دعا كنيم و دنبال رفراندوم هم نباشيم
ناصر كرمی
ابتدا: هر كاري كه مي توانسته يك زيست بوم را به قهقرا ببرد، انجام شده و حالايكي از درياچه هاي بزرگ جهان در آستانه نابودي قرار گرفته است. خودش دامن فرو مي كشد و حيات و آينده دست كم نيمي از آذربايجان زيباي ما را هم با خود فرو مي برد. كارشناسان راه هايي براي نجات درياچه اروميه پيشنهاد كرده اند. مثل برچيدن آن جاده يا گشودن دريچه سدها و تغيير در شيوه هاي كشت و زرع در منطقه و... . البته دولت كارهاي ديگري را مورد نظر دارد. مثلاكشاندن آب از خزر و ارس به اين درياچه. طرح هايي دشوار و پر هزينه كه به نظر كارشناسان ممكن است مشكل موجود را حل نكرده و مشكلات تازه يي را ايجاد كند. اغلب گفته مي شود اينكه دولت كار آسان تر و منطقي تر را رها كرده و به طرح هاي تقريبا ناشدني پرهزينه روآورده، ناشي از مسائلي فرامتني است. ذكر شايعاتي كه در اين باره وجود دارد، شايد بي عقوبت نباشد. اما يك نكته در اين ميان فراموش شده: مردم محلي چه مي گويند؟ اگر هر دو دسته پيشنهادها را، آنچه كه كارشناسان مستقل مي گويند و آنچه كه دولتيان در پي آنند، به راي بگذاريم كدام يك بيشتر با استقبال حاشيه نشينان اين بلاي خودساخته روبه رو خواهد شد؟
بعد: برچيدن سدها يعني خشكاندن بسياري از اراضي زراعي كنوني. برچيدن جاده ميان گذر يعني دو ساعت دورتر شدن راه مردم. البته اين دو ارزش اقتصادي مشخصي دارند كه به راحتي قابل محاسبه است. اينكه بي آب ماندن شماري از كشتزارها يا دو ساعت دورتر شدن مسير مردم دقيقا چقدر زيان اقتصادي در پي دارد. اين عدد را مي توان مقايسه كرد با ضرر ناشي از خشكيدن درياچه: اينكه سرزميني سرسبز و معتدل به شوره زاري بي برگ و بار تبديل خواهد شد.
همه ما البته دوستدار مردمسالاري هستيم. اما لااقل در شرايط كنوني و در مسائل مرتبط با محيط زيست اين گونه به نظر مي رسد كه راهكارهاي مردمسالارانه چندان مفيد و موثر نيست. قبلاهم با اشاره به آماري كه روابط عمومي سازمان جنگل ها و مراتع منتشر كرده بود در همين ستون نوشته بودم كه بررسي نامه هاي ارسالي به نهاد رياست جمهوري نشان مي دهد 99درصد مطالبات زيست محيطي مردم از دولت از جنس تخريب و تصرف است و نه حفاظت و نگهداري. البته كار دشواري است كه دولت را مجاب كنيم كه جدي تر به سرنوشت درياچه اروميه بينديشد و در اين باره از طرح هاي مخرب نو! هم دست بردارد.
اما دشوارتر اين است كه در مردم يك شور داوطلبانه جدي براي مطالبه حفاظت درياچه اروميه و نجات زادبومشان ايجاد كنيم. پوپوليسم مبناي سياست است و هر دولتي ترجيح مي دهد بر مطالبه 20 روزنامه نگار علاف طرفدار محيط زيست كه حداكثر به اندازه 20 راي در انتخابات آتي نقش دارند، چشم فروبندد و نه آنچه كه هم اكنون مورد تقاضاي صدها هزار ساكنان محلي است يا اينكه در ماه هاي مانده به انتخابات ممكن است آنها را برآشوبد.
سرانجام: براي نجات درياچه اروميه در كوتاه مدت به طور موثر چه كاري مي توان كرد؟ طرح هايي ساده و قابل اجرا، نه آنچه كه به واقع موضوع را تعليق به محال كند؟ ظاهرا فعلافقط دعا از دستمان برمي آيد. دعا براي اينكه اينقدر باران ببارد كه همه آن سدها را فروبريزد و درياچه را دوباره لبريز كند. دعا كنيم و دنبال رفراندوم هم نباشيم.
وبلاگ دکتر ناصر کرمی
بعد: برچيدن سدها يعني خشكاندن بسياري از اراضي زراعي كنوني. برچيدن جاده ميان گذر يعني دو ساعت دورتر شدن راه مردم. البته اين دو ارزش اقتصادي مشخصي دارند كه به راحتي قابل محاسبه است. اينكه بي آب ماندن شماري از كشتزارها يا دو ساعت دورتر شدن مسير مردم دقيقا چقدر زيان اقتصادي در پي دارد. اين عدد را مي توان مقايسه كرد با ضرر ناشي از خشكيدن درياچه: اينكه سرزميني سرسبز و معتدل به شوره زاري بي برگ و بار تبديل خواهد شد.
همه ما البته دوستدار مردمسالاري هستيم. اما لااقل در شرايط كنوني و در مسائل مرتبط با محيط زيست اين گونه به نظر مي رسد كه راهكارهاي مردمسالارانه چندان مفيد و موثر نيست. قبلاهم با اشاره به آماري كه روابط عمومي سازمان جنگل ها و مراتع منتشر كرده بود در همين ستون نوشته بودم كه بررسي نامه هاي ارسالي به نهاد رياست جمهوري نشان مي دهد 99درصد مطالبات زيست محيطي مردم از دولت از جنس تخريب و تصرف است و نه حفاظت و نگهداري. البته كار دشواري است كه دولت را مجاب كنيم كه جدي تر به سرنوشت درياچه اروميه بينديشد و در اين باره از طرح هاي مخرب نو! هم دست بردارد.
اما دشوارتر اين است كه در مردم يك شور داوطلبانه جدي براي مطالبه حفاظت درياچه اروميه و نجات زادبومشان ايجاد كنيم. پوپوليسم مبناي سياست است و هر دولتي ترجيح مي دهد بر مطالبه 20 روزنامه نگار علاف طرفدار محيط زيست كه حداكثر به اندازه 20 راي در انتخابات آتي نقش دارند، چشم فروبندد و نه آنچه كه هم اكنون مورد تقاضاي صدها هزار ساكنان محلي است يا اينكه در ماه هاي مانده به انتخابات ممكن است آنها را برآشوبد.
سرانجام: براي نجات درياچه اروميه در كوتاه مدت به طور موثر چه كاري مي توان كرد؟ طرح هايي ساده و قابل اجرا، نه آنچه كه به واقع موضوع را تعليق به محال كند؟ ظاهرا فعلافقط دعا از دستمان برمي آيد. دعا براي اينكه اينقدر باران ببارد كه همه آن سدها را فروبريزد و درياچه را دوباره لبريز كند. دعا كنيم و دنبال رفراندوم هم نباشيم.
وبلاگ دکتر ناصر کرمی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



