گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۲۶۷۷۹۰
| | 3996 بازدید
كيهان
«شيرازه اين كتاب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
«انتقاد، آن ارزشيابي منصفانهاي است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او ميگويد كه آقا اين عيارش بيست است، يعني عيار بيست را قبول ميكند. حالا از بيست وچهار - كه عيار خالص است- چهار عيار كم است. اين شد نقادي، البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولاً؛ اصل طلا بودن اين، انكار شده، خب، بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد. اين را قبول كن!
ثانياً؛ شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي! آدم متاسفانه ميبيند چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعف ها. خب، بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند: قوتها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت آن وقتي است كه ضعفها و قوتها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند. آن وقت ميشود جمع بندي كرد».
در آخرين روز هفته گذشته كه با اولين روز هفته دولت همزمان بود، رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان فرمول كارشناسانه و دقيقي براي ارزيابي عملكرد دولت و ميزان انطباق آن با آرمانها و آموزههاي اسلامي و انقلابي ارائه فرمودند. تمثيلي كه حضرت آقا در تشريح و توضيح فرمول ياد شده به كار گرفتهاند با توجه به «واقع نمايي» و «دقت نظر» مثال زدني ايشان، حاكي از آن است كه رهبر معظم انقلاب به عملكرد دولت محترم نمرهاي فراتر از «نمره قبولي» ميدهند. ضمن آن كه ايشان در بيانات خويش براي اين ارزيابي به نمونههاي مستند فراواني نيز اشاره كردند. «كارهاي وسيع عمراني در مناطق مختلف كشور، پيشرفت چشمگير در زمينه علم و فنآوري، ارتقاي جايگاه ايران در عرصه سياست خارجي و مسائل بين المللي، برجسته شدن ارزشهاي انقلاب در گفتار و رفتار دولت از جمله ساده زيستي و دوري از تجمل، استكبارستيزي و افتخار به انقلابي گري و تلاش براي ارتباط گسترده با مردم و...»
رهبر معظم انقلاب در ارزيابي عملكرد دولت دقيقاً همان فرمولي را به كار گرفتند كه خود براي نقادي منصفانه و دلسوزانه پيشنهاد كرده بودند، ايشان در كنار نقاط قوت فراوان و مثال زدني دولت به نقاط ضعف نيز اشاره داشتند و برخي از «نبايد» هايي كه هست و «بايد» هايي را كه مورد غفلت قرار گرفته برشمردند كه «رعايت قانون»، نظارت بر زيرمجموعه ها، پي گيري مصوبات و وعدههايي كه مخصوصاً در سفرهاي استاني داده ميشود، بررسي آمار و ارقامي كه زيرمجموعهها ارائه ميدهند، مبارزه با فساد اقتصادي، مقابله با تورم و گراني ناشي از آن، تعامل با مجلس و قوه قضائيه، مشاوره با نخبگان و توجه به مقوله فرهنگ از جمله آنهاست و نهايتاً تقدير از پركاري دولت و تأكيد بر حفظ اين روحيه تا پايان آخرين سالي كه از دوران خدمت دولت خدمتگزار باقي مانده است.
اكنون با توجه به حمايت گسترده و مستند حضرت آقا از دولت محترم و برشمردن ويژگيهاي بعضاً منحصر به فرد آن ميتوان نتيجه گرفت كه؛
1- دولت اگرچه خالي از نقاط ضعف نيست ولي اين نقاط ضعف كم شمار با نقاط قوت فراوان و پرشمار آن قابل مقايسه نيست. پيش از اين در حالي كه كساني با اشاره به برخي از همين نقاط ضعف، زبان و قلم به نقد غيرمنصفانه دولت گشوده و به افراط رسيده بودند، طي يادداشتي مستند اشاره داشتيم كه مجموعه اين نقاط ضعف فقط ميتواند نمره دولت خدمتگزار را از 100 به 90 تنزل دهد و اين در حالي است كه رقباي احمدي نژاد و دولتهاي اصلاحات و كارگزاران در همآوردي با دولت ايشان به زحمت نمره قبولي ميگيرند كه البته بسياري از اعضاي دو دولت ياد شده در جريان فتنه 88 رفوزه هم شدند.
2- ساز و كارهاي پيشنهادي دلسوزان نظام و مردم اگر واقعاً دلسوزانه باشد، الزاماً بايستي در بستر دولت دنبال شود. نكتهاي كه متأسفانه چند هفته قبل از سوي برخي مسئولان قبلي دولت، به غفلت ناديده گرفته شده و با ارسال نامهاي خواستار تشكيل گروهي از نخبگان و صاحبنظران براي پي گيري اموري شده بودند كه مطابق قانون در حوزه ماموريت و مسئوليت دولت است. نويسندگان نامه كه متاسفانه ارسال آن را رسانهاي كردند! به اين نكته بديهي توجه نداشتهاند كه نامه مورد اشاره، نفي آشكار صلاحيت دولت تلقي ميشود كه از يكسو بيرون از جايگاه نويسندگان نامه بوده است و ديگر آن كه دولت پيشاني نظام است و از اين روي بدون كمترين ترديدي، نامه ياد شده را ميتوان و بايد، بازي ناخودآگاه نويسندگان در ميدان دشمن ارزيابي كرد كه با نقد دلسوزانه- كه ضروري و سازنده است- فاصله فراواني دارد.
3- «نظارت بر زيرمجموعه» نكتهاي است كه در توصيههاي رهبر معظم انقلاب به دولت جايگاه ويژهاي داشت. گفتني است رئيس جمهور محترم اگرچه در اين باره، حساسيت ويژهاي از خود نشان ميدهند كه درخور تقدير است ولي در پارهاي از موارد، اعتماد مطلق- و يا نزديك به مطلق- ايشان نسبت به كساني كه نشان دادهاند شايسته اين اعتماد نيستند، موقعيت و جايگاه دولت آقاي احمدي نژاد را با آسيب روبرو كرده است. نگاهي به مواضع و عملكرد اين طيف حاكي از آن است كه در بسياري از موارد با مواضع و عملكرد رئيس جمهور فاصله زيادي دارند. مثلا در حالي كه نظر با شجاعت اعلام شده و مستدل آقاي دكتر احمدي نژاد درباره هولوكاست تعادل رژيم صهيونيستي را برهم زده است، يكي از افراد همين حلقه از صهيونيستهاي اشغالگر با عنوان «مردم اسرائيل»! ياد ميكند و يا در گرماگرم تلاش بي وقفه و مثال زدني رئيس جمهور براي جهت دهي بودجه به سوي اقشار مستضعف جامعه، كه اميد فراواني در دلها آفريده است، حلقه ياد شده، با صرف هزينههاي كلان به برپايي همايشهاي بي حاصل با دعوت از كساني كه بعضا كمترين همخواني با نظام و مردم ندارند و حاتم بخشي از بيت المال به فلان هنرپيشه و حمايت از برخي كلان سرمايه داران و خريد و راهاندازي نشريات آنچناني و... مشغول است.
4- حمايت گسترده رهبر معظم انقلاب از دولت و توصيههاي دلسوزانه و كارشناسانه ايشان به رياست محترم جمهوري و اعضاي كابينه، ضمن آن كه سرمايه بزرگي براي دولت و تقديري جانانه از سالها تلاش بي وقفه و متراكم دولتمردان است، براي تماميت نظام، اعم از قواي سه گانه و ساير مراكز و سازمانها و اركان جمهوري اسلامي ايران نيز، ظرفيت پرحجم و دامنه داري فراهم آورده است، كه در بياني ديگر ميتوان و بايد آن را شيرازه كتاب نظام تلقي كرد و سلامت و درستي حركت اجزاء خرد و كلان جمهوري اسلامي ايران را در پيوند با اين شيرازه به ارزيابي نشست. تاكيد بر شعارهاي انقلاب اسلامي، ساده زيستي، مردم دوستي، پاكدستي، استكبارستيزي، حمايت از محرومان، شجاعت در برخورد با مفاسد اقتصادي و... آموزههايي هستند كه همه قوا موظف به ظرفيت سازي براي تحقق آنند.
خراسان
«مهمترين مسئله غيرمتعهدها» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم رضا واعظي است كه در آن ميخوانيد:
نطفه شکل گيري جنبش عدم تعهد در کنفرانس ۱۹۵۵ در باندونگ اندونزي بسته شد در آن سال کشورهايي که طعم تلخ سلطه و استعمار را چشيده بودند دور هم جمع شدند تا راه را بر استعمار نو ببندند. اين جمع در سال ۱۹۶۱ در يوگسلاوي به صورت يک جريان گسترده جهان سومي عينيت يافت. در طي نيم قرني که از فعاليت اين جنبش ميگذرد، کشورهاي بسياري به عضويت آن درآمدند به طوري که اين جنبش هم اکنون بعد از سازمان ملل بزرگترين تشکل سياسي بين الدولي است.
اما هر چه دامنه و وسعت آن بيشتر شد از اهميت ايدئولوژيهايي که در رأس اهداف عدم تعهد قرار داشت کاسته شده است. زيرا مهم ترين اصل و اساسي که اعضاي غيرمتعهد را گرد هم آورد تا جنبشي را ايجاد و حرکتي را سامان دهند، مقابله و مبارزه منفي با نوعي سلطه و وابستگي بود که در زمان جنگ سرد بين دو بلوک قدرت شرق و غرب به وجود آمده بود.
شايد همين عنصر بوده است که با وجود به تاريخ پيوستن نظام دوقطبي، غيرمتعهدها سرپا ماند و به حيات خودش ادامه داد. زيرا اگر چه بلوک بندي از بين رفته اما سلطه و نابرابري همچنان وجود دارد و در برخي مقاطع هم شدت يافته است. اعضاي اين جنبش هر سه سال يک بار دور هم جمع ميشوند و در خصوص مسائل جهاني اظهار نظر کرده و بيانيه ميدهند. اين روزها هم به تهران ميآيند تا نشستي ديگر برگزار کنند. به دلايل مختلف نشست تهران مهم تر از ديگر نشستها ارزيابي ميشود که مهم ترين دليل آن ميتواند رويکرد تقابلي ايران با غرب، مبارزه آشکار تهران با هر گونه سلطه و تلاش براي تحقق عدالت بين المللي و رقابت پنهان ايران با کشورهاي غربي به ويژه آمريکا باشد.
واقعيت آن است که حضور مقامات بيش از ۱۰۰ کشور در تهراني که آمريکا و رژيم صهيونيستي تلاش داشتند منزوي و تنها نشانش دهند، اتفاق مهمي است اما بيشتر براي ايران که در مبارزهاي آشکار با غرب دست و پنجه نرم ميکند. براي غيرمتعهدها هم با توجه به جديت ايران، سه سال آينده ميتواند سالهاي رونق باشد و غيرمتعهدها چند گام به جلو بردارند ولي اينها مقطعي است و خيلي نميتواند چاره مشکل اساسي جهان باشد. امروز جهان از يک نابرابري جدي و اساسي رنج ميبرد.
اگر رفتارهاي دوگانه و چند گانه در برخورد با دولتها و ملتها وجود دارد و به عنوان مثال عليه ايران چند قطعنامه از سوي شوراي امنيت صادر ميشود يا رژيم صهيونيستي آشکارا ايران را تهديد به حمله ميکند و شوراي امنيت دم بر نميآورد، اگر در عرصه بين المللي برخي از کشورها يکه تازي ميکنند و با ناديده گرفتن نظرات جهاني، دنيا را با جنگ افروزي ناامن مينمايند، اگر کشورها براي در تيررس قرار نگرفتن مجبورند به برخي ديگر کشورها باج دهند تا با قطعنامههاي شوراي امنيت مواجه نشوند و اگر شوراي امنيت سازمان ملل نه تنها نميتواند در مسير کار ويژه اش يعني تحقق صلح جهاني گام بردارد و خود منشاء نابرابري شده است، همه و همه متأثر از وجود يک نابرابري و تبعيض ناروا در سطح بين المللي است. پس مهم ترين مسئله غيرمتعهدها بايد رفع اين تبعيض باشد که در شوراي امنيت سازمان ملل لانه کرده است.
عضويت دائم ۵ کشور در شوراي امنيت، برخورداري از امتياز نابحق وتو و بر اساس اين دو مورد نفوذ در بسياري از ساختارهاي سازمان ملل متحد، سه مشکل اساسي جهان کنوني است که ريشه بسياري از تبعيضها در برخوردها، سلطه گريها و حق کشي هاست. غيرمتعهدها با اين مسائل چه بايد بکند؟ و نقش تهران چه خواهد بود؟يکي از مهم ترين اهداف اعلامي جنبش غيرمتعهدها تقويت و تحکيم چند جانبه گرايي و ارتقاء نقش کليدي سازمان ملل است بر اين اساس به نظر ميرسد کشورهاي عضو جنبش به ويژه در نشست تهران بايد مکانيزمي را طراحي و پيگيري کنند که:الف) اصل برابري و هر کشور يک رأي در سازمان ملل با ضمانت اجرا پذيرفته و اجرا شود. در اين صورت جامعه جهاني است که در خصوص مسائل خود تصميم ميگيرد.
ب) عضويت دائمي از شوراي امنيت حذف و کشورهاي عضو با افزايش تعداد از طريق مجمع عمومي انتخاب شوند در اين حالت چيزي به نام حق وتو هم وجود نخواهد داشت.
ج) اگر بناست عضويت دائم وجود داشته باشد مکانيزمي تعريف شود که همه شرايط جغرافيايي، اقتصادي، سياسي و... در نظر گرفته شود در اين صورت کشورهاي عضو عدم تعهد شايسته عضويت دائم هستند و هم کشورهاي اسلامي که بيش از ۵۰ کشورند. در اين صورت کشور رئيس عدم تعهد و يا رئيس کنفرانس اسلامي ميتوانند نماينده سازمان متبوع خود باشند. در اين شرايط هم نيازي به وجود حق وتو نيست.
د) راهکار ديگر برخورداري همه اعضاي دائم مطرح شده در مورد قبلي از امتياز وتو در شوراي امنيت است. در اين صورت موازنه نسبي به وجود ميآيد همان موازنهاي که در آغاز راه جنبش عدم تعهد مد نظر بانيان بود تا تحت تأثير بازي قدرتها قرار نگيرند و بتوانند از حقوق کشورهاي جنوب حمايت کنند. اين موارد نقطه کانوني و اهداف اساسي جنبش عدم تعهد براي هويت يابي و تأثيرگذاري جدي در معادلات بين المللي است که لازم است در اجلاس تهران به طور جدي پيگيري شود تا از آثار آن در آينده ملتها بهره ببرند. در اين صورت ميتوان شاهد بخشي از قدرت ملتها در عرصه بين المللي براي جلوگيري از تبعيضهاي ناروا بود. نشست تهران ميتواند نقطه عزيمت جنبش عدم تعهد براي تحقق اهداف و رفتن به سمت عدالت بين المللي باشد زيرا انرژي تهران موتور محرک خوبي براي پيش برد اين اهداف و نيازهاي جنبش غيرمتعهد است که بايد اعضا آن را غنيمت شمرده و حمايت نمايند.
جمهوري اسلامي
«بازخواني توصيههاي اقتصادي رهبري به دولت» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار ايشان با اعضاي هيأت دولت حاوي نكات مهم و بسيار قابل تأملي است كه بازخواني و تحليل اين سخنان را امري ضروري ميسازد.
اهميت سخنان رهبري خصوصاً در حوزه اقتصاد و معيشت مردم به اين جهت، زياد است كه ايشان انتظارات و توقعات خود را از دولت به صورت صريح و بسيار شفاف بيان كردهاند و اين صراحت و شفافيت به توصيههاي ايشان جنبه دستوري بخشيده است و شايد مناسب باشد اين بخش از سخنان رهبر انقلاب را دستورات بالاترين مقام قانوني كشور به قوه مجريه قلمداد كنيم يعني امري فراتر از توصيه و انتظار.
با اين توضيح ميتوان به صورت جزئيتري به اين بخش از سخنان رهبري نگريست و موارد ذيل را به تفكيك تحليل كرد.
الف - رهبر انقلاب طي سالهاي اخير و با انتخاب عناويني اقتصادي براي هر سال، اولويت و اهميت مسائل اقتصادي را در شرايط فعلي كشور بارها مورد تاكيد قرار دادهاند. در چنين بستري تأكيد ايشان بر مشكلات تورمي و كاهش قدرت خريد مردم به عنوان بارزترين چالش اقتصادي - معيشتي به روشني نشان ميدهد كه تلاشها و اقدامات دولت را براي كاستن از بار سنگين گرانيها بر دوش مردم به هيچ وجه كافي و مثمرثمر ارزيابي نميكنند. به ديگر سخن، ايشان با تصريح و تأكيد بر وجود مشكل تورم و كاهش قدرت خريد در ديدار خود با اعضاي هيأت دولت، عدم رفع و كاهش اين معضل را نقطه ضعف بزرگي در كارنامه عملكرد دولتهاي نهم و دهم دانستهاند كه حتي كمكهاي فراوان ايشان نيز به دولت طي سالهاي اخير براي حل اين مشكل از سوي دولتمردان چندان مغتنم شمرده نشده تا جايي كه مقام معظم رهبري را بر آن داشته است تا با اشاره صريح به ضرورت چارهانديشي براي اين مشكل، دولت را به تكاپوي بيشتر وادار كنند.
ب - رهبر انقلاب در حوزه اقتصاد علاوه بر اينكه با انگشت گذاشتن بر معضل تورم، خواستار چارهانديشي سريع براي آن شدند، دو نكته كليدي را نيز يادآور شدند؛ نخست اينكه تورم سالها و ماههاي اخير ناشي از كمبود عرضه نيست و به عبارت ديگر ما با تورم كالايي مواجه نيستيم. ديگر هم اينكه ايشان با تأكيد بر اينكه كارشناسان معتقدند، افزايش نقدينگي به ايجاد تورم منجر شده است، علاوه بر اينكه منشأ تورم را سياستهاي پولي دولت دانستهاند بر ضرورت پذيرش ديدگاههاي كارشناسي نيز مهر تأييد زدند.
ج - تأكيد رهبر انقلاب بر ضرورت حل معضل تورم آن هم در فرصت يك سال پاياني عمر دولت دهم از اين جنبه نيز قابل تأمل است كه دولت نه تنها ميتواند با در پيش گرفتن سياستهاي صحيح و كارشناسي قدري هم شده از فشار تورم بر اقشار كم درآمد جامعه بكاهد بلكه گوياي اين تذكر مهم نيز هست كه دولت دهم موظف است مشكلاتي را كه طي 4 سال فعاليت خود با اتخاذ برخي سياستهاي غيركارشناسي پديد آمده، پيش از تحويل كار به دولت بعدي، تقليل دهد.
د - صورت استفاده از ظرفيتهاي فراوان بخش خصوصي براي تحقق اقتصاد مقاومتي از ديگر فرازهاي سخنان رهبري در حوزه اقتصاد بود كه بايد توجه ويژهاي به آن داشت.
اين توجه از دو منظر بايد صورت پذيرد؛ نخست اينكه مصرف كنندگان در جامعه ما به عنوان بخش خصوصي و بدنه جامعه بايد مورد توجه قرار گيرند و منظر دوم نيز توجه به بخش خصوصي مولد و فعال در حوزه اقتصادي است. شايد اين پرسش مطرح شود كه معناي توجه به بخش خصوصي مصرف كننده آن هم در مقوله اقتصاد مقاومتي چيست؟
واقعيت اين است كه مردم هر كشوري براي مقاومت در برابر دشمنان و متجاوزان به آب و خاكشان نيازمند انگيزه كافي هستند. از اين انگيزه در ادبيات سياسي و جامعه شناسي امروز به "سرمايه اجتماعي" تعبير ميشود. از اين رو تحقق اقتصاد مقاومتي كه نيازمند پايبندي جامعه به اخلاق كسب و كار، استفاده از كالاهاي ساخت داخل، پرهيز از تجملات و اسراف، همراهي با مسئولان و تحمل مشكلات اقتصادي است، تنها در سايه ايجاد و محافظت از سرمايه اجتماعي تحقق مييابد.
اين سرمايه اجتماعي نيز تنها در شرايطي حفظ و افزايش مييابد كه مردم آن جامعه، شاهد برخوردهاي عادلانه و قاطع با مفسدان در حوزههاي مختلف، خصوصاً مفسدان و رانت جويان اقتصادي باشند نميتوان از مردم توقع داشت مقابل دشمنان و حمله اقتصادي بدخواهان مقاومت كنند درحالي كه شاهد جولان دادن مفسدان و رانت خواران اقتصادي هستند. از اين رو توصيه رهبر انقلاب در مورد اقتصاد مقاومتي از يك جنبه در حقيقت متضمن برخورد با فسادهاي اقتصادي توسط دولت است. در حقيقت دولت بايد روزنههاي فساد اقتصادي را با تصميمات صحيح مسدود كند تا ساير دستگاهها با سودجويان برخورد كنند.
جنبه دوم تحقق اقتصاد مقاومتي نيز همانگونه كه در سخنان رهبري هم اشاره شده، استفاده از ظرفيت بخش خصوصي مولد، سالم و متعهد است. كنار هم قرار گرفتن ضرورت استفاده از بخش خصوصي و اجراي صحيح اصل 44 در سخنان اخير رهبري در حقيقت تكرار همان نگاه هميشگي ايشان در مورد ميدان دادن به بخش خصوصي، كاهش حضور دولت در حوزه اجرايي و عملياتي و ايفاي نقش سياستگذاري و نظارتي است. چكيده و اهم اين راهبردها طي سالهاي گذشته در قالب سياستهاي اجرايي اصل 44 ابلاغ و تكرار شده و توصيه رهبري به اين موارد در واقع فرا خواندن دولت به اهتمام جدي در اجراي اصل 44 است.
رسالت
«اهميت سال آخر دولت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
يکي از نگرانيهايي که همواره در واپسين سال دولتها وجود داشته کوتاهي و سستي در فعاليتهاي تلاشگرانه بوده است. اينکه دولتمردان در آخرين سال مسئوليتشان پس از يک سري تبليغات در شهريور ماه به تدريج کار را رها کنند و انگيزههاي سابق خود را براي خدمت از دست بدهند. اين در حالي است که اهميت آخرين سال دور دوم عمر دولتها اگر به مراتب بيشتر از سالهاي ديگر نباشد، کمتر نيست. چرا که دولتها در سال پاياني، آخرين صفحه کتاب خدمت خود را مينويسند و هر خوانندهاي معمولا نتيجه گيري داستان بيشتر در ذهنش ميماند.
از طرفي اين سنت زندگي است که «اعمل لدنياك كأنّك تعيّش ابدا». (1) دولتمردان در سال آخر بايد به گونهاي عمل کنند که گويي حيات سياسي و مديريتي ماندگاري در انتظار آنهاست. از سويي دولتها در آخرين سال عمر خود پايههاي حرکت مسئولان آينده کشور را بنا ميکنند که خود وظيفه سنگيني است. «من سنّ سنّة حسنة كان له اجرها و اجر من عمل بها الي يوم القيامة و من سنّ سنّة سيّئة كان عليه وزرها و وزر من عمل بها الي يوم القيامة» (2)
دولتها در پايه گذاري سنتها و بدعتها نقش بسزايي در ساختار جمهوري اسلامي ايران دارند. فرمول اين تاثير گذاري بدين شکل است که قاعده نرم هرم ساختاري و کارکردي دولت در مردمسالاري ديني مشتمل بر يک سلسله ثوابت و محکمات مشروع در سياست گذاري است که متناظر با نشانهها و دال برتر گفتمان انقلاب اسلامي به صورت بندي ساختاري و رفتاري دولت ميانجامد.
اين قواعد سياست گذاري به موازات سخت افزارهاي قانون اساسي سنگ بناي دولت اسلامي محسوب ميشود. اين قواعد در گام اول ضمن تنظيم و تطبيق ساختارها و رفتارهاي دولتها با نظام واره ارزشي و هنجاري جامعه اسلامي به برقراري ارتباط منطقي بين ساختارهاي دولتي و کارويژهها با منافع، مطالبات و چشمداشتهاي شهروندان ميانجامد. قواعد نرم گفتماني دولت اسلامي بين دو مسير ثبات نهادمند و تغييرات سامان مند پل ميزند و مولد رويکردي خلاق در عين واقع گرا براي اداره کشور در دهههاي آتي ميگردد. صورتبندي نهايي اين فرمول در سال پاياني عمر دولتها انجام ميشود.
دولت دهم نيز از اين قاعد مستثني نيست به خصوص که اين دولت با متغيرهاي جديدي نيز در واپسين سال عمر خود روبروست که اهميت سال آخر را مضاعف ميکند. رهبر معظم انقلاب اهميت اين سال را در ديدار اخير دولتمردان بدين شکل متذکر شدند:"اين سال آخر دولت شما، سال مهمي هم هست؛ هم از جهت شرايط بينالمللي و شرايطي كه وجود دارد، سال بسيار مهمي است - يعني شما در حال مواجهه با زورآزمايي قدرتهاي مستكبر هستيد كه دارند همه توانشان را خرج ميكنند، شايد بتوانند شما را به عقبنشيني و قبول شكست وادار كنند؛ شما هم بايد از همه توانتان استفاده كنيد تا بتوانيد اين توهّم باطل ذهن دشمن را به هم بزنيد - هم از جهت آخرين بودن. در واقع شما در سال آخر ميخواهيد اين كتاب طولاني و پر حجم خدمات دولت را شيرازهبندي كنيد و آماده كنيد و تحويل بدهيد. يعني بايد واقعاً امسال كار اگر نگوئيم جديتر از هميشه باشد، بلاشك بايد در اين سال آخر هيچگونه كوتاهي و سستياي در كار نباشد. "
در واقع مواجهه هدفمند با تحريمها و جمع بندي خدمات زياد دولت نهم و دهم علاوه بر ساير مختصات، دو ويژگي مهم سال آخر دولت دهم است که اهميت اين سال را به مراتب بيشتر ميکند.
دولت امروز بايد پنجه در پنجه دشمن بيندازد و با تحريمهاي بي سابقهاي که عليه ملت ايران وضع شده زورآزمايي کند. چرا که تمام تلاش دشمن عقب نشيني دولت و تمام همت دولت بايد شکستن کمر تحريمها و جلوگيري از وارد شدن فشارها به مردم باشد. از طرفي دولت 7 سال کار شبانه روزي در کارنامه خود براي ارائه به مردم دارد. جمع بندي و صورتبندي اين همه کار و خدمتي که در اين دو دولت انجام شده خود نيازمند هنر و خلاقيت است.
يکي از امتيازات گفتماني دولت نهم و دهم برجسته شدن ارزشهاي انقلاب بود. اين مهم علاوه بر اينکه در فضاي عمومي جامعه قابل لمس است بارها امتيازات اين دو دولت نظير سادهزيستي مسئولان، استكبارستيزي، افتخار به انقلابيگري توسط رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفته است. گرايش اغلب جريانات سياسي به تابلو خط امام(ره) و بازگشت به ارزشهاي انقلاب اسلامي در چند انتخابات اخير مويد اين واقعيت است که ترميم و احياء گفتمان انقلاب اسلامي بخش مهمي از مطالبات عمومي را تشکيل ميدهد. اين موضوع به تنهايي دستاورد بسيار بزرگي براي دولت نهم و دهم است و به نظر ميرسد همين رويکرد ارزنده در کنار ساير مختصات و امتيازات دولت احمدي نژاد سبب شود سال پاياني دولت دهم مجال مغتنمي براي پايه گذاري سنتهاي حسنه در اداره کشور قلمداد شود.
اعتلا و اعتزاز کلمه اسلام، ارتباط گسترده با مردم، نگاه بلند مدت در سياستگذاريها و اصلاحات ساختاري، عدالت محوري، تعقيب سياست فرهنگ بسترساز و اقتصاد ابزار ساز در مسير دولت اسلامي، اصلاح ساختارهاي گزينش کارگزاران سياسي، دگرگوني فرهنگ سياسي، جامعه پذيري سياسي ولايت فقيه، تسري عقلانيت ديني در رفتار دولت، كار، تلاش و خستگي ناپذيري، استکبار ستيزي، ساده زيستي و پرهيز از تجمل گرايي، مبارزه بافساد و... جملگي سنتهاي حسنهاي است که پايهاي براي حرکت مديران آينده کشور محسوب ميشود.
دولت دهم در سال پاياني عمر خود نبايد اجازه دهد که پايان مسير اين دولت در نشيب باشد. دولت مامور به ختم کار در فراز است. اين دولت در دو سه سال گذشته در کنار نقاط قوت خود در مظان برخي اتهامات نظير انحراف از گفتمان انقلاب نيز بوده است. دولت ميتواند در بيش از 300 روز آينده اين نقاط سياه را از دامن خود پاک کند و کارنامه سفيدي از خود به جاي بگذارد.
تهران امروز
«ريشهها و راه مهار نقدينگي در اقتصاد» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمهدي تقوي است كه در آن ميخوانيد:
موضوع افزايش نقدينگي 7 درصدي در عرض سه ماهه اول سال بحثي را مطرح ميكند كه براي بسط آن بايد به دو نكته توجه كرد. اول اينكه دلايل و ريشههاي رشد توقفناپذير نقدينگي را بررسي كنيم و دوم اينكه راه مهار افزايش نقدينگي را از ميان اصول علمي اقتصاد جستوجو كنيم.
براي مورد اول بايد شاخصهاي مختلف اقتصاد كشور و همچنين وضعيت اقتصادي حال حاضر را مرور كرده و ريشههاي افزايش نقدينگي را بازيابيكنيم و براي مورد دوم بايد به اصول علمي- اقتصادي كه كارشناسان مختلف بارها به آن اشاره كردهاند تاكيد داشته باشيم.
از نظر نگارنده مهمترين و اصليترين دليل رشد بيمهاباي نقدينگي در مدت يكسال اخير را بايد در تورمهاي 22 و 23 درصدي اقتصاد كشور جستوجو كرد. به بيان بهتر زماني كه اقتصاد كشور ما از تورمهاي ردهبالاي دو رقمي رنج ميبرد نميتوان انتظار داشت كه غول نقدينگي همپاي آن رشد نكند. اگر بخواهيم اين موضوع را شفافسازي كنيم بايد گفت: براي مثال در سال گذشته اگر يك فرد با 200 هزار تومان پول نقد ميتوانست امور يك ماه خود را بگذراند در سال بعد با اين مقدار پول تنها 15روز دوام ميآورد و براي مخارج يكماهه خود به 400 هزار تومان پول نياز دارد.
از همينرو اين فرد براي تهيه سبد نيازمنديهاي خود به نقدينگي نياز دارد و بانك مركزي بايد به طرق مختلف نيازمنديهاي پولي او را تامين كند. همين موضوع به خوبي نشان ميدهد كه نرخ تورم بالا در كشور چگونه اقتصاد را به وضعيتي در آورده كه توليد نقدينگيهاي نجومي براي آن به امري مهم و حتي حياتي تبديل شدهاست. از سوي ديگر برخي موارد ديگري هم هستند كه به آتش نقدينگي دميدهاند و آن چيزي نيست جز برداشتهاي غيرمجاز بانكها از منابع بانك مركزي، كاهش سپردههاي بانكي مردم و خروج پول از بانكها، كه همه اين موارد به نوعي تشديدكننده سرعت رشد نقدينگي بودهاند.
البته در اين ميان نبايد به سهم بالاي سفتهبازي پول در اقتصاد كشور اشاره كرد كه قطعا در زمان نوسانات قيمت سكه و دلار نقش بسيار زيادي در افزايش نقدينگي كشور بازي كردند. بنابراين دو عامل تورم- نقدينگي در اين مدت گويا به هم گرهخوردهاند و تا زماني كه اين ركوردزني ميان تورم و نقدينگي پايان نيابد نميتوان انتظار توقف رشد نقدينگي در كشور را داشت.
حال بايد به راههاي مهار رشد نقدينگي توجه كرد. همانطور كه ذكر شد اصليترين عامل رشد سريع نقدينگي، افزايش نرخ تورم در كشور است. بنابراين عقلانياست اگر بگوييم براي كاهش سرعت رشد نقدينگي بايد در ابتدا به جلوگيري از افزايش نرخ تورم فكر كرد. با وجود اينكه در شرايط امروز اقتصاد كشور و همچنين با وجود عدم توجه دولت محترم به پيشنهادهاي كارشناسان اقتصادي، كنترل تورم بسيار سخت به نظر ميآيد اما به هر حال براي توقف و حتي كاهش نرخ تورم، اصولي علمي موجود است كه ميتوان از آنها در كنترل تورم بهره برد.
برخي از راههاي كنترل تورم را ميتوان اصلاح زيرساختهاي اقتصادي كشور كه موجب افزايش قيمت ميشوند، ارتقاي سطح بهرهوري توليد و صنعت در كشور، توجه به كنترل واردات و همچنين عقلانيسازي نرخ ارز و تلاش براي تكنرخي كردن آن دانست. بنابراين زماني كه سرعت افزايش نرخ تورم با چنين مسائلي گرفته شود قطعا نقدينگي هم مجبور به كند كردن سرعت خود ميشود و ميتوان به عدم افزايشهاي چشمگير نقدينگي در اقتصاد كشور كه آثار زيانباري براي اقتصاد دارند اميدوار بود.
وطن امروز
«اتحاد در هم شکسته سلفیها؛ از حجاز تا لندن» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم زهرا طباخي است كه در آن ميخوانيد:
زمانی که مردم همراه فرزندان بسیجی و سپاهیشان پا در عرصه امدادرسانی به هموطنان زلزلهزده آذربایجانی گذاشته بودند، بخشی از پیادهنظام مجازی دشمن در فضای رسانه مشغول جنگ با اجلاس عدمتعهد، میانمار و غزه، لبنان و فلسطین بود! مشتاقانه به نام «وطن» و «خطه آذربایجان» بر طبل بیمرامی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران میکوفتند با شعارهای به غایت ضایعی مثل «آذربایجان میسوزد و داروها به میانمار میرود!»، «نه غزه نه لبنان جانم فدای آذربایجان!» یک عده دیگر پا را از این هم فراتر گذاشتند و با ضربدر زدن بر کبوتر صلح اجلاس نم مخالفتشان را به نام جنبش مرده سبز با برگزاری اجلاس عدمتعهد در تهران اعلام کردند. سوال ما از همه این فرهیختگان که از لندن، پاریس، مالزی و ترکیه تصمیم دارند در طول 5 روز برگزاری اجلاس، تهران را با زبالههای مجازیشان «کثیف» کنند و احتمالا سطل آشغال واژگون کنند این است: «چرا» ؟! کدام گفتمان سیاسی عقلگرایی خاکریز مبارزه کشور با بیگانگان یعنی غزه، لبنان و سوریه را تخریب میکند به این بهانه که هوادار «ایران» است؟! اندیشمندی(!) که نظریه عدم حمایت ایران از سوریه را به عنوان راهی برای حفظ سرمایه ملی در داخل کشور بیان میکند آیا تئوریاي برای دفاع از مرزهای کشور در حالی که دشمن همه مرزهای استراتژیک را یکی پس از دیگری درنوردیده، دارد؟! از اینها بگذریم! کدام سیاست نخوانده احمقی برگزاری اجلاسی با حضور 120 کشور جهان را تاییدکننده انزوای سیاسی- نظامی ایران قلمداد میکند که فلان مظهر جنبش از پاریس با 79 سال سن و ادعای رهبری(!) مردم را دعوت به نافرمانی مدنی میکند؟
واقعیت این است که ورشکستگان سیاسی قهوهای تنها راه موفقیت ایران را در عقبنشینی از مرزهای سیاسی، نظامی و عقیدتی جمهوری اسلامی ایران جستوجو میکنند؛ راهی که ابتدای ورود به آن غلاف کردن سلاح علم و اندیشه و انتهای آن ورود به باشگاه بازندگان جهانی است. لیبی زمان قذافی، عربستان دوره عبدالله، افغانستان کرزی، پاکستان گذشته، حال و احتمالا آینده قرار است الگوهای دوره عقبنشینی ایران باشند یا یونان ورشکسته که هنوز هم دست گرم حمایت اتحادیه اروپايی را در پشت خود احساس میکند؟! بگذارید لندننشینان تمدن ندیده و مزقونچیهای استکبار در لسآنجلس سرهایشان را به علامت شکست نظام تکان دهند و برای باز ماندن حسابهای جیرهخواریشان به کنگره و مجمع ایرانیان سازشکار در تورنتو نامه بنویسند. صدای زنگ ورود ایران به باشگاه قدرت در جهان بهاندازهای بلند است که راهی جز انکار واقعیات تکاندهنده در منطقه برای بیچارگانی که سالهاست برای سقوط «نظام» کرونومتر را از نو صفر میکنند باقی نمانده است. در تلآویو برضد قمپز شروع جنگ که نخستوزيرشان اشتباهی بدون هماهنگی با واشنگتن در کرد، صدها صفحه «صلح با ایران» و «وی لاو ایران»! مردمی توسط یهودیان خسته از مبارزه بیحاصل در شبکههای اجتماعی تشکیل شده است. عکسهای شیراز و اصفهان را از نشنالجئوگرافی به اشتراک میگذارند و از علاقه قلبیشان به سیدحسن نصرالله بیمحابا صحبت میکنند چون خوب فهمیدهاند با دشمنی که نمیتوانی پنجه در پنجهاش بیندازی بهتر است صلح کنی اما اگر این دشمن قویبنیه هر روز دامنه محاصره را تنگتر کند و شیران شرزهاش از جنگ روانی خسته نشوند، چه کنیم؟!
سایتهای روزنامههای صهیونیستی پر شده از کامنتهایی که برای ایران هورا میکشند و از لایک دادن به سخنان احمدینژاد یا امام خامنهای ترسی ندارند! بیمحابا برضد سخنان نتانیاهو درباره حمله به ایران راهپیمایی سراسری در پایتخت حکومت صهیون راه میاندازند و گمان نکنم حتی یک بار هم اسم بنیصدر، کدیور، سروش یا مهاجرانی را شنیده باشند. حتی متاسفانه هیچ امیدی هم به زنده شدن جنبش ندارند! چون برخلاف سرکردگان متوهمشان خوب فهمیدهاند که جنس مبارزه دوستان ایران و ایرانیون با یاوران صهیونیسم و IDF خیلی فرق دارد. آنها با چشم خود دیدند که در جنگ 33 روزه برای مهار هر مجاهد حزبالله یک جت جنگنده اعزام میشد! این شگرد «المنار» است... برنامههای بزرگداشت سرداران شهید حزبالله را با زیرنویس عبری پخش میکند؛ ابتدا از خصوصیات اخلاقی مجاهد شهیدش میگوید، بعد صدماتی که به دشمن تحمیل کرده را مفصل با فهرست کردن مکانهایی که در آن درگیریها رخ داده به تصویر میکشد. در پایان با افتخار در حضور خانواده شجاع فرمانده چریک اعلام میکند که یک فروند هواپیمای جنگنده مدل فلان در منطقه بهمان در روز سی و دوم جنگ موفق شد با موشک وی را در حالی که به تنهایی در یک جبهه چندین کیلومتری میجنگید شهید کند! اللهاکبر! یهودیان اشغالگر که هیچ؛ خود شیمون پرز هم از ترس جنگ دوباره با چنین مردانی به گریه میافتد!
آن طرف نهایت شجاعت خصم در گردهمایی القاعده در سوریه به تصویر کشیده میشود... این عبدالرزاق طلاس است که میبینی! میگویند به راحتی سر یک کودک سوری را مقابل چشمان پدر و مادرش میبرد! یک مسلمان متعصب وهابی است! اینها را سعودی با دلارهای سبز آمریکایی تربیت کرده تا خون شیعه را بیملاحظه بریزند اما یک نقطه ضعف دارند... شبهای ماه مبارک رمضان، زیر بارش گلوله ارتش بشار اسد مقابل صفحه اسکایپ مینشینند و از نقاط ضعف جنسیشان فیلم به اینجا و آنجا مخابره میکنند.
میگویند گروه عبدالمالک ریگی هم به همین دلیل در داخل مرزهای ایران پا نگرفت! صبح تا شب تمرینات نظامی را زیر نظر ژنرالهای آمریکایی میگذراندند و شب تا صبح میهمان دخترکان فروشی پاکستانی بودند! سلفیها نه سنی هستند نه شیعه؛ هرچند در هر لباسی میخزند. سلفیها از جنس صهیونیسماند. ضدخدا شدن و شیطانخواهی نخستین مرام اندیشه نداشتهشان است.
بگذار سلفیهای سبز هم تلاش کنند تهران را از لندن و پاریس نازیبا کنند! بگذار زبالههای اینترنتیشان را در همه جا پراکنده کنند. عرصه خالی از مرد جنگی مانده هموطن! استکبار دیگر شوالیهای ندارد که به جنگ من و تو بفرستد! فراموش نکنیم همه سختگیریهای اخلاقی رهبری و تذکرات پی در پی ایمانی به این جهت است که دشمن میداند نقطه قوت جبهه اسلام محمدی اخلاق است و عقیده مومنانه! پافشاری بر حق و ایستادگی توام با جهاد اکبر راز پیروزیهای پی در پی در جنگ احزاب است. سلام ما بر ناصران حق از مجاهد کبیر قاسم سلیمانی تا آنها که در کوچههای حلب در راه خدا مقابل سفاکان بیاخلاق مقاومت میکنند.
حمايت
«هفته دولت و میزبانی سران جنبش عدم تعهد» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
همانگونه که مخاطبان ارجمند میدانند هفته منتهی به سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر، همه ساله در کشور عزیزمان با عنوان هفته دولت گرامی داشته میشود. در این هفته مردم با گزارشات جدید عملکردهای نهادهای مختلف قوه مجریه بار دیگر آشنا میشوند و متقابلا به دستاندرکاران امور اجرایی به جهت تلاشهایشان برای اعتلای کشور خسته نباشید میگویند.
چنانچه ما نیز وظیفه خود میدانیم که به یکایک اعضای محترم دولت اعم از رییس جمهور و وزرا و عموم دستاندرکاران وزارتخانهها و نهادهای اجرایی در سراسر کشور این مناسبت مهم را تبریک گفته و خدا قوت عرض کنیم. معمولا در آغاز این هفته، همه ساله اعضای هيئت دولت دیداری با رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران دارند تا ارزیابی رهبری از عملکردهای خود را بشنوند و هرگونه راهنمایی و ارشادهای ایشان برای حرکت آینده دولت، اخذ شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هفته گذشته با دولت ضمن تأکید بر اینکه این دولت به پرکاری شهرت دارد و باید یک سال آخر خود را نیز با همین روحیه و خصیصه به پایان رساند، توصیه های مهمی داشتند. از جمله تلاش روز افزون دولت برای کاهش برخی مشکلات اقتصادی مردم و یا ضرورت مبارزه با فساد اقتصادی در سطوح مختلف و یا ایستادگی در مقابل زورگویان عالم. امسال بزرگداشت هفته دولت با مناسبت مهم و برجسته دیگری نیز تقارن پیدا کرده و آن برگزاری شانزدهمین اجلاس سران کشورهای جنبش عدم تعهد در تهران است. نظر به اهمیت این رویداد، نکاتی در این خصوص به شرح زیر تقدیم میشود.
امید است مرضی خداوند سبحان واقع شود و برای ارتقای آگاهیها و حساسیتهای مخاطبان ارجمند مفید باشد. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون دولتهای مختلف با رأی مردم بر سر کار آمدهاند و هر یک در دوره زمانی خود خدمات بسیاری را برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و برقراری عدالت در کشور معمول داشتهاند. دولت فعلی نیز در همین خصوص و در چارچوب خط مشی و برنامه های خاص خود، تلاشهای زیادی را به کار بسته تا به خصوص اقشار آسیب پذیر و مناطق مختلف کشور به توانمندی نایل آیند.
اجرای برنامه هدفمندسازی یارانهها، اجرای طرحهای تحول اقتصادی در ابعاد مختلف برابر مصوبات قانونی ذیربط، انجام سفرهای استانی مستمر در جهت درک مشکلات هر منطقه و تصمیم گیری فوری در جهت رشد و توسعه مناطق مختلف کشور از جمله اقدامات مهمی است که دولت فعلی بهآنها مبادرت ورزیده و گزارشهای مفصلی در هر بخش به مردم عرضه داشته است. اگرچه نقد و نظرهای مختلف نیز در هر حیطه وجود دارد و از جمله این نقد و نظرها از سوی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و یا متخصصین علمی ذیربط مطرح شدهاند.
خدمات دولت به خصوص طی سال گذشته در شرایطی انجام پذیرفته که تحریمهای اقتصادی علیه ایران ابعاد جدید و گسترده تری یافته و همین فشارها و دست اندازیها، موجب شده که در برخی زمینههای معیشت مردم فشارهایی تازه وارد شود. در چنین شرایطی، میزبانی اجلاس سران جنبش عدم تعهد چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی، پیامهای متعددی در بردارد.
در سطح داخلی این نوید را به مردم میدهد که نمایندگان آنها در بخشهای مختلف حاکمیت به خصوص قوه مجریه این توان و آمادگی را دارند که میزبان یک چنین رویداد بزرگ جهانی باشند و در سطح جهانی نیز برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران حاکی از آن است که تعاملات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای مختلف جهان و سازمانهای بینالمللی، به رغم همه فشارهای قدرتهای زورگوی جهانی در حدی است که اکثر کشورهای جهان به دعوت ایران پاسخ مثبت میدهند و در عالیترین سطوح در اجلاس شرکت میکنند.
مردم عزیز کشورمان به خصوص آنها که طی روزهای اخیر گزارشها و مقالههای متعدد منتشره در رسانهها را مطالعه کردهاند، حتماً مطلع هستند که جنبش عدم تعهد در زمانهای که فضای دو قطبی بلوکهای غرب و شرق بر جهان حاکم بود، به ابتکار برخی از رهبران کشورهای رهایی یافته از استعمار خارجی ایجاد شد و اولین گردهمایی خود را با حضور 29 کشور در حال توسعه در سال 1955 میلادی در اندونزی برگزار کرد و پس از آن به تدریج اعضای آن افزایش یافت به نحوی که امروزه از صد و نود و چند عضو سازمان ملل، 120 کشور عضو جنبش عدم تعهد هستند و کشورها و سازمانهای متعدد بینالمللی به عنوان ناظر در اجلاسهای جنبش حضور می یابند. اصول پنجگانه مشهور جنبش عدم تعهد جملگی حول عدم وابستگی به زورگویان عالم و تلاش برای جهانی صلح آمیزتر و انسانی تر و عادلانه تر می باشند.
ایران قبل از انقلاب اسلامی به علت وابستگی حکومت وقت به غرب و عضویت در پیمان سنتو، عملاً نمیتوانست به عضویت جنبش عدم تعهد درآید. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی، بلافاصله در همان سال به جنبش عدم تعهد پیوست و در ا جلاس سران جنبش در هاوانا شرکت و بعد از آن در تمامی نشستهای این جنبش حضور فعال داشته است.
طی سالهای اخیر، اعضای جنبش عدم تعهد در قضایای مربوط به اعمال فشارهای غرب علیه برنامه صلح آمیز هستهای ایران، بارها از ایران حمایت و زورگوییهای غرب را رد کردهاند.
آفرينش
«نقش غيرمتعهدها در برنامه هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در يك سال اخير پرونده هستهاي كشورمان سه بار در معرض گفتگو با آژانس انرژي اتمي قرار گرفته و سه بار مورد مذاكره با كشورهاي 1+5(نشستهاي استانبول، بغداد و مسكو) كه در پي اين نشستها نگاه سياسي و يكجانبه گرايي به پرونده هستهاي ما لحظهاي از سير معادلات طرف مقابل حذف نشده است.
آخرين دور اين مذاكرات روزجمعه در وين برگزارشد، اما نكاتي پيرامون اين نشست وجود دارد كه به آن اشاره خواهيم كرد.
يوکيا آمانو مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي، درست قبل از برگزاري اين نشست درباره آن ابراز نااميدي کرده بود. وي گفته بود: «در حال حاضر نميتوانم بگويم در مورد نتيجه مذاکرات اين هفته با مقامهاي ايراني خوشبين هستم. من شواهدي در مورد تغيير بسيار زود اين اوضاع در اختيار ندارم».
اين اظهارنظر نشان ميدهد آژانس تصميمي به در پيش گرفتن هيچ رويه خلاقانهاي در اين نشست نداشته و صرفا اميدوار بوده که به سبب افزايش حجم تحريمهاي اقتصادي و فشارهاي اسرائيل مبني بر حمله نظامي، ايران آماده تعديل مواضع و امتيازدهي شده باشد. بارها و به كرات ايران اعلام كرده است كه سياست "تهديد و پيشروي" نخواهد پذيرفت و از حقوق بارز خود چشم پوشي نخواهد كرد. اما برگزاري اين نشستهاي بدون نتيجه باعث به وجود آمدن يك دور باطل وتكراري شده كه نتيجهاي جز "ادامه مذاكرات در آينده!" در پي نداشته است.
لذا آنچه از اوضاع كنوني به نظر ميرسد اينكه بهتراست، در فضاي بي تدبيري غرب در پرونده هستهاي كشورمان، اين ما باشيم كه راه و روشي جديد براي پيگيري مسائل هستهاي ارائه دهيم. البته تا پيش از اين نيز جمهوري اسلامي در قالب بستههاي مجزا راهكارهاي پيشنهادي براي رفع ابهامات موجود را ارائه كرده است، اما اين بار ميتوان رنگ و لعابي بين المللي به رويكرد خود بدهيم تا از مقبوليت و همراهي جمع كثيري از كشورها و افكارعمومي نيز بهره مند گردد.
درحال حاضر برگزاري اجلاس غيرمتعهدها درتهران فرصتي مساعد را دراختيار ما گذاشته تا ديپلماسي كشورمان را از انزواي تحميلي از سوي غرب خارج كند. درهمين راستا ميتوان از پتانسيل اين كشورها براي اثبات حقوق هستهاي خود نيز بهره ببريم. درحال حاضر پرونده هسته ايران به عنوان يكي از مهمترين مسائل مورد مناقشه درجهان مطرح ميباشد، لذا قرار گرفتن مسئله هستهاي در دستوركار اين اجلاس ميتواند منعكس كننده نظرات و حقانيت اهداف صلح آميز ايران به سراسر جهان باشد.
در دو دهه گذشته در شوراي حكام آژانس اتمي كه نقشي تعيين كننده در تصميم گيريهاي سياسي در مورد پرونده هستهاي كشورمان و نيز شوراي امنيت داشته، جنبش غيرمتعهدها همواره بيانيههاي حمايتي از جمهوري اسلامي ارائه كردهاند كه اين حمايتها تاحد بسياري در كاهش و تعديل تصميمات خصمانه كشورهاي غربي تاثير داشته است. هرچند اين بيانيهها الزام آور نبوده، اما حمايت بيش از 120 كشور دنيا كه نيمي از جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند مسلماً باعث جلوگيري از اهداف زياده خواهانه قدرتهاي بزرگ خواهد شد.
لذا ضروريست تا مسولان امر از حضور سران غيرمتعهدها در تهران استفاده كنند و با تشريح برنامهها و فعاليتهاي هستهاي كشورمان بار ديگر حمايت همه جانبه اعضاي اين جنبش را با خود همراه كنند تا افكار عمومي و كشورهايي كه به ناحق ملت و كشور ايران را تحت فشارهاي سياسي و اقتصادي قرار ميدهند، مجبور به پذيرش و احترام گذاشتن به نظرات جمع كثيري از ملتها و كشورهاي دنيا در حمايت از كشورمان گردند.
لزوم توجه به فرصتهاي ديپلماتيك در اين سطح باعث گسترش و پژواك نداي آزادي خواهي و صلح طلبي جمهوري اسلامي در سراسر جهان خواهد شد و نوع نگرش غرب به ايران را تحت تاثير قرار خواهد داد.
ملت ما
«تعهد غيرمتعهدها» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم يدالله حبيبي است كه در آن ميخوانيد:
اصل در روابط و مناسبات انساني و اجتماعي و نيز در عرصه بينالملل، بر قبول مسئوليت و ايفاي نقش نسبت به اطراف از خود گرفته تا همنوعان، حيوانات و محيطزيست را هم شامل ميشود حال اين سوال بهويژه براي كساني كه اين روزها با هر رسانهاي چه سنتي و چه ديجيتال هممجلس ميشوند و به وفور خبر برگزاري شانزدهمين نشست سران كشورهاي غيرمتعهد و اجلاس تهران را ميشنوند مطرح است
كه يك سازمان به اين عريض و طويلي چرا راهبرد عدمتعهد را بر جبين خود نشانده و بعد از 52 سال از قدمت خود نيز تاكنون حاضر به بازتعريف نقش و نام خود نشده است، آري اين جنبش در سال 1961ميلادي(1340شمسي) در گرماگرم جنگ سرد با تلاش رهبراني همچون نهرو از هند، سوكارنو از مالزي، جمالعبدالناصر از مصر و ژنرال تيتو از يوگسلاوي سابق با هدف وحدت بين كشورهايي كه نه در اردوگاه كمونيسم و نه در اردوگاه كاپيتاليسم قرار داشتند، با اهداف ذيل تشكيل شد:
حمايت از حق تعيين سرنوشت، حاكميت و استقلال ملي و يكپارچگي سرزميني كشورها، مخالفت با آپارتايد، عدم الحاق به پيمانهاي نظامي چندجانبه و استقلال كشورهاي عضو از قدرتهاي بزرگ و نفوذ در بلوك بنديهاي سياسي، مبارزه عليه امپرياليسم در تمامي اشكال و ظهور، مبارزه عليه استعمار، استعمار جديد، نژادپرستي، اشغال و تسلط خارجي، خلع سلاح، عدم دخالت در امور داخلي كشورها و همزيستي مسالمتآميز ميان ملتها
رد استفاده از تهديد به زور در روابط بينالملل، تقويت سازمان ملل، دمكراتيزه كردن روابط بينالملل، توسعه اقتصادي اجتماعي و بازسازي سيستم اقتصادي بينالمللي و همچنين همكاري بينالمللي در موقعيت برابر كه همه اين اهداف ريشه در آرمانخواهي بنيانگذاران و بيشتر اعضای فعلي دارد و عملكرد اين جنبش در دفاع از حقوق ملت ايران در دفاعمقدس و انرژي صلحآميز هستهاي نزد مردم شريف ايران ماندگار خواهد بود
درواقع اين جنبش و كشورهاي عضو پيمان بستهاند به هيچ قدرتي متعهد نشوند و بهطور مستقل براي نيل به اهداف مورد اشاره تلاش نمايند اما با عطف به شرایط و تحولات بعد از جنگ سرد و فرصتي كه امپرياليسم امريكا در تحكيم و توسعه هژموني خود تعريف كرده سران جنبش چارهاي جز بازانديشي در بعضی اصول و راهبردهاي خود ندارند تا بتوانند از تعهد و مسئوليت تاريخي خود برآيند و به سوالات نسلهاي آينده از هماكنون پاسخ روشني ارايه نمايند.
اجلاس تهران خوشبختانه زمينه و فرصت خوبي براي اين تصميم شجاعانه است، ميزباني ايران و رهبري جنبش در سه سال آينده با يك كشور انقلابي كه هژموني ايالات متحده امريكا را به چالش كشانده و در بعضی مناطق مانع توسعه آن شده است فرصت استثنايي را فراهم كرده تا مباحث آغازين اين تحول در اجلاس تهران طرح شود بنابراين در آستانه نشست مهم سران جنبش عدمتعهد پيشنهادهاي ذيل قابل بررسي است:
1- جنبش بايد نقش فعالتري نسبت به گذشته اتخاذ نمايد و از بازتعريف نام و نشان خود با رويكرد دفاع عملياتي از ملل مظلوم، تعهد به صلح و امنيت جهاني، تكيه بر خرد جمعي در اداره جهان و عدالت آغاز نمايد.
2- به عنوان دومين سازمان بزرگ جهاني بعد از سازمان ملل از حقوق ملل دفاع كرده و اجازه ندهد فلسفه وجودي سازمان ملل در شرایط فعلي كه بعضی قدرتهاي بزرگ درصدد بيخاصيت كردن آن هستند زير سوال برود بلكه بالعكس در بازتعريف نقش و رسالت سازمان ملل و شوراي امنيت پيشگام باشند.
3- تحولات جهاني و منطقهاي خاصه در آسيا و خاورميانه حاكي از آمادگي ملل براي تحقق آزادي وعدالت ورهايي از دخالت ديگران در سرنوشت آنهاست حال نوبت رهبران كشورهاست كه به نقش خود واقف باشند و جنبش عدم تعهد با ظرفيت بالايي كه دارد اين توانايي را از خود نشان دهد.
4-جنبش در برخورد و مجازات با اعضاي خاطي و بيتعهد خود ملاحظه كاري را كنار گذاشته و از حقوق ملل و حيثيت خود دفاع كند و سياست بيطرفي كه بعضا نشان از عجز و ناتواني است از ساحت اين جنبش دور كرده و درباره حوادث مربوط به سوريه و بحرين با تشكيل كارگروههاي مقبول وكارآمد فرصت وزمينه دخالت قدرتهاي شيطاني و بدخواه را سد كرده و اعضای مداخلهجو و منفعتطلب را تنبيه نمايد.
5-جنبش اين ظرفيت را دارد تا با ارتقاي سطح ساختاري و كاركردي خود در مسائل جهاني بهطور عملي وارد شود و مشكلاتي كه بعضا نيم قرن از آنها گذشته و لاينحل باقي ماندهاست را چارهانديشي نمايد و صرفا به صدور اطلاعيه و بيانيه و موضعگيري سياسي اكتفا ننمايد و از اين بين نقش خود را در ساختار قدرت سازمان ملل تعالي بخشد.
6- اجلاس تهران فرصت مغتنمي است تا اعضای اين سازمان جهاني از نزديك با ديدگاههاي جمهوري اسلامي ايرا ن و تجربه اين كشور در دفاع از آرمان خود كه درراستاي اهداف اين جنبش نيز بوده خاصه در دفاع از مظلومان جهان و اعلان برائت از متجاوزان به حقوق ملل و بهويژه مبارزه با هژموني امريكا آشنا شوند.
مردم سالاري
«بهترين فرصت براي بازسازي روابط» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن ميخوانيد:
روزهاي آينده براي ايران، ايام پرکاري است که نياز به برنامه ريزي و هماهنگي همه نيروهايي دارد که ميتوانند در جهت منافع کشور بر حسب واقعيتهاي موجود – نه خيال پردازيها – گام بردارند. و صد البته روزهاي پرکاري – نه تعطيلي – رسانهها نيز هست. چون نبايد تعطيلي مخرب تهران با آن زيانهاي سنگين اقتصادي، امور و اوقات ما را به بطالت ببرد. از معايب بزرگ ما آن است که جز انتخابات و روز قدس و... جامعه را – برخلاف جوامع جهاني - براي تحولات بزرگ و رويدادهاي مهم آماده نميکنيم آن چنان که حتي بسياري از مردم نميدانند در جامعه ما چه ميگذرد.
دليل اين مسامحه و تعلل و خوي ناسزاوار، همان زلزله اسف بار و در عين حال، عبرت آموز آذربايجان است که در رسانه ملي «با خنده بازار» آشفته بازاري تاسف آميز ميسازد و در بهت همه، خم به ابرو هم، نميآورد! گويي که در قبال چنان فاجعه دردآوري، بر ما مسئوليتي نيست و بي اعتنا گذشتن، روال هميشگي کار است! اينها را بايد از بيبرنامگي و سوء مديريت دانست وگرنه به گمان نگارنده، نبايد تعمدي در کار باشد بلکه گاهي کاري به حسن نيت به ما ميدهند که از قابليتهاي ما بزرگ تر است!
در چند روز آينده، شانزدهمين اجلاس سران جنبش غير متعهدها در تهران برگزار ميشود و گفتهها حاکي از آن است که بيش از صد کشور در سطوح مختلف در اين نشست حضور خواهند يافت. رويداد بزرگي است اگر چه برخي بر اين باورند که بعد از جهان دوقطبي و فروپاشي ابرقدرت شوروي، ضرورتي بر وجود جنبش غير متعهدها احساس نميشود اما به هر حال ميتوان با سياست و تدبير درست، منويات بانيان نخستين آن را تا حدودي به نتيجه رساند و در مقابل زورگوييهاي آمريکا و برخي از کشورهاي اروپايي، حرفي براي گفتن داشت و از طرفي از فرصتهاي موجود در بازسازي روابط في مابين و سياست خارجي و اقتصادي و فرهنگي، بهترين نتيجه را کسب کرد. بنابراين بايسته است که نکات ذيل از جانب دولتمردان مورد نظر واقع شود:
1-آزادي زندانيان سياسي و امنيتي در روزهاي اخير ميتواند طليعه خوشي براي آشتي ملي و بيانگر عطوفت اسلاميباشد و سران کشورها را از اخبار خوش آن تحت تاثير قرار دهد و نگرش آنان را نسبت به ما به حسن تعبير و تلقي تبديل کند و سرمشق خوبي براي آنان در سياست داخلي تلقي گردد مگر نه اين است که ما ايران را «ام القراي» اسلام ميدانيم؟
2-داشتن روابط درست و مدبرانه با کشورهاي تاثير گذار مصر، ترکيه و عربستان در جهان اسلام براي ما، به ويژه در اين شرايط امري بسيار حساس و حياتي است و با بازسازي روابط با آنان ميتوانيم از خطرهاي احتمالي آينده پيشگيري کنيم.
3-با عنايت به اينکه در روزهاي برگزاري اجلاس، توجه خبرگزاريها و دنيا به ماست. نبايد آن چنان سخن بگوييم و عمل کنيم که دنيا ما را جنگ طلب و عامل نابودي ملتها و موجب سلب آرامش همسايگان بداند. اين زمان، بهترين فرصت براي خنثي کردن تبليغات سوئي است که خبرگزاريهاي استکباري براي ما، ايجاد کردهاند. لذا با بيان مهربانانه و منطقي و مستدل و دنيا پسندانه ميتوانيم به مقصود خود برسيم.
4-با توجه به حضور روساي مجلس در اين نشست، حضور موثر مجلس شوراي اسلامي، در مذاکرات حاشيه اجلاس بسيار ضروري و کارگشاست
5-از هم اکنون بايد زمينه ملاقاتهاي سياسي و اقتصادي در حاشيه نشست مشخص باشد تا ما را به موفقيتهاي بزرگي در اين موارد برساند و اوضاع اقتصادي ما را سروسامان دهد و موضع ما را در عرصه سيلست جهاني تقويت کند.
6-پرهيز از خودبزرگ بيني و يا موضع انفعالي، سياست درست ما را در جهان تبيين خواهد کرد. «نمود ما به ظرفيت بودمان» باشد نه کمتر و نه بيشتر. خودشناسي عامل کاميابي خواهد بود. در اين اجلاس نبايد منافع ملي ما تحت تاثير مسائل حاشيهاي قرار گيرد.
7-اگر مباني حکومت جمهوري اسلاميخود را در عمل درست عرضه کنيم، مشروعيت و مقبوليت ما در جهان تضمين خواهد شد.
8-مذاکرات درست و سنجيده اقتصادي با سران و نمايندگان حاضر کشورها و انعقاد قراردادها و سندهاي همکاري، بسياري از محدوديتهاي تحريمها را بي اثر يا کم اثر خواهد کرد.
9-همه ميدانيم که يکي از رکنهاي مهم توسعه، صنعت گردشگري است. بنابراين بسيار بجاست که جاذبههاي طبيعي و تاريخي کشور ما براي حاضران معرفي و منتج به تنظيم قراردادها در جذب گردشگر شود. برپايي نمايشگاه صنايع دستي در حاشيه نشست بسيار ضروري و تبليغ کشور ماست.
10-ترتيبي اتخاذ شود تا حاضران در اجلاس به توانمنديهاي ايران در صنايع بزرگ و کوچک و منابع عظيم خدادادي کشورما پي ببرند و در قراردادهاي اقتصادي به ما اعتماد کنند. اميد است که با تمهيدات درست، گامهاي موثري را در تجديد و بازسازي روابط خود با ديگر کشورها برداريم.
آرمان
«لزوم بازسازی جنبش عدم تعهد» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم اسدالله اطهری است كه در آن ميخوانيد:
یکی از مواردی که ایران میتواند در زمان اجلاس عدم تعهد همتش را معطوف به آن کند، تلاش برای موفقیت سیاسی و بینالمللی است. مساله دیگر بهکار بستن نوعی دیپلماسی است که کمک میکند ما از این وضعیت بهتر استفاده کنیم. این دیپلماسی باید تلاش کند نشان دهد که ایران کشوری است مقتدر.
سوم اینکه کشورهایی که به ایران میآیند، به لحاظ تاریخی ریشه در معادلات جنگ سرد دارند، اما بسیاری از این کشورها تغییر موقعیت دادهاند. مثلا هند باوجودیکه عضو جنبش غیرمتعهدهاست، اما جهتگیری بینالمللیاش را در همکاری هستهای با ایالات متحده تعریف کرده است.
حتی بین هند و آمریکا همکاری هستهای وجود دارد. البته ایران در این کنفرانس طرحهایی دارد که هنوز سرنوشتش مشخص نیست. مساله مبادلات اقتصادی بینالمللی، تحریمهای بانکی و مسائلی از این دست برای ما مهم است که آن را از طریق ایده بانک اقتصادی مشترک بین کشورها پیگیری میکنیم. نکته دیگر هم تقویت ایدهآلیسم است.
در دانشگاهها، مطبوعات و روزنامههای ایران دو تفکر باهم در حال مجادله هستند؛ ایدهآلیسم با واقعگرایی. ایران به این دلیل که هنوز از تهدیدات امنیتی خارج نشده است، بیشتر با این کشورها کار میکند. درباره جنبش غیرمتعهدها هم مهم این است که اینگونه نهادها، گروهها و سازمانها که پایه در عصرهای گذشته دارند، چگونه خود را بهروز کنند. مهم این است که ما چطور اینها را بازسازی کنیم و طرح مجددی از اینها داشته باشیم. تخریب چیز خوبی نیست، این بازسازی آنهاست که جالب و مفید است.
مثلا در مقابل ورشویی که نابود شد و نتوانست خود را مجددا بازتعریف کند و بهجایش روسها گروههای نظامی و امنیتی را در درون مرزهای خود شکل دادند؛ ناتو بهعنوان یک نهاد جنگ سرد، تعریف جدیدی از خود کرد. یا گروه 15 که چنین تحولی را برای خود در نظر گرفت و موفقیتآمیز هم بود. جنبش عدم تعهد که سوکارنو و دیگران شروع کردند و سیر تاریخی خاصی را طی کرده است، میتواند دوباره تعریف شود و در مسیر تاریخی جدیدی قرار گیرد.
به نظر میرسد هر نهادی که در دنیا به گفتوگو میان جامعه مدنی جهانی کمک کند، میتواند مورد بازسازی و تجدیدنظر مجدد قرار گیرد.
ابتكار
«اگر کلاه قرمزي سياسي بود...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها يک عروسک پنبهاي با نام کلاه قرمزي، به گيشههاي خاموش و متروک سينماهاي کشور رونقي دوباره داده است. موضوعي که در ماههاي گذشته به دغدغه اصلي هم متوليان رسمي و دولتي سينماي کشور و هم دست اندرکاران اين هنر ـ صنعت ملي، تبديل شده بود و به دنبال راههايي براي عملي کردن آن به هردري ميزدند.
در ماههاي گذشته نشست هاو جلسات مختلفي براي خارج کردن سينماي کشور از وضعيت رکود، برگزار شده بود. تحليل گران و منتقدان بسياري در اين باره به ارائه راه حل و اظهار نظر در اين باره پرداختند. يک نفر از برداشتن مميزي، سخن گفته بود و ديگري از گسترش فضاي رقابت در سينما. يکي کوتاه کردن دست دولت در سينما را پيشنهاد کرده بود و ديگري برعکس خواستار حضور دولت در همه حوزههاي مربوط به سينما شده شده بود. درچندسال گذشته انرژي بسياري از سينما گران و مسئولان دولتي صرف اين موضوع شده بود که چگونه مخاطبان قهر کرده از سالنهاي سينماي کشور را به گيشههاي متروک بکشانند و خوني تازه در رگهاي اين سينماي نيمه جان جاري کنند. اما در اين ميان يک عروسک پنبه اي، بي آنکه خبري از دستمزدهاي آنچناني و هزينههاي سرسام آور آن منتشر شود و بدون آنکه تبليغات دهن پرکني پيرامون آن صورت گيرد، دل از مخاطبان اين هنر ربوده است.
گزارشها حاکي از آن است که موج جديدي از حضور همزمان اعضاي خانوادهها در سالنهاي نمايش کشور آغاز شده و سينماي ايران روزهاي خوبي را تجربه ميکند. اين موضوع البته منحصر به خانوادههايي که فرزندان کودک و نوجوان و دارند، نميشود.
خلاصه اين که کلاه قرمزي بدون هيچ اظهار نظر کارشناسانه و فضل فروشانهاي راه دور هم جمع شدن خانوادهها، رونق سينماي کشور و تزريق اميد به پيکره نا اميد سينماي کشور و حل بسياري از معضلات اين عرصه را نشان داد.
در عرصه سياسي کشور هم چندسالي است که همايشها، سخنرانيها. و ميزگردهاي بسياري با هزينههاي گزاف برگزار ميشود تا راهاي رسيدن به وحدت، ائتلاف، ليست مشترک، نامزد واحد و هراتفاق مطلوب ديگري بررسي شود. پس از چند سال، نه تنها گروههاي سياسي تا نزديکي اين خواستهها هم نرسيدند و بلکه تنش، تشتت و التهاب در ميان افراد و گروههاي سياسي و حتي مسئولان کشور، افزايش نيز پيدا کرده است.
حال اگر کلاه قرمزي ميتوانست در عرصه سياسي کشور نقش آفريني کند، به نظرمي رسد که ميتوانست عملکردي بهتر از چهرههاي سياسي مدعي داشته ياشد.
او بدون هيچ اعلام رسانهاي يا برگزاري نشست خبري، توانسته است، مخاطبان مخلتف با سليقههاي متفاوت را پاي هنرنمايي خود در سالنهاي سينما بنشاند. مخاطباني که فارغ از جنجالهاي فيلم «لاله» و «انحلال خانه سينما» به پرده نقرهاي چشم دوختهاند و از اين رهگذر به سينماي ايران کمک ميکنند.
بدون ترديد حضور کلاه قرمزي - با ويژگيهايي که براي او تعريف شده است- در يک مناظره سياسي نه تنها هيچ تنشي ايجاد نميکند، بلکه التهابات احتمالي را نيز فروخواهد نشاند. اين موضوع البته از نهاد کودکانه او سرچشمه ميگيرد که نه کينه ورزي بلد است و نه دروغ گويي. نه رقيب کوچک ميکند تا خود بزرگتر جلوه کند و نه خود را حلال همه مشکلات صحنه سياست و اقتصاد و فرهنگ ايران و جهان ميداند.
او به گونهاي شخصيت پردازي شده است که نميخواهد و نميتواند در التهاب زندگي کند. اشتباه ميکند، اما هيچ گاه برآن اصرار نميورزد. به سادگي يک پلک پايين انداختن و خيره شدن به زمين، عذرمي خواهد و اشتباهش را ميپذيرد. چرا که چشم در چشم مخاطب دوختن و دروغ گفتن در شخصيت پردازي او لحاظ نشده است. همين است که او را براي مخاطبان پير و جوان وکودک خواستني ميکند.
او اين روزها محور ائتلاف نانوشتهاي قرار گرفته است که بدون اعلام قبلي و تبليغاتي ميتواند به «نجات سينماي ايران» منجر شود.
اما کساني که محور ائتلافهاي سياسي قرار ميگيرند، با همه سر و صدايي که در رسانهها برپا ميکنند، نه ميتوانند «مرضي الطرفين» گروههاي ريز و درشتي شوند که عرصه سياسي را براي ادامه حيات انتخاب کردهاند و گاه نيز نشان ميدهند که نه ميخواهند.
دنياي اقتصاد
«فرصتهاي اقتصادي عدم تعهد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم یاسر ملایی است كه در آن ميخوانيد:
از زمان تاسیس جنبش عدم تعهد در دهه ۶۰ میلادی، دنیا شاهد تحولات گوناگون سیاسی و اقتصادی بوده است.
رهبران کشورهای انقلابی و استقلالطلب هند، مصر، اندونزی و یوگسلاوی، در حالی درسال ۱۹۶۱ میلادی بنیان جنبش عدم تعهد را گذاشتند که رقابت شدیدی میان دو بلوک شرق و غرب در حوزههای مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی درگرفته بود و بحثهای جدی میان اندیشمندان و روشنفکران جوامع مختلف درباره این دوراهی سرنوشت وجود داشت و این سوال جدی مطرح بود که از کدام راه میتوان به پیشرفت و موفقیت دست یافت؟ در اوج این رقابت جهانی و جنگ سرد میان ابرقدرتها، بنیانگذاران جنبش عدم تعهد، با محوریت اصولی چون «استقلالطلبی»، «همزیستی مسالمتآمیز»، «برابری» و «احترام به تمامیت ارضی کشورها»، کشورهای جهان سوم را گرد آورند و به دنبال حفظ هویت و استقلال خود در جهان دوقطبی بودند.
اما، امروز دیگر از فضای دو قطبی خبری نیست و در رقابت میان اندیشههای اقتصادی، اقتصاد دولتی و اندیشههای کمونیستی جایگاه خود را در میان اندیشمندان، اقتصاددانان و سیاستگذاران از دست داده است. امروزه، تجربه جوامع و یافتههای استوار علمی آشکار کرده است که راه توسعه اقتصادی کشورها و بهبود سطح رفاه مردم از اقتصاد رقابتي و تجارت آزاد میگذرد.
این تغییر در اوضاع و احوال جهانی، در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عضو جنبش عدم تعهد قابل مشاهده است. امروزه، اکثر این کشورها با عنوان «در حال توسعه» شناخته میشوند و با در پیش گرفتن سیاستهای اقتصاد آزاد در داخل و توسعه تجارت در خارج، جوامع خود را در مسیر پیشرفت و توسعه اقتصادی قرار دادهاند. آنها، این طریق را بهترین راه برای احیا و بازیابی هویت و استقلال خود در عرصه بینالمللی یافتهاند. کشورهایی مانند هند، مالزی، آفریقای جنوبی و چین (به عنوان عضو ناظر نم) از این دسته هستند.
با توجه به این رویکرد، بیجهت نیست بهرغم اینکه انگیزه اصلی تشکیل این سازمان بزرگ بینالمللی، یعنی اعلام «عدم تعهد» به ابرقدرتهای جهانی و پیگیری منافع جهان سوم كمرنگتر از گذشته مطرح است اما، ۷۰۰۰ نفر از بیش از ۱۰۰ کشور جهان در اجلاس تهران شرکت میکنند. به نظر ميرسد امروزه، یکی از اصلیترین انگیزههای کشورها برای شرکت در چنین نشستهایی، یافتن راههای توسعه تجارت و فرصتهای جدید برای بخشهای مختلف اقتصادی است. بنابراین، بیدليل نیست که بخش بزرگی از هیات ۱۵۰ نفره شرکت کننده از کشور هندوستان در اجلاس تهران را تجار و فعالان اقتصادی تشکیل دهند.
اميد ميرود در شرایط ویژه اقتصادی کشور و در حالی که اقتصاد ملی در معرض تحریمهای ناعادلانه قرار دارد، مسوولان برگزاری این اجلاس به ابعاد اقتصادی و تجاری این اجلاس توجه کافی معطوف کرده باشند و در شرایطی که اقتصاد ملي به یافتن راههای جدید براي تجارت با دنیا نیاز مبرم دارد، با دعوت و میدان دادن به فعالان اقتصادی کشور، زمینه را برای بهرهبرداری موثر از این فرصت و برقراری ارتباطات تجاری فراهم كنند و اقتصاد ملی از برگزاری این اجلاس به خوبی منتفع شود.
گسترش صنعت
«چرا طلا آرام نمیگیرد؟» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم احمد بیات است كه در آن ميخوانيد:
بحث راهاندازی بورس ارز که از دو هفته پیش به طور جدی از سوی مقامات بورسی و دولتی کشور مطرح شد، جو روانی مثبتی را در بازار ارز ایجاد کرد و باعث شد تا نوسان قیمت دلار به حداقل برسد.
اما با انتشار خبر عجیب راهاندازی بورس ارز پس از عید فطر و عملی نشدن این کار، فعالان بازار متوجه شدند که بازهم راه طولانی برای آغاز بهکار بورس ارز در پیش است و بدون توجه به اخبار راهاندازی این بورس، به مبادلات خود پرداختند. به گفته مسئولان بازار سرمایه، بورس ارز باید با مشارکت وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار راهاندازی شود که وزارت اقتصاد و سازمان بورس تاکنون آمادگی خود را برای این کار اعلام کردهاند، اما بازیگر اصلی این بازار یعنی بانک مرکزی هنوز اقدام عملی برای راهاندازی بورس ارز انجام نداده است و برخی منابع خبری نیز از بیتمایلی بانک مرکزی در این خصوص خبر میدهند.
به این ترتیب با خنثی شدن تاثیر بورس ارز بر بازار ارز، هفته گذشته بار دیگر شاهد تحرکات قیمتی دلار بودیم که به همین جهت سکه نیز که چند هفتهای بین ۷۵۰ تا ۷۷۰ هزار تومان در نوسان بود، برای استارتی جدید آماده شد.
در میانه راه نیز افزایش قابل توجه نرخ اونس طلا بیشترین تاثیر را بر قیمت سکه گذاشت تا قیمت هر قطعه سکه بهار آزادی ظرف سه روز پایانی هفته گذشته از ۷۷۰ هزار تومان به ۸۲۵ هزار تومان برسد. به این ترتیب همراه شدن افزایش نرخ اونس طلا با نوسانات بازار ارز، شوک قیمتی جدیدی را پس دو ماه به بازار سکه وارد کرد که براساس فرمول تعیین قیمت سکه، همچنان حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان حباب منفی در نرخ این محصول وجود دارد که اگر دوشنبه این هفته با بازگشایی بازارهای جهانی اونس طلا چند دلاری رشد کند، حباب منفی سکه از بین میرود و قیمت آن واقعی میشود. همچنین ازجمله اخباری که در هفته جاری بازار طلا و سکه را تحت تاثیر قرار خواهد داد میتوان به گزارش فصلی آژانس بینالمللی از فعالیتهای هستهای ایران و برگزاری اجلاس سران غیرمتعهد و صحبتهای پیرامون آن اشاره کرد.
در صورتیکه این هفته قیمت دلار در بازار داخل ثابت بماند و اونس طلا نیز با جهشی روبهرو نشود، معاملهگران بازار طلا نگاه خود را به اجلاس سران غیرمتعهد و نتایج این اجلاس معطوف خواهند کرد که پیشبینی میشود با برگزاری مهمترین رویداد سیاسی کشور، بازار ارز آرام بگیرد و قیمت سکه نیز حداقل برای یک هفته با افزایش غیرمنتظرهای مواجه نشود.
«شيرازه اين كتاب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
«انتقاد، آن ارزشيابي منصفانهاي است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او ميگويد كه آقا اين عيارش بيست است، يعني عيار بيست را قبول ميكند. حالا از بيست وچهار - كه عيار خالص است- چهار عيار كم است. اين شد نقادي، البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولاً؛ اصل طلا بودن اين، انكار شده، خب، بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد. اين را قبول كن!
ثانياً؛ شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي! آدم متاسفانه ميبيند چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعف ها. خب، بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند: قوتها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت آن وقتي است كه ضعفها و قوتها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند. آن وقت ميشود جمع بندي كرد».
در آخرين روز هفته گذشته كه با اولين روز هفته دولت همزمان بود، رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان فرمول كارشناسانه و دقيقي براي ارزيابي عملكرد دولت و ميزان انطباق آن با آرمانها و آموزههاي اسلامي و انقلابي ارائه فرمودند. تمثيلي كه حضرت آقا در تشريح و توضيح فرمول ياد شده به كار گرفتهاند با توجه به «واقع نمايي» و «دقت نظر» مثال زدني ايشان، حاكي از آن است كه رهبر معظم انقلاب به عملكرد دولت محترم نمرهاي فراتر از «نمره قبولي» ميدهند. ضمن آن كه ايشان در بيانات خويش براي اين ارزيابي به نمونههاي مستند فراواني نيز اشاره كردند. «كارهاي وسيع عمراني در مناطق مختلف كشور، پيشرفت چشمگير در زمينه علم و فنآوري، ارتقاي جايگاه ايران در عرصه سياست خارجي و مسائل بين المللي، برجسته شدن ارزشهاي انقلاب در گفتار و رفتار دولت از جمله ساده زيستي و دوري از تجمل، استكبارستيزي و افتخار به انقلابي گري و تلاش براي ارتباط گسترده با مردم و...»
رهبر معظم انقلاب در ارزيابي عملكرد دولت دقيقاً همان فرمولي را به كار گرفتند كه خود براي نقادي منصفانه و دلسوزانه پيشنهاد كرده بودند، ايشان در كنار نقاط قوت فراوان و مثال زدني دولت به نقاط ضعف نيز اشاره داشتند و برخي از «نبايد» هايي كه هست و «بايد» هايي را كه مورد غفلت قرار گرفته برشمردند كه «رعايت قانون»، نظارت بر زيرمجموعه ها، پي گيري مصوبات و وعدههايي كه مخصوصاً در سفرهاي استاني داده ميشود، بررسي آمار و ارقامي كه زيرمجموعهها ارائه ميدهند، مبارزه با فساد اقتصادي، مقابله با تورم و گراني ناشي از آن، تعامل با مجلس و قوه قضائيه، مشاوره با نخبگان و توجه به مقوله فرهنگ از جمله آنهاست و نهايتاً تقدير از پركاري دولت و تأكيد بر حفظ اين روحيه تا پايان آخرين سالي كه از دوران خدمت دولت خدمتگزار باقي مانده است.
اكنون با توجه به حمايت گسترده و مستند حضرت آقا از دولت محترم و برشمردن ويژگيهاي بعضاً منحصر به فرد آن ميتوان نتيجه گرفت كه؛
1- دولت اگرچه خالي از نقاط ضعف نيست ولي اين نقاط ضعف كم شمار با نقاط قوت فراوان و پرشمار آن قابل مقايسه نيست. پيش از اين در حالي كه كساني با اشاره به برخي از همين نقاط ضعف، زبان و قلم به نقد غيرمنصفانه دولت گشوده و به افراط رسيده بودند، طي يادداشتي مستند اشاره داشتيم كه مجموعه اين نقاط ضعف فقط ميتواند نمره دولت خدمتگزار را از 100 به 90 تنزل دهد و اين در حالي است كه رقباي احمدي نژاد و دولتهاي اصلاحات و كارگزاران در همآوردي با دولت ايشان به زحمت نمره قبولي ميگيرند كه البته بسياري از اعضاي دو دولت ياد شده در جريان فتنه 88 رفوزه هم شدند.
2- ساز و كارهاي پيشنهادي دلسوزان نظام و مردم اگر واقعاً دلسوزانه باشد، الزاماً بايستي در بستر دولت دنبال شود. نكتهاي كه متأسفانه چند هفته قبل از سوي برخي مسئولان قبلي دولت، به غفلت ناديده گرفته شده و با ارسال نامهاي خواستار تشكيل گروهي از نخبگان و صاحبنظران براي پي گيري اموري شده بودند كه مطابق قانون در حوزه ماموريت و مسئوليت دولت است. نويسندگان نامه كه متاسفانه ارسال آن را رسانهاي كردند! به اين نكته بديهي توجه نداشتهاند كه نامه مورد اشاره، نفي آشكار صلاحيت دولت تلقي ميشود كه از يكسو بيرون از جايگاه نويسندگان نامه بوده است و ديگر آن كه دولت پيشاني نظام است و از اين روي بدون كمترين ترديدي، نامه ياد شده را ميتوان و بايد، بازي ناخودآگاه نويسندگان در ميدان دشمن ارزيابي كرد كه با نقد دلسوزانه- كه ضروري و سازنده است- فاصله فراواني دارد.
3- «نظارت بر زيرمجموعه» نكتهاي است كه در توصيههاي رهبر معظم انقلاب به دولت جايگاه ويژهاي داشت. گفتني است رئيس جمهور محترم اگرچه در اين باره، حساسيت ويژهاي از خود نشان ميدهند كه درخور تقدير است ولي در پارهاي از موارد، اعتماد مطلق- و يا نزديك به مطلق- ايشان نسبت به كساني كه نشان دادهاند شايسته اين اعتماد نيستند، موقعيت و جايگاه دولت آقاي احمدي نژاد را با آسيب روبرو كرده است. نگاهي به مواضع و عملكرد اين طيف حاكي از آن است كه در بسياري از موارد با مواضع و عملكرد رئيس جمهور فاصله زيادي دارند. مثلا در حالي كه نظر با شجاعت اعلام شده و مستدل آقاي دكتر احمدي نژاد درباره هولوكاست تعادل رژيم صهيونيستي را برهم زده است، يكي از افراد همين حلقه از صهيونيستهاي اشغالگر با عنوان «مردم اسرائيل»! ياد ميكند و يا در گرماگرم تلاش بي وقفه و مثال زدني رئيس جمهور براي جهت دهي بودجه به سوي اقشار مستضعف جامعه، كه اميد فراواني در دلها آفريده است، حلقه ياد شده، با صرف هزينههاي كلان به برپايي همايشهاي بي حاصل با دعوت از كساني كه بعضا كمترين همخواني با نظام و مردم ندارند و حاتم بخشي از بيت المال به فلان هنرپيشه و حمايت از برخي كلان سرمايه داران و خريد و راهاندازي نشريات آنچناني و... مشغول است.
4- حمايت گسترده رهبر معظم انقلاب از دولت و توصيههاي دلسوزانه و كارشناسانه ايشان به رياست محترم جمهوري و اعضاي كابينه، ضمن آن كه سرمايه بزرگي براي دولت و تقديري جانانه از سالها تلاش بي وقفه و متراكم دولتمردان است، براي تماميت نظام، اعم از قواي سه گانه و ساير مراكز و سازمانها و اركان جمهوري اسلامي ايران نيز، ظرفيت پرحجم و دامنه داري فراهم آورده است، كه در بياني ديگر ميتوان و بايد آن را شيرازه كتاب نظام تلقي كرد و سلامت و درستي حركت اجزاء خرد و كلان جمهوري اسلامي ايران را در پيوند با اين شيرازه به ارزيابي نشست. تاكيد بر شعارهاي انقلاب اسلامي، ساده زيستي، مردم دوستي، پاكدستي، استكبارستيزي، حمايت از محرومان، شجاعت در برخورد با مفاسد اقتصادي و... آموزههايي هستند كه همه قوا موظف به ظرفيت سازي براي تحقق آنند.
خراسان
«مهمترين مسئله غيرمتعهدها» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم رضا واعظي است كه در آن ميخوانيد:
نطفه شکل گيري جنبش عدم تعهد در کنفرانس ۱۹۵۵ در باندونگ اندونزي بسته شد در آن سال کشورهايي که طعم تلخ سلطه و استعمار را چشيده بودند دور هم جمع شدند تا راه را بر استعمار نو ببندند. اين جمع در سال ۱۹۶۱ در يوگسلاوي به صورت يک جريان گسترده جهان سومي عينيت يافت. در طي نيم قرني که از فعاليت اين جنبش ميگذرد، کشورهاي بسياري به عضويت آن درآمدند به طوري که اين جنبش هم اکنون بعد از سازمان ملل بزرگترين تشکل سياسي بين الدولي است.
اما هر چه دامنه و وسعت آن بيشتر شد از اهميت ايدئولوژيهايي که در رأس اهداف عدم تعهد قرار داشت کاسته شده است. زيرا مهم ترين اصل و اساسي که اعضاي غيرمتعهد را گرد هم آورد تا جنبشي را ايجاد و حرکتي را سامان دهند، مقابله و مبارزه منفي با نوعي سلطه و وابستگي بود که در زمان جنگ سرد بين دو بلوک قدرت شرق و غرب به وجود آمده بود.
شايد همين عنصر بوده است که با وجود به تاريخ پيوستن نظام دوقطبي، غيرمتعهدها سرپا ماند و به حيات خودش ادامه داد. زيرا اگر چه بلوک بندي از بين رفته اما سلطه و نابرابري همچنان وجود دارد و در برخي مقاطع هم شدت يافته است. اعضاي اين جنبش هر سه سال يک بار دور هم جمع ميشوند و در خصوص مسائل جهاني اظهار نظر کرده و بيانيه ميدهند. اين روزها هم به تهران ميآيند تا نشستي ديگر برگزار کنند. به دلايل مختلف نشست تهران مهم تر از ديگر نشستها ارزيابي ميشود که مهم ترين دليل آن ميتواند رويکرد تقابلي ايران با غرب، مبارزه آشکار تهران با هر گونه سلطه و تلاش براي تحقق عدالت بين المللي و رقابت پنهان ايران با کشورهاي غربي به ويژه آمريکا باشد.
واقعيت آن است که حضور مقامات بيش از ۱۰۰ کشور در تهراني که آمريکا و رژيم صهيونيستي تلاش داشتند منزوي و تنها نشانش دهند، اتفاق مهمي است اما بيشتر براي ايران که در مبارزهاي آشکار با غرب دست و پنجه نرم ميکند. براي غيرمتعهدها هم با توجه به جديت ايران، سه سال آينده ميتواند سالهاي رونق باشد و غيرمتعهدها چند گام به جلو بردارند ولي اينها مقطعي است و خيلي نميتواند چاره مشکل اساسي جهان باشد. امروز جهان از يک نابرابري جدي و اساسي رنج ميبرد.
اگر رفتارهاي دوگانه و چند گانه در برخورد با دولتها و ملتها وجود دارد و به عنوان مثال عليه ايران چند قطعنامه از سوي شوراي امنيت صادر ميشود يا رژيم صهيونيستي آشکارا ايران را تهديد به حمله ميکند و شوراي امنيت دم بر نميآورد، اگر در عرصه بين المللي برخي از کشورها يکه تازي ميکنند و با ناديده گرفتن نظرات جهاني، دنيا را با جنگ افروزي ناامن مينمايند، اگر کشورها براي در تيررس قرار نگرفتن مجبورند به برخي ديگر کشورها باج دهند تا با قطعنامههاي شوراي امنيت مواجه نشوند و اگر شوراي امنيت سازمان ملل نه تنها نميتواند در مسير کار ويژه اش يعني تحقق صلح جهاني گام بردارد و خود منشاء نابرابري شده است، همه و همه متأثر از وجود يک نابرابري و تبعيض ناروا در سطح بين المللي است. پس مهم ترين مسئله غيرمتعهدها بايد رفع اين تبعيض باشد که در شوراي امنيت سازمان ملل لانه کرده است.
عضويت دائم ۵ کشور در شوراي امنيت، برخورداري از امتياز نابحق وتو و بر اساس اين دو مورد نفوذ در بسياري از ساختارهاي سازمان ملل متحد، سه مشکل اساسي جهان کنوني است که ريشه بسياري از تبعيضها در برخوردها، سلطه گريها و حق کشي هاست. غيرمتعهدها با اين مسائل چه بايد بکند؟ و نقش تهران چه خواهد بود؟يکي از مهم ترين اهداف اعلامي جنبش غيرمتعهدها تقويت و تحکيم چند جانبه گرايي و ارتقاء نقش کليدي سازمان ملل است بر اين اساس به نظر ميرسد کشورهاي عضو جنبش به ويژه در نشست تهران بايد مکانيزمي را طراحي و پيگيري کنند که:الف) اصل برابري و هر کشور يک رأي در سازمان ملل با ضمانت اجرا پذيرفته و اجرا شود. در اين صورت جامعه جهاني است که در خصوص مسائل خود تصميم ميگيرد.
ب) عضويت دائمي از شوراي امنيت حذف و کشورهاي عضو با افزايش تعداد از طريق مجمع عمومي انتخاب شوند در اين حالت چيزي به نام حق وتو هم وجود نخواهد داشت.
ج) اگر بناست عضويت دائم وجود داشته باشد مکانيزمي تعريف شود که همه شرايط جغرافيايي، اقتصادي، سياسي و... در نظر گرفته شود در اين صورت کشورهاي عضو عدم تعهد شايسته عضويت دائم هستند و هم کشورهاي اسلامي که بيش از ۵۰ کشورند. در اين صورت کشور رئيس عدم تعهد و يا رئيس کنفرانس اسلامي ميتوانند نماينده سازمان متبوع خود باشند. در اين شرايط هم نيازي به وجود حق وتو نيست.
د) راهکار ديگر برخورداري همه اعضاي دائم مطرح شده در مورد قبلي از امتياز وتو در شوراي امنيت است. در اين صورت موازنه نسبي به وجود ميآيد همان موازنهاي که در آغاز راه جنبش عدم تعهد مد نظر بانيان بود تا تحت تأثير بازي قدرتها قرار نگيرند و بتوانند از حقوق کشورهاي جنوب حمايت کنند. اين موارد نقطه کانوني و اهداف اساسي جنبش عدم تعهد براي هويت يابي و تأثيرگذاري جدي در معادلات بين المللي است که لازم است در اجلاس تهران به طور جدي پيگيري شود تا از آثار آن در آينده ملتها بهره ببرند. در اين صورت ميتوان شاهد بخشي از قدرت ملتها در عرصه بين المللي براي جلوگيري از تبعيضهاي ناروا بود. نشست تهران ميتواند نقطه عزيمت جنبش عدم تعهد براي تحقق اهداف و رفتن به سمت عدالت بين المللي باشد زيرا انرژي تهران موتور محرک خوبي براي پيش برد اين اهداف و نيازهاي جنبش غيرمتعهد است که بايد اعضا آن را غنيمت شمرده و حمايت نمايند.
جمهوري اسلامي
«بازخواني توصيههاي اقتصادي رهبري به دولت» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار ايشان با اعضاي هيأت دولت حاوي نكات مهم و بسيار قابل تأملي است كه بازخواني و تحليل اين سخنان را امري ضروري ميسازد.
اهميت سخنان رهبري خصوصاً در حوزه اقتصاد و معيشت مردم به اين جهت، زياد است كه ايشان انتظارات و توقعات خود را از دولت به صورت صريح و بسيار شفاف بيان كردهاند و اين صراحت و شفافيت به توصيههاي ايشان جنبه دستوري بخشيده است و شايد مناسب باشد اين بخش از سخنان رهبر انقلاب را دستورات بالاترين مقام قانوني كشور به قوه مجريه قلمداد كنيم يعني امري فراتر از توصيه و انتظار.
با اين توضيح ميتوان به صورت جزئيتري به اين بخش از سخنان رهبري نگريست و موارد ذيل را به تفكيك تحليل كرد.
الف - رهبر انقلاب طي سالهاي اخير و با انتخاب عناويني اقتصادي براي هر سال، اولويت و اهميت مسائل اقتصادي را در شرايط فعلي كشور بارها مورد تاكيد قرار دادهاند. در چنين بستري تأكيد ايشان بر مشكلات تورمي و كاهش قدرت خريد مردم به عنوان بارزترين چالش اقتصادي - معيشتي به روشني نشان ميدهد كه تلاشها و اقدامات دولت را براي كاستن از بار سنگين گرانيها بر دوش مردم به هيچ وجه كافي و مثمرثمر ارزيابي نميكنند. به ديگر سخن، ايشان با تصريح و تأكيد بر وجود مشكل تورم و كاهش قدرت خريد در ديدار خود با اعضاي هيأت دولت، عدم رفع و كاهش اين معضل را نقطه ضعف بزرگي در كارنامه عملكرد دولتهاي نهم و دهم دانستهاند كه حتي كمكهاي فراوان ايشان نيز به دولت طي سالهاي اخير براي حل اين مشكل از سوي دولتمردان چندان مغتنم شمرده نشده تا جايي كه مقام معظم رهبري را بر آن داشته است تا با اشاره صريح به ضرورت چارهانديشي براي اين مشكل، دولت را به تكاپوي بيشتر وادار كنند.
ب - رهبر انقلاب در حوزه اقتصاد علاوه بر اينكه با انگشت گذاشتن بر معضل تورم، خواستار چارهانديشي سريع براي آن شدند، دو نكته كليدي را نيز يادآور شدند؛ نخست اينكه تورم سالها و ماههاي اخير ناشي از كمبود عرضه نيست و به عبارت ديگر ما با تورم كالايي مواجه نيستيم. ديگر هم اينكه ايشان با تأكيد بر اينكه كارشناسان معتقدند، افزايش نقدينگي به ايجاد تورم منجر شده است، علاوه بر اينكه منشأ تورم را سياستهاي پولي دولت دانستهاند بر ضرورت پذيرش ديدگاههاي كارشناسي نيز مهر تأييد زدند.
ج - تأكيد رهبر انقلاب بر ضرورت حل معضل تورم آن هم در فرصت يك سال پاياني عمر دولت دهم از اين جنبه نيز قابل تأمل است كه دولت نه تنها ميتواند با در پيش گرفتن سياستهاي صحيح و كارشناسي قدري هم شده از فشار تورم بر اقشار كم درآمد جامعه بكاهد بلكه گوياي اين تذكر مهم نيز هست كه دولت دهم موظف است مشكلاتي را كه طي 4 سال فعاليت خود با اتخاذ برخي سياستهاي غيركارشناسي پديد آمده، پيش از تحويل كار به دولت بعدي، تقليل دهد.
د - صورت استفاده از ظرفيتهاي فراوان بخش خصوصي براي تحقق اقتصاد مقاومتي از ديگر فرازهاي سخنان رهبري در حوزه اقتصاد بود كه بايد توجه ويژهاي به آن داشت.
اين توجه از دو منظر بايد صورت پذيرد؛ نخست اينكه مصرف كنندگان در جامعه ما به عنوان بخش خصوصي و بدنه جامعه بايد مورد توجه قرار گيرند و منظر دوم نيز توجه به بخش خصوصي مولد و فعال در حوزه اقتصادي است. شايد اين پرسش مطرح شود كه معناي توجه به بخش خصوصي مصرف كننده آن هم در مقوله اقتصاد مقاومتي چيست؟
واقعيت اين است كه مردم هر كشوري براي مقاومت در برابر دشمنان و متجاوزان به آب و خاكشان نيازمند انگيزه كافي هستند. از اين انگيزه در ادبيات سياسي و جامعه شناسي امروز به "سرمايه اجتماعي" تعبير ميشود. از اين رو تحقق اقتصاد مقاومتي كه نيازمند پايبندي جامعه به اخلاق كسب و كار، استفاده از كالاهاي ساخت داخل، پرهيز از تجملات و اسراف، همراهي با مسئولان و تحمل مشكلات اقتصادي است، تنها در سايه ايجاد و محافظت از سرمايه اجتماعي تحقق مييابد.
اين سرمايه اجتماعي نيز تنها در شرايطي حفظ و افزايش مييابد كه مردم آن جامعه، شاهد برخوردهاي عادلانه و قاطع با مفسدان در حوزههاي مختلف، خصوصاً مفسدان و رانت جويان اقتصادي باشند نميتوان از مردم توقع داشت مقابل دشمنان و حمله اقتصادي بدخواهان مقاومت كنند درحالي كه شاهد جولان دادن مفسدان و رانت خواران اقتصادي هستند. از اين رو توصيه رهبر انقلاب در مورد اقتصاد مقاومتي از يك جنبه در حقيقت متضمن برخورد با فسادهاي اقتصادي توسط دولت است. در حقيقت دولت بايد روزنههاي فساد اقتصادي را با تصميمات صحيح مسدود كند تا ساير دستگاهها با سودجويان برخورد كنند.
جنبه دوم تحقق اقتصاد مقاومتي نيز همانگونه كه در سخنان رهبري هم اشاره شده، استفاده از ظرفيت بخش خصوصي مولد، سالم و متعهد است. كنار هم قرار گرفتن ضرورت استفاده از بخش خصوصي و اجراي صحيح اصل 44 در سخنان اخير رهبري در حقيقت تكرار همان نگاه هميشگي ايشان در مورد ميدان دادن به بخش خصوصي، كاهش حضور دولت در حوزه اجرايي و عملياتي و ايفاي نقش سياستگذاري و نظارتي است. چكيده و اهم اين راهبردها طي سالهاي گذشته در قالب سياستهاي اجرايي اصل 44 ابلاغ و تكرار شده و توصيه رهبري به اين موارد در واقع فرا خواندن دولت به اهتمام جدي در اجراي اصل 44 است.
رسالت
«اهميت سال آخر دولت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
يکي از نگرانيهايي که همواره در واپسين سال دولتها وجود داشته کوتاهي و سستي در فعاليتهاي تلاشگرانه بوده است. اينکه دولتمردان در آخرين سال مسئوليتشان پس از يک سري تبليغات در شهريور ماه به تدريج کار را رها کنند و انگيزههاي سابق خود را براي خدمت از دست بدهند. اين در حالي است که اهميت آخرين سال دور دوم عمر دولتها اگر به مراتب بيشتر از سالهاي ديگر نباشد، کمتر نيست. چرا که دولتها در سال پاياني، آخرين صفحه کتاب خدمت خود را مينويسند و هر خوانندهاي معمولا نتيجه گيري داستان بيشتر در ذهنش ميماند.
از طرفي اين سنت زندگي است که «اعمل لدنياك كأنّك تعيّش ابدا». (1) دولتمردان در سال آخر بايد به گونهاي عمل کنند که گويي حيات سياسي و مديريتي ماندگاري در انتظار آنهاست. از سويي دولتها در آخرين سال عمر خود پايههاي حرکت مسئولان آينده کشور را بنا ميکنند که خود وظيفه سنگيني است. «من سنّ سنّة حسنة كان له اجرها و اجر من عمل بها الي يوم القيامة و من سنّ سنّة سيّئة كان عليه وزرها و وزر من عمل بها الي يوم القيامة» (2)
دولتها در پايه گذاري سنتها و بدعتها نقش بسزايي در ساختار جمهوري اسلامي ايران دارند. فرمول اين تاثير گذاري بدين شکل است که قاعده نرم هرم ساختاري و کارکردي دولت در مردمسالاري ديني مشتمل بر يک سلسله ثوابت و محکمات مشروع در سياست گذاري است که متناظر با نشانهها و دال برتر گفتمان انقلاب اسلامي به صورت بندي ساختاري و رفتاري دولت ميانجامد.
اين قواعد سياست گذاري به موازات سخت افزارهاي قانون اساسي سنگ بناي دولت اسلامي محسوب ميشود. اين قواعد در گام اول ضمن تنظيم و تطبيق ساختارها و رفتارهاي دولتها با نظام واره ارزشي و هنجاري جامعه اسلامي به برقراري ارتباط منطقي بين ساختارهاي دولتي و کارويژهها با منافع، مطالبات و چشمداشتهاي شهروندان ميانجامد. قواعد نرم گفتماني دولت اسلامي بين دو مسير ثبات نهادمند و تغييرات سامان مند پل ميزند و مولد رويکردي خلاق در عين واقع گرا براي اداره کشور در دهههاي آتي ميگردد. صورتبندي نهايي اين فرمول در سال پاياني عمر دولتها انجام ميشود.
دولت دهم نيز از اين قاعد مستثني نيست به خصوص که اين دولت با متغيرهاي جديدي نيز در واپسين سال عمر خود روبروست که اهميت سال آخر را مضاعف ميکند. رهبر معظم انقلاب اهميت اين سال را در ديدار اخير دولتمردان بدين شکل متذکر شدند:"اين سال آخر دولت شما، سال مهمي هم هست؛ هم از جهت شرايط بينالمللي و شرايطي كه وجود دارد، سال بسيار مهمي است - يعني شما در حال مواجهه با زورآزمايي قدرتهاي مستكبر هستيد كه دارند همه توانشان را خرج ميكنند، شايد بتوانند شما را به عقبنشيني و قبول شكست وادار كنند؛ شما هم بايد از همه توانتان استفاده كنيد تا بتوانيد اين توهّم باطل ذهن دشمن را به هم بزنيد - هم از جهت آخرين بودن. در واقع شما در سال آخر ميخواهيد اين كتاب طولاني و پر حجم خدمات دولت را شيرازهبندي كنيد و آماده كنيد و تحويل بدهيد. يعني بايد واقعاً امسال كار اگر نگوئيم جديتر از هميشه باشد، بلاشك بايد در اين سال آخر هيچگونه كوتاهي و سستياي در كار نباشد. "
در واقع مواجهه هدفمند با تحريمها و جمع بندي خدمات زياد دولت نهم و دهم علاوه بر ساير مختصات، دو ويژگي مهم سال آخر دولت دهم است که اهميت اين سال را به مراتب بيشتر ميکند.
دولت امروز بايد پنجه در پنجه دشمن بيندازد و با تحريمهاي بي سابقهاي که عليه ملت ايران وضع شده زورآزمايي کند. چرا که تمام تلاش دشمن عقب نشيني دولت و تمام همت دولت بايد شکستن کمر تحريمها و جلوگيري از وارد شدن فشارها به مردم باشد. از طرفي دولت 7 سال کار شبانه روزي در کارنامه خود براي ارائه به مردم دارد. جمع بندي و صورتبندي اين همه کار و خدمتي که در اين دو دولت انجام شده خود نيازمند هنر و خلاقيت است.
يکي از امتيازات گفتماني دولت نهم و دهم برجسته شدن ارزشهاي انقلاب بود. اين مهم علاوه بر اينکه در فضاي عمومي جامعه قابل لمس است بارها امتيازات اين دو دولت نظير سادهزيستي مسئولان، استكبارستيزي، افتخار به انقلابيگري توسط رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفته است. گرايش اغلب جريانات سياسي به تابلو خط امام(ره) و بازگشت به ارزشهاي انقلاب اسلامي در چند انتخابات اخير مويد اين واقعيت است که ترميم و احياء گفتمان انقلاب اسلامي بخش مهمي از مطالبات عمومي را تشکيل ميدهد. اين موضوع به تنهايي دستاورد بسيار بزرگي براي دولت نهم و دهم است و به نظر ميرسد همين رويکرد ارزنده در کنار ساير مختصات و امتيازات دولت احمدي نژاد سبب شود سال پاياني دولت دهم مجال مغتنمي براي پايه گذاري سنتهاي حسنه در اداره کشور قلمداد شود.
اعتلا و اعتزاز کلمه اسلام، ارتباط گسترده با مردم، نگاه بلند مدت در سياستگذاريها و اصلاحات ساختاري، عدالت محوري، تعقيب سياست فرهنگ بسترساز و اقتصاد ابزار ساز در مسير دولت اسلامي، اصلاح ساختارهاي گزينش کارگزاران سياسي، دگرگوني فرهنگ سياسي، جامعه پذيري سياسي ولايت فقيه، تسري عقلانيت ديني در رفتار دولت، كار، تلاش و خستگي ناپذيري، استکبار ستيزي، ساده زيستي و پرهيز از تجمل گرايي، مبارزه بافساد و... جملگي سنتهاي حسنهاي است که پايهاي براي حرکت مديران آينده کشور محسوب ميشود.
دولت دهم در سال پاياني عمر خود نبايد اجازه دهد که پايان مسير اين دولت در نشيب باشد. دولت مامور به ختم کار در فراز است. اين دولت در دو سه سال گذشته در کنار نقاط قوت خود در مظان برخي اتهامات نظير انحراف از گفتمان انقلاب نيز بوده است. دولت ميتواند در بيش از 300 روز آينده اين نقاط سياه را از دامن خود پاک کند و کارنامه سفيدي از خود به جاي بگذارد.
تهران امروز
«ريشهها و راه مهار نقدينگي در اقتصاد» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمهدي تقوي است كه در آن ميخوانيد:
موضوع افزايش نقدينگي 7 درصدي در عرض سه ماهه اول سال بحثي را مطرح ميكند كه براي بسط آن بايد به دو نكته توجه كرد. اول اينكه دلايل و ريشههاي رشد توقفناپذير نقدينگي را بررسي كنيم و دوم اينكه راه مهار افزايش نقدينگي را از ميان اصول علمي اقتصاد جستوجو كنيم.
براي مورد اول بايد شاخصهاي مختلف اقتصاد كشور و همچنين وضعيت اقتصادي حال حاضر را مرور كرده و ريشههاي افزايش نقدينگي را بازيابيكنيم و براي مورد دوم بايد به اصول علمي- اقتصادي كه كارشناسان مختلف بارها به آن اشاره كردهاند تاكيد داشته باشيم.
از نظر نگارنده مهمترين و اصليترين دليل رشد بيمهاباي نقدينگي در مدت يكسال اخير را بايد در تورمهاي 22 و 23 درصدي اقتصاد كشور جستوجو كرد. به بيان بهتر زماني كه اقتصاد كشور ما از تورمهاي ردهبالاي دو رقمي رنج ميبرد نميتوان انتظار داشت كه غول نقدينگي همپاي آن رشد نكند. اگر بخواهيم اين موضوع را شفافسازي كنيم بايد گفت: براي مثال در سال گذشته اگر يك فرد با 200 هزار تومان پول نقد ميتوانست امور يك ماه خود را بگذراند در سال بعد با اين مقدار پول تنها 15روز دوام ميآورد و براي مخارج يكماهه خود به 400 هزار تومان پول نياز دارد.
از همينرو اين فرد براي تهيه سبد نيازمنديهاي خود به نقدينگي نياز دارد و بانك مركزي بايد به طرق مختلف نيازمنديهاي پولي او را تامين كند. همين موضوع به خوبي نشان ميدهد كه نرخ تورم بالا در كشور چگونه اقتصاد را به وضعيتي در آورده كه توليد نقدينگيهاي نجومي براي آن به امري مهم و حتي حياتي تبديل شدهاست. از سوي ديگر برخي موارد ديگري هم هستند كه به آتش نقدينگي دميدهاند و آن چيزي نيست جز برداشتهاي غيرمجاز بانكها از منابع بانك مركزي، كاهش سپردههاي بانكي مردم و خروج پول از بانكها، كه همه اين موارد به نوعي تشديدكننده سرعت رشد نقدينگي بودهاند.
البته در اين ميان نبايد به سهم بالاي سفتهبازي پول در اقتصاد كشور اشاره كرد كه قطعا در زمان نوسانات قيمت سكه و دلار نقش بسيار زيادي در افزايش نقدينگي كشور بازي كردند. بنابراين دو عامل تورم- نقدينگي در اين مدت گويا به هم گرهخوردهاند و تا زماني كه اين ركوردزني ميان تورم و نقدينگي پايان نيابد نميتوان انتظار توقف رشد نقدينگي در كشور را داشت.
حال بايد به راههاي مهار رشد نقدينگي توجه كرد. همانطور كه ذكر شد اصليترين عامل رشد سريع نقدينگي، افزايش نرخ تورم در كشور است. بنابراين عقلانياست اگر بگوييم براي كاهش سرعت رشد نقدينگي بايد در ابتدا به جلوگيري از افزايش نرخ تورم فكر كرد. با وجود اينكه در شرايط امروز اقتصاد كشور و همچنين با وجود عدم توجه دولت محترم به پيشنهادهاي كارشناسان اقتصادي، كنترل تورم بسيار سخت به نظر ميآيد اما به هر حال براي توقف و حتي كاهش نرخ تورم، اصولي علمي موجود است كه ميتوان از آنها در كنترل تورم بهره برد.
برخي از راههاي كنترل تورم را ميتوان اصلاح زيرساختهاي اقتصادي كشور كه موجب افزايش قيمت ميشوند، ارتقاي سطح بهرهوري توليد و صنعت در كشور، توجه به كنترل واردات و همچنين عقلانيسازي نرخ ارز و تلاش براي تكنرخي كردن آن دانست. بنابراين زماني كه سرعت افزايش نرخ تورم با چنين مسائلي گرفته شود قطعا نقدينگي هم مجبور به كند كردن سرعت خود ميشود و ميتوان به عدم افزايشهاي چشمگير نقدينگي در اقتصاد كشور كه آثار زيانباري براي اقتصاد دارند اميدوار بود.
وطن امروز
«اتحاد در هم شکسته سلفیها؛ از حجاز تا لندن» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم زهرا طباخي است كه در آن ميخوانيد:
زمانی که مردم همراه فرزندان بسیجی و سپاهیشان پا در عرصه امدادرسانی به هموطنان زلزلهزده آذربایجانی گذاشته بودند، بخشی از پیادهنظام مجازی دشمن در فضای رسانه مشغول جنگ با اجلاس عدمتعهد، میانمار و غزه، لبنان و فلسطین بود! مشتاقانه به نام «وطن» و «خطه آذربایجان» بر طبل بیمرامی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران میکوفتند با شعارهای به غایت ضایعی مثل «آذربایجان میسوزد و داروها به میانمار میرود!»، «نه غزه نه لبنان جانم فدای آذربایجان!» یک عده دیگر پا را از این هم فراتر گذاشتند و با ضربدر زدن بر کبوتر صلح اجلاس نم مخالفتشان را به نام جنبش مرده سبز با برگزاری اجلاس عدمتعهد در تهران اعلام کردند. سوال ما از همه این فرهیختگان که از لندن، پاریس، مالزی و ترکیه تصمیم دارند در طول 5 روز برگزاری اجلاس، تهران را با زبالههای مجازیشان «کثیف» کنند و احتمالا سطل آشغال واژگون کنند این است: «چرا» ؟! کدام گفتمان سیاسی عقلگرایی خاکریز مبارزه کشور با بیگانگان یعنی غزه، لبنان و سوریه را تخریب میکند به این بهانه که هوادار «ایران» است؟! اندیشمندی(!) که نظریه عدم حمایت ایران از سوریه را به عنوان راهی برای حفظ سرمایه ملی در داخل کشور بیان میکند آیا تئوریاي برای دفاع از مرزهای کشور در حالی که دشمن همه مرزهای استراتژیک را یکی پس از دیگری درنوردیده، دارد؟! از اینها بگذریم! کدام سیاست نخوانده احمقی برگزاری اجلاسی با حضور 120 کشور جهان را تاییدکننده انزوای سیاسی- نظامی ایران قلمداد میکند که فلان مظهر جنبش از پاریس با 79 سال سن و ادعای رهبری(!) مردم را دعوت به نافرمانی مدنی میکند؟
واقعیت این است که ورشکستگان سیاسی قهوهای تنها راه موفقیت ایران را در عقبنشینی از مرزهای سیاسی، نظامی و عقیدتی جمهوری اسلامی ایران جستوجو میکنند؛ راهی که ابتدای ورود به آن غلاف کردن سلاح علم و اندیشه و انتهای آن ورود به باشگاه بازندگان جهانی است. لیبی زمان قذافی، عربستان دوره عبدالله، افغانستان کرزی، پاکستان گذشته، حال و احتمالا آینده قرار است الگوهای دوره عقبنشینی ایران باشند یا یونان ورشکسته که هنوز هم دست گرم حمایت اتحادیه اروپايی را در پشت خود احساس میکند؟! بگذارید لندننشینان تمدن ندیده و مزقونچیهای استکبار در لسآنجلس سرهایشان را به علامت شکست نظام تکان دهند و برای باز ماندن حسابهای جیرهخواریشان به کنگره و مجمع ایرانیان سازشکار در تورنتو نامه بنویسند. صدای زنگ ورود ایران به باشگاه قدرت در جهان بهاندازهای بلند است که راهی جز انکار واقعیات تکاندهنده در منطقه برای بیچارگانی که سالهاست برای سقوط «نظام» کرونومتر را از نو صفر میکنند باقی نمانده است. در تلآویو برضد قمپز شروع جنگ که نخستوزيرشان اشتباهی بدون هماهنگی با واشنگتن در کرد، صدها صفحه «صلح با ایران» و «وی لاو ایران»! مردمی توسط یهودیان خسته از مبارزه بیحاصل در شبکههای اجتماعی تشکیل شده است. عکسهای شیراز و اصفهان را از نشنالجئوگرافی به اشتراک میگذارند و از علاقه قلبیشان به سیدحسن نصرالله بیمحابا صحبت میکنند چون خوب فهمیدهاند با دشمنی که نمیتوانی پنجه در پنجهاش بیندازی بهتر است صلح کنی اما اگر این دشمن قویبنیه هر روز دامنه محاصره را تنگتر کند و شیران شرزهاش از جنگ روانی خسته نشوند، چه کنیم؟!
سایتهای روزنامههای صهیونیستی پر شده از کامنتهایی که برای ایران هورا میکشند و از لایک دادن به سخنان احمدینژاد یا امام خامنهای ترسی ندارند! بیمحابا برضد سخنان نتانیاهو درباره حمله به ایران راهپیمایی سراسری در پایتخت حکومت صهیون راه میاندازند و گمان نکنم حتی یک بار هم اسم بنیصدر، کدیور، سروش یا مهاجرانی را شنیده باشند. حتی متاسفانه هیچ امیدی هم به زنده شدن جنبش ندارند! چون برخلاف سرکردگان متوهمشان خوب فهمیدهاند که جنس مبارزه دوستان ایران و ایرانیون با یاوران صهیونیسم و IDF خیلی فرق دارد. آنها با چشم خود دیدند که در جنگ 33 روزه برای مهار هر مجاهد حزبالله یک جت جنگنده اعزام میشد! این شگرد «المنار» است... برنامههای بزرگداشت سرداران شهید حزبالله را با زیرنویس عبری پخش میکند؛ ابتدا از خصوصیات اخلاقی مجاهد شهیدش میگوید، بعد صدماتی که به دشمن تحمیل کرده را مفصل با فهرست کردن مکانهایی که در آن درگیریها رخ داده به تصویر میکشد. در پایان با افتخار در حضور خانواده شجاع فرمانده چریک اعلام میکند که یک فروند هواپیمای جنگنده مدل فلان در منطقه بهمان در روز سی و دوم جنگ موفق شد با موشک وی را در حالی که به تنهایی در یک جبهه چندین کیلومتری میجنگید شهید کند! اللهاکبر! یهودیان اشغالگر که هیچ؛ خود شیمون پرز هم از ترس جنگ دوباره با چنین مردانی به گریه میافتد!
آن طرف نهایت شجاعت خصم در گردهمایی القاعده در سوریه به تصویر کشیده میشود... این عبدالرزاق طلاس است که میبینی! میگویند به راحتی سر یک کودک سوری را مقابل چشمان پدر و مادرش میبرد! یک مسلمان متعصب وهابی است! اینها را سعودی با دلارهای سبز آمریکایی تربیت کرده تا خون شیعه را بیملاحظه بریزند اما یک نقطه ضعف دارند... شبهای ماه مبارک رمضان، زیر بارش گلوله ارتش بشار اسد مقابل صفحه اسکایپ مینشینند و از نقاط ضعف جنسیشان فیلم به اینجا و آنجا مخابره میکنند.
میگویند گروه عبدالمالک ریگی هم به همین دلیل در داخل مرزهای ایران پا نگرفت! صبح تا شب تمرینات نظامی را زیر نظر ژنرالهای آمریکایی میگذراندند و شب تا صبح میهمان دخترکان فروشی پاکستانی بودند! سلفیها نه سنی هستند نه شیعه؛ هرچند در هر لباسی میخزند. سلفیها از جنس صهیونیسماند. ضدخدا شدن و شیطانخواهی نخستین مرام اندیشه نداشتهشان است.
بگذار سلفیهای سبز هم تلاش کنند تهران را از لندن و پاریس نازیبا کنند! بگذار زبالههای اینترنتیشان را در همه جا پراکنده کنند. عرصه خالی از مرد جنگی مانده هموطن! استکبار دیگر شوالیهای ندارد که به جنگ من و تو بفرستد! فراموش نکنیم همه سختگیریهای اخلاقی رهبری و تذکرات پی در پی ایمانی به این جهت است که دشمن میداند نقطه قوت جبهه اسلام محمدی اخلاق است و عقیده مومنانه! پافشاری بر حق و ایستادگی توام با جهاد اکبر راز پیروزیهای پی در پی در جنگ احزاب است. سلام ما بر ناصران حق از مجاهد کبیر قاسم سلیمانی تا آنها که در کوچههای حلب در راه خدا مقابل سفاکان بیاخلاق مقاومت میکنند.
حمايت
«هفته دولت و میزبانی سران جنبش عدم تعهد» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
همانگونه که مخاطبان ارجمند میدانند هفته منتهی به سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر، همه ساله در کشور عزیزمان با عنوان هفته دولت گرامی داشته میشود. در این هفته مردم با گزارشات جدید عملکردهای نهادهای مختلف قوه مجریه بار دیگر آشنا میشوند و متقابلا به دستاندرکاران امور اجرایی به جهت تلاشهایشان برای اعتلای کشور خسته نباشید میگویند.
چنانچه ما نیز وظیفه خود میدانیم که به یکایک اعضای محترم دولت اعم از رییس جمهور و وزرا و عموم دستاندرکاران وزارتخانهها و نهادهای اجرایی در سراسر کشور این مناسبت مهم را تبریک گفته و خدا قوت عرض کنیم. معمولا در آغاز این هفته، همه ساله اعضای هيئت دولت دیداری با رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران دارند تا ارزیابی رهبری از عملکردهای خود را بشنوند و هرگونه راهنمایی و ارشادهای ایشان برای حرکت آینده دولت، اخذ شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هفته گذشته با دولت ضمن تأکید بر اینکه این دولت به پرکاری شهرت دارد و باید یک سال آخر خود را نیز با همین روحیه و خصیصه به پایان رساند، توصیه های مهمی داشتند. از جمله تلاش روز افزون دولت برای کاهش برخی مشکلات اقتصادی مردم و یا ضرورت مبارزه با فساد اقتصادی در سطوح مختلف و یا ایستادگی در مقابل زورگویان عالم. امسال بزرگداشت هفته دولت با مناسبت مهم و برجسته دیگری نیز تقارن پیدا کرده و آن برگزاری شانزدهمین اجلاس سران کشورهای جنبش عدم تعهد در تهران است. نظر به اهمیت این رویداد، نکاتی در این خصوص به شرح زیر تقدیم میشود.
امید است مرضی خداوند سبحان واقع شود و برای ارتقای آگاهیها و حساسیتهای مخاطبان ارجمند مفید باشد. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون دولتهای مختلف با رأی مردم بر سر کار آمدهاند و هر یک در دوره زمانی خود خدمات بسیاری را برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و برقراری عدالت در کشور معمول داشتهاند. دولت فعلی نیز در همین خصوص و در چارچوب خط مشی و برنامه های خاص خود، تلاشهای زیادی را به کار بسته تا به خصوص اقشار آسیب پذیر و مناطق مختلف کشور به توانمندی نایل آیند.
اجرای برنامه هدفمندسازی یارانهها، اجرای طرحهای تحول اقتصادی در ابعاد مختلف برابر مصوبات قانونی ذیربط، انجام سفرهای استانی مستمر در جهت درک مشکلات هر منطقه و تصمیم گیری فوری در جهت رشد و توسعه مناطق مختلف کشور از جمله اقدامات مهمی است که دولت فعلی بهآنها مبادرت ورزیده و گزارشهای مفصلی در هر بخش به مردم عرضه داشته است. اگرچه نقد و نظرهای مختلف نیز در هر حیطه وجود دارد و از جمله این نقد و نظرها از سوی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و یا متخصصین علمی ذیربط مطرح شدهاند.
خدمات دولت به خصوص طی سال گذشته در شرایطی انجام پذیرفته که تحریمهای اقتصادی علیه ایران ابعاد جدید و گسترده تری یافته و همین فشارها و دست اندازیها، موجب شده که در برخی زمینههای معیشت مردم فشارهایی تازه وارد شود. در چنین شرایطی، میزبانی اجلاس سران جنبش عدم تعهد چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی، پیامهای متعددی در بردارد.
در سطح داخلی این نوید را به مردم میدهد که نمایندگان آنها در بخشهای مختلف حاکمیت به خصوص قوه مجریه این توان و آمادگی را دارند که میزبان یک چنین رویداد بزرگ جهانی باشند و در سطح جهانی نیز برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران حاکی از آن است که تعاملات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای مختلف جهان و سازمانهای بینالمللی، به رغم همه فشارهای قدرتهای زورگوی جهانی در حدی است که اکثر کشورهای جهان به دعوت ایران پاسخ مثبت میدهند و در عالیترین سطوح در اجلاس شرکت میکنند.
مردم عزیز کشورمان به خصوص آنها که طی روزهای اخیر گزارشها و مقالههای متعدد منتشره در رسانهها را مطالعه کردهاند، حتماً مطلع هستند که جنبش عدم تعهد در زمانهای که فضای دو قطبی بلوکهای غرب و شرق بر جهان حاکم بود، به ابتکار برخی از رهبران کشورهای رهایی یافته از استعمار خارجی ایجاد شد و اولین گردهمایی خود را با حضور 29 کشور در حال توسعه در سال 1955 میلادی در اندونزی برگزار کرد و پس از آن به تدریج اعضای آن افزایش یافت به نحوی که امروزه از صد و نود و چند عضو سازمان ملل، 120 کشور عضو جنبش عدم تعهد هستند و کشورها و سازمانهای متعدد بینالمللی به عنوان ناظر در اجلاسهای جنبش حضور می یابند. اصول پنجگانه مشهور جنبش عدم تعهد جملگی حول عدم وابستگی به زورگویان عالم و تلاش برای جهانی صلح آمیزتر و انسانی تر و عادلانه تر می باشند.
ایران قبل از انقلاب اسلامی به علت وابستگی حکومت وقت به غرب و عضویت در پیمان سنتو، عملاً نمیتوانست به عضویت جنبش عدم تعهد درآید. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی، بلافاصله در همان سال به جنبش عدم تعهد پیوست و در ا جلاس سران جنبش در هاوانا شرکت و بعد از آن در تمامی نشستهای این جنبش حضور فعال داشته است.
طی سالهای اخیر، اعضای جنبش عدم تعهد در قضایای مربوط به اعمال فشارهای غرب علیه برنامه صلح آمیز هستهای ایران، بارها از ایران حمایت و زورگوییهای غرب را رد کردهاند.
آفرينش
«نقش غيرمتعهدها در برنامه هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در يك سال اخير پرونده هستهاي كشورمان سه بار در معرض گفتگو با آژانس انرژي اتمي قرار گرفته و سه بار مورد مذاكره با كشورهاي 1+5(نشستهاي استانبول، بغداد و مسكو) كه در پي اين نشستها نگاه سياسي و يكجانبه گرايي به پرونده هستهاي ما لحظهاي از سير معادلات طرف مقابل حذف نشده است.
آخرين دور اين مذاكرات روزجمعه در وين برگزارشد، اما نكاتي پيرامون اين نشست وجود دارد كه به آن اشاره خواهيم كرد.
يوکيا آمانو مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي، درست قبل از برگزاري اين نشست درباره آن ابراز نااميدي کرده بود. وي گفته بود: «در حال حاضر نميتوانم بگويم در مورد نتيجه مذاکرات اين هفته با مقامهاي ايراني خوشبين هستم. من شواهدي در مورد تغيير بسيار زود اين اوضاع در اختيار ندارم».
اين اظهارنظر نشان ميدهد آژانس تصميمي به در پيش گرفتن هيچ رويه خلاقانهاي در اين نشست نداشته و صرفا اميدوار بوده که به سبب افزايش حجم تحريمهاي اقتصادي و فشارهاي اسرائيل مبني بر حمله نظامي، ايران آماده تعديل مواضع و امتيازدهي شده باشد. بارها و به كرات ايران اعلام كرده است كه سياست "تهديد و پيشروي" نخواهد پذيرفت و از حقوق بارز خود چشم پوشي نخواهد كرد. اما برگزاري اين نشستهاي بدون نتيجه باعث به وجود آمدن يك دور باطل وتكراري شده كه نتيجهاي جز "ادامه مذاكرات در آينده!" در پي نداشته است.
لذا آنچه از اوضاع كنوني به نظر ميرسد اينكه بهتراست، در فضاي بي تدبيري غرب در پرونده هستهاي كشورمان، اين ما باشيم كه راه و روشي جديد براي پيگيري مسائل هستهاي ارائه دهيم. البته تا پيش از اين نيز جمهوري اسلامي در قالب بستههاي مجزا راهكارهاي پيشنهادي براي رفع ابهامات موجود را ارائه كرده است، اما اين بار ميتوان رنگ و لعابي بين المللي به رويكرد خود بدهيم تا از مقبوليت و همراهي جمع كثيري از كشورها و افكارعمومي نيز بهره مند گردد.
درحال حاضر برگزاري اجلاس غيرمتعهدها درتهران فرصتي مساعد را دراختيار ما گذاشته تا ديپلماسي كشورمان را از انزواي تحميلي از سوي غرب خارج كند. درهمين راستا ميتوان از پتانسيل اين كشورها براي اثبات حقوق هستهاي خود نيز بهره ببريم. درحال حاضر پرونده هسته ايران به عنوان يكي از مهمترين مسائل مورد مناقشه درجهان مطرح ميباشد، لذا قرار گرفتن مسئله هستهاي در دستوركار اين اجلاس ميتواند منعكس كننده نظرات و حقانيت اهداف صلح آميز ايران به سراسر جهان باشد.
در دو دهه گذشته در شوراي حكام آژانس اتمي كه نقشي تعيين كننده در تصميم گيريهاي سياسي در مورد پرونده هستهاي كشورمان و نيز شوراي امنيت داشته، جنبش غيرمتعهدها همواره بيانيههاي حمايتي از جمهوري اسلامي ارائه كردهاند كه اين حمايتها تاحد بسياري در كاهش و تعديل تصميمات خصمانه كشورهاي غربي تاثير داشته است. هرچند اين بيانيهها الزام آور نبوده، اما حمايت بيش از 120 كشور دنيا كه نيمي از جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند مسلماً باعث جلوگيري از اهداف زياده خواهانه قدرتهاي بزرگ خواهد شد.
لذا ضروريست تا مسولان امر از حضور سران غيرمتعهدها در تهران استفاده كنند و با تشريح برنامهها و فعاليتهاي هستهاي كشورمان بار ديگر حمايت همه جانبه اعضاي اين جنبش را با خود همراه كنند تا افكار عمومي و كشورهايي كه به ناحق ملت و كشور ايران را تحت فشارهاي سياسي و اقتصادي قرار ميدهند، مجبور به پذيرش و احترام گذاشتن به نظرات جمع كثيري از ملتها و كشورهاي دنيا در حمايت از كشورمان گردند.
لزوم توجه به فرصتهاي ديپلماتيك در اين سطح باعث گسترش و پژواك نداي آزادي خواهي و صلح طلبي جمهوري اسلامي در سراسر جهان خواهد شد و نوع نگرش غرب به ايران را تحت تاثير قرار خواهد داد.
ملت ما
«تعهد غيرمتعهدها» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم يدالله حبيبي است كه در آن ميخوانيد:
اصل در روابط و مناسبات انساني و اجتماعي و نيز در عرصه بينالملل، بر قبول مسئوليت و ايفاي نقش نسبت به اطراف از خود گرفته تا همنوعان، حيوانات و محيطزيست را هم شامل ميشود حال اين سوال بهويژه براي كساني كه اين روزها با هر رسانهاي چه سنتي و چه ديجيتال هممجلس ميشوند و به وفور خبر برگزاري شانزدهمين نشست سران كشورهاي غيرمتعهد و اجلاس تهران را ميشنوند مطرح است
كه يك سازمان به اين عريض و طويلي چرا راهبرد عدمتعهد را بر جبين خود نشانده و بعد از 52 سال از قدمت خود نيز تاكنون حاضر به بازتعريف نقش و نام خود نشده است، آري اين جنبش در سال 1961ميلادي(1340شمسي) در گرماگرم جنگ سرد با تلاش رهبراني همچون نهرو از هند، سوكارنو از مالزي، جمالعبدالناصر از مصر و ژنرال تيتو از يوگسلاوي سابق با هدف وحدت بين كشورهايي كه نه در اردوگاه كمونيسم و نه در اردوگاه كاپيتاليسم قرار داشتند، با اهداف ذيل تشكيل شد:
حمايت از حق تعيين سرنوشت، حاكميت و استقلال ملي و يكپارچگي سرزميني كشورها، مخالفت با آپارتايد، عدم الحاق به پيمانهاي نظامي چندجانبه و استقلال كشورهاي عضو از قدرتهاي بزرگ و نفوذ در بلوك بنديهاي سياسي، مبارزه عليه امپرياليسم در تمامي اشكال و ظهور، مبارزه عليه استعمار، استعمار جديد، نژادپرستي، اشغال و تسلط خارجي، خلع سلاح، عدم دخالت در امور داخلي كشورها و همزيستي مسالمتآميز ميان ملتها
رد استفاده از تهديد به زور در روابط بينالملل، تقويت سازمان ملل، دمكراتيزه كردن روابط بينالملل، توسعه اقتصادي اجتماعي و بازسازي سيستم اقتصادي بينالمللي و همچنين همكاري بينالمللي در موقعيت برابر كه همه اين اهداف ريشه در آرمانخواهي بنيانگذاران و بيشتر اعضای فعلي دارد و عملكرد اين جنبش در دفاع از حقوق ملت ايران در دفاعمقدس و انرژي صلحآميز هستهاي نزد مردم شريف ايران ماندگار خواهد بود
درواقع اين جنبش و كشورهاي عضو پيمان بستهاند به هيچ قدرتي متعهد نشوند و بهطور مستقل براي نيل به اهداف مورد اشاره تلاش نمايند اما با عطف به شرایط و تحولات بعد از جنگ سرد و فرصتي كه امپرياليسم امريكا در تحكيم و توسعه هژموني خود تعريف كرده سران جنبش چارهاي جز بازانديشي در بعضی اصول و راهبردهاي خود ندارند تا بتوانند از تعهد و مسئوليت تاريخي خود برآيند و به سوالات نسلهاي آينده از هماكنون پاسخ روشني ارايه نمايند.
اجلاس تهران خوشبختانه زمينه و فرصت خوبي براي اين تصميم شجاعانه است، ميزباني ايران و رهبري جنبش در سه سال آينده با يك كشور انقلابي كه هژموني ايالات متحده امريكا را به چالش كشانده و در بعضی مناطق مانع توسعه آن شده است فرصت استثنايي را فراهم كرده تا مباحث آغازين اين تحول در اجلاس تهران طرح شود بنابراين در آستانه نشست مهم سران جنبش عدمتعهد پيشنهادهاي ذيل قابل بررسي است:
1- جنبش بايد نقش فعالتري نسبت به گذشته اتخاذ نمايد و از بازتعريف نام و نشان خود با رويكرد دفاع عملياتي از ملل مظلوم، تعهد به صلح و امنيت جهاني، تكيه بر خرد جمعي در اداره جهان و عدالت آغاز نمايد.
2- به عنوان دومين سازمان بزرگ جهاني بعد از سازمان ملل از حقوق ملل دفاع كرده و اجازه ندهد فلسفه وجودي سازمان ملل در شرایط فعلي كه بعضی قدرتهاي بزرگ درصدد بيخاصيت كردن آن هستند زير سوال برود بلكه بالعكس در بازتعريف نقش و رسالت سازمان ملل و شوراي امنيت پيشگام باشند.
3- تحولات جهاني و منطقهاي خاصه در آسيا و خاورميانه حاكي از آمادگي ملل براي تحقق آزادي وعدالت ورهايي از دخالت ديگران در سرنوشت آنهاست حال نوبت رهبران كشورهاست كه به نقش خود واقف باشند و جنبش عدم تعهد با ظرفيت بالايي كه دارد اين توانايي را از خود نشان دهد.
4-جنبش در برخورد و مجازات با اعضاي خاطي و بيتعهد خود ملاحظه كاري را كنار گذاشته و از حقوق ملل و حيثيت خود دفاع كند و سياست بيطرفي كه بعضا نشان از عجز و ناتواني است از ساحت اين جنبش دور كرده و درباره حوادث مربوط به سوريه و بحرين با تشكيل كارگروههاي مقبول وكارآمد فرصت وزمينه دخالت قدرتهاي شيطاني و بدخواه را سد كرده و اعضای مداخلهجو و منفعتطلب را تنبيه نمايد.
5-جنبش اين ظرفيت را دارد تا با ارتقاي سطح ساختاري و كاركردي خود در مسائل جهاني بهطور عملي وارد شود و مشكلاتي كه بعضا نيم قرن از آنها گذشته و لاينحل باقي ماندهاست را چارهانديشي نمايد و صرفا به صدور اطلاعيه و بيانيه و موضعگيري سياسي اكتفا ننمايد و از اين بين نقش خود را در ساختار قدرت سازمان ملل تعالي بخشد.
6- اجلاس تهران فرصت مغتنمي است تا اعضای اين سازمان جهاني از نزديك با ديدگاههاي جمهوري اسلامي ايرا ن و تجربه اين كشور در دفاع از آرمان خود كه درراستاي اهداف اين جنبش نيز بوده خاصه در دفاع از مظلومان جهان و اعلان برائت از متجاوزان به حقوق ملل و بهويژه مبارزه با هژموني امريكا آشنا شوند.
مردم سالاري
«بهترين فرصت براي بازسازي روابط» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن ميخوانيد:
روزهاي آينده براي ايران، ايام پرکاري است که نياز به برنامه ريزي و هماهنگي همه نيروهايي دارد که ميتوانند در جهت منافع کشور بر حسب واقعيتهاي موجود – نه خيال پردازيها – گام بردارند. و صد البته روزهاي پرکاري – نه تعطيلي – رسانهها نيز هست. چون نبايد تعطيلي مخرب تهران با آن زيانهاي سنگين اقتصادي، امور و اوقات ما را به بطالت ببرد. از معايب بزرگ ما آن است که جز انتخابات و روز قدس و... جامعه را – برخلاف جوامع جهاني - براي تحولات بزرگ و رويدادهاي مهم آماده نميکنيم آن چنان که حتي بسياري از مردم نميدانند در جامعه ما چه ميگذرد.
دليل اين مسامحه و تعلل و خوي ناسزاوار، همان زلزله اسف بار و در عين حال، عبرت آموز آذربايجان است که در رسانه ملي «با خنده بازار» آشفته بازاري تاسف آميز ميسازد و در بهت همه، خم به ابرو هم، نميآورد! گويي که در قبال چنان فاجعه دردآوري، بر ما مسئوليتي نيست و بي اعتنا گذشتن، روال هميشگي کار است! اينها را بايد از بيبرنامگي و سوء مديريت دانست وگرنه به گمان نگارنده، نبايد تعمدي در کار باشد بلکه گاهي کاري به حسن نيت به ما ميدهند که از قابليتهاي ما بزرگ تر است!
در چند روز آينده، شانزدهمين اجلاس سران جنبش غير متعهدها در تهران برگزار ميشود و گفتهها حاکي از آن است که بيش از صد کشور در سطوح مختلف در اين نشست حضور خواهند يافت. رويداد بزرگي است اگر چه برخي بر اين باورند که بعد از جهان دوقطبي و فروپاشي ابرقدرت شوروي، ضرورتي بر وجود جنبش غير متعهدها احساس نميشود اما به هر حال ميتوان با سياست و تدبير درست، منويات بانيان نخستين آن را تا حدودي به نتيجه رساند و در مقابل زورگوييهاي آمريکا و برخي از کشورهاي اروپايي، حرفي براي گفتن داشت و از طرفي از فرصتهاي موجود در بازسازي روابط في مابين و سياست خارجي و اقتصادي و فرهنگي، بهترين نتيجه را کسب کرد. بنابراين بايسته است که نکات ذيل از جانب دولتمردان مورد نظر واقع شود:
1-آزادي زندانيان سياسي و امنيتي در روزهاي اخير ميتواند طليعه خوشي براي آشتي ملي و بيانگر عطوفت اسلاميباشد و سران کشورها را از اخبار خوش آن تحت تاثير قرار دهد و نگرش آنان را نسبت به ما به حسن تعبير و تلقي تبديل کند و سرمشق خوبي براي آنان در سياست داخلي تلقي گردد مگر نه اين است که ما ايران را «ام القراي» اسلام ميدانيم؟
2-داشتن روابط درست و مدبرانه با کشورهاي تاثير گذار مصر، ترکيه و عربستان در جهان اسلام براي ما، به ويژه در اين شرايط امري بسيار حساس و حياتي است و با بازسازي روابط با آنان ميتوانيم از خطرهاي احتمالي آينده پيشگيري کنيم.
3-با عنايت به اينکه در روزهاي برگزاري اجلاس، توجه خبرگزاريها و دنيا به ماست. نبايد آن چنان سخن بگوييم و عمل کنيم که دنيا ما را جنگ طلب و عامل نابودي ملتها و موجب سلب آرامش همسايگان بداند. اين زمان، بهترين فرصت براي خنثي کردن تبليغات سوئي است که خبرگزاريهاي استکباري براي ما، ايجاد کردهاند. لذا با بيان مهربانانه و منطقي و مستدل و دنيا پسندانه ميتوانيم به مقصود خود برسيم.
4-با توجه به حضور روساي مجلس در اين نشست، حضور موثر مجلس شوراي اسلامي، در مذاکرات حاشيه اجلاس بسيار ضروري و کارگشاست
5-از هم اکنون بايد زمينه ملاقاتهاي سياسي و اقتصادي در حاشيه نشست مشخص باشد تا ما را به موفقيتهاي بزرگي در اين موارد برساند و اوضاع اقتصادي ما را سروسامان دهد و موضع ما را در عرصه سيلست جهاني تقويت کند.
6-پرهيز از خودبزرگ بيني و يا موضع انفعالي، سياست درست ما را در جهان تبيين خواهد کرد. «نمود ما به ظرفيت بودمان» باشد نه کمتر و نه بيشتر. خودشناسي عامل کاميابي خواهد بود. در اين اجلاس نبايد منافع ملي ما تحت تاثير مسائل حاشيهاي قرار گيرد.
7-اگر مباني حکومت جمهوري اسلاميخود را در عمل درست عرضه کنيم، مشروعيت و مقبوليت ما در جهان تضمين خواهد شد.
8-مذاکرات درست و سنجيده اقتصادي با سران و نمايندگان حاضر کشورها و انعقاد قراردادها و سندهاي همکاري، بسياري از محدوديتهاي تحريمها را بي اثر يا کم اثر خواهد کرد.
9-همه ميدانيم که يکي از رکنهاي مهم توسعه، صنعت گردشگري است. بنابراين بسيار بجاست که جاذبههاي طبيعي و تاريخي کشور ما براي حاضران معرفي و منتج به تنظيم قراردادها در جذب گردشگر شود. برپايي نمايشگاه صنايع دستي در حاشيه نشست بسيار ضروري و تبليغ کشور ماست.
10-ترتيبي اتخاذ شود تا حاضران در اجلاس به توانمنديهاي ايران در صنايع بزرگ و کوچک و منابع عظيم خدادادي کشورما پي ببرند و در قراردادهاي اقتصادي به ما اعتماد کنند. اميد است که با تمهيدات درست، گامهاي موثري را در تجديد و بازسازي روابط خود با ديگر کشورها برداريم.
آرمان
«لزوم بازسازی جنبش عدم تعهد» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم اسدالله اطهری است كه در آن ميخوانيد:
یکی از مواردی که ایران میتواند در زمان اجلاس عدم تعهد همتش را معطوف به آن کند، تلاش برای موفقیت سیاسی و بینالمللی است. مساله دیگر بهکار بستن نوعی دیپلماسی است که کمک میکند ما از این وضعیت بهتر استفاده کنیم. این دیپلماسی باید تلاش کند نشان دهد که ایران کشوری است مقتدر.
سوم اینکه کشورهایی که به ایران میآیند، به لحاظ تاریخی ریشه در معادلات جنگ سرد دارند، اما بسیاری از این کشورها تغییر موقعیت دادهاند. مثلا هند باوجودیکه عضو جنبش غیرمتعهدهاست، اما جهتگیری بینالمللیاش را در همکاری هستهای با ایالات متحده تعریف کرده است.
حتی بین هند و آمریکا همکاری هستهای وجود دارد. البته ایران در این کنفرانس طرحهایی دارد که هنوز سرنوشتش مشخص نیست. مساله مبادلات اقتصادی بینالمللی، تحریمهای بانکی و مسائلی از این دست برای ما مهم است که آن را از طریق ایده بانک اقتصادی مشترک بین کشورها پیگیری میکنیم. نکته دیگر هم تقویت ایدهآلیسم است.
در دانشگاهها، مطبوعات و روزنامههای ایران دو تفکر باهم در حال مجادله هستند؛ ایدهآلیسم با واقعگرایی. ایران به این دلیل که هنوز از تهدیدات امنیتی خارج نشده است، بیشتر با این کشورها کار میکند. درباره جنبش غیرمتعهدها هم مهم این است که اینگونه نهادها، گروهها و سازمانها که پایه در عصرهای گذشته دارند، چگونه خود را بهروز کنند. مهم این است که ما چطور اینها را بازسازی کنیم و طرح مجددی از اینها داشته باشیم. تخریب چیز خوبی نیست، این بازسازی آنهاست که جالب و مفید است.
مثلا در مقابل ورشویی که نابود شد و نتوانست خود را مجددا بازتعریف کند و بهجایش روسها گروههای نظامی و امنیتی را در درون مرزهای خود شکل دادند؛ ناتو بهعنوان یک نهاد جنگ سرد، تعریف جدیدی از خود کرد. یا گروه 15 که چنین تحولی را برای خود در نظر گرفت و موفقیتآمیز هم بود. جنبش عدم تعهد که سوکارنو و دیگران شروع کردند و سیر تاریخی خاصی را طی کرده است، میتواند دوباره تعریف شود و در مسیر تاریخی جدیدی قرار گیرد.
به نظر میرسد هر نهادی که در دنیا به گفتوگو میان جامعه مدنی جهانی کمک کند، میتواند مورد بازسازی و تجدیدنظر مجدد قرار گیرد.
ابتكار
«اگر کلاه قرمزي سياسي بود...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها يک عروسک پنبهاي با نام کلاه قرمزي، به گيشههاي خاموش و متروک سينماهاي کشور رونقي دوباره داده است. موضوعي که در ماههاي گذشته به دغدغه اصلي هم متوليان رسمي و دولتي سينماي کشور و هم دست اندرکاران اين هنر ـ صنعت ملي، تبديل شده بود و به دنبال راههايي براي عملي کردن آن به هردري ميزدند.
در ماههاي گذشته نشست هاو جلسات مختلفي براي خارج کردن سينماي کشور از وضعيت رکود، برگزار شده بود. تحليل گران و منتقدان بسياري در اين باره به ارائه راه حل و اظهار نظر در اين باره پرداختند. يک نفر از برداشتن مميزي، سخن گفته بود و ديگري از گسترش فضاي رقابت در سينما. يکي کوتاه کردن دست دولت در سينما را پيشنهاد کرده بود و ديگري برعکس خواستار حضور دولت در همه حوزههاي مربوط به سينما شده شده بود. درچندسال گذشته انرژي بسياري از سينما گران و مسئولان دولتي صرف اين موضوع شده بود که چگونه مخاطبان قهر کرده از سالنهاي سينماي کشور را به گيشههاي متروک بکشانند و خوني تازه در رگهاي اين سينماي نيمه جان جاري کنند. اما در اين ميان يک عروسک پنبه اي، بي آنکه خبري از دستمزدهاي آنچناني و هزينههاي سرسام آور آن منتشر شود و بدون آنکه تبليغات دهن پرکني پيرامون آن صورت گيرد، دل از مخاطبان اين هنر ربوده است.
گزارشها حاکي از آن است که موج جديدي از حضور همزمان اعضاي خانوادهها در سالنهاي نمايش کشور آغاز شده و سينماي ايران روزهاي خوبي را تجربه ميکند. اين موضوع البته منحصر به خانوادههايي که فرزندان کودک و نوجوان و دارند، نميشود.
خلاصه اين که کلاه قرمزي بدون هيچ اظهار نظر کارشناسانه و فضل فروشانهاي راه دور هم جمع شدن خانوادهها، رونق سينماي کشور و تزريق اميد به پيکره نا اميد سينماي کشور و حل بسياري از معضلات اين عرصه را نشان داد.
در عرصه سياسي کشور هم چندسالي است که همايشها، سخنرانيها. و ميزگردهاي بسياري با هزينههاي گزاف برگزار ميشود تا راهاي رسيدن به وحدت، ائتلاف، ليست مشترک، نامزد واحد و هراتفاق مطلوب ديگري بررسي شود. پس از چند سال، نه تنها گروههاي سياسي تا نزديکي اين خواستهها هم نرسيدند و بلکه تنش، تشتت و التهاب در ميان افراد و گروههاي سياسي و حتي مسئولان کشور، افزايش نيز پيدا کرده است.
حال اگر کلاه قرمزي ميتوانست در عرصه سياسي کشور نقش آفريني کند، به نظرمي رسد که ميتوانست عملکردي بهتر از چهرههاي سياسي مدعي داشته ياشد.
او بدون هيچ اعلام رسانهاي يا برگزاري نشست خبري، توانسته است، مخاطبان مخلتف با سليقههاي متفاوت را پاي هنرنمايي خود در سالنهاي سينما بنشاند. مخاطباني که فارغ از جنجالهاي فيلم «لاله» و «انحلال خانه سينما» به پرده نقرهاي چشم دوختهاند و از اين رهگذر به سينماي ايران کمک ميکنند.
بدون ترديد حضور کلاه قرمزي - با ويژگيهايي که براي او تعريف شده است- در يک مناظره سياسي نه تنها هيچ تنشي ايجاد نميکند، بلکه التهابات احتمالي را نيز فروخواهد نشاند. اين موضوع البته از نهاد کودکانه او سرچشمه ميگيرد که نه کينه ورزي بلد است و نه دروغ گويي. نه رقيب کوچک ميکند تا خود بزرگتر جلوه کند و نه خود را حلال همه مشکلات صحنه سياست و اقتصاد و فرهنگ ايران و جهان ميداند.
او به گونهاي شخصيت پردازي شده است که نميخواهد و نميتواند در التهاب زندگي کند. اشتباه ميکند، اما هيچ گاه برآن اصرار نميورزد. به سادگي يک پلک پايين انداختن و خيره شدن به زمين، عذرمي خواهد و اشتباهش را ميپذيرد. چرا که چشم در چشم مخاطب دوختن و دروغ گفتن در شخصيت پردازي او لحاظ نشده است. همين است که او را براي مخاطبان پير و جوان وکودک خواستني ميکند.
او اين روزها محور ائتلاف نانوشتهاي قرار گرفته است که بدون اعلام قبلي و تبليغاتي ميتواند به «نجات سينماي ايران» منجر شود.
اما کساني که محور ائتلافهاي سياسي قرار ميگيرند، با همه سر و صدايي که در رسانهها برپا ميکنند، نه ميتوانند «مرضي الطرفين» گروههاي ريز و درشتي شوند که عرصه سياسي را براي ادامه حيات انتخاب کردهاند و گاه نيز نشان ميدهند که نه ميخواهند.
دنياي اقتصاد
«فرصتهاي اقتصادي عدم تعهد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم یاسر ملایی است كه در آن ميخوانيد:
از زمان تاسیس جنبش عدم تعهد در دهه ۶۰ میلادی، دنیا شاهد تحولات گوناگون سیاسی و اقتصادی بوده است.
رهبران کشورهای انقلابی و استقلالطلب هند، مصر، اندونزی و یوگسلاوی، در حالی درسال ۱۹۶۱ میلادی بنیان جنبش عدم تعهد را گذاشتند که رقابت شدیدی میان دو بلوک شرق و غرب در حوزههای مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی درگرفته بود و بحثهای جدی میان اندیشمندان و روشنفکران جوامع مختلف درباره این دوراهی سرنوشت وجود داشت و این سوال جدی مطرح بود که از کدام راه میتوان به پیشرفت و موفقیت دست یافت؟ در اوج این رقابت جهانی و جنگ سرد میان ابرقدرتها، بنیانگذاران جنبش عدم تعهد، با محوریت اصولی چون «استقلالطلبی»، «همزیستی مسالمتآمیز»، «برابری» و «احترام به تمامیت ارضی کشورها»، کشورهای جهان سوم را گرد آورند و به دنبال حفظ هویت و استقلال خود در جهان دوقطبی بودند.
اما، امروز دیگر از فضای دو قطبی خبری نیست و در رقابت میان اندیشههای اقتصادی، اقتصاد دولتی و اندیشههای کمونیستی جایگاه خود را در میان اندیشمندان، اقتصاددانان و سیاستگذاران از دست داده است. امروزه، تجربه جوامع و یافتههای استوار علمی آشکار کرده است که راه توسعه اقتصادی کشورها و بهبود سطح رفاه مردم از اقتصاد رقابتي و تجارت آزاد میگذرد.
این تغییر در اوضاع و احوال جهانی، در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عضو جنبش عدم تعهد قابل مشاهده است. امروزه، اکثر این کشورها با عنوان «در حال توسعه» شناخته میشوند و با در پیش گرفتن سیاستهای اقتصاد آزاد در داخل و توسعه تجارت در خارج، جوامع خود را در مسیر پیشرفت و توسعه اقتصادی قرار دادهاند. آنها، این طریق را بهترین راه برای احیا و بازیابی هویت و استقلال خود در عرصه بینالمللی یافتهاند. کشورهایی مانند هند، مالزی، آفریقای جنوبی و چین (به عنوان عضو ناظر نم) از این دسته هستند.
با توجه به این رویکرد، بیجهت نیست بهرغم اینکه انگیزه اصلی تشکیل این سازمان بزرگ بینالمللی، یعنی اعلام «عدم تعهد» به ابرقدرتهای جهانی و پیگیری منافع جهان سوم كمرنگتر از گذشته مطرح است اما، ۷۰۰۰ نفر از بیش از ۱۰۰ کشور جهان در اجلاس تهران شرکت میکنند. به نظر ميرسد امروزه، یکی از اصلیترین انگیزههای کشورها برای شرکت در چنین نشستهایی، یافتن راههای توسعه تجارت و فرصتهای جدید برای بخشهای مختلف اقتصادی است. بنابراین، بیدليل نیست که بخش بزرگی از هیات ۱۵۰ نفره شرکت کننده از کشور هندوستان در اجلاس تهران را تجار و فعالان اقتصادی تشکیل دهند.
اميد ميرود در شرایط ویژه اقتصادی کشور و در حالی که اقتصاد ملی در معرض تحریمهای ناعادلانه قرار دارد، مسوولان برگزاری این اجلاس به ابعاد اقتصادی و تجاری این اجلاس توجه کافی معطوف کرده باشند و در شرایطی که اقتصاد ملي به یافتن راههای جدید براي تجارت با دنیا نیاز مبرم دارد، با دعوت و میدان دادن به فعالان اقتصادی کشور، زمینه را برای بهرهبرداری موثر از این فرصت و برقراری ارتباطات تجاری فراهم كنند و اقتصاد ملی از برگزاری این اجلاس به خوبی منتفع شود.
گسترش صنعت
«چرا طلا آرام نمیگیرد؟» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم احمد بیات است كه در آن ميخوانيد:
بحث راهاندازی بورس ارز که از دو هفته پیش به طور جدی از سوی مقامات بورسی و دولتی کشور مطرح شد، جو روانی مثبتی را در بازار ارز ایجاد کرد و باعث شد تا نوسان قیمت دلار به حداقل برسد.
اما با انتشار خبر عجیب راهاندازی بورس ارز پس از عید فطر و عملی نشدن این کار، فعالان بازار متوجه شدند که بازهم راه طولانی برای آغاز بهکار بورس ارز در پیش است و بدون توجه به اخبار راهاندازی این بورس، به مبادلات خود پرداختند. به گفته مسئولان بازار سرمایه، بورس ارز باید با مشارکت وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار راهاندازی شود که وزارت اقتصاد و سازمان بورس تاکنون آمادگی خود را برای این کار اعلام کردهاند، اما بازیگر اصلی این بازار یعنی بانک مرکزی هنوز اقدام عملی برای راهاندازی بورس ارز انجام نداده است و برخی منابع خبری نیز از بیتمایلی بانک مرکزی در این خصوص خبر میدهند.
به این ترتیب با خنثی شدن تاثیر بورس ارز بر بازار ارز، هفته گذشته بار دیگر شاهد تحرکات قیمتی دلار بودیم که به همین جهت سکه نیز که چند هفتهای بین ۷۵۰ تا ۷۷۰ هزار تومان در نوسان بود، برای استارتی جدید آماده شد.
در میانه راه نیز افزایش قابل توجه نرخ اونس طلا بیشترین تاثیر را بر قیمت سکه گذاشت تا قیمت هر قطعه سکه بهار آزادی ظرف سه روز پایانی هفته گذشته از ۷۷۰ هزار تومان به ۸۲۵ هزار تومان برسد. به این ترتیب همراه شدن افزایش نرخ اونس طلا با نوسانات بازار ارز، شوک قیمتی جدیدی را پس دو ماه به بازار سکه وارد کرد که براساس فرمول تعیین قیمت سکه، همچنان حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان حباب منفی در نرخ این محصول وجود دارد که اگر دوشنبه این هفته با بازگشایی بازارهای جهانی اونس طلا چند دلاری رشد کند، حباب منفی سکه از بین میرود و قیمت آن واقعی میشود. همچنین ازجمله اخباری که در هفته جاری بازار طلا و سکه را تحت تاثیر قرار خواهد داد میتوان به گزارش فصلی آژانس بینالمللی از فعالیتهای هستهای ایران و برگزاری اجلاس سران غیرمتعهد و صحبتهای پیرامون آن اشاره کرد.
در صورتیکه این هفته قیمت دلار در بازار داخل ثابت بماند و اونس طلا نیز با جهشی روبهرو نشود، معاملهگران بازار طلا نگاه خود را به اجلاس سران غیرمتعهد و نتایج این اجلاس معطوف خواهند کرد که پیشبینی میشود با برگزاری مهمترین رویداد سیاسی کشور، بازار ارز آرام بگیرد و قیمت سکه نیز حداقل برای یک هفته با افزایش غیرمنتظرهای مواجه نشود.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



