صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

استفاده نابجا از نعمت خدادادی زبان

طاهره صاحب‌الزمانی
کد خبر: ۲۵۹۴۰۹
| |
10114 بازدید
نعمت الهي هر اندازه بزرگتر بوده باشد ،شكر وسپاس گذاري بيشتري را ايجاب مي كند . معناي شكر كردن ذات اقدس الهي اين نيست كه مانند مردمان متملق و چرب زبان فقط زبان خود را با لفظ شكر و سپاس گردش بدهيم ؛ بايد اولا احساس شكر و امتنان در قلب ما پيدا شود و ثانيا به آن توجه داشته باشيم كه كسي كه ما مي خواهيم شكر او را بجا آوريم ذات مقدس خداوند است كه از مخلوقات خود بي نياز است ؛نه شكر زباني ونه امتنان قلبي ما هيچكدام نمي تواند سودي براي خداوند متعال داشته باشد . شكر واقعي يك نعمت به اين است كه ما بدانيم وظيفه و تكليفي كه در مورد آن نعمت وموهبت داريم چيست ، همان وظيفه و همان تكليف را بجا بياوريم .وظيفه و تكليف ما نسبت به يك نعمت از نعمتهاي پروردگار چيزي جز اين نيست كه خداوند طرز استفاده صحيح ومعقول از آن نعمت و موهبت را تحت عنوان وظيفه وبه نام تكليف به ما آموخته است .

مثلا يكي از نعمتهاي بزرگ پروردگار نسبت به ما آدميان نعمت زبان ونعمت نطق وبيان است .حكما بيشترين مميز انسان را از ساير جانداران همان نطق و بيان دانسته اند ، زيرا سخن گفتن انسان كه از روي فهم ودرك است بهترين مظهر ونيكوترين نماينده تعقل و فكر انسان است .

در قر ان كريم مي فرمايد : خداي رحمان به موجب رحمانيت خودش انسان را آفريد و به او نطق بيان آموخت . به موجب همين قوه است كه آدميان منويات ضمير خود را به يكديگر مي فهمانند و آنها را از فكر خود و اطلاع خود و حالت خود آگاه مي سازند . به موجب همين قوه بيان است كه علم از فردي به فرد ي واز نسلي به نسلي منتقل مي گردد . اگر اين قوه نمي بود براي بشر زندگي اجتماعي مقدور نبود .

اين نعمت بزرگ به نوبه خود شكري دارد . شكر اين نعمت به اين است كه زبان وسيله حقيقت گويي و راستگويي باشد نه وسيله دروغ و خلاف گويي يا غيبت و تهمت و سخن چيني و دشنام گويي .

اين زبان را كه خداوند آفريده ، براي اين است كه انسان آن را وسيله كشف حقيقت قرار دهد نه وسيله پوشاندن حقيقت ، بايد وسيله هدايت و راهنمايي مرم واقع شود نه وسيله ضلالت و گمراهي و نفاق و دورويي .

امام علي (ع) از رسول اكرم (ص) نقل مي كند كه فرمود من از دو طايفه نسبت به امت خودم اطمينان دارم كه از ناحيه آنها به امت من گزندي نمي رسد و نسبت به يك طايفه ديگر نگرانم و هر چه بر سر امت من بيايد از ناحيه اين طايفه است . آن دو طايفه كه من از ناحيه آنها مطمئنم يكي طبقه مومن ومخلص است و يكي طايفه كافر خالص ؛ اما مومن خالص بديهي است كه همان ايمان وي كافي است كه اورا مانع شود از اينكه قدم بدي بر ضرر امت مسلمان بردارد ؛ واما كافر محض كه هم باطنش كافر است و هم ظاهرش ؛ از ناحيه اوهم نگراني نيست ؛ زيرا هر وقت كفر صريح با ايمان صريح ،وباطل آشكار با حق آشكار روبرو شود از ايمان شكست مي خورد ؛ و اما آن طايفه اي كه من از ناحيه آنها نگرانم مردمان منافق و دورو ودوزبا ن مي باشند كه در گفتار ودر ظاهر مومن هستند ودر باطن خود كفر را مستور كرده اند ، در ظاهر مانند گوسفند سليم ودر قفا همچو گرگ آدم خوار مي باشند .

استفاده نابجا از زبان و دورو بودن بيماري روحي محسوب ميشود ؛متاسفانه در برخي موارد اين امر به يك معضل اساسي تبديل شده وافراددر هر سمت وحرفه اي كه هستند ؛ بدون توجه به آموزه هاي ديني وآداب و تعاليم اسلامي عملكرد مثبت اشخاص ناديده گرفته شده و همكاران ودوستان محترم آنچنان هتك حرمت كرده و صفات مثبت فرد را به صفات منفي تبديل مي كنند ؛ كه شايد به گونه اي بتوان اذعان كرد روح وروان فرد مذكور كاملا بهم ريخته مي شود وحا ل آنكه حتي آرامش خانواده افراد نيز بهم ريخته مي شود ، بماند .

واقعا جاي بسي تاسف است بيماري روحي فوق يعني عدم كنترل زبان وخلاف شعائر اسلام رفتار كردن گاه منجر به نابودي آينده افراد مي شود ؛دربرخي ممالك(متاسفانه در كشور خودمان نيز ) بهمين دليل بعضا حتي شايسته سالاري در انتصابات رعايت نشده ودر نهايت با انتصاب افراد نالايق وناكار آمد باعث افت در جامعه مديريتي شده وآسيب هاي جبران ناپذيري را در خدمت رساني كه مي توانست مطلوب وتاثير گذار باشد و ديگر نيست وارد شده است .

جامعه ایران امروز با صفات زشتی که در آن گسترش یافته است روبروست. وجود ظاهرسازی و دورویی در نزد مردم فعلی ایران غیرقابل انکار است شاید اگر هر کدام از ما به خودمان مراجعه کنیم به راحتی به آن پی می بریم.

شاید عوامل متعددی را بتوان در گسترش این صفت خطرناک و زشت در جامعه نام برد. توجه صرف به ظواهر دینی ،مدرک گرایی ، حسادت ، سخت شدن ازدواج و..... از عوامل شیوع این بلای خانمان سوز در جامعه هستند.

تاسف آور است که بدانیم این صفت در جامعه تا حد زیادی نهادینه شده است و حتی در فکر مردم به امری خوب و موجه تبدیل شده است. و چه بجاست که پیامبر می گفت روزی می رسد که دین خدا کاملا تغییر می کند و از آن جز کاغذ نمی ماند.

همچنین ما نمی‌توانیم فکرکنیم که دروغ، ریاکاری، دورویی و این قبیل پدیده‌هایی که در جامعه ما تا حدی گسترده شده است که الان گاهی در سطح رسانه‌ها و مسئولین کشور از آن صحبت می‌شود، از خانواده شروع می‌شود.

آن چه که به اعتقاد من مسئولین به اندازه کافی شهامت بیان آن را ندارند، این است که این معضل نه این که تقصیر چند نفر یا خانواده یا این یا آن و یا حتی چند مسئول است. بلکه مقصر اصلی سیستمی است که جامعه را به سمت دو رویی، ریاکاری، دروغ گفتن و به سمت صورتک و ماسک داشتن و چند هویتی شدن هل می‌دهد.

این مشکل خیلی وسیع‌تر از آن است که تصور می‌کنیم. شاید جامعه ما الان با یک بیماری واقعی مواجه است و این بیماری اجتماعی همه‌گیر، در همه عرصه‌های جامعه، در عرصه فرهنگ، در عرصه آموزش و اقتصاد، در عرصه روابط اجتماعی و خانواده و در عرصه سیاست و در همه جای جامعه خودش را نشان می‌دهد.

گويابه نظر مي رسد ما وارد دورانی از انحطاط فرهنگی شده‌ایم که در همه تاریخ گذشته‌مان بی‌سابقه بوده است.

نظام جمهوری اسلامی با شعار اخلاق‌گرایی و شعار معنویت بر سر کار آمد. اما درست در همین زمینه‌هاست که جامعه ما دچار بیشترین بحران شده است، با این که در ظاهر امر خیلی چیز‌ها رعایت می‌شود. در ظاهر امر بانوان حجاب دارند و اصول مذهبی مراعات می‌شود. ولی در باطن امر از آنجایی که مردم به این‌ها باور ندارند یا به طور سطحی شعائر دینی و مذهبی را انجام می‌دهند، در نتیجه یک جامعه کاملا دوگانه را ایجاد می‌کنند.

اميد است در ماه مبارك رمضان به تزكيه نفوس اهميت بيشتري قائل شويم و شكر وسپاس زبان خويش كه يكي از بزرگترين نعمت هاي خداوند است را به شايستگي هر چه تمام به عمل آموريم وانگونه كه زيبنده جامعه اسلامي است اخلاق اسلامي را در همه جوانب جامعه خويش مراعات كنيم .
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟