صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۲۵۷۳۶۷
| |
4003 بازدید
كيهان
«صف مشترك تل آويو، رياض، اربيل» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
رژيم صهيونيستي درصدد است تا به جبران موقعيت‌هاي راهبردي كه از دستمي‌دهد، موقعيت‌هاي راهبردي جديدي را جايگزين كند و به عبارت ديگر، صهيونيست‌ها در تلاشند تا اگر نتوانند چالش‌ها را مديريت كرده و يا به فرصت تبديل نمايند، موقعيت‌هاي جديدي را از فرصت‌هاي بالقوه به وجود آورند و از اين طريق موقعيت منطقه‌اي خود در دهه‌هاي گذشته را هرچند در سطحي بسيار نازل تر حفظ نمايند.

سقوط رژيم صدام حسين و روي كار آمدن متحدين ايران در عراق، سقوط رژيم حسني مبارك و روي كار آمدن اسلام گراها در مصر و خيزش‌هاي تونس، يمن، بحرين، ليبي و... كه جنبه‌هاي ضد صهيونيستي آنان انكارپذير نيست، موقعيت رژيم غاصب اسرائيل را به خطر انداخته است. تحولات مصر مرزهاي جنوبي و جنوب غربي اين رژيم را كاملا ناامن كرده است اتفاقات پي در پي در صحراي سينا و بخصوص چندين عمليات در منطقه ايلات در نزديكي مرزهاي اين رژيم با مصر و اردن نيز موقعيت امنيتي اسرائيل را بشدت متزلزل كرد اين در حالي است كه تل آويونمي‌تواند از نتايج آنچه در اردنمي‌گذرد و هر روز ممكن است بساط رژيم پادشاهي اردن را برچيند، اطمينان خاطر داشته باشد.

فروپاشي رژيم مبارك در واقع فروپاشي مهمترين ركن امنيت منطقه‌اي اسرائيل بود چرا كه مصر در طول حدود 30 سال گذشته تاثير عمده‌اي در بقاء اين رژيم داشت. مي‌توان با قاطعيت گفت كه اگر فضاي حاكم بر مناسبات قاهره- تل آويو شرايط امروز بود يا جنگ‌هاي 33 روزه و 22 روزه به وقوعنمي‌پيوست و يا دامنه مقابله با تجاوز ارتش رژيم صهيونيستي بسيار گسترش و شدت پيدامي‌كرد و امكاني براي ادامه حيات اسرائيل باقينمي‌گذاشت. براين اساسمي‌توان گفت كه از اين پس اسرائيل هرگزنمي‌تواند به جنگي مشابه جنگ 22 روزه يا 33 روزه فكر كند همين مسئله تكيه اسرائيل بر ارتش را كم اثرترمي‌كند و به «وجه امتياز» آن آسيبمي‌زند.

فروپاشي رژيم صدام حسين و جايگزين شدن متحدين ايران در حاكميت اين كشور، جبهه ضد صهيونيستي را منسجم تر و كارآمدتر كرده است. عراق جغرافياي سوريه، لبنان و فلسطين را به جغرافياي ايران وصل كرده و امكان تحرك اين مجموعه را عملي تر كرده است. اتحاد عراق و ايران از يك طرف اقدامات ضد صهيونيستي را تسريع و تسهيلمي‌كند و از طرف ديگر اقدامات صهيونيستي- غربي عليه اين جبهه را خنثيمي‌نمايد. در اين ميان سرنوشت آنچه عليه سوريه طراحي و به اجرا گذاشته شد، براي اثبات اين نظريه بسيار حائز اهميت است.

طي 16 ماه گذشته همه ظرفيت بين المللي و منطقه‌اي پاي كارآمد تا نظام سياسي سوريه را متلاشي كند در اين ماجرا آمريكايي‌ها از حداكثر ظرفيت فشار استفاده كردند تا بشار اسد را از قدرت ساقط كنند اما اين كار امكانپذير نشد و هيچ ترديدي نيست كه يكي از عوامل مهم آن كمك عراق به دولت بشار اسد بود اگر دولت عراق كه بعد از تركيه طولاني ترين مرز را با سوريه دارد و بخصوص به استان حساس «حمص» وصل است با آنچه آمريكايي‌ها به دروغ نام آن را «جامعه جهاني» گذاشته‌اند، همكاري و مرز استانهاي خود را براي عبور تروريزم بازمي‌كرد كار حكومت سوريه بسيار سختمي‌شد و شايد شدت فشارهاي تروريستي كنترل سوريه را از دست ارتش و دولت اين كشور خارجمي‌كرد.

عدم همراهي دولت عراق با برنامه ضد سوري آمريكا و اعمال كنترل بر مرزهاي خود عملا در زنجيره تروريزم مرزي خلل ايجاد كرد و پس از آن اردن هم به كنترل مرزهاي خود با سوريه روي آورد. با اين وصف اينك اسرائيل به تجربه دريافته است كه همگرا شدن دولت عراق و ايران موقعيت طرح‌هاي غربي، عربي و صهيونيستي را به مخاطره جدي انداخته است و به ميزاني كه معلوم شود عملي شدن چنين طرح‌هايي عليه مقاومت منطقه با مشكل جدي مواجه است، جرات اقدامات ضد صهيونيستي افزايشمي‌يابد.

رژيم صهيونيستي در تكاپو براي جبران اين محدوديت ها، درصدد است موقعيت‌هاي جديدي به دست آورد. با بررسي مجموعه رفتارها و رفت وآمدهامي‌توانيم بگوئيم از نظر محافل استراتژيك اسرائيل سه موقعيت قابل جايگزين در سطح منطقه و در محدوده‌اي كه انقلاب‌هاي اسلامي ملت‌هاي عرب به وقوع پيوسته است وجود دارد؛ «پان وهابيسم»، «پان كرديسم» و «پان آفريكانيسم»، پان وهابيسم كه با القاعده رابطه پدر و فرزندي دارد در منطقه شبه جزيره عربستان و هر كشور اسلامي كه اهل سنت آن از «جامع المدينه» تبعيت مذهبي دارند، مي‌تواند مناقشه مذهبي را برانگيزد و جبهه مقاومت كه تركيبي از سنيان و شيعيان است را تحت تاثير قرار دهد.

از منظر صهيونيست‌ها پان وهابيسم داراي يك ظرفيت مناسب است و به زعم صهيونيست‌هامي‌تواند با يك پيوست اطلاعاتي- امنيتي چالش بزرگي را فراروي جبهه مقاومت بگشايد. كما اينكه پان وهابيسم طي حدود 4 ماه گذشته محور اقدامات خشن و تروريستي عليه مردم و نظام سوريه بوده و آمارها و ارزيابي‌ها بيانگر آن است كه در 4 ماه گذشته حداقل 80 درصد عمليات‌هاي تروريستي توسط وهابيون (القاعده) صورت گرفته و سهم گروه‌هايي كه تحت عنوان «ارتش آزاد» و... فعاليتمي‌كنند، حدود 20 درصدمي‌باشد.

در عراق و پاكستان نيز ترورها توسط وهابيون و شاخه امنيتي آن (القاعده) صورتمي‌گيرد. برخي از اين وهابيون تروريست كه در سوريه دستگير شده‌اند به ارتباط با رژيم صهيونيستي اعتراف كرده‌اند و اسنادي كه توسط دستگاههاي اطلاعاتي ليبيايي منتشر شده نيز از ارتباط عوامل وهابي ليبي (مجالس العسكريه و... ) با رژيم صهيونيستي حكايتمي‌كند.

يكي ديگر از نقطه اميدهاي صهيونيست ها، «پان كرديسم» است. ارتباط اسرائيل و بعضي از رهبران كردها به زمان شكل گيري رژيم نامشروع اسرائيل در دهه 1320 برمي گردد.

خراسان
«غفلت از توليد ملي براي مهار گراني» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم مهدي حسن‌زاده است كه در آن مي‌خوانيد:
سال توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني به روزهاي پاياني چهارمين ماه سال نيز نزديکمي‌شود و اکنون اين پرسش به صورت جدي قابل طرح است که متوليان امر براي تحقق اهداف اين سال چه کرده‌اند؟ سال ۱۳۹۱ با نام گذاري به عنوان «توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني» اين اميد را در دل فعالان اقتصادي و عموم مردم ايجاد کرد که امسال گشايش‌هايي در فضاي کسب و کار، ايجاد اشتغال و رونق فعاليت‌هاي اقتصادي ايجاد شود. اين اميدها به‌اندازه‌اي بوده و هست که جنگ رواني دشمن و تحريم‌هاي يک جانبه غرب باعث نشد نگاه‌ها نسبت به اقتصاد ملي نوميدانه شود.

اما آن چه تا کنون در سالي که بايد توجه اصلي به توليد ملي و صيانت از فعاليت‌هاي اقتصادي متکي بر دانش و توان داخلي باشد، رخ داده است، پررنگ شدن دغدغه معيشت و نوسان گسترده قيمت‌ها در بازار است. شک نيست که در هر صورت و در هر سالي با هر نامي که نام گذاري شود دغدغه معيشت مردم به ويژه اقشار کم درآمد جزو اولويت‌هاي اصلي نظام است اما کم توجهي به رابطه توليد ملي و معيشت مردممي‌تواند مخاطرات جدي براي هر دو حوزه ايجاد کند چرا که برخي راه حل‌هاي يکسويه براي حل مشکل گراني از جمله تأکيد بيش از اندازه بر تعزيراتي شدن بازار بدون توجه به سهم دلالان در گران کردن قيمت‌ها و از همه مهمتر رشد هزينه‌هاي توليد به واسطه هدفمندي و افزايش نرخ ارز جز ضربه زدن به توليد ملي تأثيري ندارد.

البته در اين ميان سهم گران فروشان و برخي توليد کنندگان که از آب گل آلود بازار آشفته اين روزها ماهي صيدمي‌کنند رانمي‌توان از نظر دور داشت ولي توجه به مولفه‌هاي افزايش قيمت‌ها نبايد يکسويه باشد.

هم بايد افزايش هزينه‌هاي توليد را که به استناد گزارش بانک مرکزي ۳۴ درصد است در نظر داشت و هم سوء استفاده عناصر فرصت طلب در نظام توليد و توزيع کشور را از وضعيت بازار. به عبارت ديگر فقط نبايد گران فروشي را مدنظر داشت بلکه بايد پذيرفت بخشي از افزايش قيمت‌ها ناشي از گراني است. در اين ميان تقويت توليد مليمي‌تواند در کاهش قيمت‌ها نقش موثري داشته باشد.

به عنوان مثال بر اساس گفته‌هاي رئيس انجمن صنفي صنايع لبني کشور، اين صنايع با حدود ۵۰ درصد ظرفيت فعاليتمي‌کنند. بدون ترديد کاهش ظرفيت توليد شير و لبنيات هم بيکاري و هم گراني را در پي دارد چرا که هزينه‌هاي ثابت با کاهش ظرفيت توليد چندان کاهشنمي‌يابد اما درآمد هر واحد توليدي با کاهش ظرفيت فعاليت کاستهمي‌شود و نتيجه آن توليد گرانتر محصولات و بيکاري بخشي از فعالان واحدهاي توليدي است.

لذا يکي از اصلي ترين الزامات سال توليد ملي شناسايي علل کاهش ظرفيت توليد در فعاليت‌هاي مختلف و تلاش براي افزايش اين ظرفيت است. در اين ميان دستگاه‌هاي مسئول نيز بايد گزارش دهند در اين حدود ۴ ماه چه اقداماتي براي رونق فعاليت‌هاي اقتصادي در کشور انجام داده‌اند.

به ويژه در چنين شرايطي جاي اين گله از دولت و اتاق بازرگاني به عنوان متولي اصلي بخش خصوصي و فعالان اقتصادي کشور وجود دارد که چرا تعطيلي جلسات شوراي گفت وگوي دولت و بخش خصوصي اين قدر به طول انجاميده است و چرا در شرايطي که همفکري مستقيم و شفاف دولت و بخش خصوصيمي‌تواند تأثير به سزايي در بهبود وضعيت توليد ملي و معيشت مردم داشته باشد به صورت غيررسمي قهر جاي مشورت را گرفته است!

جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
روزها از پي هم مي‌گذرند و ماه پيامبر، شعبان‌المعظم، به روزهاي آخر خود نزديك مي‌شود. به همين لحاظ ايام پيش رو از شرافت و اهميت خاصي برخوردارند. ويژگي پاكسازي اعمال و آمادگي براي ورود به ضيافت الهي، از ماه شعبان، ايام ويژه‌اي آفريده كه ساعات و لحظات باقيمانده آن، بهترين فرصت براي بازگشت به سوي خدا و استغفار از گناهان است. لذا بايد آراسته و پيراسته، آماده ورود به ميهماني خدا شد و از هرچه گناه و پليدي است، پاك و ياكيزه گشت.

واقعيت اينست كه در اين روزگار پرفتنه كه غبار معصيت و انبوه مشكلات، فضا را در برگرفته، بيش از هر زمان ديگري به خلوت در محضر الهي، تقويت روحي و معنوي و پالايش نفس از معاصي نياز داريم. پس بيائيم در آستانه ماه ضيافت الهي، اسب سركش نفس را مهار كرده، خود را در محضر الهي بدانيم و پيشاني تسليم بر آستان او بسائيم.
در اين هفته برگزاري رزمايش موشكي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي داشت.

در اين رزمايش كه از انواع موشك‌هاي بالستيك دوربرد و ميان برد استفاده شد، موشك‌هاي رادارگريز و موشك‌هاي زمين به دريا با تعيين هدف‌هاي فرضي به كار گرفته شد كه فرماندهان نظامي از دقت در هدفگيري ابراز رضايت كردند. اين رزمايش كه در حقيقت اقدامي در جهت ايجاد سياست بازدارندگي و افزايش توان نظامي جمهوري اسلامي ايران بود، شگفتي رسانه‌هاي خارجي را در پي داشت و جايگاه ويژه‌اي را در تحليل سياستمداران و نظاميان غربي باز كرد.

دشمنان انقلاب هرچند اين روزها مشغول شاخ و شانه كشيدن بوده و در راستاي جنگ تبليغاتي مثل هميشه عنوان مي‌كنند كه گزينه نظامي عليه ايران را همچنان روي ميز دارند ولي خود بهتر از همه مي‌دانند كه جمهوري اسلامي ايران تاكنون هر دستي را كه به قصد تجاوز به سوي ايران دراز شده، قطع كرده و تعديات دشمن را بي‌پاسخ نگذاشته است. بنابر اين اكنون نيز هرگونه تجاوز - ولو مقطعي و موردي - را با درس عبرتي هميشگي پاسخ خواهد داد.
در هفته جاري جمهوري اسلامي ايران همچنين به مركز رايزني درباره مسائل سوريه تبديل شد و نشان داد كه موضع تهران هرچند كه برخي كشورهاي غربي و عربي خواستار ناديده گرفته شدن آن هستند، لاجرم وزنه‌اي تأثيرگذار در حل و فصل اين بحران است.

كوفي عنان نماينده ويژه سازمان ملل در امور سوريه پس از سفر به دمشق و ديدار با بشار اسد به تهران ‌آمد تا ضمن ارائه گزارشي از مذاكرات با بشار اسد، بر اهميت نقش ايران در صلح و ثبات منطقه تاكيد كند. در مذاكرات عنان در تهران، وي گزارشي از اجلاس ژنو را ارائه كرد و اذعان داشت كه مشكل سوريه فقط با ابتكار "سوري - سوري" قابل حل است، بدين معنا كه اين بحران بايد در يك گفتگوي فراگير و ملي به دست مردم سوريه، حكومت آن و معارضين حل و فصل شود و راه حلي غيرسياسي نيز بر آن متصور نيست.

ديروز بانوان شركت كننده در اجلاس "زنان و بيداري اسلامي" كه از كشورهاي مختلف به تهران آمده‌اند با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ديدار كردند. در اين ديدار رهبر معظم انقلاب طي سخناني اظهار داشتند: "صد سال است تلاش شده تا زن مسلمان را از هويت خود دور كنند. امروز اگر شما بانوان نخبه اسلامي تلاش كنيد و هويت زن مسلمان را دوباره برگردانيد، بزرگترين خدمت را به امت اسلامي و بيداري اسلامي كرده‌ايد. " ايشان خاطرنشان كردند: "حادثه بيداري اسلامي مي‌تواند مسير دنيا را عوض كند و سلطه ظالمانه استكبار و صهيونيسم را در دنياي اسلام قطع كند و امت اسلامي را متشكل كند، به شرط آنكه ادامه پيدا كند. "

رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين درخصوص تحريم‌هاي غرب، عليه جمهوري اسلامي ايران، يادآور شدند: "ما 32 سال است با دشمني‌هاي استكبار مواجه ايم. آنها 30 سال است كه ما را مقابل تحريم‌ها واكسينه كرده‌اند. تحريم به ما ضربه نمي‌زند. "

اين هفته، رويدادهاي تازه در جهان اسلام، بخش عمده اخبار و گزارش‌هاي خارجي را تشكيل مي‌داد. در عربستان، قيام مردم شرق عربستان اوج گرفت و نيروي امنيتي عربستان با وحشيانه‌ترين شكل، اعتراضات مردمي عليه ظلم و جور حكومت رياض را سركوب كرد كه در جريان آن دست كم سه نفر از شيعيان معترض به شهادت رسيده و شمار ديگري زخمي شدند. اعتراضات اخير، گسترده‌ترين تظاهرات مردم شرق عربستان، عليه رژيم خودكامه عربستان، از آغاز شروع ناآرامي‌ها از دو سال قبل به حساب مي‌آيد كه انقلاب مردم در عربستان را وارد مرحله جديدي ساخته است.

اوجگيري بي‌سابقه اعتراضات مردمي در منطقه الشرقيه عربستان، رژيم رياض را به شدت آشفته كرده است. در پي اين حوادث نيروهاي سركوبگر دولت عربستان "شيخ نمر" يكي از علماي مبارز شيعه شرق عربستان را مورد حمله قرار دادند كه به جراحت شديد وي منجر شد. پس از اين حمله نيروهاي امنيتي شيخ نمر را به مكان نامعلومي منتقل كردند بگونه‌اي كه هيچ خبري از وضعيت وي در دست نيست. برخي گزارش‌ها حكايت از شهادت شيخ نمر دارد. مردم شرق عربستان از دو سال قبل و پس از شروع قيام‌هاي مردمي در منطقه، اعتراضات مسألمت آميزي عليه تبعيض و ظلم حكومت آغاز كرده‌اند كه با سركوب بي‌رحمانه و غيرانساني رژيم رياض مواجه شده است.

ملت ما
«ابهام در اصرار رئيس جمهور» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم حسين آذين است که در آن می خوانید:
شوراي نگهبان با انتشار نامه‌اي اقدام چند روز اخير رئيس دولت براي احياي دوباره هيئت نظارت را غيرقانوني اعلام كرد. بر اين اساس و نامه‌اي كه به شكل مكتوب در تمام رسانه‌ها منتشر شد، پاسخي قطعي و صريح به تمام اصرار و پافشاري احمدي‌نژاد براي تشكيل مجدد هيئت نظارت بر قانون اساسي داده شد كه اين پاسخ صريح به معناي قطع اصرارهاي رئيس دولت به شمار مي‌رود. شوراي نگهبان با توجه به اين‌كه مرجعي براي هر سه قوه جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‌رود، تمام قواي مجريه، مقننه و قضاييه را موظف به اجرا از دستورات نهايي و اعلام شده از سوي اين شورا مي‌كند.

اين امري بديهي بوده كه روساي هر سه قوه و ساير مسئولان كشوري و مملكتي بايد نسبت به آن توجه ويژه داشته باشند. اما همان‌گونه كه اشاره شد در چند روز اخير محمود احمدي‌نژاد خواستار تشكيل مجدد هيئتي براي نظارت بر قانون اساسي شد. هيئتي كه از سوي همين شخص حدود 7 سال پيش منحل شد. در همين راستا با وجود پاسخ‌هاي متعدد شوراي نگهبان براي نادرست بودن تشكيل چنين هيئتي، اما همچنان دلايل رئيس دولت دهم براي مسئولان و اصحاب رسانه نامشخص است.

معاونت حقوقي رئيس‌جمهور با ارسال جوابيه‌اي به شوراي نگهبان از تصميم جدي دولت براي اجرايي كردن اصل 113 قانون اساسي سخن گفته است كه اين مصداقي بر تمام اصرار‌هاي دولت تلقي مي‌شود. به‌طور كلي مي‌توان اظهار داشت تصميمي كه رياست‌جمهوري در اين خصوص گرفته كاري غيرقانوني است و هيچ جايگاه قانوني ندارد. همان‌گونه كه پيش از اين تاكيد شد، تنها مرجعي كه نظارت بر قانون اساسي را بر عهده دارد شوراي نگهبان است.

بهتر است كه دولت روند قانوني را در پيش گيرد و وقتي پاسخي قانع‌كننده از شوراي نگهبان دريافت مي‌كند، به برنامه‌هاي بعدي خود برسد و روال عادي و قانوني كار را به شوراي نگهبان واگذار كند، در غير اين صورت سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. البته بايد گفت، در كنار اصرارهاي فراوان احمدي‌نژاد براي تشكيل اين شورا، بعضا شاهد مخالفت وي با قوانين شوراي نگهبان بوديم كه هنوز نمي‌توان دراين خصوص اظهارنظر كرد و گفت كه وي در برابر شوراي نگهبان ايستاده است.

همچنين در اين خصوص مشاهده مي‌شود كه تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نظراتي را مبني‌بر صحيح يا ناصحيح بودن كار آنها اعلام مي‌كنند كه بايد گفت نظر آنها هم براي ايجاد چالش بيش‌تر در كشور نبوده و همگي خواهان مصلحت امور كشور و قانون اساسي هستند. نمايندگان مجلس قصد دارند براي مردم اميدواري ايجاد كرده و آنها را از نگراني‌هاي روز جامعه دور كنند. در مجموع تمام مسئولان در تمام قوا موظف هستند در برابر قوانين وضع شده در كشور تمكين كنند.

رسالت
«امتحان تحريم‌ها و نفاق سياسي ـ اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن مي‌خوانيد:
تحريم‌هاي سياسي و اقتصادي ايران موضوع جديدي نيست و طي 32 سال گذشته - از اشغال لانه جاسوسي آمريکا در سال 1358 تا به امروز- جمهوري اسلامي همواره در معرض تحريم بوده است. مسبوق به سابقه بودن فشارهاي سياسي و اقتصادي بر ايران طي سه دهه گذشته تجارب و رهيافت‌هاي گرانبهايي را براي زيست اقتصادي در شرايط تحريم ايجاد کرده است.

امروز غربي‌ها تصورمي‌کنند با افزايش فشار تحريم‌ها و جنجال آفرينيمي‌توانند ملت و دولت ايران را به زانو دربياورند در حالي که سخت در اشتباهند چرا که خود آنها نحوه مواجهه با تحريم‌ها را به ملت ما آموخته‌اند. به تعبير مقام معظم رهبري "آنهانمي‌فهمند که خود آنها در سه دهه گذشته ملت ايران را در قبال تحريم‌ها واکسينه کرده‌اند. "

تحريم‌هاي سياسي و اقتصادي ايران موضوع جديدي نيست و طي 32 سال گذشته - از اشغال لانه جاسوسي آمريکا در سال 1358 تا به امروز- جمهوري اسلامي همواره در معرض تحريم بوده است. مسبوق به سابقه بودن فشارهاي سياسي و اقتصادي بر ايران طي سه دهه گذشته تجارب و رهيافت‌هاي گرانبهايي را براي زيست اقتصادي در شرايط تحريم ايجاد کرده است. امروز غربي‌ها تصورمي‌کنند با افزايش فشار تحريم‌ها و جنجال آفرينيمي‌توانند ملت و دولت ايران را به زانو دربياورند در حالي که سخت در اشتباهند چرا که خود آنها نحوه مواجهه با تحريم‌ها را به ملت ما آموخته‌اند.

به تعبير مقام معظم رهبري "آنهانمي‌فهمند که خود آنها در سه دهه گذشته ملت ايران را در قبال تحريم‌ها واکسينه کرده‌اند. " ويروس ضعيف شده تحريم در 32 سال گذشته فرصت‌ها و راه حل‌هاي جديدي را پيش روي جمهوري اسلامي قرار داده و عناصر خود محافظتي و مقاومتي را بيدار کرده که امروز به جراتمي‌توان مدعي شد که اساسا ايران 2012 قابل تحريم نيست. ايران امروز به مراتب قوي تر از ايران 33 سال پيش است و تحريم‌ها کارساز نيست. البته اين شکست ناپذيري در برابر تحريمهاي سياسي و اقتصادي اذعان خود سياستمداران، تحليلگران و رسانه‌هاي غربي است.

به عنوان نمونه شبکه آمريکايي فاکس نيوز اخيرا در گزارشي با اشاره به تحريم‌هاي غرب به ويژه آمريکا عليه برنامه هسته‌اي ايران تصريح کرد که هيچ گونه از تحريم‌هاي يکجانبه يا چندجانبه نتوانسته ايران را منزوي کند. واشنگتن پست نيز نوشت: بايد خاطرنشان کرد بر اساس شواهد اثر تحريم‌ها بر روي صادرات نفت در طول زمان روند تصاعدي نخواهد داشت. رسانه‌هاي غربي بارها اعتراف كرده‌اند تهران هيچ شباهتي به پايتخت يک کشور تحريم شده ندارد و فروشگاه‌ها مملو از کالا و مشتري هستند که اين نشانمي‌دهد تحريم‌ها در ضربه زدن به اقتصاد ايران ناکام مانده است.

توطئه اخير دشمنان انقلاب اسلامي در تشديد تحريم‌هاي اقتصادي و سياسي که توامان با تحريم فروش نفت ايران شده است از جهاتي شبيه به جنگ احزاب است. دشمنان انقلاب جملگي هم قسم شده‌اند تا با با محاصره اقتصادي و تحميل فشارهاي آن به مردم بر روي فرايندهاي تصميم سازي و تصميم گيري در کشور تاثير بگذارند. در جنگ احزاب تمام قبايل و گروه‌هاي مشرکين، منافقين و حتي يهوديان دست به دست هم دادند تا اسلام را به زانو در آورند. در اين جنگ به تعبير پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) تمام اسلام در برابر تمام کفر قرار گرفت.

بيش از 10 هزار نفر از مشرکين به سمت مدينه حرکت کردند. پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) شوراي نظامي تشکيل دادند و در اين شورا به پيشنهاد سلمان فارسي خندقي در نقطه نفوذپذير مدينه حفر کردند تا سپاهيان دشمن نتوانند از آن عبور کنند. سپاهيان کفر به همراهي يهوديان حدود يک ماه شهر مدينه را محاصره کردند. محاصره مدينه توسط سپاهيان مشرکين موجي از رعب و وحشت را در دل برخي از ساکنين شهر ايجاد کرده بود.

خداوند متعال در سوره احزاب وضعيت حاکم بر مدينه را در هنگام محاصره اينگونه ترسيم فرموده‌اند:
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد نعمت‏خدا را بر خويش يادآور شويد، در آن هنگام كه لشكرهاي(عظيمي)به سراغ شما آمدند، ولي ما باد و طوفان سخت و لشكرياني كه آنان را نمي‏ديديد بر آنها فرستاديم(و به اين وسيله آنها را در هم شكستيم)و خداوند به آنچه انجام مي‏دهيد، بيناست.

به خاطر بياوريد زماني را كه آنها از طرف بالا و پايين شهر شما وارد شدند(و مدينه را محاصره كردند)و زماني را به ياد آوريد كه چشمهااز شدت وحشت‏خيره شده بود و جانها به لب رسيده بود و گمانهاي گوناگون[بدي]به خدا مي‏برديد!در آن هنگام مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختي خوردند.

به خاطر بياوريد زماني را كه منافقان و كساني كه در دلهايشان بيماري بود، مي‏گفتند خدا و پيامبرش جز وعده‏هاي دروغين به ما نداده‏اند.

نيز به خاطر بياوريد زماني را كه گروهي از آنها گفتند:اي اهل يثرب!(مردم مدينه)اينجا جاي توقف شما نيست، به خانه‏هاي خود بازگرديد. و گروهي از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مي‏خواستند و مي‏گفتند خانه‏هاي ما بدون حفاظ است، در حالي كه بدون حفاظ نبود، آنها فقط مي‏خواستند(از جنگ)فرار كنند!

آنها چنان ترسيده بودند كه اگر دشمنان از اطراف و جوانب مدينه بر آنان وارد مي‏شدند و پيشنهاد بازگشت‏به سوي شرك به آنها مي‏كردند، مي‏پذيرفتند، و جز مدت كمي براي انتخاب اين راه درنگ نمي‏كردند. (احزاب:9-14 )

تهران امروز
«ایران تسلیم نمی‌شود» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حجت‌الاسلام سیدرضا تقوی است كه در آن مي‌خوانيد:
ملت ما در ۳۳ سالی که از عمر انقلاب می‌گذرد همواره با تحریم‌های مختلفی روبه رو بوده است و امروز نیز همانند سالهای گذشته ملت ایران مصمم است از آرمان‌ها و ارزشهایی که برای آن شهید داده است دفاع کند. بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره شکست دشمنان اسلام و ایران به واسطه جنجالی که غرب درباره تحریم ایران ایجاد کرده است گویای این نکته است که تحریم‌ها نه تنها تاکنون خدشه‌ای به عزم و اراده ملت ایران وارد نکرده بلکه منافعی را نیز برای کشور ما به همراه داشته است و حتی موجب شد ایران در مسائلی که به کشور‌های دیگر وابستکی داشت به خودکفایی برسد. باید تاکید شود که ملت ایران مقاوم است و با اعمال تحریم‌ها مقاوم‌تر شده است زیرا سالهاست که تحریم‌ها را تجربه کرده‌ایم و در مقابل فشارهای غرب به واسطه ایمان راسخی که در دلهای مردم وجود داد ایستادگی کرده‌ایم.

آنچه نباید فراموش شود این است که دنیای استکبار دنیای نامردی است و قصد دارد با اعمال تحریم‌ها ایمان مردم را تضعیف و نهايتا نااميد كند. بیش از سی سال است که با برنامه‌های مختلف تحریم‌ها را به ملت ایران تحمیل کرده است اما نتیجه‌ای که این تحریم‌ها برای غرب داشته است چیزی جز شکست نبوده است. ملت ایران می‌داند انقلاب اسلامی ایران با آرمان‌ها و ارزش‌هایش رایگان به‌دست نیامده و خون‌های زیادی در پای درخت انقلاب ریخته شده است و این درخت با خون شهدای عزیز ما آبیاری شد تا ایران به استقلال و آزادی رسید. پس باید از خون شهدا پاسداری کرد و این وظیفه همگانی است. آنچه غرب باید بداند این است که اگر همه در‌ها نیز به روی ایران بسته شود، ایران روی پای خود می‌ایستد و مقاومت می‌کند و تسلیم زیاده خواهی‌ها و بی‌عدالتی‌های غرب نمی‌شود. زیرا می‌داند تلاشی که غرب برای تحریم ایران می‌کند برای حمایت از رژیم صهیونیستی و تامین امنیت این رژیم است.

روشن است که مسئولین ایران با مدیریتی جهادی برای بی‌اثر‌تر کردن تحریم‌ها طرح‌هایی در در نظر گرفته‌اند که برای شرایط مختلف مورد بررسی کار‌شناسان قرار می‌گیرد. مردم نیز می‌توانند با صرفه جویی، کم کردن مصرف داخلی و بها دادن به تولیدات داخل در این مدیریت جهادگونه وارد شوند و تحریم‌ها را بی‌اثر‌تر کنند و به خود کفایی ایران کمک بیشتری نمایند.

باید تاکید شود که ایران کشوری با امکانات و توان تولید بالاست و از دانش و تخصص بالايی نیز برخوردار است و با استقامت بار‌ها ثابت کرده است که زیر بار هیچ تهدید و تحریمی نمی‌رود. دنیا نیز از توان بالای ایران آگاه است. ایران هشت سال جنگ تحمیلی را با تمام حمایتی که غرب از رژیم عراق می‌کرد با سربلندی پشت سرگذاشت و سرنوشت صدام نشان داد که غرب تنها به دنبال دستیابی به منافع خود است اما ایران راه خود را انتخاب کرده است و این مرحله را نیز با سربلندی طی می‌کند.

مردم سالاري
«چرا کوفي عنان به تهران آمد؟» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميد خوش آيند است كه در آن مي‌خوانيد:
سفر کوفي عنان نماينده ويژه دبيرکل سازمان ملل متحد به ايران و رايزني با مقامات کشور از جمله وزير امور خارجه و دبير شوراي عالي امنيت ملي در مورد مسائل سوريه را مي‌توان بخشي از ادامه ملزومات جامعه جهاني و تلاش‌هاي بين‌المللي در راستاي حل و فصل بحران سوريه ارزيابي کرد.

اين دومين سفر رسمي کوفي عنان نماينده مشترک سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب به ايران پس از انتصاب وي به اين سمت است. در واقع سفر عنان به تهران که بلافاصله پس از سفر دو روزه وي به سوريه و انجام گفتگوهاي مثبت و سازنده با بشار اسد و دست يابي به ديدگاه‌هاي مشترک درباره بحران سوريه با مقامات دمشق صورت پذيرفته سفري به مراتب «با اهميت» و در بر گيرنده نکات مهمي بود. حضور کوفي عنان در تهران در ذات خود بيانگر اين نکته مهم است که تهران نه تنها به عنوان «وزنه‌اي تأثيرگذار» در مسئله سوريه به شمار مي‌آيد بلکه علاوه بر آن با توجه به داشتن مناسبات گرم و دوستانه و روابط استراتژيکي با دولت سوريه و به عنوان يکي از شرکاي طراز اول دمشق، از جايگاهي «کليدي و نقش آفرين» در حل و فصل بحران سوريه برخوردار است.

واقعيت اين است که عنان با وقوف کامل به اين مسئله که ايران کشوري «مؤثر» در معادلات سوريه محسوب مي‌شود به تهران سفر کرده است. کما اينکه وي مي‌داند که جمهوري اسلامي‌نه تنها از قابليت اعمال نفوذ بر بازيگران شاخص منطقه‌اي در بحران سوريه برخوردار است، افزون بر آن با نيروهاي داخلي و مقامات دمشق نيز بدليل نزديکي و همسويي ديدگاه‌هاي ايدئولوژيکي، استراتژيکي و ژئوپليتيکي درباره مسائل مختلف در ابعاد گوناگون وجودي روابط بسيار گرم و دوستانه‌اي داشته کمااينکه اخيراً نيز با مخالفان و گروه‌هاي معارض داخلي در سوريه تماس‌هايي برقرار نموده است که استفاده از چنين قابليت‌هاي نهفته‌اي در سياست خارجي ايران مي‌تواند گره از مشکلات زيادي در راهکارهاي حل و فصل بحران سوريه بگشايد. بنابراين سفر وي به تهران و رايزني با برخي از مقامات رسمي از جمله علي اکبر صالحي و سعيد جليلي اساساً سفري کاملاً «هدفمند» و حساب شده تلقي مي‌شود که در برگيرنده نکات فراواني است.

لازم به توضيح است که حضور کوفي عنان در بحران سوريه «انتخابي» کاملاً غربي بوده است که بدون مشورت مقامات دمشق و جلب نظر دولت سوريه انجام گرفته بود. اما عملکرد عنان در زمينه بحران داخلي سوريه نشان داد که وي گرچه يک انتخاب غربي براي مهار بحران سوريه بوده اما برخلاف انتظار آن‌ها که بدنبال استفاده از گزينه‌هاي سخت افزاري و نظامي براي غلبه بر بحران سوريه بودند دقيقاً در مسيري گام نهاد که با اهداف و رويکردهاي کشورهاي غربي تعارضات نسبي و گاهاً عميقي داشته است بويژه اينکه ارائه طرح شش ماده‌اي وي براي فيصله دادن به بحران سوريه که خواستار حل و فصل آن از طريق مکانيسم‌هاي مسالمت آميز بوده و نظر برخي از بازيگران مطرح منطقه‌اي از جمله روسيه و ايران نيز در آن اعمال شده به وضوح نشانگر اين مسئله است که عنان با وجود در دست داشتن اختيارنامه و دستورکار غربي براي مهار بحران سوريه، عليرغم ميل دروني آن‌ها بدنبال استفاده از «راه حل‌هاي شرقي»، سوري، منطقه‌اي و همچنين نرم افزاري براي پايان دادن به بحران داخلي دمشق بوده است.

البته لازم به يادآوري است که ساختار شخصيتي کوفي عنان نيز که بيش از نيم قرن سابقه حضور در سازمان ملل متحد را در کارنامه مديريتي خويش ثبت کرده و براي نخستين بار از سال 1962 به عنوان مدير بودجه سازمان بهداشت جهاني وابسته به ملل متحد فعاليت اجرايي خود در سازمان ملل شروع کرده و از شخصيتي کاملاً دموکراتيک، مدني، بشردوستانه، ملايم و نفوذناپذير در مواجهه با بحران‌هاي متعدد بين المللي برخوردار است در نزديکي ديدگاه‌هاي وي در قبال بحران سوريه با ايران و روسيه بي تأثير نبوده است.

در واقع طرح مسئله به اين صورت قابل فهم و درک خواهد بود که حضور عنان در مسئله سوريه به مثابه قرار گرفتن وي بر روي خطي ممتد است که داراي دو انتها و دو «طيف» ناهمخوان، متفاوت و متعارض است. طيف اول که شامل محور غربي- عربي است اساساً خواستار مهار بحران سوريه از طريق مداخله نظامي و برکناري اسد از قدرت است.

در واقع اين طيف دخيل در بحران سوريه به چيزي کمتر از برکناري اسد از بدنه حاکميتي و واگذاري نظام سياسي دمشق به نيروهاي مخالف داخلي رضايت نمي‌دهند. اما طيف دوم که بيشتر در برگيرنده بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه از جمله روسيه، چين، ايران و عراق است بدنبال حل و فصل بحران سوريه از طريق راهکارهاي ديپلماتيک و «مسالمت آميز» و خويشتن داري در قبال نتيجه دادن طرح صلح کوفي عنان هستند که در چارچوب آن توسل به خشونت و خون ريزي و استفاده از اقدامات سخت افزاري نبايد محلي از اعراب داشته باشد. بنابراين با اين اوصاف نظر نگارنده اين است که کوفي عنان براي خاتمه دادن به بحران سوريه دو بسته متفاوت از ايده‌ها، انگاره‌ها، راه حل‌ها و مکانيسم‌ها را در پيش رو دارد.

بسته اول شامل موضوعاتي است که محور غربي- عربي از جمله آمريکا، فرانسه، انگليس، آلمان، عربستان، قطر و ترکيه بر آن تأکيد مي‌ورزند که در صدد مهار بحران سوريه از طريق مکانيسم‌هاي سخت افزاري است و بسته دوم شامل مکانيسم‌هايي است که توسط روسيه، چين، ايران و برخي از بازيگران متنفذ منطقه‌اي ارائه شده و خواستار استفاده از شيوه‌هاي ديپلماتيک و روش‌هاي مسالمت آميز براي مرتفع سازي بحران در سوريه است که در اين بين با توجه به قرابت مفهومي «ايده‌هاي» ذهني عنان با راهکارهاي شرقي، وي بدنبال تقويت بيش از پيش جايگاه نقش آفرين ايران در مسئله سوريه بوده تا بلکه بحران جاري در دمشق با کمترين هزينه حل و فصل شود.

آفرينش
«دوره سالمندي و لزوم ارتقاي سطح كيفي آن» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم زهرا كيان‌بخت است كه در آن مي‌خوانيد:
انسان‌ها در طول زندگي‌ خود مراحل مختلفي را مي‌گذرانند، يكي از اين مراحل، دوره سالمندي است. بنا بر تعريف سازمان بهداشت جهاني، به دوره گذر از شصت سالگي، دوره سالمندي اطلاق مي‌شود. بديهي است كه اين مرحله از زندگي نيز مانند ساير مراحل، فراز و نشيب‌هاي بسياري را با خود براي انسان به همراه مي‌آورد. از جمله تغييرات محسوس و قابل توجهي كه در اين دوره خود را مي‌نمايانند مي‌توان به تحليل رفتن توان جسماني، اختلالات بينايي و شنوايي، كم‌خوابي يا بي‌خوابي، فراموشي، بروز مشكلات و بيماري‌هاي مختلف جسمي و حركتي و... اشاره كرد.

مواجه شدن با چنين تغييرات گسترده‌اي در اين دوره از زندگي، مي‌تواند سالمندان را به سمت افسردگي و بيماري‌ها و اختلالات روحي و رواني سوق دهد. از اين رو، كوشش درراستاي بهبود وضعيت فردي و اجتماعي سالمندان در جامعه يك نياز و ضرورت غيرقابل انكار است. به‌ويژه كه در جامعه ما نيز ميزان جمعيت سالمندان درحال رشد و فزوني است.

متاسفانه از آن جا كه سالمندي، به غلط، دوره ازكارافتادگي تلقي مي‌شود، حس نداشتن كارآيي و بي‌هدفي و بي‌انگيزگي براي ادامه زندگي، به گونه وسيعي در ميان قشر سالمند مشاهده مي‌شود و از آن جا كه مشكلات روحي همچون افسردگي، خود زمينه‌ساز ابتلا به بيماري‌‍‌هاي مختلف جسمي هستند، تنزل روحيه در افراد سالمند، سلامت جسمي اين طبقه را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد.

در اين ميان، مشكلات آن دسته از سالمنداني كه تحت پوشش بيمه نبوده و در معرض حمايت‌هاي بيمه‌اي قرار ندارند، دوچندان است. همچنين بايد اضافه كرد سالمنداني كه به دلايل مختلف، به تنهايي زندگي كرده و از حمايت‌هاي عاطفي خانواده و فرزندان خود برخوردار نيستند، با مشكلات بيش‌تري روبه‌رو هستند. در همين رابطه، تغيير نگرش جامعه درمورد پديده سالمندي و همچنين اتخاذ تدابير و سياست‌هايي كه منجر به ايجاد رفاه و آرامش در زندگي سالمندان مي‌شود، ضروري به نظر مي‌رسد. كم نيستند سالمنداني كه با وجود بازنشستگي، به دليل مشكلات معيشتي و اقتصادي كه با آن دست به گريبان‌اند، ناچار به انجام كارهاي چه بسا چند شيفته هستند.

همان گونه كه اشاره شد نبايد سالمندي را دوره ازكارافتادگي تلقي كرد، اما در عين حال، واضح است كه درگير بودن سالمندان با شغل‌هاي با ساعات كاري طولاني و خسته‌كننده كه صرفاً با هدف كسب درآمد انجام مي‌شوند نيز، مطلوب نيست. مي‌توان گفت آن‌چه براي سالمندان لازم است انجام كارهايي است كه براساس علاقه خويش و در قالب يك سرگرمي و تفريح به انجام آن مبادرت مي‌ورزند، كارها و فعاليت‌هايي كه احساس شادابي و از بين بردن كسالت را در سالمندان ايجاد مي‌كند.

از همين رو، برنامه‌ريزي درراستاي ارتقاي سطح زندگي سالمندان، دوره سالمندي را از حالت ركود و جمود خارج كرده و نشاط و سرزندگي را براي آن به ارمغان مي‌آورد.

فرهنگ‌سازي در رابطه با قشر سالمند، به عنوان قشري با خواسته‌ها و علايق مستقل، به گونه‌اي كه درنهايت به رشد ضريب بهداشت و سلامت روان در سالمندان كمك كند، درنظرگرفتن برنامه‌هاي تفريحي و آموزشي مختص قشر سالمند، درنظر گرفتن تسهيلات در زمينه‌هاي بهداشت و درمان سالمندان، به نحوي كه افراد سالمند دغدغه هزينه‌هاي سنگين درماني را نداشته باشند، توجه به سلامت تغذيه افراد سالمند، تهيه و تدوين برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني مختص افراد سالمند، به عنوان توده وسيعي از مخاطبان صدا و سيما، و... را مي‌توان از جمله اقداماتي نام برد كه موجب مي‌شوند فرد سالمند، احساس جدايي و دورافتادگي از ساير اقشار جامعه نداشته باشد.

از آن جا كه همه بخش‌هاي جامعه با يكديگر در پيوند بوده و هر قسمتي از پيكره يك اجتماع، ساير بخش‌ها را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد، نمي‌توان انتظار داشت با داشتن سالمنداني اندوهگين و ناسالم، جواناني شاداب و باانگيزه داشته باشيم.

آرمان
«لزوم پیگیری پرونده دیپلمات‌های ربوده‌شده ایرانی» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم محمد علی سبحانی است كه در آن مي‌خوانيد:
درباره سی‌امین سالگرد ربوده شدن دیپلمات‌های ایرانی که با پاسپورت دیپلماتیک به لبنان سفر کرده بودند، مهمترین مساله توجه به این واقعیت است که زمانی که این افراد در لبنان به اسارت درآمدند یا ربوده شدند، دوسوم کشور لبنان در اشغال اسرائیل بود و منطقه‌ای که اتباع ایرانی در آن ربوده شدند، منطقه ورودی از شمال خاک لبنان به سمت بیروت بوده است. این اتفاق زمانی افتاد که این افراد می‌خواستند به سفارت ایران در بیروت بروند و منطقه‌ای که این اتفاق در آن رخ داد، از سمت دریا تحت اشغال اسرائیلی‌ها بود.

نکته دوم این که زمانی که دیپلمات‌ها بازداشت شدند، لبنان در گونه‌ای از جنگ داخلی نیز به سر می‌برد، یعنی اینکه در زمان این ربایش گروهی از لبنانی‌ها در مقابل اشغال ایستاده بودند و در مقابل، گروهی نیز با اشغالگران همکاری می‌کردند. در واقع آن گروهی که همکاری کردند همان گروهی بودند که پیش از اشغال و در اثنای اشغال و همچنین بعد از اشغال تا زمانی که توافقنامه «هائف» جنگ داخلی را به پایان رساند، این کشور را به سوی جنگ داخلی پیش می‌بردند. حزب کتائف لبنانی که قوات لبنانی نیرو و شاخه نظامی آن بود در آن زمان لبنان از نظر داخلی مسئولیت این ربوده شدن را داشتند، از دیگر رو از نظر حقوق بین‌الملل مسئولیت ربایش اتباع جمهوری اسلامی بر عهده دولت اسرائیل است و توجه به نکات یادشده در بازخوانی پرونده این ربایش بعد از 30سال می‌تواند حائز اهمیت باشد و در این رهگذر اگر نگاهی به گذشته کنیم، درمی‌یابیم که بخشی از مسئولیت این ربایش بر عهده نیرو‌های قوات لبنانی که از هم پاشیدند و برخی از آنها در زندان بودند، است و بخش دیگری نیز به عهده دولت اسرائیل است. البته دولت اسرائیل که یک رژیم اشغالگر و غیرپاسخگو در عرصه جهانی است و این کشور متاسفانه با حمایت برخی از کشور‌های غربی خصوصاً آمریکایی‌ها جنایت‌های فراوانی را در منطقه لبنان و فلسطین اشغالی انجام داده است که مسئولیت سنگین این جنایت‌ها علاوه بر رژیم صهیونیستی بر عهده حامیان این رژیم نیز است.

امروزه مطالبه اصلی خانواده افراد ربوده شده، آزادی اتباع یادشده ایرانی و اطلاع از وضعیت این افراد است اما این به معنای آن نیست که دولت و مجموعه یادشده لبنانی‌ها در آن زمان هیچ‌گونه مسئولیتی بر عهده‌شان نبوده و نیست و این نکته‌ای است که باید همیشه از دولت‌های لبنان مطالبه و به آن پرداخته شود، از دیگر رو مساله‌ای که از روز اول این ربایش با وجود اینکه دولت لبنان در شرایط عادی نبود، ایران همواره این مساله را پیگیری کرده و این پرونده مانند پرونده امام موسی صدر، جزو پرونده‌هایی بوده است که پرونده ملی محسوب می‌شود و همه نیرو‌های داخلی در نظام جمهوری اسلامی تاکنون با مسئولیت‌پذیری خاصی‌ پیگیر این پرونده بوده‌اند، اما با توجه به اینکه لبنان در آن زمان در اشغال نظامی بود، جزو ابهاماتی قرار گرفته که تاکنون زوایای تاریک آن و سرنوشت این اتباع جمهوری اسلامی مشخص نشده است و علی‌رغم ادعاهایی که چه در لبنان و چه در خارج نسبت به شهادت این عزیزان مطرح می‌شود، ادعاکنندگان دلایل کافی و اسناد مستدل برای شهادت آنها را ارائه نداده‌اند و کماکان جامعه بین‌المللی و رژیم اشغالگر اسرائیل و حامیان آن و همچنین دولت لبنان مسئولیت پیگیری جدی این پرونده را دارند.

 کمااینکه دولت ایران تا مشخص شدن این موضوع باید با تمام توان پیگیر آن باشد و سعی کند سرنوشت این عزیزان را مشخص کند. همچنین دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نباید هیچگاه از پیگیری این مساله خسته شود چرا که این امر مطالبه جدی خانواده‌های منتظر و داغدار این عزیزان و ملت ایران در این زمینه است.

دنياي اقتصاد
«بررسی وضعیت تورم در خرداد و تیر 1391» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است كه در آن مي‌خوانيد:
براساس آمار جديد نرخ تورم در خردادماه امسال 4/22 درصد بوده که نسبت به ماه گذشته 2/0 واحد درصد افزایش یافته است.

بانک مذکور سایر متغیرهای قیمتی خرداد را اعلام نکرده است و از آنجا که نمی‌توان از روی نرخ تورم میانگین، متغیرهای دیگر را به طور دقیق محاسبه نمود، بنابراین در اینجا دامنه‌ای از اعداد شاخص بهای کالاهای مصرفی(سال پایه 1383) را محاسبه می‌کنیم که در این دامنه، نرخ تورم میانگین، معادل 4/22 درصد می‌شود. جدول شماره 1 دامنه فوق را نشان می‌دهد.

همان طور که دیده می‌شود چنانچه شاخص در محدوده 9/328 تا 7/331 باشد نرخ تورم میانگین 4/22 درصد خواهد شد. در این صورت نرخ تورم ماهانه از 1/1 تا 2 درصد و نرخ تورم نقطه به نقطه هم از 3/24 تا 3/25 درصد خواهد بود.

البته در اینجا فرض می‌شود شاخص خردادماه 6/330 باشد (مطابق با گزارش دنیای‌اقتصاد مورخ 20/4/91) که در این صورت نرخ تورم ماهانه و نقطه‌ای این ماه به ترتیب برابر 7/1 و 9/24 درصد خواهد بود.

بر اساس آنچه گفته شد تورم ماهانه در خرداد ماه سال جاري در مقايسه با ارديبهشت‌‌ماه، 8/0 واحد درصد کاهش يافته است، ضمن آنکه تورم ماهانه خرداد، كمترين ميزان ثبت شده از دي‌ماه سال 90 تاکنون است. بنابراین به نظر می‌رسد بیشتر انرژی تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز تخلیه شده باشد یا به عبارت دیگر از ماه آینده، میزان تورم ماهانه به طور خالص و مستقیم ناشی از عملکرد یکساله بانک مرکزی خواهد بود، اما نکته‌ای که باید در اینجا به آن اشاره شود این است که شتاب نرخ تورم میانگین از ماه آینده بیشتر خواهد شد.

به عبارت دیگر حتی اگر شاخص بهای کالاها در تیر ماه، هیچ افزایشی نداشته باشد باز هم نرخ تورم میانگین 3/0 واحد درصد افزایش خواهد یافت که نسبت به ماه‌های گذشته بیشتر است. به همین دلیل بعد از اعلام نرخ تورم تیرماه (که قاعدتا یازدهم مردادماه اعلام می‌شود) برای قضاوت اینکه عملکرد بانک مرکزی در مهار تورم چگونه بوده، تنها باید به شاخص تورم ماهانه در تیر ماه توجه شود نه به تورم میانگین یا نقطه به نقطه.

اما برای پیش‌بینی متغیرهای قیمتی تیر ماه، دو گزینه حداقلی و میانی را مطرح کرده و بررسی می‌کنیم. این دو گزینه یا دو فرض در جداول 2 و 3 محاسبه شده است. بر اساس فرض اول چنانچه شاخص بهای کالاهای مصرفی بدون تغییر در تیر ماه تکرار شود در این صورت تورم میانگین و نقطه به نقطه به ترتیب 7/22 و 8/24 درصد خواهد بود. در فرض دوم رشد شاخص، برابر میانگین رشد در 10 ماه قبل از افزایش نرخ ارز خواهد بود که معادل 3/1 درصد است که در این صورت تورم میانگین و نقطه به نقطه به ترتیب 9/22 و 4/26 درصد خواهد بود. همان‌طور که مشاهده می‌شود رشد تورم میانگین در هر دو حالت بیشتر از ماه‌های قبل است.

جهان صنعت
«دلایل کسری منابع در هدفمندسازی یارانه‌ها» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم علی دینی‌ترکمانی است كه در آن مي‌خوانيد:
منابع حاصل از درآمدهای ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی به میزان حدود 10 هزار میلیاد تومان کمتر از هزینه‌های ناشی از پرداخت یارانه به خانوارها طی ماه‌های گذشته بعد از اجرای این سیاست بوده است، این کسری که طبعا دارای آثار انبساطی پولی است و می‌تواند موجب تورم شود، دلایل مختلفی دارد.

از یکسو، درآمدهای محاسبه شده پیش از اجرای این سیاست برمبنای میزان مصرف حامل‌های انرژی و یارانه پنهان محاسبه شده بود اما بعد از آزادسازی قیمت‌ها میزان مصرف تا حدی و در مورد سوخت اتومبیل تا میزان 30 درصد گزارش شده کاهش یافت که درآمدهای پیش‌بینی شده را تا حدی کاهش داده است.

 از سوی دیگر، هزینه‌های ناشی از یارانه نقدی به دو دلیل دچار خطا شده است؛ اول اینکه، یارانه نقدی محاسبه شده برمبنای درآمدهای اولیه پیش‌بینی شده برآورد شد بنابراین میزان آن در مقایسه با منابع درآمدی تا حدی بالا رفته است. دوم اینکه، پوشش تقریبا 90 درصدی جمعیت کشور موجب شده که تمامی منابع صرف پرداخت یارانه نقدی شود و منابعی برای طرف تولید باقی نماند.

در شرایط کنونی برای پرهیز از این کسری سه راهکار وجود دارد؛ 1- افزایش دوباره قیمت حامل‌های انرژی، 2- کاهش یارانه نقدی سرانه پرداختی برای مثال به حدود 30 هزار تومان و 3- کاهش دامنه پوشش جمعیتی دریافت‌کننده و هدفمندتر کردن آن. مورد اول به دلیل به تعلیق درآمدن فاز دوم این سیاست منتفی است، مورد دوم هر چند قابلیت اجرا دارد اما میزان نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد و مورد سوم هم که درگیر با مساله شناسایی خانوارها می‌شود با پیچیدگی بیشتر در عرصه اجرا مواجه است.

بنابراین در شرایط کنونی به نظر می‌رسد که گریزی از چنین کسری و تامین آن از طریق استقراض از بانک مرکزی وجود ندارد. سیاست هدفمندسازی یارانه‌ها نشان می‌دهد که موضوعات اقتصادی پیچیده‌تر از آن هستند که معمولا ما تصور می‌کنیم. در اسفند‌ماه 1388 در مناظره‌ای با رییس شورای رقابت عرض کردم که بحث شناسایی به همان اندازه که در طرف تقاضا و خانوارها سخت و همراه با خطاهای اندازه‌گیری قابل توجه است، در طرف عرضه و بنگاه‌های تولیدی هم همین‌طور است.

 اکنون موارد مربوط به شناسایی به علاوه عدم تحقق درآمدهای پیش‌بینی شده و کسری پیش آمده ضمن تایید پیچیدگی موضوع هشداری است بر ما که با حزم و احتیاط بیشتری در برآوردها عمل کنیم.


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟