تجمع بيش از سه نفر در اين اردوگاه ممنوع!
اعضايش يونيفرمهاي نظامي را درآورده و لباسهاي رنگي بر تن ميکنند، ظاهراً! سلاحشان را هم کنار گذاشتهاند و پرچمهاي زرد بهدست ميگيرند، مدعي «حقوق بشر»اند و خواهان تغييرات دموکراتيک در ايران! کتمان نميکنند که در پي براندازي هستند اما اينبار از طريق آشوب و هرجومرج داخلي.
«اشرف»، نام مرکز اصلي سازمان منافقين در عراق است که با سيستمي خشک، متعصب و نامعقول اداره ميشد. براي نمونه، در اين اردوگاه تجمع بيش از سه نفر ممنوع است. در ميان ساکنان اردوگاه اعتماد کاملاً از بين رفته و هر کس بخواهد از پادگان خارج شود و يا حتي چنين فکري به ذهنش خطور کند، کشته ميشود يا به انفرادي فرستاده ميشود تا از بين برود.
اعضا هيچگونه ارتباطي با فضاي بيرون اردوگاه ندارند و دردناکتر از همه اين که اعضاي اين سازمان از زندگي خصوصي و اجتماعي محروماند. اينان سرگشتگان و گمراهاني هستند که با خوي وحشيگري که توسط سران سازمان به آنها منتقل شده، فقط براي کشتار مردم بيگناه به زندگي ننگين و نکبت بار خود ادامه ميدهند.
با طرح شکايت در دادگاه فدرال و تظاهرات مقابل وزارت خارجه آمريکا در پي اعمال فشار بر دولت آمريکا هستند تا نام سازمانشان را از ليست گروههاي تروريستي خارج کند.
8 شهريور، روز «مبارزه با تروريسم» و سالروز انفجار دفتر دو تن از محبوبترين دولتمردان ايران يعني شهيدان رجايي و باهنر است. اين دو مناسبت بهانهاي شد براي بازخواني پرونده فرقه ترويستي «منافقين»؛ گروهکي که اکنون ناشيانه تلاش ميکند دامان ناپاک و دستان خونآلود خود را تطهير کند و خود را صلحطلب جلوه دهد.
به گزارش ايسنا در هر جامعه، گروههاي مختلفي وجود دارند که براي رسيدن به اهدافشان در تلاش هستند؛ ولي افراد و گروههايي وجود دارند که غيرواقعبينانه، تن به قوانين و هنجارهاي اجتماعي رسمي و غيررسمي نميدهند و حتي ممکن است براي رسيدن به اهدافشان دست به خشونت زنند.
اما چرا گروههاي سياسي جهت دستيابي به اهدافشان متوسل به «خشونت» ميشوند؟
دکتر مرتضي منشادي؛ عضو هيئت علمي گروه علوم سياسي دانشگاه فردوسي مشهد در پاسخ به اين سوال گفت: از ديدگاه جامعهشناسي سياسي، حوزه سياست به طور همزمان، هم عرصه «خشونت» است و هم ميدان «سازش» و همگونگي. هدف سياست از يک سو از ميان برداشتن خشونت است و از سوي ديگر ايجاد انحصار کاربرد خشونت براي دولت.
اين استاد دانشگاه در توضيح «انحصار کاربرد خشونت» افزود: دولت با هدف جلوگيري از کاربرد خشونت توسط شهروندان عليه يکديگر و يا عليه دولت و براي ممانعت از گسترش خشونت، اقدام به تمرکز وسائل اعمال قدرت و خشونت ميکند.
انقلابيون با مردماند؛ تروريستها عليه مردم
اين استاد دانشگاه فردوسي مشهد خشونت در دو سطح قابل بررسي دانست و گفت: نخست، خشونتي که دولت بهکار ميبرد و دوم، خشونتي که بين شهروندان و عليه دولت به کار ميافتد. گروههاي مختلف اجتماعي و سياسي بر اساس ساختار، ارزشها و هنجارهاي مخصوص به خود، شکل ميگيرند. بروز تعارض ميان گروههاي اجتماعي و يا ميان گروههاي اجتماعي با دولت چندان شگفتانگيز نيست.
وي ادامه داد: اين تعارضات اگر منجر به بروز خشونت و ترور نشوند، نگران کننده نخواهند بود؛ اما زماني که خشونت به عنوان خطمشي يک گروه انتخاب شود و آن گروه براي رسيدن به اهداف خود مرتباً دست به خشونت بزند، آنگاه نگراني تشديد ميشود.
منشادي با تأکيد بر تفاوت ميان کاربرد خشونت انقلابي و استفاده از خشونت براي ايجاد ترس و وحشت (تروريسم) افزود: در شرايطي که رژيم مستبد و خودکامه نميخواهد هيچگونه تغييري را بپذيرد، احتمالاً انقلابيون در آخرين مرحله به خشونت متوسل ميشوند. اما تروريستها در مقابل يک حکومت انقلابي که تلاش ميکند اهداف مترقي خود را پيگيري کند، با اعمال خشونت براي گسترش ترس و وحشت در ميان شهروندان، تلاش ميکنند. به عبارت ديگر انقلابيون از مردم حمايت ميکنند، در حالي که تروريستها عليه مردم عمل ميکنند.
وي گفت: به اين ترتيب تروريسم در مقابل يک دولت انقلابي و مردم هوادار آن شکل ميگيرد. گروههاي تروريست که فاقد حمايت مردمي هستند، با ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم ميکوشند پايههاي مردمي حکومت را سست کنند.
از حمايت دروغين انقلاب تا پيوستن به صدام بعثي
تشکيل گروهک تروريستي منافقين - که خود را سازمان «مجاهدين» خلق ميخواند - به سالهاي قبل از انقلاب باز ميگردد. سازماني که در ابتدا با هدف مبارزه با رژيم ستمشاهي تأسيس شد و در اين مسير تعدادي از اعضاي آن توسط ساواک شکنجه و يا کشته شدند. اما در نهايت با تغيير ايدئولوژي عملا از خط اسلام و انقلاب خارج شدند. با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) اين گروهک ابتدا تلاش کرد خود را همسو با انقلاب و رهبري آن نشان دهد و منافقانه خود را در صفوف مردم جاي داد.
کمي بعد اين فرقه سياسي با ارزيابي نادرست و تخيلي از وزن اجتماعي خود به سهمخواهي پرداخت و چهره واقعي خود را نشان داد و با جمهوري اسلامي به عنوان نظام رسمي کشور مخالفت کرد و همصدا با جبهه ملَي و نهضت آزادي، خواهان «جمهوري دموکراتيک اسلامي» شدند که امام خميني(ره) اعلام کردند: «جمهوري اسلامي، نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد».
از آن پس سازمان منافقين که در بحبوحه انقلاب اسلامي با سرقت سلاح از پادگانها و مراکز شهرباني مسلّح شده بود، به مقابله با نظام اسلامي پرداخت. پس از رياست جمهوري ابوالحسن بنيصدر، پيوند نامبارک منافقين و بنيصدر تقويت شد و از آن به بعد آنها با هم و در کنار هم بودند.
جهان سلطه براي به زانو درآوردن نظام نوپاي اسلامي از دو شيوه استفاده کرد؛ ترور داخلي و جنگ. اقدامات تروريستي گروهک منافقين بهويژه ترور استوانههاي نظام همچون شهيد مطهري و شهيد بهشتي، مردم را به شدت نسبت به اين گروهک منحرف و منافق خشگمين کرد، تا جائيکه بنيصدر و سرکرده منافقين - رجوي - از کشور گريختند. بني صدر به فرانسه رفت و رجوي براي نوکري صدام و خيانت به مردمش به عراق.
ورود به ليست گروههاي تروريستي
اين سوابق و بسياري از جنايات ديگر اين سازمان حتي در ديگر کشورها، باعث شد تا آمريکا از سال 1997 نام سازمان منافقين را در ليست گروههاي تروريستي خارجي قرار دهد.
با وجود اين، سازمان منافقين مدعي است از سال 2001 ميلادي خشونت را کنار گذاشته و به فعاليتهاي سياسي روي آورده است. در نتيجه اين گروهک تصور ميکند که بايد نامش از فهرست سازمان هاي تروريستي وزارت خارجه آمريکا خارج شود و براي اين امر به دو شيوه متوسل شده؛ اول، همسوسازي سرشناسترين چهرههاي سياسي آمريکا با اين فرقه. دوم، طرح پرونده براي شکايتي از وزارت خارجه ايالات متحده در دادگاه.
دکتر منشادي در خصوص سرنوشت گروههاي تروريستي و ادعاي آنان مبني بر توبه از مشي مسلحانه گفت: تروريستها به دليل فقدان پايگاه مردمي در جامعه خودي جايگاهي ندارند و از جامعه رانده ميشوند. به همين دليل همواره سرکردگان اين گروهها به دنبال حامي و يا حامياني از ميان بيگانگان و دشمنان مردم هستند.
اين استاد دانشگاه تأکيد کرد: چنين روشي دير يا زود منجر به از دست رفتن هواداران اندک و احتمالي آنها ميشود. در اين شرايط گروه تروريست يا به طور کامل از هم پاشيده و نابود ميشود و يا خواهان بازگشت به آغوش مردم خود ميشود و اين سرنوشت محتوم همه گروههاي تروريست است. در وضعيتي که گروه تروريست خواهان بازگشت به دامان مردم است، معمولاً پذيرفته شدن درخواست آن گروه، با پيشينه و ميزان خصومتي که بر عليه مردم به کار گرفته، ارتباط مييابد. بنابراين اين مردم، جامعه و دولت هستند که با توجه به عواملي که ذکر شد تصميم نهايي را اتخاذ ميکنند.
فتنة 88 و محتضري كه جان تازه گرفت
فتنه 88 مانند شوکي (تحريک الکتريکي) بود، که براي مدت کوتاهي باعث سر جنباندن گروهک منافقين شد و آنرا در سر و شکلي تازه نمودار کرد، البته اين شوک چندان مؤثر نبود و بهدليل وخامت حال اين بيمار مجددا به اغما رفت.
مسوول بسيج دانشجويي دانشگاههاي مشهد در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) – منطقه خراسان، مخدوش شدن چرخ امنيتي كشور را نخستين كاركرد جريان فتنه براي گروهک تروريستي منافقين عنوان كرد.
قاسم حبیبزاده افزود: اين گروهک منافق با انجام ترورهايي كه از پذيرش مسووليت آن سر باز ميزند، سعي در تخريب چهرههاي حكومت داشتند و ميخواستند تا مردم و افكار عمومي را عليه نظام تحريك كنند.
حبيبزاده ايجاد اخلال در تصميمگيري صحيح مسوولان امنيتي و سياسي از طريق عناصر نفوذي را از ديگر كاركردهاي فتنه برشمرد.
وي با اشاره به اين نكته که سال 88 آنها قصد داشتند خود را به عنوان چهرهاي موثر به دشمنان نظام اسلامي معرفي كنند، اضافه كرد: آنها از اين طريق كمكهايي نيز از نظام سلطه و دشمن دريافت ميكردند.
حبيبزاده همچنين افزود: جريان فتنه در سال 88 فرصتي خوبي براي جمعآوري اطلاعات و يارگيري فتنهگران بود كه با توجه به هزينههايي كه كردند سود چشمگيري عايدشان نشد.
وي در خاتمه افزود: در نهايت اين مردم و نظام بودند كه بر اين فتنه فائق آمدند و خاموش شدن آتش فتنه منجر به قدرتيابي دوچندان نظام و ملت شد.
بيشک حافظه تاريخ و انقلاب اسلامي ترورهاي اين سازمان و شهيداني چون رجائي، باهنر و بهشتي را فراموش نخواهد کرد، كارنامه سياه آنان در حافظه ملت ايران تا ابد «تروريست» خواهد ماند؛ چراکه ماهيت سازمان منافقين چيزي جز ترور و وحشتافکني و کشتار نيست.


