اینجا هم سفرهای که برای مردم پهن نمیشود
با این که ثبت آثار میراث فرهنگی چه در بعد ملی و چه به لحاظ جهانی، واجد ارزشهای مادی و تعاملات فرهنگی است اما ایران با داشتن 15 اثر جهانی در شهرهای مختلف هنوز نتوانسته از این امکان بهرهای ببرد به طوری که تخت جمشید با جذب بیشترین توریست نیز هیچگونه اشتغالزایی و رفاه حداقلی را برای ساکنان منطقه و روستاهای اطراف آن بهوجود نیاورده است.
به گزارش اعتدال، پارسه و پاسارگاد درشیراز، ارگ بم در کرمان، گنبد سلطانیه زنجان، سازههای آبی شوشتر ، چغازنبیل خوزستان ، ... و اخیرا هم مسجد جامع اصفهان و برج گنبد قابوس در سی و ششمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو، به عنوان چهاردهمین و پانزدهمین آثار ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو درحالی به ثبت رسیدهاند که هنوز نتوانستهاند حداقل امکانات رفاهی را برای ساکنان مناطق ثبتی ایجاد کنند. از سویی عدم معرفی و شناسایی جایگاه ثبت، همچنین نبود رابطه مستقیم و دوسویه میان گردشگری و میراث فرهنگی باعث شده ثبت میراث ارزشمند جهانی تاثیری درزندگی روزمره مردم نداشته باشد.
با این که تعدادی از آثار جهانی چون نقش جهان، گنبدسلطانیه، بازار تبریزو... با زندگی روزمره مردم گره خوردهاند و برخی دیگر چون چغازنبیل، پارسه وپاسارگاد از جریان زندگی عادی مردم دورافتادهاند اما هیچ یک از آنها دروضع معیشتی و درآمدزایی عامه مردم منطقه تاثیر چشمگیری نداشته است.
محمد هاشمی جعفری یکی از فعالان میراث فرهنگی در تهران با اعتقاد براین که در کشور ما جایگاه ثبت هنوز به درستی شناخته نشده است، به خبرنگار ما می گوید: درکشور ما جایگاه ثبت چه به لحاظ ملی و چه به لحاظ جهانی هنوز شناخته شده نیست و به همین دلیل است که مردم جایگاه واقعی آن را درک نکرده و تاثیر نگرفتهاند. از یک سو بحث ثبت ملی و مشکلات مالکان خصوصی و ازسوی دیگربحث ثبت جهانی که بسیاری از نهادهای شهری این ثبت را مزاحم پروژههای شهری میدانند.
وی با بیان این که نقش جهان اثری جهانی است که با زندگی مردم تنیده اما با این وجود جز کسبه سایر مردم منطقه درواقع نفعی نمیبرند. درتخت جمشید و پاسارگاد وضعیت به همین منوال است و مردم منطقه و روستاهای حوالی تخت جمشید همچنان محروم هستند چراکه هیچ برنامه مدونی برای آنها اندیشیده نشده و گردشگری در زندگی آنها رسوخ نکرده است. این درحالی است که ثبت یک اثر میتواند به گردشگری و دیگر بناهای ثبتی رونق دهد.
با نگاهی به وضعیت آثار باستانی به راحتی می توان به عمق مساله ای که این کارشناس مطرح می کند رسید ؛ هم اکنون اقداماتی که درقالب برنامهریزی صورت میگیرد به حدی ضعیف است که نمیشود اسم برنامه برآن گذاشت. هنوز مردم مناطقی که آثار باستانی را در خود جای داده درگیر گردشگری نشدهاند و دخالتی در این صنعت ندارند. به طوری که صرف نظر از گردشگری روستایی سایر نقاط با این که درجوار آثار ثبتی ارزشمندی هستند زندگی محرومی دارند. درحال حاضر موضوع ثبت، بین مردم جنبه تهدید پیدا کرده است نه فرصت. بسیاری از اهالی منطقه ثبت یک اثر را خصوصا به لحاظ ملی ایجاد زحمت برای خود میدانند که این امر درواقع آفتی است که به دلیل عدم معرفی و شناسایی و تعامل آن با قشر کثیری از جامعه به جان آثار ثبتی افتاده است.
به طور نمونه درارگ بم اگر تبلیغات مناسبی انجام میشد قطعا درآمدهای ناشی از جاذبههای توریستی افزایش پیدا میکرد. به طوری که با تبدیل محل سکونت به جاذبههای گردشگری گوشهای از اقتصاد شهر به گردش میافتاد. و این اتفاق علاوه بر بُعد مالی تعامل فرهنگی نیز ایجاد میکرد.
در پایان باید گفت که ثبت آثار چه به لحاظ ملی و چه به لحاظ معنوی نشاندهنده اهمیت و پایداری حکومت هاست. این درحالی است که در این رابطه باید به حذف تفکر زودبازده بپردازیم و با سرمایهگذاری و دخالت بخش خصوصی و مشارکت مردمی رابطه دوسویه آثار فرهنگی وجذب توریست را پررنگتر از پیش کنیم.


