قتل كودك كار توسط مرد موادفروش
کد خبر: ۲۶۲۴۴۶
| | 4047 بازدید
جوان موادفروش كه متهم است كودك كار افغان را مورد آزار قرار داده و به قتل رساندهاست، در جلسه محاكمهاش اتهام خود را رد كرد و گفت: مجبور به اعتراف شدهاست.
به گزارش شرق ، ماموران پليس سوم ارديبهشت سال 89 با تماس تلفني زني جوان باخبر شدند پسر نوجواني كه به شدت بدحال است در منطقه اتابك در خانهاي نگهداري ميشود. با توجه به شكايت مطرح شده ماموران بلافاصله خود را به محل رساندند و جسم نيمهجان جوان نوجواني به نام سعيد را پيدا كردند. آنها با ماموران اورژانس تماس گرفتند و درخواست كمك كردند. مدتي طول كشيد تا اورژانس به محل برسد اما زماني كه تكنسينها بالاي سر او حاضر شدند و پسرك نوجوان را معاينه كردند، گفتند سعيد جان باختهاست. حامد، جواني كه جسم نيمهجان سعيد از خانه او بيرون آمده بود، توسط ماموران بازداشت شد. حامد به دستور بازپرس ويژه قتل تحت بازجويي قرار گرفت و اعتراف كرد سعيد را به قتل رساندهاست.
متهم در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود گفت: شب قبل از حادثه با سعيد به خانه آمديم و من برايش شام آوردم وقتي كه خواستيم بخوابيم او را مورد آزار قرار دادم. سعيد ناراحت شد و من هم براي اينكه به ديگران چيزي نگويد دستانم را روي دهانش گذاشتم. نميخواستم بكشمش اما وقتي دستم را برداشتم ديدم سياه شدهاست. فكر ميكردم تا صبح حالش خوب ميشود اما اين اتفاق نيفتاد، او را به درمانگاه بردم، گفتند حالش بد است به خانه برگشتيم و در راه، يكي از همسايهها من را ديد. فكر ميكنم او موضوع را به پليس خبر داده باشد. بعد كه اورژانس آمد و گفت: پسرك كشته شدهاست. پليس در ادامه بررسيهاي خود متوجه شد حامد 10 سابقه كيفري دارد كه همگي مربوط به لواط است. بازپرس با توجه به اين سوابق از پزشكي قانوني خواست علت دقيق مرگ مقتول 13 ساله را توضيح بدهد. متخصصان اعلام كردند سعيد مورد آزار جنسي قرار گرفته و بعد بر اثر انسداد مجاري تنفسي جان خود را از دست داده است.
بعد از پايان تحقيقات و صدور كيفرخواست پرونده به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد به اين ترتيب روز گذشته حامد به اتهام قتل، پاي ميز محاكمه رفت. در ابتداي جلسه روشن نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و بعد از اينكه كيفرخواست را خواند، درخواست مجازات قانوني كرد. در ادامه مادر سعيد به عنوان تنها وليدم در جايگاه حاضر شد و گفت درخواست قصاص دارد. او در مورد پسرش گفت: سعيد 13سال بيشتر نداشت. او فال ميفروخت و هزينه زندگي من را تامين ميكرد. پسرم با اينكه بچه بود، شبها تا ديروقت كار ميكرد. گاهي پيش دوستانش ميرفت و شب به خانه نميآمد. آن شب هم من فكر ميكردم پيش دوستانش است تا اينكه صبح خبر دادند به قتل رسيده است.
در ادامه متهم در جايگاه حاضر شد، او گفت: اتهامم را قبول ندارم من در اين قتل نقشي نداشتم. حامد ادامه داد: من موادفروش بودم و حشيش ميفروختم. سعيد هم مواد ميفروخت. ما در يك محل كار ميكرديم و همديگر را ميشناختيم. آن شب وقتي داشتم به خانه ميرفتم ديروقت شده بود. به من گفت: حالا اگر به خانه بروم مادرم عصبي ميشود و از من خواست او را به خانهام ببرم. من هم قبول كردم. وقتي وارد منزل شديم، همه خواب بودند برايش غذا آوردم و خورد بعد از چند دقيقه استفراغ كرد بعد خوابيد و صبح كه خواستم بيدارش كنم، بلند نشد. او را بغل كردم و به درمانگاه بردم، گفتند حالش خوب نيست وقتي وي را به خانه برگرداندم، يكي از همسايهها ديد و پليس را خبر كرد.
متهم گفت: قبل از اينكه بخوابيم كراك و حشيش كشيديم و من فكر ميكنم سعيد به همين دليل فوت شد و من در مرگ او نقشي نداشتم.
در اين هنگام قاضي عبداللهي –رييس دادگاه-در مورد تناقضگويي متهم در جلسه بازجويي و دادگاه از او سوال كرد و گفت: چرا در بازجوييها به قتل اعتراف كردي؟ متهم جواب داد: من تحت فشار ماموران اعتراف كردم و گفتههايم در اداره آگاهي درست نيست.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه دادگاه، هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
به گزارش شرق ، ماموران پليس سوم ارديبهشت سال 89 با تماس تلفني زني جوان باخبر شدند پسر نوجواني كه به شدت بدحال است در منطقه اتابك در خانهاي نگهداري ميشود. با توجه به شكايت مطرح شده ماموران بلافاصله خود را به محل رساندند و جسم نيمهجان جوان نوجواني به نام سعيد را پيدا كردند. آنها با ماموران اورژانس تماس گرفتند و درخواست كمك كردند. مدتي طول كشيد تا اورژانس به محل برسد اما زماني كه تكنسينها بالاي سر او حاضر شدند و پسرك نوجوان را معاينه كردند، گفتند سعيد جان باختهاست. حامد، جواني كه جسم نيمهجان سعيد از خانه او بيرون آمده بود، توسط ماموران بازداشت شد. حامد به دستور بازپرس ويژه قتل تحت بازجويي قرار گرفت و اعتراف كرد سعيد را به قتل رساندهاست.
متهم در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود گفت: شب قبل از حادثه با سعيد به خانه آمديم و من برايش شام آوردم وقتي كه خواستيم بخوابيم او را مورد آزار قرار دادم. سعيد ناراحت شد و من هم براي اينكه به ديگران چيزي نگويد دستانم را روي دهانش گذاشتم. نميخواستم بكشمش اما وقتي دستم را برداشتم ديدم سياه شدهاست. فكر ميكردم تا صبح حالش خوب ميشود اما اين اتفاق نيفتاد، او را به درمانگاه بردم، گفتند حالش بد است به خانه برگشتيم و در راه، يكي از همسايهها من را ديد. فكر ميكنم او موضوع را به پليس خبر داده باشد. بعد كه اورژانس آمد و گفت: پسرك كشته شدهاست. پليس در ادامه بررسيهاي خود متوجه شد حامد 10 سابقه كيفري دارد كه همگي مربوط به لواط است. بازپرس با توجه به اين سوابق از پزشكي قانوني خواست علت دقيق مرگ مقتول 13 ساله را توضيح بدهد. متخصصان اعلام كردند سعيد مورد آزار جنسي قرار گرفته و بعد بر اثر انسداد مجاري تنفسي جان خود را از دست داده است.
بعد از پايان تحقيقات و صدور كيفرخواست پرونده به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد به اين ترتيب روز گذشته حامد به اتهام قتل، پاي ميز محاكمه رفت. در ابتداي جلسه روشن نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و بعد از اينكه كيفرخواست را خواند، درخواست مجازات قانوني كرد. در ادامه مادر سعيد به عنوان تنها وليدم در جايگاه حاضر شد و گفت درخواست قصاص دارد. او در مورد پسرش گفت: سعيد 13سال بيشتر نداشت. او فال ميفروخت و هزينه زندگي من را تامين ميكرد. پسرم با اينكه بچه بود، شبها تا ديروقت كار ميكرد. گاهي پيش دوستانش ميرفت و شب به خانه نميآمد. آن شب هم من فكر ميكردم پيش دوستانش است تا اينكه صبح خبر دادند به قتل رسيده است.
در ادامه متهم در جايگاه حاضر شد، او گفت: اتهامم را قبول ندارم من در اين قتل نقشي نداشتم. حامد ادامه داد: من موادفروش بودم و حشيش ميفروختم. سعيد هم مواد ميفروخت. ما در يك محل كار ميكرديم و همديگر را ميشناختيم. آن شب وقتي داشتم به خانه ميرفتم ديروقت شده بود. به من گفت: حالا اگر به خانه بروم مادرم عصبي ميشود و از من خواست او را به خانهام ببرم. من هم قبول كردم. وقتي وارد منزل شديم، همه خواب بودند برايش غذا آوردم و خورد بعد از چند دقيقه استفراغ كرد بعد خوابيد و صبح كه خواستم بيدارش كنم، بلند نشد. او را بغل كردم و به درمانگاه بردم، گفتند حالش خوب نيست وقتي وي را به خانه برگرداندم، يكي از همسايهها ديد و پليس را خبر كرد.
متهم گفت: قبل از اينكه بخوابيم كراك و حشيش كشيديم و من فكر ميكنم سعيد به همين دليل فوت شد و من در مرگ او نقشي نداشتم.
در اين هنگام قاضي عبداللهي –رييس دادگاه-در مورد تناقضگويي متهم در جلسه بازجويي و دادگاه از او سوال كرد و گفت: چرا در بازجوييها به قتل اعتراف كردي؟ متهم جواب داد: من تحت فشار ماموران اعتراف كردم و گفتههايم در اداره آگاهي درست نيست.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه دادگاه، هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


