پروين، قلعه نويي در اخراجيهاي 2
کد خبر: ۲۵۸۱۲
| | 10484 بازدید
در نگاه اول هيچ ارتباطي ميان دو دنياي سينما و ورزش ديده نميشود، اما صنعت سينما هميشه از مضمون ورزشي بهره گرفته است.
به نوشته «اعتماد»، ورزشکاران رشتههاي گوناگون، ايدههاي خوبي براي توليد فيلمهاي سينمايي در اختيار فيلمسازان قرار ميدهند. در سينماي ايران فيلمهاي ورزشي به مفهوم رايج آن در دنيا زياد توليد نشده است و شخصيتهاي ورزشکار که عمدتاً هم از قشر فوتباليست هستند، در طول قصه با مسائل و مشکلاتي روبهرو ميشوند که خيلي هم ورزشي نيستند.
در حقيقت ورزشکار بودن شخصيت اصلي يا گنجاندن سکانسهايي با موضوعيت ورزش و مسابقه در فيلم بهانهاي است براي خلق حادثه و هيجان. اما شايد بزرگترين مشکل سينماي ايران در توليد فيلمهاي ورزشي ناشي از موفق نبودن فيلمسازان در تلفيق مايههاي دراماتيک و قواعد سينمايي با جذابيتهاي ورزش باشد. در سينماي ايران تهيهکنندهها بيشتر تمايل دارند آثاري را بسازند که به تجربه دريافتهاند در گيشه موفق ميشود و بازده اقتصادي دارد.
به نوشته «اعتماد»، ورزشکاران رشتههاي گوناگون، ايدههاي خوبي براي توليد فيلمهاي سينمايي در اختيار فيلمسازان قرار ميدهند. در سينماي ايران فيلمهاي ورزشي به مفهوم رايج آن در دنيا زياد توليد نشده است و شخصيتهاي ورزشکار که عمدتاً هم از قشر فوتباليست هستند، در طول قصه با مسائل و مشکلاتي روبهرو ميشوند که خيلي هم ورزشي نيستند.
در حقيقت ورزشکار بودن شخصيت اصلي يا گنجاندن سکانسهايي با موضوعيت ورزش و مسابقه در فيلم بهانهاي است براي خلق حادثه و هيجان. اما شايد بزرگترين مشکل سينماي ايران در توليد فيلمهاي ورزشي ناشي از موفق نبودن فيلمسازان در تلفيق مايههاي دراماتيک و قواعد سينمايي با جذابيتهاي ورزش باشد. در سينماي ايران تهيهکنندهها بيشتر تمايل دارند آثاري را بسازند که به تجربه دريافتهاند در گيشه موفق ميشود و بازده اقتصادي دارد.
تا حد زيادي پس از موفقيتهاي تيم فوتبال ايران در عرصههاي بينالمللي، تهيهکنندهها احساس کردند علاقه مردم به فوتبال ميتواند باعث فروش فيلمهاي تلفيقي شود.
حضور فوتباليستهاي تيمهاي پرسپوليس و استقلال در فيلمها به قصد جذب مخاطب اتفاق افتاد، اما با شکست اين فيلمها در گيشه جريان توليد فيلمهاي ورزشي متوقف شد. با وجود شباهتهايي ميان سينما و تلويزيون تجربه نشان داده مردم ترجيح ميدهند فوتبال و ستارگان آن را در تلويزيون و استاديوم ببينند، نه در سينما، از ديدن فيلم در تلويزيون و سينما لذت ميبرند و تمايلي به حضور ستارگان ورزش در سينما ندارند.
تداخل دو عرصه جذاب ورزش و سينما براي تماشاگران پذيرفتني نيست. پس از تجربههاي گوناگون، کارگردانان در طول دو دهه اخير در زمينه تلفيق ورزش (به ويژه فوتبال) و سينما و همچنين استفاده از جذابيتهاي بصري ستارگان فوتبالي در برخي سکانسها (چه مربوط و چه نامربوط) مسعود ده نمکي کارگردان جنجالي و بحث برانگيزي که فيلم «اخراجي ها» با به همراه داشتن نام او به عنوان کارگردان سال گذشته سوژه بسياري از نقدهاي سينمايي بود، در ادامه توليد اخراجي هاي 2 با گنجاندن سکانسي در فيلمنامه که صحنه هايي از مسابقه فوتبال ميان اخراجي هاي ايراني و سربازان عراقي را به تصوير مي کشد، قصد دارد با استفاده از حضور چهره هاي سرشناس فوتبال مانند علي پروين، امير قلعه نويي، عليرضا نيکبخت واحدي و... به جذابيت هاي فيلم بيفزايد.
اين در حالي است که چگونگي استفاده از اين چهره ها در فيلمي که تم دفاع مقدس و جنگ دارد بسيار اهميت دارد و شايد بتوان اين ايده را به نوعي مشاوره دادن فني و حرفه يي تر نشان دادن مسابقه يي دانست که با توجه به روند موضوع فيلم قاعدتاً نبايد افت محسوسي نسبت به ساير سکانس ها داشته باشد.
سينماي ايران در حوزه فيلم هاي ورزشي هرگز به اندازه برخي ژانرهاي ديگر نظير اجتماعي، کمدي، دفاع مقدس و جنگ، خانواده و... داراي آثار قابل توجه نبوده و معدود تجربه هاي اين عرصه هم از لحاظ تجاري و ماندگاري نتوانسته اند به جايگاهي مطمئن برسند.
شواهد نشان ميدهد فيلمسازان ايراني هرگز در نمايش علاقه ايرانيها به ورزشهايي غير از فوتبال که برخي ريشه در تاريخ و سنت هاي ايراني دارند، موفق نبوده اند.گالان، جوانمرد، حريف دل، صعود، ياس هاي وحشي و هدف اصلي نمونه هايي ديگر از اين توليدات نه چندان آبرومندانه اند که در آن بعضي از بازيکنان شناخته شده مقابل دوربين رفتند که نه تنها رکورد فروش را نشکستند بلکه جريان ساخت فيلم با حضور بازيکنان فوتبال را هم قطع کردند.
فوتباليستهاي علي اکبر ثقفي و مثلث آبي صابر رهبر هم حاصل موجي فوتبالي بود که در اواخر دهه 70 تمام جامعه را فراگرفت.ثقفي در فوتباليست ها تعدادي از ورزشکاران معروف مانند علي پروين، افشين پيرواني و حميد استيلي را در کنار چند بازيگر نوجوان قرار داد تا اين علاقه مندان بتوانند به عضويت تيم منتخب فوتبال نوجوانان دربيايند.
سابقه توليد و نمايش فيلم هاي ورزشي حداقل در سينماي بعد از انقلاب اثبات مي کند اين جريان نه در جذب مخاطب و رسيدن به فروش بالا موفق بوده نه در همراه کردن جماعت منتقد و مخاطبان جدي و پيگير سينما.
اينکه مسعود ده نمکي با اين گريز و سکانس ورزشي اش در اخراجي هاي 2 که نمونه اول آن توانست رکورد فروش را در سينماي ايران بشکند، چقدر مي تواند به جذب مخاطب و هيجان انگيزتر کردن فيلم جديدش کمک کند چيزي است که در ادامه و اکران آن مشخص مي شود. اگرچه ظاهراً جذابيت هاي فيلم در روايتي متفاوت از فيلم دفاع مقدس آنقدرها هست که بار ديگر مخاطبان کنجکاو را به سالن هاي سينما بکشاند تا پاي ساخته جديد مسعود ده نمکي بنشينند.
حضور فوتباليستهاي تيمهاي پرسپوليس و استقلال در فيلمها به قصد جذب مخاطب اتفاق افتاد، اما با شکست اين فيلمها در گيشه جريان توليد فيلمهاي ورزشي متوقف شد. با وجود شباهتهايي ميان سينما و تلويزيون تجربه نشان داده مردم ترجيح ميدهند فوتبال و ستارگان آن را در تلويزيون و استاديوم ببينند، نه در سينما، از ديدن فيلم در تلويزيون و سينما لذت ميبرند و تمايلي به حضور ستارگان ورزش در سينما ندارند.
تداخل دو عرصه جذاب ورزش و سينما براي تماشاگران پذيرفتني نيست. پس از تجربههاي گوناگون، کارگردانان در طول دو دهه اخير در زمينه تلفيق ورزش (به ويژه فوتبال) و سينما و همچنين استفاده از جذابيتهاي بصري ستارگان فوتبالي در برخي سکانسها (چه مربوط و چه نامربوط) مسعود ده نمکي کارگردان جنجالي و بحث برانگيزي که فيلم «اخراجي ها» با به همراه داشتن نام او به عنوان کارگردان سال گذشته سوژه بسياري از نقدهاي سينمايي بود، در ادامه توليد اخراجي هاي 2 با گنجاندن سکانسي در فيلمنامه که صحنه هايي از مسابقه فوتبال ميان اخراجي هاي ايراني و سربازان عراقي را به تصوير مي کشد، قصد دارد با استفاده از حضور چهره هاي سرشناس فوتبال مانند علي پروين، امير قلعه نويي، عليرضا نيکبخت واحدي و... به جذابيت هاي فيلم بيفزايد.
اين در حالي است که چگونگي استفاده از اين چهره ها در فيلمي که تم دفاع مقدس و جنگ دارد بسيار اهميت دارد و شايد بتوان اين ايده را به نوعي مشاوره دادن فني و حرفه يي تر نشان دادن مسابقه يي دانست که با توجه به روند موضوع فيلم قاعدتاً نبايد افت محسوسي نسبت به ساير سکانس ها داشته باشد.
سينماي ايران در حوزه فيلم هاي ورزشي هرگز به اندازه برخي ژانرهاي ديگر نظير اجتماعي، کمدي، دفاع مقدس و جنگ، خانواده و... داراي آثار قابل توجه نبوده و معدود تجربه هاي اين عرصه هم از لحاظ تجاري و ماندگاري نتوانسته اند به جايگاهي مطمئن برسند.
شواهد نشان ميدهد فيلمسازان ايراني هرگز در نمايش علاقه ايرانيها به ورزشهايي غير از فوتبال که برخي ريشه در تاريخ و سنت هاي ايراني دارند، موفق نبوده اند.گالان، جوانمرد، حريف دل، صعود، ياس هاي وحشي و هدف اصلي نمونه هايي ديگر از اين توليدات نه چندان آبرومندانه اند که در آن بعضي از بازيکنان شناخته شده مقابل دوربين رفتند که نه تنها رکورد فروش را نشکستند بلکه جريان ساخت فيلم با حضور بازيکنان فوتبال را هم قطع کردند.
فوتباليستهاي علي اکبر ثقفي و مثلث آبي صابر رهبر هم حاصل موجي فوتبالي بود که در اواخر دهه 70 تمام جامعه را فراگرفت.ثقفي در فوتباليست ها تعدادي از ورزشکاران معروف مانند علي پروين، افشين پيرواني و حميد استيلي را در کنار چند بازيگر نوجوان قرار داد تا اين علاقه مندان بتوانند به عضويت تيم منتخب فوتبال نوجوانان دربيايند.
سابقه توليد و نمايش فيلم هاي ورزشي حداقل در سينماي بعد از انقلاب اثبات مي کند اين جريان نه در جذب مخاطب و رسيدن به فروش بالا موفق بوده نه در همراه کردن جماعت منتقد و مخاطبان جدي و پيگير سينما.
اينکه مسعود ده نمکي با اين گريز و سکانس ورزشي اش در اخراجي هاي 2 که نمونه اول آن توانست رکورد فروش را در سينماي ايران بشکند، چقدر مي تواند به جذب مخاطب و هيجان انگيزتر کردن فيلم جديدش کمک کند چيزي است که در ادامه و اکران آن مشخص مي شود. اگرچه ظاهراً جذابيت هاي فيلم در روايتي متفاوت از فيلم دفاع مقدس آنقدرها هست که بار ديگر مخاطبان کنجکاو را به سالن هاي سينما بکشاند تا پاي ساخته جديد مسعود ده نمکي بنشينند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


