مدال طلايي كه ميتوانست نسوزد
عضو كميته پزشكي فيلا دربارهي مصدوميت رضا يزداني حرفهاي تازهاي دارد. ميگويد ميشد جلوي مصدوميت او را گرفت. ميشد سرمايهي ملي را حفظ كرد. يعني ميشد در كشتي آزاد هم طلا گرفت.
دكتر بابك شادگان در گفت و گو با ايسنا، دربارهي وضعيت رضا يزداني و عواملي كه باعث تشديد آسيب ديدگي او شده و شانس كسب طلاي مسلم را از كشتي آزاد ايران گرفت به اظهارنظر پرداخت. متن گفت و گوي خبرنگار ايسنا با دكتر شادگان را در ادامه ميخوانيد.
در لندن براي سومين المپيک پياپي از سوي فيلا مسئول پيگيري مسائل پزشكي و آناليز آسيبديدگيها ورزشكاران بوديد كه مهمترين آن براي يزداني رخ داد. دربارهي مصدوميت وي توضيح ميدهيد؟
به نظر من اتفاقي که براي رضا يزداني افتاد ميتوانست قابل پيشگيري باشد. همانطور که ميدانيد علاوه بر نظارت بر پوشش پزشکي مسابقات کشتي المپيک لندن، وظيفه ديگر من در جريان رقابتهاي المپيک لندن مطالعه و بررسي علمي آسيبهاي کشتي بود. آسيبي که به رضا يزداني وارد شد مهمترين آسيبي بود که در جريان کل رقابتهاي کشتي پيش آمد و سبب شد تا بخت مسلم طلاي المپيک٫ رضا يزداني از ادامه رقابتي نه چندان سخت بازداشته شود. به همين علت و در جريان آناليز آسيبهاي کشتي به بررسي دقيق صدمه آقاي يزداني پرداختم. در اين مورد علاوه بر اينکه کاملا از نزديک شاهد چگونگي و کم و کيف صدمه ديدگي و بعد از آن معاينات رضا بودم با مرور فيلم مسابقات و بررسي چگونگي و مکانيسم آسيبديدگي ايشان در مسابقه دوم با حريف قرقيز و نهايتا در مسابقه سوم با حريف اوکرايني به اين نتيجه رسيدم که امکان پيشگيري از صدمه وجود داشت.
استفاده نادرست و نابجا از اسپري خنک کننده قبل از آغاز رقابت سوم و پس از اولين وقفه پزشکي در جريان مسابقه نيز زمينه ساز پارگي کامل ليگامانها و يکي از مينيسکهاي مفصل زانو و نهايتا پايان كار يزداني در المپيك شد
پس چرا جلوي اين آسيب گرفته نشد؟
اسباب آن فراهم نبود. وجود و همراهي يک متخصص پزشکي ورزشي متبحر در کنار کادر و اعضاي تيم ملي ميتوانست باعث پيشگيري از آن آسيب شود. البته پزشکي که در مراحل آماده سازي و اردوهاي تيم ملي نيز در کنار ورزشکاران و به آسيبهاي قبلي و شرايط بدني تک تک کشتيگيران تيم اشراف و احاطه مي داشت.
اين پيشگيري چگونه و با انجام چه راهكارهايي ميتوانست اعمال شود؟
زانوي چپ رضا يزداني از سالها پيش دچار مشکل و آسيبديدگي مزمن بود و بايد مورد توجه و مراقبت حرفهاي و مناسبتري قرار ميگرفت. وقتي عناصر نگهدارنده مفصل زانو (خصوصا تاندونها و ليگامانها) در يک ورزشکار دچار مشکل ميشوند و مفصل را در معرض ضعف، ناپايداري و آسيبديدگيهاي بيشتر قرار ميدهند، بايد به طور فعال و غيرفعال به محافظت از آن پرداخت. محافظت فعال از مفصل آسيبپذير در درجه اول در گرو تقويت بيشتر عضلات نگهدارنده مفصل است و سپس با تقويت حس درک موقعيت فضايي مفصل (proprioception) بايد مفصل آسيبديده را از قرار گرفتن ناخودآگاه در وضعيتهاي نامناسب و مخاطره آميز محافظت كرد.
رضا يزداني
محافظت غيرفعال چنين مفصلي با اعمال نواربندي (taping) علمي و حرفه اي ميسر است. در اين روش با استفاده و بستن نوارهاي قوي چسبناک در اطراف مفصل مستعد آسيب از قرار گرفتن آن در زواياي مخاطره آميز جلوگيري ميشود. بهطور مثال در يک زانوي آسيبديده و ناپايدار با نواربندي درست بايد از چرخشهاي شديد داخلي و خارجي زانو که ميتواند به پارگي ليگامانها و مينيسکهاي زانو منجر شود، جلوگيري کرد.
يزداني بدن ورزيدهاي داشت. آيا آمادگي جسماني و ورزيدگي عضلاتش نميتوانست مانع از بروز اين آسيب شود؟
به نکته خوبي اشاره کرديد. زانوهاي رضا يزداني از محافظت عضلات بسيار قوي اندام تحتاني او برخوردار بود و اساسا شايد ضعف و ناپايداري مفصل آسيبديده در پشت همين عضلات بسيار قوي پنهان شده بود. غافل از اينکه اين به تنهايي کافي نبود. زانوي چپ يزداني قبل از حضور در هر رقابت حتما بايد نواربندي بسيار دقيقي ميشد تا از چرخشهاي شديد آن جلوگيري شود. در بررسي فيلم مسابقه دوم رضا با موسييف مشخص ميشود که در يک حرکت نه چندان شديد در جريان اجراي فن، زانوي چپ رضا در حالي که خم شده بود دچار چرخش قرار گرفت و آسيب ديد. چنانچه زانوي رضا با نواربندي مناسب محافظت شده بود چه بسا که اساسا در آن موقعيت و زاويه قرار نميگرفت و محفوظ ميماند. پس از آن حادثه و اگر قرار بود يزداني به رقابتها ادامه دهد حتما ميبايست براي مسابقه سوم با حريف اکرايني با نواربندي بسيار دقيق زانو محافظت سفت و سختي ميشد که چنين نشد و در جريان آن رقابت با قرار گرفتن مجدد زانو در چرخش اين دفعه آسيب شديدتر شد. استفاده نادرست و نابجا از اسپري خنک کننده (cold spray) قبل از آغاز رقابت سوم و خصوصا پس از اولين وقفه پزشکي در جريان مسابقه نيز زمينه ساز آسيبديدگي نهايي و پارگي کامل ليگامانها و يکي از مينيسکهاي مفصل زانو و نهايتا پايان كار يزداني در المپيك شد.
عموما به نظر مي رسد استفاده از اسپري خنک کننده نقش مهمي در درمان اوليه صدمات حاد ورزشي دارد، شما با اين نظر موافق نيستيد؟
استفاده از اسپري خنک کننده با مختل کردن کارکرد گيرنده هاي حسي، در کاهش درد ناشي از ضربات شديد به اندامها موثر است، بنابراين کاربرد آن در اطراف مفصل آسيبديده در ورزشکاري که قرار است به رقابت خود ادامه دهد، با ايجاد اختلال در حس درک موقعيت فضايي مفصل ودر نتيجه عدم پيشگيري از قرار گرفتن مفصل در موقعيتهاي خطرناک ميتواند، زمينه ساز آسيب شديد آن شود و از اين رو روش بسيار اشتباه و مخاطرهآميزي است.
حضور پزشكان كنار تشك و مداواهاي سرپايي تاثيري در پيشگيري از آسيب داشت يا صرفا يزداني را به صورت موقت براي ادامهي رقابت آماده ميكرد؟
رضا يزداني
حضور پزشکان در کنار تشک صرفا به جهت رسيدگي به آسيبهاي احتمالي و نه پيشگيري از ايجاد آسيب است. ورزشکاران حرفه اي و نخبه به همراهي و بهرهگيري پيوسته از اقدامات تخصصي پزشکان متخصص پزشكي ورزشي نيازمندند و آنچنان که ديديم همراهي يک متخصص با تيمهاي ملي کشتي ميتوانست از اين پيشامد ناگوار و به تعبيري از ازدست دادن يک پيروزي و مدال طلاي مسلم المپيک جلوگيري كند. نبايد فراموش کرد که ورزشكار حرفه اي و المپيکي نيازمند مراقبتها و نگهداريهاي حرفه اي است، واقعيتي که به سادگي در کشورهاي پيشرفته و تيمهاي موفق و برتر ورزشي دنيا ديده ميشود و ما معمولا از آن غافليم. اين نکته بسيار مهم است که به همان اندازه که وجود و اقدامات يک ماساژور خوب ميتواند به تيم کمک کند، آنچنان که به واقع موثر بود، ورود به حيطهاي که در تخصصش نيست مانند همين اقدام، اشتباه بزرگي است. اين داستان مکرري است در ورزش کشور؛ مداخله غير مسئولانه در حيطههاي تخصصي.
در خبرها آمده بود كه يزداني تلاش ميكرده به هر شكل ممكن خودش را براي ديدار ردهبندي آماده كند. آيا با رباط پاره، اصلا امكان ادامهي رقابت وجود داشت؟
پس از بروز آسيب شديد رضا و در شرايطي که حتي قادر به حرکت زانوي خود و راه رفتن نبود و به دليل آسيبديدگي به شدت متاثر و منقلب و به تعبير خودش شرمنده ملت ايران شده بود، بودند افراد ناآگاهي که از او ميخواستند براي دريافت مدال برنز مجددا سعي کند و به تشک برگردد! اين افراد غافل بودند که بيان چنين اظهاراتي صرفا به رنج و حس شرمندگي قهرمان ما اضافه ميكرد و به شايعات بسيار نادرست و غيرمنصفانه دامن ميزد. گاهي يادمان ميرود که رسالت ورزش مهر و دوستي و حفظ سلامت است و نه کسب مدال به قيمت آسيب و رنج. در آن شرايط برخورد مسئولانه و درست آقاي رسول خادم در دلداري و حمايت از يزداني و آقاي خطيب در حمايت و پيگيري اقدامات و مراقبتهاي پزشکي از قهرمان آسيب ديده مان تا پاسي از شب بسيار با ارزش و خردمندانه بود.
رضا يزداني
دكتر اميرساسان هرچند در كادر پزشكي اعلام شده از سوي فدراسيون پزشكي ورزشي حضور نداشت، اما در قالب مربي تيمهاي كشتي را همراهي كرد. حضور ايشان تا چه اندازه مفيد بود؟
بهره گيري از دانش و تجربه آقاي دکتر اميرساسان در کنترل و نظارت بر تغذيه ورزشي کشتيگيران و همچنين همراهي يک ماساژور متبحر در کار خود (صرفا ماساژ ورزشي) در کنار سعي و تلاش موثر مربيان بدنساز و تکنيکي تيمهاي ملي فرنگي و آزاد بي شک از اقدامات خردمندانه فدراسيون کشتي بود که به نتايج بسيار خوب کشتي کشورمان در المپيک لندن منجر شد. حفظ و ارتقا افتخارات بدست آمده و نگهداري از کشتيگيران شايسته و قهرمانان المپيکي کشورمان نيازمند توجه همه جانبه و تخصصي دارد، از جمله بهره گيري و استفاده پيوسته ازمتخصصين علوم ورزش و پزشکان متخصص طب ورزشي که اميدوارم مورد توجه مديران و متوليان کشتي کشورمان قرار گيرد.
در كادر پزشكي ايران كه از سوي فدراسيون پزشكي – ورزشي به لندن اعزام شد، متخصص پزشكي ورزشي حضور نداشت و بيشتر اعضاي آن را غير از دكتر پوركاظمي و دكتر رازي، فيزيوتراپها تشكيل ميدادند. با علم به محدود بودن تعداد اعضاي كادر پزشكي، تركيب مناسب براي يك كاروان براي شركت در رويدادي مانند المپيك چگونه بايد باشد؟ آيا مثلا حضور جراح و فوق تخصص ارتوپدي در كادر پزشكي منطقي است؟
ارايه خدمات پزشکي ورزشي در رقابتهاي المپيک بايد در قالب يک همکاري تيمي صورت پذيرد. يک تيم موثر معمولا از يک يا چند پزشک متخصص پزشکي ورزشي و فيزيوتراپيست ورزشي تشکيل ميشود که با همراهي يک متخصص ارتوپدي با گرايش آسيبهاي ورزشي تکميل ميشود. در کنار وجود يک تيم مرکزي پزشکي، رشته هاي موفق و پر ورزشکار معمولا از حضور پزشکان ويژه خود نيز سود ميبرند. تيمهاي ملي آزاد و فرنگي کشورمان بي شک در چنين موقعيتي قرار دارند و به جا بود تا از همراهي يک پزشک ويژه که از مدتها پيش در کنار کشتيگيران قرار گرفته بود بهره مند ميشدند، نکته مهمي که سرپرست فدراسيون کشتي از نزديک آن را لمس کرد و با خردمندي به آن اذعان كرد. شخصا اميدوارم اين نکته از حالا براي رقابتهاي بعدي مورد توجه مسئولان قرار گيرد.
توجه به علم اپيدميولوژي را تا چه اندازه در شناسايي ورزشكاران مستعد آسيب و پيشگيري از مصدوميتهاي اينچنيني موثر ميدانيد؟
علم اپيدميولوژي پايه شناسايي ريسک فاکتورها و پيشگيري از بيماريها در جهت حفظ سلامت جامعه است. اگرچه توجه به اصول اين علم در شناسايي گروههاي مستعد به آسيب ديدگي ميتواند مهم باشد اما در ورزش حرفه اي با ديدي علميتر به شناسايي دقيق عوامل مستعدکننده آسيبها با توجه به مختصات خاص هر رشته ورزشي پرداخته ميشود. به تعبيري در ورزش حرفه اي بهره گيري از اصول اپيدميولوژي و آسيبشناسي ورزشي مورد نياز و کاربرد است.
پس از المپيك پكن نتايج كار تحقيقي خود را در قالب يك مقاله ارائه كرديد. المپيك لندن و آناليز آن نكتهي جديدي داشت؟
هنوز آناليز نتايج آسيبهاي کشتي المپيک لندن تکميل نشده است.
محمد باقري معتمد، نايب قهرمان ايران در رشتهي تكواندو هم عنوان كرده كه قبل از مسابقات رباط زانويش كاملا پاره بود و با اين شرايط مبارزه كرده و نقره گرفته است؟ از لحاظ پزشكي اين مساله امكانپذير است؟ آيا رقابت در شرايطي كه زانو استحكام ندارد منجر به آسيب شديدتر نميشود؟ مسالهاي كه شايد پايان عمر حرفهاي يك ورزشكار باشد؟
رسيدن به رقابتهاي سطح جهاني و المپيک مستلزم ساليان طولاني ممارست و تمرين و رقابت در عرصه هاي بين المللي است که ناخودآگاه ورزشکار را در معرض آسيبهاي مکرر و بعضا شديد قرار ميدهد. بسياري از ورزشکاران حاضر در المپيک لندن از جمله ورزشکاران ايران بي شک سابقه آسيبهاي مکرر ورزشي را به همراه داشته اند؛ از جمله رضا يزداني و محمد باقري معتمد. آسيبهاي رباطهاي مفصل زانو از جمله رباط صليبي قدامي از شايعترين صدمات ورزشي خصوصا در رشته هاي برخوردي هستند که در صورت وقوع نيازمند رسيدگي دقيق و حرفه اي است. تقويت ويژه عضلات اندام تحتاني خصوصا عضلات همسترينگ امکان ادامه فعاليت ورزشي در حضور پارگي رباط صليبي قدامي را ميسر ميسازد اگرچه ريسک آسيبهاي بيشتر مفصل زانو را نيز به همراه مي آورد، به همان شکل که در يزداني واقع شد. درمان قطعي اين آسيب در گرو جراحي و بازسازي اين رباط به همراه برنامه هاي تخصصي و کامل بازتواني ورزشي است که براي بهترين نتيجه بايد توسط متخصصان انجام شود. درک اين نکته مهم است که پارگي اين رباط حتي در صورت درمان مناسب ورزشکار را مستعد رسيدن به انتهاي ورزش حرفه اي ميسازد، زماني که لازم است تا با تغيير اولويتها، سلامتي و پيشگيري از آسيبهاي بيشتر جايگزين کسب نتايج بهتر ورزشي شوند.
حد صدور مجوز كادر پزشكي به ورزشكاران براي حضور در يك رويداد معتبر كجاست؟ يك ورزشكار بايد چقدر مصدوم باشد تا پزشك عنوان كند كه حق شركت در المپيك را ندارد و ورزشكار شماره دو هرچند با سطح مهارت كمتر بايد جايگزين شود؟
به عنوان يک قانون کلي در درجه اول هرگونه صدمه، آسيب و يا بيماري که سلامت ورزشکار را در معرض خطر قرار دهد، خط قرمز ادامه موقت و يا هميشگي فعاليتهاي ورزشي و حضور در رقابتها و ميادين ورزشي خصوصا المپيک است. در مرحله بعد ورزشکاراني که بواسطه صدمه ديدگي و يا بيماري قادر به استفاده از حداکثر توان رقابتي و ارايه بهترين نتايج ورزشي نباشند بايد جاي خود را به ورزشکار آمادهتر بدهند، چرا که هدف دستيابي به بهترين نتايج ورزشي در عرصه المپيک است. در چنين شرايطي وظيفه حرفه اي پزشکان ورزشي بررسي و اعلام نظر تخصصي به منابع تصميم گيرنده است و نه اخذ تصميم.


