صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
پس مانده افتخارات ورزشي سال؛

چرا توپ طلا احمقانه به نظر مي رسد؟

کد خبر: ۲۷۸۷۱
| |
1929 بازدید

جرزينهو مهاجم بزرگ برزيلي يک بار به من گفت که «در جام جهاني 1970 از نظر فني و آمادگي جسماني در شرايط بسيار خوب و عالي به سر مي برم و همين مساله باعث شد فيفا جايزه «Best Body on the Planet» را به همراه مدال قهرماني به من اعطا کرد»، اول تصور مي کردم اين بدعت گذاري فيفا چيزي از طرف ژورناليست ها است و بيشتر حالت تملق و شايد چاپلوسي دارد اما وقتي با خنده راجع به اين مساله با او حرف زدم، خيلي جدي مرا نگاه کرد و گفت که اصلاً شوخي نمي کند.

به نوشته اعتماد و به نقل از گاردين، پرسيدم آيا اين جايزه واقعاً يک عنوان رسمي در چارت تعريف شده جوايز فيفا است؟ با جديت پاسخ داد از سوي فدراسيون جهاني برگزاري مسابقات اين جايزه مورد تاييد قرار گرفته است. خب از اين مکالمه يي که با هم داشتيم از کساني که با مسوولان فيفا مراوداتي داشتند و از چند روزنامه نگار و خبرنگار و حتي بازيکنان راجع به اين مساله سوال کردم، اما به نظر مي رسيد اين فقط جرزينهوست که از ماجرا خبر دارد و آن را به ياد مي آ ورد.

مطمئن نيستم آيا مي توانم يا مي خواهم حرف هاي او را باور کنم يا خير. در نگاه اول به عبارتي حرفش را نپذيرفتم، چرا که با خودم فکر کردم در حقيقت اين يک خودشيفتگي دروني است از طرف کسي که در تاريخ يک دوره جام جهاني در همه مسابقات تيمش و حتي فينال گلزني کرده و حالا نياز به اين دارد تا به نوعي توانايي هاي فيزيکي و آمادگي بدني اش را به همه اثبات کند و بگويد همه نسبت به اين مساله او را ستايش مي کنند.

اين مساله مرا ياد نيل آرمسترانگ انداخت که از هر فرصتي استفاده مي کرد تا به مردم جهان اعلام کند در سال 1969 «باز آلدرين» را در مسابقه «بادگلو زدن» شکست داده است،

از طرف ديگر اميدوارم داستان جرزينهو حقيقت داشته باشد. اگر او واقعاً اندام و فيزيکي به مراتب بهتر، آماده تر و ورزشي تر از همه بازيکنان آن دوره جام جهاني داشته و فيفا هم با علم به اين مساله به او جايزه داده است، خب واقعاً بايد به اعضاي فيفا بابت دقت کردن به اين مساله تبريک گفت و آن را اتفاق خوشايندي دانست.

فقط متاسف هستم که چرا نتوانستم تمام ويدئوهاي اين مسابقات را با کيفيت بالا پيدا و تماشا کنم. همه اينها را گفتم تا به اين نقطه برسيم که دوم دسامبر هر سال چه اتفاقي مي افتد؛ توپ طلاي سال به بهترين بازيکن فوتبال دنيا داده مي شود، آخرين و تنهاترين جايزه معتبر فيفا که براي تمام فوتباليست هاي دنيا ارزش بسياري دارد اما به نظر من اصلاً اتفاق هيجان انگيزي نيست. در حقيقت پس مانده سفره يي است از جوايز تيمي و انتقادات گروهي در فوتبال.

در حقيقت از نظر سيستماتيک جدا کردن يک بازيکن از تيم ورزشي اش کار احمقانه يي است و مضحک به نظر مي رسد، تقريباً غيرممکن است که يک ورزشکار جدا از قالب تيم ورزشي اش بتواند به موفقيت چشمگير و درستي برسد. مثل اين مي ماند که وقتي «اندي گري» مي خواهد مرد برتر مسابقه را انتخاب کند، هميشه معترضاني هستند که انتخاب هاي او را غلط بدانند.

اين همين اتفاقي است که وقتي جرزينهو تعريف مي کند، من با دهاني باز و چشماني متعصب نگاهش مي کنم. کمي به عقب برگرديم. اگر ميشل پلاتيني را در جام ملت هاي اروپاي سال 84 به خاطر بياوريد مي بينيد همه کساني که آن سال ها هوادار فوتبال بودند متفق القول مي‌گويند تورنمنت روي هنرنمايي ها و فوتبال درخشان او مي چرخيد.

ديه گو مارادونا در سال 86 حتي استثنايي تر و خارق العاده تر از پلاتيني بود. در چرخه زمان هميشه آنچه در اذهان باقي مي ماند، عملکرد بازيکنان، ستاره ها و اعجوبه ها به خودي خود است و جايزه هايي که مي گيرند در کنار اين نمايش ها قرار مي گيرد. اما اعطاي اين جايزه در قالب توپ طلا هر ساله ارزش خود را نسبت به قبل بيشتر از دست مي دهد.

زين الدين زيدان سال 98 را نمي توان با پلاتيني 84 مقايسه کرد. البته نمي خواهم منکر توانايي هاي زيدان شوم اما هر دو جايزه بهترين بازيکن جام را از آن خود کردند. سال هاي بعد از آن شرايط به همين روال بد و بدتر شد. به عنوان مثال در سال 2001، بازيکنان بهتري وجود داشتند که مي توانستند مورد توجه قرار بگيرند، در حالي که اين اتفاق براي مايکل اوون افتاد. مجله فرانس فوتبال در سال 1986 کار چندان مهمي را انجام نداد.

مارادونا به قدري خوب بود که کسي را نمي شد بهتر از او در دنياي فوتبال آن روزگار پيدا کرد. پس توپ طلا شايسته اش بود. اما اين اتفاق به علت مليت غيراروپايي اش نيفتاد. معيارهاي انتخاب بهترين بازيکن فوتبال در شرايط مختلف مي تواند متفاوت باشد.

حتي در برهه يي از زمان تصميم گرفته شد مربيان تيم ملي و کاپيتان هاي تيم حق انتخاب داشته باشند و بتوانند گزينه هاي موردنظر خود را به فيفا اعلام کنند. اما هنوز هم تنها بازيکني که در ليست فرانس فوتبال به شايستگي اين جايزه را تصاحب کرده، پلاتيني است و مارادونا در اين ليست نيست. از ابتداي امسال همه جا از کريس رونالدو حرف مي زدند. بله او فوتباليست بي نظير فصل 2008- 2007 فوتبال اروپا و حتي جهان بود.

در ليگ برتر مهم ترين عامل موفقيت سرآلکس بود، عنوان بهترين گلزن جزيره را از آن خود کرد و در ليگ قهرمانان اروپا هم در صدر بهترين ها بود. حضور کريس باعث قهرماني دوگانه منچستري ها شد. اما نمي توان مانع کمک هاي نمانيا ويديچ و ريو فرديناند در نمايش اين افتخارات شد. خب همه قبول داريم که در يورو 2008 هم او نمايش خيلي خوبي داشت. در مورد رونالدو استثنائاتي وجود دارد که او را مثلاً از کاکا که سال گذشته اين جايزه را تصاحب کرد، جدا مي کند. کاکا نتوانست در کوپا آمه ريکا حاضر شود در حالي که مي توانست در اين تورنمنت درخشش خوبي داشته باشد،

مهم ترين فاکتورهايي که بايد براي انتخاب بهترين بازيکن سال وجود داشته باشد، ميزان و نحوه عملکرد گزينه انتقالي در تيم باشگاهي و تيم ملي کشورش است. در مورد رونالدو اين مساله صدق مي کند. او در کنار اين توپ طلا هر عنوان ديگري را نيز که وجود داشت، درو کرد و جاي خالي باقي نگذاشت. مجله فرانس فوتبال امسال هم مثل همه سال هاي گذشته 30 نفر از بهترين هاي فوتبال دنيا را انتخاب کرد و در اين ميان حتي بازيساز مصري تيم الاهلي «محمدابوتريکا» را نيز لحاظ کرد.

اما انتخاب فيفا با انتخاب فرانس فوتبال هميشه از جهاتي تفاوت داشته. در ليست فيفا « ابوتريکا» جايي ندارد، نه تنها او بلکه هيچ کس از فوتبال مصر، جالب تر و عجيب تر از همه اينکه اصلاً مصر را در رنکينگ به حساب نياوردند؛ مصر که قهرمان دو دوره آخر جام ملت هاي آفريقا شده و بهترين تيم قاره سياه است. براي فيفا فوتبال در قلب اروپا در جريان است و بس.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟