صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

لباس تازه بر قامت شركت‌هاي هرمي

کد خبر: ۲۹۲۲۷
| |
12444 بازدید

يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي كه براي سايت فرستاده، چنين نوشته است:
من کارمندي ساده از شهر قم هستم. مدتي قبل، يکي از نزديکان، سراسيمه با من تماس گرفت و از من تقاضاي مبلغي وجه نقد كرد. او به صورتي مضطرب و پريشان اظهار داشت: فلاني مشکلي برايم پيش آمده و تا فردا ظهر بايد چهار ميليون در حسابم باشد. از آنجا که چنين اظهاري مي‌کرد و متوجه شدم شايد مشکلي دارد، تا ظهر فردايش حساب‌هاي پس‌اندازم را خالي کردم و به شماره حسابي که داده بود، پول را واريز کردم.

چند روزي از اين ماجرا گذشت. دوباره همان آشنايمان تماس گرفت و از من خواست تا دو، سه روز وقتم را به او اختصاص داده و به تهران بروم. هر چه از او خواستم تا جزييات بيشتري بگويد، طفره مي‌رفت و گفت: صحبت مرگ و زندگي است.
گوشي را قطع کردم و من آن شب را تا صبح نخوابيدم و مدام فکر‌هاي ناجوري در ذهنم مرور مي‌کردم. با ناچاري تمام صبح به سمت آدرسي که برايم اس ام اس کرده بود، رهسپار شدم. براي آن سه روز هم به سختي توانستنم از محل کارم مرخصي بگيرم.

در راه مدام افکار نگران کننده‌اي در ذهن داشتم. از ايستگاه مترو ترمينال جنوب به مصلي تهران و از آنجا به ميدان صنعت، ميدان کاج يا سرو، كوي ف... طي مسير داشتم تا با آشنايمان ديدار کردم. پس از کمي صحبت ديدم کاملا عادي به نظر مي‌رسد و اصلا آن فکر‌هايي که مي‌کردم نبود. در راهي که با هم مي‌رفتيم، چند بار با تلفن همراهش صحبت‌هايي مي‌کرد که من کاملا متوجه نمي‌شدم با کي و درباره چي... اما مشکوک بود. بعد از مقداري پياده‌روي به مجتمعي رسيديم که خب بين مجتمع‌هاي ديگر گم بود. باز هم با تلفن همراهش هماهنگي کرد تا بالاخره در يکي از طبقه‌ها و جلوي يکي از واحد‌ها قرار گرفتيم و داخل شديم.

آپارتماني 70 ، 80 متري که ظاهرا خلوت بود. در وسط حال مبلماني مندرس قرار داشت و دو نفر به استقبالمان آمدند. پس از کمي صحبت از مسائل جامعه و اين که فرصت‌هاي شغلي متنوع، اما کم درآمد در محيط همه ما وجود دارد، صحبت از آرزوهايي کردند که به قول خودشان براي آنها هدف بود. باز هم برايم فضا مشکوک بود البته من برايشان صحبت کردم و در مواردي به تأييدشان چيز‌هايي گفتم.

پس از مدتي که به همين روال گذشت، رفت و آمد‌هاي مشکوکشان ادامه پيدا کرد و بعد من را به اتاق «اتاق جلسات» راهنمايي کردند. در آن اتاق به همراه دوستم و دو نفر ديگر که يکي از آنها مجري جلسه بود، بحث را ادامه داديم و تازه فهميدم جلسه پرزنت و تشريح نوع کار است.
ادعا مي‌کردند که اين نوع فعاليتpelan متفاوتي دارد و 100% متفاوت با سيستم‌هاي ديگر است. ادعا مي‌کردند، تنها شباهت اين سيستم يا شرکت‌هاي هرمي شکل آن است که البته براي آن هم توجيه مي‌آوردند. در مدتي که آنجا بودم، دريافتم که اين شرکت از وابستگان به گلدکوئست (کوئست اينترنشنال) است. در اين سيستم که کوئست و کيشن نام داشت، بايد با خريدي که مي‌کرديم، وارد مجموعه شده و عضوگيري مي‌کرديم.

پس از آن جلسه که به مدت دو ساعت طول کشيده بود، از من خواستند حالا آزادي که تحقيقاتت را آغاز کني، ما هيچ تبليغي نمي‌کنيم و تنها شما خودت مي‌تواني کسب اطلاعات کني و ما همه شبهات شما را پاسخ مي‌دهيم.

در بحث‌ها و جلساتي که گروه داشتند، مرتب ادعا مي‌کردند، کار ما قانوني است، چرا که تاكنون، هيچ گيري به ما ندادند و اگر هم خواستيد زنگ بزنيد،110 بيايد اينجا و يا برويم ديوان عالي کشور و مجلس و يا هر کجاي ديگر و حتي ادعا کردند که در فاطمي دفتري داشتند و چون شرکت زير بار ماليات 12 درصدي دولت نرفت، تعطيل شد؛ کار ما سودده است؛ کار با همگام با فناوري روز است؛ هيچ قانوني نمي‌تواند جلوي ما را بگيرد چرا که ما در حال فعاليتي پنج ساله در سعادت آباد هستيم و کوچکترين منع قانوني نداشتيم و شما زنگ بزن پليس بيايد دفتر ما! اصلا با ما کاري ندارند؛ اين مطالب بارها و بارها در آن سه روزي که آنجا بودم توسط افراد گروه به من گفته شد.

به ادعاي خودشان، اين شرکت توسط آقاي ... اداره مي‌شود و در حال حاضر در شهر ... بزرگترين خيريه خاورميانه را اداره مي‌کند. همچنين ادعا مي‌کردند از آرياشهر و آزادي تا شهرک غرب و سعادت آباد و پونک و فرحزاد هزاران دفتر (آفيس) اجاره‌اي دارند.
روز دوم حضورم، آفيس گردي داشتيم. به چند دفتر رفتم که سه تا در همان سعادت آباد بود! يکي شهرک پاسارگاد و يکي هم نزديک پارک خوارزم و ديگري هم نزديک مجتمع سپهر.
اين افراد ادعا مي‌کردند که پنج سال است، فعالند و بدون مشکل کار مي‌کنند و چون بانوان را از چرخه کارشان حذف کرده‌اند، عملا دولت و قانون با آنها کاري ندارد.

همچنين مي‌گفتند: اينجا آفيس‌هاي زيادي هست و شما با مراجعه به هر مشاور املاک در اين منطقه و با درخواست اجاره آفيس، متوجه اين امر مي‌شويد. در ضمن هر آفيس متشکل بود از قشر‌هاي گوناگوني از جامعه (البته ادعا مي‌کردند) مثلا آفيسي بود که بيشتر آنها از کارکنان بنياد شهيد بودند و يا فرهنگي و نظامي و... .

از سودهاي کلان مي‌گفتند؛ از اين‌که دو هفته اول 500 دلار و با ورود هر زير شاخه 1000 دلار و هر تعادلي هم 500 دلار گيرمان مي‌آيد...!!!؟ از افراد خيري مي‌گفتند که به سقف درآمد رسيده‌اند، ولي باز فقط به خاطر خيرخواهي در شبکه مانده‌اند و به ديگران کمک مي‌کنند! و به قول خودشان در اين سيستم حس دگرخواهي حاکم است و بالاسري‌ها همه جوره حمايتمان مي‌کنند. (تنها درباره مسأله مالي بايد بگويم که در اين سيستم رابطه مالي ممنوع است و به ادعاي آفيسرمان اين کار باعث مي‌شود انگيزه حضور نداشته باشيم و اين خود آخر حمايت است!).

در گروهي که دعوت شده بودم، شخصي ادعا مي‌کرد رئيس فلان اداره است. دو نفر هم بودند که از مؤسسه ... آنجا بودند و با ادعاي اينکه اين سيستم متفاوت با همه قبلي‌هاست و سود تضمين شده‌اي دارد، کارشان را رها کرده و روي اين کار سرمايه‌گذاري کرده‌اند.

شخص ديگري بود که ادعا مي‌کرد پانزده سال در اداره ... کار مي‌کرده و حقوقش به يك ميليون و هفتصد تومان رسيده بود، ولي در هشت ماه در اين شرکت به سقف 60 ميليون در ماه حقوقش رسيده و توانسته آرزوهاي يک عمر همسرش را در عرض کمتر از يک سال برآورده کند.
از بازاري‌هاي قم هم مي‌شناختم کساني که در آنجا مشغول به کار شده بودند؛ از جمله مواردي که خيلي مانور مي‌دهند و به نظر من، باعث جذب خيلي‌ها در آنجا شده، ادعاي برخي از بچه‌هاي قديمي‌تر گروه است که ادعا مي‌کردند تمام کارهاي زشت و ناپسند قبلي‌شان را کنار گذاشته‌اند، چون اين کار انسان ساز و اخلاقي است.

در يکي از آفيس‌ها با شخصي آشنا شدم که به ادعاي همه از جايي آمده که در نقشه ايران وجود ندارد؛ از نواحي بوکان. او ادعا مي‌کرد به عشق کار، چهار ماه است زن و بچه‌هايش را نديده و تمام وقتش را روي اين کار گذاشته است.

و سرانجام دريافتم کارشان به اين صورت است که تا فرد دعوت شده را قانع نکردند و هنوز بر سؤال‌ها و شبهات خود پافشاري بکند، آنقدر سخنراني مي‌کنند و از ضعف دستگاه‌ها و بيان يکسري مسائل غير مرتبط حرف مي‌زنند که فرد قانع شود؛ البته قانع که چه عرض کنم، يک جور شستشوي مغزي، چرا که حق اين است، غير از آن سه روز فرصت تحقيق به آدم بدهند، ولي اصرار دارند که در همان سه روز يا بيشتر و در همان مجموعه و زير نظر بالاسري‌هاي مشکلات برطرف شود، چرا که ادعا مي‌کردند بيرون از اينجا «موج منفي» است و بيروني‌هاي نمي‌دانند.
تا جايي که من هم در اين آفيس‌ها ديدم و خيلي مشکوک بود،خانه‌ها تقريبا خالي بود و به غير از چند صندلي يک دستگاه کامپيوتر و لوازم جزيي آشپزخانه، چيز ديگري نبود! براي هر رفت و آمدي هم چندين بار با همراه همديگر تماس مي‌گرفتند! تقريبا اصلا با تلفن ثابت کسي کاري نداشت.
استفاده از نشريات راديو و تلويزيون ممنوع است، چرا که اين موارد «حاشيه» قلمداد مي‌شوند و مانع از کار!

سرانجام و روز آخر جلسه «فالوي مالي» برگزار مي‌کنند. در اين جلسه، ليستي از تمام اموال و دارايي‌هاي شخص دعوت شده تهيه مي‌کنند و بعد ليستي از دوستان و آشناياني که مي‌توانند کمک مالي کنند. بعد يک به يک و در حضور بالاسري‌ها بايد با همراه خود تماس گرفته و خيلي کوتاه تقاضاي فلان مبلغ درخواستي را از اسامي ليست داشت. با اين کار و به ادعاي بالاسري‌هاي فرد، مي‌تواند دوست‌هاي حقيقي را از دوست‌هاي غير حقيقي بازشناسد. کساني که کمک مالي داشته باشند، اين سعادت (به قول خودشان) نصيبشان مي‌شود که از ناحيه شما جزو افرادي باشند که دعوت شوند.

پس از اين جلسات و روز چهارم به بهانه جور کردن پول (هفت ميليون) براي خريد و عضويت در گروه به قم بازگشتم و تحقيقات وسيعي داشتم، اما برخي از افراد با شنيدن نام اين گونه فعاليت‌ها و بدون دانستن اسم و رسم، آن را باطل مي‌دانستند و نكوهش مي‌کردند. به نظر من، اين گونه جواب دادن‌ها مناسب نيست، مثل اين که از اهل علم بپرسي چرا نماز بخوانيم؟ بگويند: نخواني مي‌روي جهنم! من عاجزانه مي‌خواهم روشن جواب دهيد. هم‌اكنون عزيزترين دوستم در دام اين شبکه شبه هرمي افتاده و راه بازگشتي ندارد، مگر عضو جديد معرفي کند و اين خيلي بد است.

من عاجزانه از مسئولان اين را مي‌خواهم،
من عاجزانه از مسئولان قضايي مي‌خواهم،
من عاجزانه از ناجا مي‌خواهم،
من عاجزانه از هر دلسوخته اين مملکت مي‌خواهم،
اگر اين کارها غير قانوني است، چرا مسئولان و دولت آن را پيگيري نمي‌كنند و چرا پنج سال است فعاليت مي‌کنند و با ادعاي عدم توانايي مسئولان، هيچ حرکتي حتي برخورد با آفيسرهاي پر مدعي، نمي‌شود؟ با اينکه اين همه به ما اصرار مي‌شد تا به طور کامل وارد کار نشده‌ايم به دوستان و خانواده خود چيزي نگوييم، ولي اين ادعاي مافيايي و گول زننده بهانه‌اي براي برخورد از ناحيه داعيه‌داران اصلاحات و يا اصولگرايان نمي‌شود؟
چرا با وجود ادعايشان که دولت کاري با ما ندارد، هيچ منعي صورت نمي‌گيرد. ملاک دولت و مسئولان چيست؟

چرا با اين‌که مسئولان در راديو و تلويزيون مي‌گويند: حضور در چنين فعاليت‌هايي جرم است، ولي برخوردي با عضوگيري و فعاليت‌هاي شبانه‌روزي اين آفيس‌ها که کم هم نيستند، نمي‌شود؟
چرا آزادانه جلساتي که به ادعاي خودشان «بمب انرژي» است و هر هفته در مرکز پايتخت اين مملکت با حضور سخنرانان و مهمانان متعدد برگزار مي‌شود و عده بسياري هم با حضور در اين جلسات فريب اين افراد را مي‌خورند، ولي باز هم برخوردي نمي‌شود؟ من در آن سه روزي که تهران بودم در اين جلسه شرکت کردم...جلسه‌اي با حضور 700 الي 800 نفر در تالار «ت» خيابان «ک» و با سخنراني گرم و مهيج «آ» که در طول سخنانش مدام از «نتورک» سخن مي‌گفت و مي‌گفت و مثال مي‌زد؛ بعضا دين و خدا را هم داخل در بحث مي‌کرد و مردم را با انگيزه‌هاي الهي به اين بحث پيوند مي‌داد!

کجايند مسئولاني که با خروج ارز مخالفند، ولي خبري از برگزاري اين‌گونه جلسات ندارند و يا خود را به تغافل مي‌زنند و روز به روز اموال مردم مغفول به خارج از ايران فرستاده مي‌شود؟
چرا جلوي افرادي که سال‌ها در اين مجموعه فعاليت کرده‌اند و هم‌اكنون دستي در امور خيريه دارند و راست راست در پايتخت قدم مي‌زنند، گرفته نمي‌شود و بعضا در برخوردها، مردم مغفول و بيچاره بازداشت مي‌شوند؟

در آخر اين نوشتار، بايد بگويم من هم دقيقا نمي‌دانم اين موضوع مرتبط با کدام ارگان است؟!
من عاجزانه از رسانه‌ها و سايت‌هاي خبري تحليلي مي‌خواهم پيگيري کنند.
آيا در برابر چنين افراد سودجو و باندهاي مافيايي، وظيفه‌اي نداريم؟ اگر ادعاهاي اين افراد درباره گستردگي کارشان درست باشد، در همين تهران بيش از پنجاه هزار نفر عضو و مغفول فقط همين شرکت هستند!

آيا اينها ارزش تهيه گزارش مقاله و خبررساني ندارند؟
من عاجزانه از سايت شما مي‌خواهم که در اين زمينه گزارشي تحليلي و مناسب ارايه دهيد. مي‌دانم که اطلاع‌رساني در اين زمينه شده، اما فعاليت‌هاي اين گونه شبکه‌هاي شبه هرمي بيشتر است و روز به روز ورودي‌هايشان افزايش مي‌يابد. به تازگي نيز از راديو تلويزيون شنيدم، فلان گروه هرمي بسته شده و سردمداران آن دستگير شدند، اما اينها که ادعا مي‌کنند، دولت کاري با آنها ندارد، چه؟ لطفا نام ببريد؛ نام اين شرکت‌ها را که به ادعاي رسانه‌ها ارز خارج مي‌کنند، بگوييد. از همين گروه‌هاي چند هزار نفري فعال در سعادت آباد... عاجزانه مي‌خواهم که بررسي کرده و نام شرکت را بگوييد.

اميدوارم پاسخ مناسبي به اين خواسته من ايراني بدهيد و مسائلي چون نزديکي اتنخابات و جنايات اسرائيل در غزه و... مانعي براي تلاش شما عزيزان نباشد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟