وقتی نماینده مجلس بی ترس از «استیضاح» سخن میگوید!
«... به دلیل اینکه ما رئیسجمهور و دولت را دولتی پاک، مقتدر و در خط امام میدانیم و حتی نمیخواستیم کوچکترین لکهای را بر دامن این دولت ببینیم، استیضاح را مطرح کردیم»؛ اینها بخشی از سخنان بیژن نوباوه در نشست استیضاح کردان بود که در ادامه به نطقی آتشین در محکومیت دروغگویی رسیده و سرانجام با عزل وزیر کشور وقت فرجام یافت.
اکنون بیایید روایتی جدید از «لکه زدایی دامن دولت» را با هم مرور کنیم:
به گزارش «تابناک»، سفر اخیر احمدینژاد به نیویورک، فارغ از تعداد و نحوه انتخاب هیأت همراه و حتی بدون توجه به سخنان رئیسجمهور کشورمان در صحن عمومی سازمان ملل و بازخوردهای آن، با یک خبر عجیب به پایان رسید تا پرونده حاشیههای این سفر، همچنان باز مانده و هر روز سخنی تازه در این باره مطرح شود؛ خبری کوتاه که از پناهندگی یک فیلمبردار ایرانی به آمریکا حکایت داشت.
بدین ترتیب واکنشها بر محور رخ دادن یک اتفاق عجیب پیش رفته و در شرایطی که طرح مسائلی مانند ارتباط گرفتن «سیا» با فرد پناهنده شده در یک سال گذشته، ماجرا را به سمت و سوق جاسوسی هدایت کرده و نگرانیهایی پدید میآورد، دیگر برای کسی محل مناقشه نمیشود که هویت شغلی این فرد پیش از سفر «فیلمبردار صدا و سیما» بوده یا چیز دیگری، چراکه تکذیب نشدن ماجرا از سوی مسئولان رسانه ملی را میتوان به نوعی تأیید ماجرا دانسته و این موضوع کم اهمیت را در اولویتهای بعدی بررسی کرد.
این در حالی است که به تازگی یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ـ که از قضا عضو ناظر مجلس در شورای ناظران صدا و سیما هم هست ـ با تأکید بر اینکه مسئول مستقیم این رویداد [پناهندگی یکی از اعضای هیأت همراه احمدینژاد] شخص رئیسجمهور است، به قانون گفت: «احمدینژاد باید پاسخگوی عملکرد نیروهای خود باشد، مسئولیت این کار با شخص رئیسجمهور است، چرا که به طور یقین، خود وی گزینش این افراد را انجام داده است».
نوباوه در ادامه سخنان عجیب خود، بار دیگر بر گزینش شخص احمدینژاد در انتخاب همه صد و چند نفر هیأت همراه تأکید کرده و این گونه گلایه میکند: «متأسفانه افرادی که تا کنون از مجلس شورای اسلامی به صورت سنواتی در این هیأتها بودهاند، به این سفر دعوت نشده و حتی هیچ یک از اعضای کمیسیون امنیت ملی نیز به این گروه راه نیافتهاند».
شنیدن این تکذیبیه از جانب خبرنگار سابق صدا و سیما، سبب شد تا برای یافتن حقیقت ماجرا، با برخی مسئولان این نهاد تماس بگیریم اما هر چه بیشتر گشتیم، کمتر نشانی از انکار همکاری گلخنبان با صدا و سیما یافتیم تا جایی که یکی از مدیران این نهاد با تأکید بر سابقه طولانی مدت همکاری فرد پناهنده شده با تلویزیون، رد این موضوع را عجیب خوانده و گفت: اگر این فرد از افراد سازمان نبود، مدیران سازمان زودتر از نمایندگان مجلس نسبت به تکذیب ماجرا اقدام میکردند.
به عبارتی بهتر، فارغ از وجود مستنداتی مبنی بر همکاری این فیلمبردار با سازمان عریض و طویل صدا و سیما و با تأکید بر این که کمتر تقصیری میتواند متوجه مسئولان این نهاد باشد، با چنان سطحی از بدیهیأت حقوقی روبهرو هستیم که جای هیچ گونه انکاری باقی نگذاشته و در عین حال، میتواند شایبههای بسیاری در حاشیه طرح آن به همراه داشته باشد.
اینجاست که نه تنها تأکید بر کذب بودن عضویت این فرد در یک نهاد و قرار دادن وی در زیر مجموعه یک نهاد دیگر عجیب به نظر میرسد ـ آن هم بدون ارائه هیچ سند و مدرکی! ـ بلکه با ارزیابی اوضاع و احوال حاکم بر روابط مجلس و دولت پس از مسائلی مانند کنفرانس خبری رئیسجمهور و یا انتشار نامه وی خطاب به وزرا، معاونین، استانداران، فرمانداران و روسای دستگاههای اداری سراسر کشور مبنی بر عمل کردن در چهارچوب قانون و نه بر پایه اثر پذیرش درخواست نمایندگان مجلس، این گونه به نظر میرسد که هدف از بیان این سخنان، نوعی مقابله به مثل باشد.
این شایبه هنگامی تقویت میشود که این نماینده مجلس با تأکید چندباره بر گزینش هیأت همراه توسط شخص رئیسجمهور، همه مسئولیتهای احتمالی در اتفاق رخ داده را متوجه رئیس قوه مجریه دانسته و احتمالا خدشههای وارده به اعتماد عمومی را هم ردیف با کوتاهی شخص گزینش کننده ارزیابی میکند.
ماجرا هنگامی جالبتر میشود که بدانیم انتقادات این نماینده، فارغ از مسئولیتی که به طور تمام بر عهده رئیسجمهور قرار داده، به چرایی همراه نکردن برخی از نمایندگان مجلس در این سفر هم راه یافته و به عبارتی بهتر، هم پیامدهای سوء را متوجه گزینش کننده میداند و هم برای گزینش نشدن برخی دیگر، طرح گلایه میکند.
البته این روی خوش ماجراست؛ فرض کنید که «گلخنبان»، همان گونه که برخی از سایتهای خبری خارجی ادعا کردهاند، از برخی تأسیسات مهم در کشورمان جاسوسی کرده باشد؛ آیا تأکید بر این موضوع که این فرد، انتخابِ شخصی احمدینژاد (و نه حتی مسئول دفتر، وزارت خارجه و یا هر نهاد دیگری از زیرمجموعههای ریاست جمهوری) است، چه معنایی را به ذهن متبادر خواهد کرد؟!
بدین ترتیب ظاهرا اعلام پناهندگی یک فیلمبردار در نیویورک را که بارها و بارها در عرصههای مختلف و به دست برخی افراد سست رقم خورده، باید به جای ریشهیابی، در قامت یک انتقاد جدی به رئیسجمهور مطرح کرده و خواستار پاسخگویی وی باشیم؛ غافل از اینکه نه تنها این فرد از کارمندان یک نهاد دیگر بوده، بلکه اساسا اگر در این ماجرا پای ضرری در میان باشد، حتما نهاد ریاست جمهوری و صدا و سیما هر دو در آن شریک خواهند بود و ایضا اگر منفعتی در ماجرا متصور باشیم، هر دو این نهادها بهرهمند خواهند شد.
اکنون بیایید بخش دیگری از سخنان نوباوه در ماجرای استیضاح معروف کردان را با هم مرور کنیم؛ «اگر چه قدرت دفاعی ما زبانزد عام و خاص است، اما غربیها به ویژه شیطان بزرگ از توپ و تانک ما نمیترسد؛ آن چیزی که دشمن را به هراس وامیدارد حسین فهمیده است؛ ایمان مردم است؛ حرکتی که امروز در جامعه صورت گرفت متأسفانه ایمان مردم را مورد هدف قرار داد و اعتماد عمومی مردم را نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران کاهش داده است.
همه استدلالهایی که کردان بیان کردهاند، همه را میپذیریم، زیرا ایشان نیز استدلال ما را کردهاند. در همین نظام سلطه که شما [کردان] اسم آن را آوردید، پس از تجاوز به عنف بالاترین گناه دروغ است. دروغگوها بیشترین صدمه را به نظام سلطه وارد میکنند و بیشترین خطاب را در محاکم قضایی دریافت میکنند؛ همین آقای کلینتون با آن افتضاح اخلاقی که با خانم یهودی داشت، دادگاه به دلیل اینکه دروغ گفته بود محاکمهاش کرد».
اینجاست که تکذیب هویت مطرح درباره این فرد پناهنده، به گرهی بزرگتر منجر خواهد شد که دستکم بخشی از اعتماد عمومی را نشانه رفته و حتی قابلیت طرح در مراجع قانونی خواهد داشت؛ این در حالی است که شواهد و قرائن حکایت از رد ادعای این نماینده مجلس داشته و در نتیجه، ممکن است خدای ناکرده آقای نوباوه به گناهی آلوده شده باشد که روزگاری در نکوهش آن، به نظام سلطه و ماجرای کلینتون هم اشاره کرده بود.
شاید بد نباشد اشارهای داشته باشیم به بخش دیگری از نشست استیضاح وزیر کشور دولت نهم در پاییز سال ۸۷ که سبب شد، نام نوباوه در قالب یک نماینده حامی حقوق ملت بر سر زبانها افتاده و وی را در زمره نمایندگان شاخص مجلس قرار دهد؛ آنجایی که وی در پاسخ به شعر خوانی کردان در پایان آخرین دفاعیاتش، شعری را با تأکید بر این نکته که «خدا را شاهد میگیرم و استغفار میکنم که کوچکترین حرکت سیاسی در این حرکت وجود نداشته» چاشنی سخنانش کرد.
آن روز که وزیر مستأصل، برای رهایی از مسائل به حق مطرح توسط نمایندگان، شعری با مطلع «سرا پا اگر زرد و پژمردهایم» را خواند تا شاید فضای مجلس به نفعش تلطیف شود اما آقای نماینده با تأکید مشدد بر نکوهش دروغ و سه بار دروغگو خطاب کردن کردان، بر مستدل بودن دلایلش تکیه کرده و از زبان «ناصرخسرو» این چنین پاسخ داد:
پـرسید از آن چـنار که «تـو چند سالهای؟ گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز برتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
او را چــنار گـفت کــه «امــــــروز ای کــدو بـا تـــو مــــرا هــنوز نـه هـنـگام داوری است
فـــــردا کـــه بـر من و تـو وزد باد مــهرگان آن گه شود پـدیـد که از ما دو مرد کـیست»
از دقت و ظرافت تابناک کمال تشکر را دارم.
پس شما رو به هر چی اعتقاد دارین دیگه نظارت نکنین .
لا اقل ابرومون حفظ میشه .




