مجروح و يك دختر 9 ساله كه از وحشت ديگر حتي صداي گريهاش هم شنيده نميشد تنها مانده بودم چكار كنم. تصميم گرفتم به هر طريق ممكن مژده را با خودم كنار جاده ببرم. سرما باعث شده بود توان بدنيام كم شود. دستانم يخ زده بودند و حس نداشتند. دخترك را با زحمت تا بالاي دره كشاندم. پيش از حادثه ديده بودم كه در فاصله كمي از محل حادثه يك آبادي وجود دارد. لنگان لنگان خودم را به آنجا رسانده و تقاضاي كمك كردم.
وي افزود: چند تن از روستائيان با عجله خود را به محل حادثه رساندند. ديگر دير شده بود كودكانم، خواهرزنم، باجناقم و همسرش همگي بر اثر شدت جراحات وارده و سرماي شديد يخ زده بودند. روستائيان همه را از دره بيرون آوردند.
جواد وطنخواه برادر راننده سانتافه در اين باره گفت: ما در محمودآباد خانه داريم برادرم به همراه خانواده باجناقش به خانه ما آمدند. روز پنجشنبه بود كه تصميم گرفتند براي ديدن آبشار زيباي آب پري به رويان بروند. ساعت 10 شب بود ما در جريان ماجرا قرار گرفتيم.
وي ادامه داد: سانتافه به داخل دره سر خورده بود. اصلاً پشتك نزده بود. برادرم چون كمربند ايمنياش را بسته بود از ماشين به بيرون پرتاب نشده بود.اما مهرههاي كمرش بشدت آسيب ديده و تحت عمل جراحي قرار گرفت.
وي ادامه داد: وقتي به محل حادثه رفتيم مردم روستا اجساد را با نيسان بيرون آورده بودند. نه اورژانسي آمده بود و نه از پليس خبري بود.اطراف جاده پر ترددي مثل آبشار آب پري گارد ريل ندارد. شايد اگر جاده گارد ريل داشت تلفات انساني رخ نميداد.
اما درهمين ارتباط سايت اطلاعرساني پليس گزارش داده كه براثر سقوط يك سواري هيوندا سانتافه به درهاي در نور مازندران، پنج سرنشين اين خودرو به خاطر شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند.
درادامه خبر درج شده از سوي سايت پليس آمده است:درپي اعلام مركز فوريتهاي پليسي 110 شهرستان «نور» در ساعت 19 شب مبني بر واژگوني يك خودرو، مأموران پليس اين شهر سريعاً به محل حادثه عزيمت كردند.
اين گزارش حاكي است، مأموران با حضور در محل حادثه در بررسيهاي اوليه دريافتند، يك واژگوني خودرو در محور «گلندرود» محدوده 40 كيلومتري حوزه شهري رويان شهرستان نور رخ داده است.
بر اثر اين حادثه يك سواري هيوندا سانتافه با هفت سرنشين به علت لغزندگي جاده و شرايط بد جوي دچار واژگوني و به دره سقوط كرد.
در اين حادثه پنج نفر از سرنشينان خودرو به نامهاي مژگان - جعفريان 39 ساله، شهناز جعفريان 36 ساله، اكبر سرلك 33 ساله، محمد متين سرلك 4 ساله و ارميا وطنخواه 7 ساله همگي از تهران در دم جان باختند و دوتن ديگر به نامهاي كمال 34 ساله و مژده سرلك 9 ساله دچار جراحت كه سريعاً به بيمارستان منتقل شدند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۲۸
انتشار یافته: ۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



