صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

بخاري از گرمابه‌هاي شهر برنمي‌خيزد

کد خبر: ۲۸۵۶۳۲
| |
5836 بازدید
جام جم آنلاين k,aj:

پيرمرد كمي بد اخلاق است. به هيچ صراطي راضي نمي‌شود كه حرف‌هاي دلش را بشنوم. گله‌اي كند يا شكايتي، بلكه كمي دلش باز شود. فقط يك جمله را تكرار مي‌كند: من اينجا كارگرم. صاحب اينجا كس ديگري است. نمي توانم بدون اجازه او حرف بزنم.

تمام يك ساعتي كه دم درگرمابه منتظر ايستاده‌ام، به لنگ كهنه آويزان جلوي در نگاه مي‌كنم. حتما زماني نو بوده است، لنگي كه جلوي در همه گرمابه‌ها روزي آويزان مي‌شد، روزي نشانه همه حمام‌هاي شهر بود، يا شايد براي مشت و مال روي دوشي مي‌افتاد و تني را خشك مي‌كرد؛ اما حالا... .

پيرمرد يواشكي از پشت پرده توري در نگاهم مي‌كند. مي‌بيند دست‌بردار نيستم، كمي نرم مي‌شود و حاضر مي‌شود به صاحب گرمابه زنگ بزند و اجازه بگيرد.

آقاسيد 30 سال است كه در گرمابه تابش كار مي‌كند. دلاك حمام است؛ حمامي كه در دل بازار آرام و بي‌صدا خوابيده است و كسي با او كاري ندارد. لاي كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهر براي خود جا خوش كرده است. 70 سال از قدمت اين گرمابه مي‌گذرد. در سال‌هايي نه چندان دور حمام زنانه هم داشته اما به دليل رونق نداشتن، قسمت زنانه تعطيل شده و امروز تنها حمام عمومي مردانه است.

آقاسيد مشتمال مي‌دهد، يعني مي‌داد. همان زمان كه گرمابه جاي سوزن انداختن نداشت. همان سال‌هاي جنگ و حتي تابستان‌هاي پس از جنگ كه هنوز گاز شهري به خانه‌ها سرك نكشيده بود.

مي گويد اي كاش آن روزگار بود. گرمابه اينجا چون وسط بازار بود رونق بسياري داشت. مشتري ثابت داشت. هر كه مي‌آمد از مشتمال‌هايم راضي بيرون مي‌رفت. خستگي را از تن مشتري به در مي‌كردم. سفيدآب هنوز كاربرد داشت. اما الان...

به جاي ادامه جمله‌اش نفسي بلند تحويلم مي‌دهد و تنها خدا را شكر مي‌گويد.

با صاحب گرمابه كه صحبت مي‌كنم، مي‌گويد اين گرمابه دارد نفس‌هاي آخر را مي‌كشد. مي‌خواهد تغيير كاربري دهد. قرار است جايش خانه‌هاي حمام‌دار بسازند! مثل همه 1400 گرمابه تهران كه تنها 190 تا از آنها سرپامانده‌اند.

مي‌گويم حيف نيست گرمابه‌ها خراب شوند؟ در جواب سوالم مي‌گويد با قبض‌هاي هفتصد هزار توماني آب و گازو برق چه كنم؟ زماني گرمابه رونق داشت اما الان همه خانه‌هاي 40 متري هم دوش حمام دارند. در يك فضاي دست كم يك متر در يك متر هم حمام ساخته شده است.

گرمابه تنها جايي است كه با سه انرژي سروكار دارد و با كسب و كار كساد گرمابه‌ها چگونه مي‌توان اين قبض‌ها را پرداخت؟ اتحاديه صنف گرمابه‌داران هم كاري از دستش برنمي آيد.

با 3000 تومان كه هر روز هم مشتري ندارد، نمي‌توانم از پس مخارج بالاي گرمابه بربيايم. چون به ضعيف‌ترين اقشار جامعه سرويس مي‌دهيم همان 3000 تومان هم با كلي گله و شكايت است كه چرا گران است.

آقاي وزيري، صاحب گرمابه باز خدا را شكر مي‌كند كه گرمابه‌اش در منطقه بازار است و روزهاي تعطيل شايد كارگري بيايد، اما بسياري از گرمابه‌هاي شهر حتي در روز يك مشتري هم ندارند.

داستان گرمابه تابش هم مثل همه گرمابه‌هاي كشور است.مكاني كه زماني جزو مكان‌هاي عمومي و پر رونق هر شهري محسوب مي‌شد، مكاني كه بسياري از كشورهاي پرمدعاي دنياي امروزه حتي نمي‌دانستند چيست.

در حالي كه در هر شهري از ايران و در هر محله‌اي مي‌توانستي چند مورد از اين محل را ببيني. اما از نيمه دوم دهه هفتاد كه تهران از گاز شهري برخوردار شد سير نزولي رونق گرمابه‌ها شروع و تعداد مشتريانش بشدت كم شد.

گرمابه‌اي در سكوت محض

گرمابه ديگري در همان منطقه، به نام شادکام است. دلاك حمام عاقله مردي است شصت ساله. او هم ديگر مشتمال نمي‌دهد. مي‌گويد به لباس در آوردنش نمي‌ارزد. هرچند امروزه معدود كساني كه به اينجا مي‌آيند براي مشتمال نمي‌آيند. بعضي كارگرها هم كه فقط براي لباس شستن مي‌آيند.

 
نكته: حمام‌هاي تاريخي كه از نمادهاي محلات زندگي در ايران به عنوان بخشي از هويت و فرهنگ ديرپاي ايرانيان محسوب مي‌شود، مدت‌هاست به دست فراموشي سپرده شده و به همين دليل يك به يك يا تخريب شده يا به قهوه خانه و رستوران تبديل مي‌شوند

قرار است اين حمام هم تخريب شود و جايش ساختمان بسازند. مي‌گويد زمان قديم جزخانه‌هاي بزرگان، هيچ خانه‌اي حمام نداشت و اينجا بروبيايي براي خود داشت. در بيشتر حمام‌ها سحرگاهان پيش از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام به مردان اختصاص داشت و در طول روز، در اختيار زنان بود. اما الان ديگر كسي نمي‌آيد.

آقاي جعفري، دليل مهجور ماندن گرمابه‌ها را حمام‌دار شدن خانه‌ها نمي‌داند. مي‌گويد مگر خانه‌هاي تركيه يا كشورهاي ديگر حمام ندارند؟ پس چرا آنجا رونق دارد و اينجا كه صاحب قديمي‌ترين گرمابه‌هاي جهان است حال و روزشان اين است؟

سطح پايين بهداشت را بهانه مي‌كنند. اما مگر اينجا درآمد هم دارد كه به بهداشت رسيدگي شود؟ اين حرف‌ها را كه مي‌گويد نگاهم به رنگ سبز ديوار و جلبك‌هاي تازه روييده شده در كنج حمام مي‌رسد.

آينه‌هاي مات و كمدهاي رنگ و رو رفته رختكن هم برايم دست تكان مي‌دهند. سراميك‌هاي شكسته‌اي كه وقتي پايت را رويشان مي‌گذاري آهشان در مي‌آيد. اينجا همه چيز قدمت دارد.

از 15 حمامي كه تنها در اين منطقه فعال بود تنها دو سه‌تايشان هنوز زنده‌اند. ديگر حمام‌ها كاربري خود را تغيير داده‌ و بيشترشان به شمايل آپارتمان و قهوه‌خانه درآمده‌ است.

گرمابه‌هادر تاريخ

همان‌طور كه گذشت زمان همه چيز را تغيير مي‌دهد، حمام‌ها نيز با گذشت زمان تغيير چهره داده‌ است. حمام‌ها قبلا داراي خزينه و چال حوض و... بود و هيچ‌كدام دوش نداشت.

تهران در دوره سلطنت محمدرضا پهلوي، صاحب آب لوله‌كشي شد و از آن پس بنابر اقتضاي جديد حمام‌هاي خزينه‌اي و قديمي يكي پس از ديگري از گردونه فعاليت خارج شد و از ميان رفت و جاي خود را به حمام‌هاي جديد داد.

در اين دوره حمام از وضع سنتي خارج شد. معماري ساختمان آن تغييراتي فاحش كرد و به دو بخش تقسيم شد يكي حمام عمومي و ديگري خصوصي.

حمام‌هاي ديروزي برخلاف گرمابه‌هاي امروزي تا زماني دوش نداشتند كه سر و كله مردي از فرنگ در پايتخت پيدا شد و دست به ساخت آن زد و از آن پس دوش آب شيوع يافت.

در گذشته‌اي كمي دورتر، گرم كردن آب حمام با سوخت مرسوم آن زمان در فصل زمستان كار دشواري بود و اغلب مردم از اواخر پاييز تا شب عيد رنگ حمام را نمي‌ديدند. اين وضع منحصر به ايران نبود، بلكه كم و بيش جهانيان همه گرفتار اين ماجرا بودند. آن زمان دل سياه زمستان به سپيدي رويش نمي‌آمد.

در اروپا وضع از اين هم بدتر بود. آنها تا پيش از جنگ‌هاي صليبي اصلا اطلاعي از حمام نداشتند و در دوره جنگ‌هاي صليبي وقتي به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. هرچند باز هم تا مدت‌ها حمام رفتن، ارزشي براي آنها به شمار نمي‌آمد.

به نام ايران، به كام تركيه

اگر كمي به تاريخچه شكل‌گيري حمام در نقاط مختلف دنيا دقت كنيم، متوجه مي‌شويم زماني سردمدار گرمابه خودمان بوده‌ايم و قدر ندانسته‌ايم. در حالي كه حمام‌هاي عمومي كه در كشورهاي غربي ساخته شده‌اند، به حمام ترك شهره يافته‌اند نه به حمام ايراني! زيرا كشور تركيه حمام‌هاي خود را مرمت و بازسازي و از آنها به‌عنوان قطبي براي گردشگري استفاده كرده است. غربي‌ها نيز اين نوع حمام‌ها را از تركيه تقليد و در كشورهاي خود ايجاد كرده‌اند.

با وجود رونق گرمابه در كشورهايي همچون تركيه و گرجستان و برخي كشورهاي غربي، هر روز يكي از حمام‌هاي عمومي تهران و ساير شهرهاي كشور به دليل سطح كيفي پايين و نبود حمايت تعطيل مي‌شود.

گرمخانه‌اي كه مي‌توانست نگاه گردشگران را جلب كند

حمام‌هاي تاريخي كه از نمادهاي محلات زندگي در ايران به عنوان بخشي از هويت و فرهنگ ديرپاي ايرانيان محسوب مي‌شود، مدت‌هاست به دست فراموشي سپرده شده و به همين دليل يك به يك يا تخريب شده يا به قهوه خانه و رستوران تبديل مي‌شوند.

البته اين سرنوشت همه گرمابه‌ها نيست. برخي حمام‌ها نيز به‌دليل وجود رابطه مالك و مستاجر و قراردادي كه بينشان است اجازه تغيير كاربري ندارند و بايد با شرايط موجود بسوزند و بسازند.

با وجود اين پيشينه و آداب كهن و داشتن هزاران بناي حمام آماده در كشور، سنت حمام گرفتن سنتي به‌طور كل از بين رفته است در حالي كه مي‌شد با تكيه بر روش‌هاي مورد استفاده در حمام‌هاي قديمي مانند مشتمال براي سلامت افراد و همچنين جذب توريست از نقاط مختلف جهان برنامه‌ريزي كرد.

حمام‌هاي تاريخي تهران در حالي رو به نابودي است كه در تمام محلات قديمي سراسر ايران يافت مي‌شود و داراي معماري و طراحي جذابي است كه مي‌تواند مكاني براي جذب گردشگر باشد.

از حمام‌هاي قديمي تهران تنها دو سه حمام نظير حمام گلشن و قوام‌الدوله بازسازي شده‌اند و آبرومندانه مي‌‌توان به گردشگران نشان داد. حمام پامنار نيز تاريخي‌ترين حمام تهران است.

همچنين در حمام‌هاي سنتي مي‌شد در صورت رسيدگي به‌عنوان تنوع به كساني كه به فرهنگ و رسوم سنتي علاقه‌مند هستند، سرويس داد. اما امروزه به جاي گردشگران خارجي و داخلي شايد تنها كارگران ميوه و تره بار و مهاجران افغان و مسافران رهگذر و سربازها به گرمابه مراجعه مي‌كنند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟