حاشيهاي بر مدارس هيأت امنايي
آخرين پيشنهاد علي احمدي، وزير محترم آموزش و پرورش، اداره مدارس به صورت هيأت امنايي را اگر چالشي جديد فراروي جامعه فرهنگي غوطهور در مشكلات كسري بودجه، بازنشستگي زودتر از موعد، طرح اجرا نشده قانون مديريت خدمات كشوري كه خود بسيار بسيار جاي بحث دارد و... نبينيم، ميتواند حركتي باشد به سوي فعالتر كردن بخش خصوصي و سپردن كارها به دست مردم آن هم در حوزه فرهنگي كشور كه البته بايد گفت چون اين حوزه ـ حوزه فرهنگي ـ مقوله حساسي است، بايد با بحثهاي كارشناسي فراواني وارد اين موضوع شد.
ارايه طرح اداره مدارس به صورت هيأت امنايي، كاري است هك براي چندمين بار تجربه ميشود؛ اداره مدارس با مشاركتهاي مردمي، مدارس نمونهمردمي، مدارس غيرانتفاعي و مدارس خودگردان (يا قيمت تمام شده) و در آخر هم طرح اداره مدارس به صورت هيأت امنايي، اما مسأله اساسي اين است كه متأسفانه هر كدام از اين طرحها نتوانستند وضعيت تضعيفشده سطح علمي دانشآموزان را بهبود بخشند.
دولت نهم با تغييرات گسترده در همه زمينهها و از جمله تغييرات در سطوح مديريتي وزارتخانه بسيار حساس آموزش و پرورش، قصد ايجاد نگرشي جديد به وضعيت موجود داشت، به اميد اينكه در پرتو اين تغييرات، تحولاتي اساسي و بنيادين ايجاد شود!
سال گذشته، متأسفانه در واريز سرانه دانشآموزان به حساب مدارس كوتاهي شد و مديران ناچار شدند با توسل به سپردن تأمين هزينهها به راهكارهايي مخالف نص صريح آييننامه و بخشنامههاي وزارتخانه مبني بر دريافت نكردن وجه از اولياي دانشآموزان، اين مهم را به انجام برسانند.
اما بايد توجه كرد كه اين طرح اگر شرايط اقتصادي جامعه، بافت فرهنگي هر منطقه، تعداد خانوراهاي زير خط فقر و... را در نظر نگيرد، مطمئنا با اصل و شالوده اجراي طرح عدالت اجتماعي مد نظر دولت محترم نهم در مغايرت است، اما از سوي ديگر، در اين طرح ـ اداره مدارس به صورت هيأت امنايي ـ ميتوان دست مديران را با توجه به سرمايهگذاري توسط بخش خصوصي ـ كه البته منظور اصلي از اين بخش خصوصي همان اولياي دانشآموزان است ـ در انتخاب كادر آموزشي و اداري و هزينههاي مدرسه باز گذاشت كه اين خود ميتواند فوايد و مضرات خاص خود را داشته باشد، اما بايد بدانيم كه اين مردم بر اين باورند كه در اصل سيام قانون اساسي، تحصيلات تا پايان دوره متوسطه رايگان در نظر گرفته شده است.
همچنين اين مردم بر اين باورند كه ترويج و اشاعه خصلتهاي سرمايهداري، نسلهاي آتي را با اهداف پرارزش انقلاب اسلامي بيگانه ميكند و عقيده دارند كساني كه باعث فاصله طبقاتي كه مدتي است با رويكردي اقتصادي در بخش ساخت و ساز برجها و معاملات كلان سهام در بورس ايجاد شده، اينك بر اين تصميمند كه آن را به لايههاي حوزه فرهنگ نفوذ داده و سرانجام سرمايهدار محوري كه خطري بزرگ و مغاير با ارزشهاي انقلاب است، چون آتش بر خرمن آموزش و پرورش خواهد افتاد و دود آن به چشم اوليايي خواهد رفت كه توان مشاركت در اينگونه مدارس را ندارند و نتيجه آن اگر خوش بدرخشد (نه مثل برخي مدارس غيرانتفاعي كه متأسفانه دكاني بيش نيستند) توليد علمي را دارند كه صاحبان آن درد جامعه را با منافعشان تعريف ميكنند.



